Hard Start - Jump to Easy

توضیح مختصر: While you're waiting for a steak to fry, you can swiftly slice the tomato garnish and turn to season the soup and then stir the sizzling onions. It's also a valuable technique for helping you avoid Einstellung, getting stuck on the wrong approach - because you have a chance to look at the problem from differing perspectives. When they give up, their attention switched, allowing the diffuse mode the tiny bit of traction it needed to go to work and return the solution.

زمان مطالعه: 8 دقیقه

سطح:

فایل ویدئویی:

ویدئوی آموزشی درس « Hard Start - Jump to Easy »

ترجمه فارسی داستان:

حال با دیدی در مورد کار کرد مغز پیدا کردید، می توانیم چند کلک نهایی در اختیارتان بگذاریم تا در آزمونها بهتر عمل کنید. روش معمول در تست زدن که به شاگردان آموزش داده می شود آنست که با سؤال های آسانتر شروع کنند. این روش بر این ایده استوار است که وقتی به پایان سؤالهای نسبتا آسان رسیدید، جرأت جواب دادن به سؤالهای سخت بالا می رود. این روش برای بعضی ها خوب است، بیشتر به این خاطرکه هر چیزی برای عده ای جواب می دهد. اما بدبختانه این روش برای بیشتر افراد بر عکس عمل می کند. . مسائل سخت زمان بیشتری می طلبند، یعنی لازم است که در شروع آزمون به آنها بپردازید. مسائل سخت همچنین نیاز مبرم به قدرت خلاق وضعیت پراکنده دارند. اما برای دسترسی به وضعیت پراکنده نباید روی چیزی که حتما می خواهید حل شود، تمرکز کنید. چه باید کرد؟ اول مسائل سخت یا آسان؟ پاسخ اینست که با مسائل سخت شروع کنید اما زود بپرید روی آسانترها. منظورم اینست که وقتی که برگۀ آزمون را توزیع کردند اول در یک نگاه سریع ببینید شامل چه چیزهایی است. کاری که به هر حال باید بکنید. بعد که شروع به حل مسائل می کنید ، با آنهایی که مشکل تر به نظر می رسند شروع کنید. اما تصمیم اکید بگیرید که اگر در یکی دو دقیقۀ اول گیر کردید یا احساس کردید که شاید کار درست پیش نمی رود، دست بکشید. این کار، عملی فوق العاده مفید است. با سؤالهای سخت شروع کردن ذهن را اول درگیر سخت ترین مسئله می کند آنگاه توجهش را سمت دیگری سوق می دهد. هر دو این فعالیت ها باعث می شوند تا وضعیت پراکنده وارد عمل شود. اگر شروع کار با اولین مسئله مشکل باعث نگرانی شد ، بروید سراغ یک مسئله آسان. و آن را تکمیل کنید یا تا هر جایی که می توانید پیش بروید. بعد بروید سراغ مسئله مشکل بعدی. و سعی کنید کمی پیش بروید. اگر دیدید گرفتار شده اید یا گیر کرده اید بلافاصله باز برگردید سراغ چیزهای ساده تر. وقتی به مسائل مشکل تر برمی گردید غالبا می بینید که چقدر گام های بعدی و بعد تر، بدیهی تر به نظر می آیند. ممکن است نتوانید یک جا تا آخر بروید، اما حداقل کمی جلوتر می روید تا دوباره سراغ آسانتر ها رفته و کمی جلو بیافتید. با این روشِ تست زدن، به نوعی شبیه سر آشپز های کارآمد شده اید. مادامیکه که منتظر سرخ شدن استیک هستید تند و تند گوجه فرنگی را برای تزئین می برید و ادویۀ سوپ را اضافه می کنید و پیاز سرخ شده را هم می زنید. روشِ شروع با مشکل ها و پرش به آسانترها ممکن است بهره وری مغز را بالا ببردی و به قسمتهای مختلف مغز اجازه دهد که هم زمان روی مسا ئل پیچیده کار کنند. بکار گیری روشِ شروع با سخت و پرش به آسان در آزمونها ضمانت می کند که حداقل روی هر سوال کاری انجام شود روش باارزشی است برای جلوگیری از تفکر مکانیکی ، چسبیدن به راه غلط چون امکان این را پیدا می کنید تا به مسئله از منظر های متفاوت نگاه کنید. اگر استادتان بخشی از نمره را به شما بدهد تمام اینها فوق العاده مهم خواهند بود. تنها ترفند این روش در این است که باید انضباط فردی داشته و وقتی دید بیش از یکی دو دقیقه گیر کرده اید از حل مسئله دست بکشید. برای اکثر دانشجویان کار راحتی است اما برای برخی دیگر نظم و اراده می خواهد. شاید دلیل اینکه بعضی وقتها دانشجو هنگام ترک سالن، ناگهان راه حل به نظرش می آید ، همین باشد. وقتی دانشجو تسلیم می شود، و به چیز دیگری توجه می کند، به وضعیت پراکنده نیروی کشش لازم را میدهد تا وارد عمل شده و پاسخ را بیابد. البته شاید کار از کار گذشته باشد. گاهی اوقات افراد می ترسند که شروع کردن یک مسئله و بعد ول کردن آن ممکن است در امتحان موجب سردرگمی شود. این برای بسیاری از افراد مسئله ساز نیست. هر چه باشد، سرآشپز ها یاد می گیرند تمام جوانب یک غذا را جفت و جورکنند. اما اگر همچنان نگران کار آمدی این استراتژی هستید اول آنرا در حل تکالیف منزل امتحان کنید. همچنین یادتان نرود که اگر برای آزمون خوب آماده نباشید، دیگر هیچ چیز فایده ای ندارد. به همان نکات آسان بسنده کنید. من Barbara Oakley هستم. با سپاس از فراگیری، فراگرفتن. [سکوت]

متن انگلیسی داستان:

Now that you’ve gotten some insight into how your brain works, we can give you some final useful tricks that can empower your test taking. The classic way students are taught to approach tests is to tackle the easiest problems first. This is based on the idea that by the time you finish the relatively simple problems, you’ll be confident in handling the more difficult. This approach works for some people, mostly because, well, anything works for some people. Unfortunately, however, for many people it’s counterproductive. Tough problems often need lots of time, meaning you’d want to start on them first thing on the test. Difficult problems can also scream for the creative powers of the diffuse mode. But to access the diffuse mode, you need to not be focusing on what you so badly want to solve. What to do? Easy problems first, or hard? The answer is to start with the hard problems but quickly jump to the easy ones. Here’s what I mean. When the test is first handed out to you, first take a quick look to get a sense of what it involves. You should do this in any case. Then, when you start working the problems, start first with what appears to be the hardest problem. But steel yourself to pull away within the first minute or two, if you get stuck or you get a sense that you might not be on the right track. This does something exceptionally helpful. Starting hard loads the first most difficult problem in mind and then switches attention away from it. Both these activities are what allow the diffuse mode to begin its work. If your initial work on the first hard problem has unsettled you, turn next to an easy problem. And complete or do as much as you can. Then move, next, to another difficult looking problem and try to make a bit of progress. Again, change to something easier as soon as you feel yourself getting bogged down or stuck. When you return to the more difficult problems, you’ll often be pleased that the next step or steps in the problem will seem to be more obvious to you. You may not be able to get all the way to the end immediately, but at least you can get further before you switch to something else of which you can make progress. In some sense, with this approach to test taking, you’re being a little like an efficient chef. While you’re waiting for a steak to fry, you can swiftly slice the tomato garnish and turn to season the soup and then stir the sizzling onions. The hard start jump to easy technique may make more efficient use of your brain by allowing different parts of the brain to work simultaneously on different thoughts. Using the hard start jump to easy technique on tests guarantees that you will have at least a little work done on every problem. It’s also a valuable technique for helping you avoid Einstellung, getting stuck on the wrong approach - because you have a chance to look at the problem from differing perspectives. All of this is particularly important if your instructor gives you partial credit. The only trick with this approach is that you must have the self discipline to pull yourself off a problem once you find yourself stuck for a minute or two. For most students it’s easy, for others it takes discipline and willpower. This may be why test takers sometimes find that the solution pops to mind right as they walk out the door. When they give up, their attention switched, allowing the diffuse mode the tiny bit of traction it needed to go to work and return the solution. Too late of course. Sometimes, people are concerned that starting a problem and then pulling away from it might cause confusion on an examination. This doesn’t seem to be a problem for most people. After all, chefs learn to bring various facets of a dinner together. But if you still have worries about whether this strategy might work for you, try it first on homework problems. Also keep in mind that if you haven’t prepared well for a test, then all bets are off. Just take what simple points you can. I’m Barbara Oakley. Thanks for learning how to learn. [BLANK_AUDIO]