What is a Chunk?

توضیح مختصر: The octopus of attention that slips it's tentacles through those four slots of working memory when necessary to help you make connections to information that you might have in various parts of your brain. Your neurons fire and wire together in a shimmering mental loop cementing the relationship in your mind between the sound mama and your mother's smiling face. As it turns out one of the first steps towards gaining expertise in academic topics is to create conceptual chunks, mental leaps that unite scattered bits of information through meaning.

زمان مطالعه: 8 دقیقه

سطح: خیلی سخت

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

‌‌در اين ويدئو، مي خواهيم به اين سوال پاسخ دهیم که چانک چیست؟ وقتی اولین بار به مفهومی کاملا نو بر‌ می‌خوریم مثل تکه‌های بهم ریخته این پازل معنای چندانی برایمان ندارد. چانکینگ یک جهش فکری‌ست که کمک می‌کند تکه‌های اطلاعات از طریق معنا در کنار هم قرار بگیرند. به خاطر این کلیت منطقی جدید، چانک‌ها را به راحتی می‌توان به یاد سپرد و همچنین تناسب «چانک‌ها» با آنچه می‌خواهید یاد بگیرید آسان‌تر است. حفظ کردن یک اصل بدون فهمیدن آن یا محتوا ی مطلب، به فهم درست مطلب یا ربط آن با سایرمطالبی که دارید یاد می گیرید کمک نمی‌کند. توجه کنید که قطعات پازل، گوشه‌ای که بتوان با کمک آن آن را به قطعات دیگر جفت کرد، ندارد. قبلا در مورد حافظه‌ی کاری صحبت کردیم و اینکه چطور آن چهار قسمت حافظه‌ی کاری در قسمتی از مغز که دقیقا پشت پیشانی است و و قشر پیش‌پیشانی نامیده می‌شود حضور دارند. وقتي توجهتان را روي مسئله‌ای متمركز می‌كنيد انگار كه يك هشت‌پا داريد. هشت‌پای تمركز، كه شاخك‌های خود را در صورت نياز، از میان چهار شكاف حافظه کاری رد می‌کند تا کمک کند ارتباطات لازم برای اطلاعاتی که در بخش‌‌های مختلف مغزتان دارید برقرار شود. فراموش نکنید که اين با ارتباطات تصادفی حالت پراکنده فرق می‌کند. تمرکز توجه براي برقراری ارتباط بین بخش‌هایی از مغز که افکار را بهم پیوند می‌دهند، قسمت مهمی از حالت يادگيری متمركز است. و اغلب همین امر در شروع تشکیل يك «قسمت» به شما كمك مي‌كند. جالب آنکه وقتی دچار اضطراب می‌شوید هشت‌پای تمركز شروع می‌کند به از دست دادن توان خود در برقراری برخی از آن ارتباطات. به همين دليل است كه به نظر می‌رسد مغزتان زمانی كه عصبانی، مضطرب و يا هراسان هستيد، به درستی كار نمی‌كند. از نگاه علم عصب شناسی، «چانک‌ها» بخش‌هایی از اطلاعات هستند كه از طريق معنی يا كاربرد به يكديگر متصل شده‌اند. می‌توانید حروف «پ»، «و » و «پ» را انتخاب و در هم ادغام کرده و کلمهٔ پوپ که «چانکی» ست که راحت در خاطر می‌ماند را بسازید. [صدا] مثل اینکه بخواهيد يك فايل حجیم كامپيوتری را به يك فايل زيپ تبديل كنيد. تحت لوای همان یک «قسمت» پوپ، تعداد زیادی نورون است كه ياد گرفته‌اند مانند ارکستر سمفمونی با یکدیگر همنوا شوند. همان فعاليت پيچيده نورونی كه «قسمت‌های» ساده و انتزاعی افكار را بهم پيوند می‌زند. اينكه آیا اين افكار به كلمات اختصاری، ايده‌ها و يا مفاهيم مربوط می‌شود اساس اصلی علوم، ادبيات و هنر است. فرض کنیم مي‌خواهيد یاد بگیرید اسپانيایی صحبت كنيد. اگر كودكی باشيد كه در محيط خانوادگی اسپانيايی زندگی می‌کند، يادگيری آن مثل آب خوردن خواهد بود. مادرتان می‌گويد، ماما. و شما هم جواب می‌دهید، ماما. نورون‌ها فعال می‌شوند تا در یک حلقه ذهنی، پیوند محکمی میان آوای «ماما» و چهره خندان مادر در ذهن ایجاد کنند. اين حلقه الکتریکی عصبی رّد یا نشانی در حافظه می‌گذارد که قطعا با تعداد بیشماری از سایر رّد پاهای همخوان ارتباط دارد. بهترين دوره‌های يادگيری زبان، مانند دوره‌ی موسسه آموزش زبان ارتش، جايی كه من زبان روسی را آموختم، از روش تمرین و تکرار منظم به با تکیه بر روش آموزش «متمرکز» به همراه مکالمه آزاد با روس‌زبانان و استفاده از روش یادگیری«پراکنده» استفاده می‌کنند. هدف جا انداختن کلمات و الگو‌های اولیه در ذهن است تا شما تا آنجا که می‌شود آزادانه و خلاقانه به زبان جدید درست مانند زبان مادری خود صحبت كنيد. چنانکه مشخص شده است، گام های اوليه برای كسب تخصص در حوزه های علمی ايجاد «قسمت‌های» مفهومي، جهش‌های فكری است تا اجزای پراكنده اطلاعات را از لحاظ معنا بهم پیوند دهد. مقوله «چانک‌های» نورونی در مورد ورزش، موسيقی و رقص و كلاً هرآنچه كه انسان‌ها می‌توانند در آن تبحر پیدا کنند، به كار می‌آید. اساساً، یک«چانک» شبکه‌ای از نورون‌هاست که برای برانگیختن به‌کار گرفته می‌شوند تا شما بتوانید فکر کنید یاکاری را به راحتی و به درستی انجام دهید. تمرین و تکرار متمرکز، ایجاد نشانه‌های پرقدرت حافظه ، به شما کمک می‌کند تا «چانک‌ها» را بسازید. مسیر دستیابی به تخصص، کم کم ساخته شده و «چانک‌های» کوچک، بزرگ‌تر می‌شوند و تمام این تخصص برای پشتیبانی از تفاسیر خلاقانه وقتی شما به تدریج بر مطالب تسلط می یابید، به کار می‌رود. به بیان دیگر، همانطور که در آینده نیز خواهید دید، تمرین و تکرار در ساخت «قسمت‌ها» به تنهایی کافی نیستند تا شما در مطلبی که می‌آموزید یک استاد تمام عیار شوید. «چانکینگ» به مغز کمک می کند تا بهینه تر عمل کند. وقتی یک ایده، موضوع یا عملی را به «چانک‌های» کوچک تر تقسیم می‌کنید دیگر نیازی به به‌یاد سپردن همه جزئیات ندارید. شما مفهوم اصلی، «چانک» را آموخته‌اید و همین کافی است. این شبیه آماده‌شدن صبحگاهی است. شما فقط به یک موضوع ساده فکر میکنید مثلا اینکه: من لباسم را می‌پوشم. اما شگفت‌انگیز است که بدانید فعالیت‌های پیچیده‌ای که رخ می‌دهند به یک «چانک» ساده مربوط می‌شوند. در ویدئوی بعدی درباره چگونگی ساختن «چانک‌ها» صحبت می‌کنیم. من باربارا اوکلی هستم. سپاس برای یادگیری چگونه بیاموزیم. [بی‌صدا]

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.