10بخش

: انگاشته 2020 / بخش 10

10بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی بخش

من تحویل رو دیدم

مجبورم کردی الکی بهش شلیک کنم

ضربانِ قلبم رو به بالای 130 رسوندی تا حالا هیچکس این کارو نکرده

حتی زنم

کلی تمیزکاری انداختی گردنِ آیوز و تیمش

انتقالِ گرما معکوس شده بود

احتمالاً اولین کسی تو تاریخ باشی که در اثرِ انفجار بنزین دچار سرمازدگی میشه

در این لحظه، هیچی متعجبم نمی‌کنه

داریم برمی‌گردیم اسلو؟

تو یه کانتینرِ ترابری روتاس

اون مواد رو در اختیار داره، نیل

من دو دستی تقدیمش کردم

بهت هشدار دادم

اتفاقی که افتاده رو نمیشه تغییر داد

الان متوجه میشم

ولی اعتماد کردن به حرف‌های کسایی که حقایق رو نصفه نیمه میگن سختـه

این منصفانه نیست

،تو قبل از این‌که همدیگه رو ببینم تو این مأموریت نقش داشتی

واسه پیریا کار می‌کردی؟

نه

کی استخدامت کرده، نیل؟

در حال حاضر دونستنش هیچ کمکی بهت نمی‌کنه

وقتی این قضیه تموم شه، اگه هنوز سر پا باشیم ،و هنوز واست مهم باشه، اون موقع می‌تونی قصه‌ی زندگیم رو بشنوی، خب؟

ببخشید که تو رو درگیر کردم

باید بهم بگی جریان چیه

ظاهراً اینجا نیل بیشتر از من می‌دونه

موفق باشی، رفیق

،از نظر پیریا، با گفتنِ هر چیزی به کت در معرضِ خطر قرارش میدیم

از نظرِ پیریا اون الان هم در معرض خطره

اون حق داره بدونه چرا ممکنه بمیره

من قراره بمیرم؟

نه اگه بتونیم جلوش رو بگیریم

و می‌تونیم

تو کی هستی؟

بیا با مسائلِ ساده شروع کنیم هر قانونِ فیزیک

ماده توی جعبه نیست

قطعه‌های دیگه‌ی الگوریتم رو ببرید به کانون

زخمی شدی؟

الگوریتم چیه، نیل؟

‏241 یه قطعه از الگوریتمـه یکی از 9 قطعه

فرمولیـه که به شکلِ مادی در اومده تا غیرقابل کپی یا مخابره باشه

جعبه‌ی سیاهی با یه کاربرده

که چیه؟

،معکوس کردن اما نه اشیاء و آدم‌ها

معکوس کردنِ دنیای اطراف‌مون

متوجه نمیشم

وقتی اونا آنتروپیِ اشیای بیشتر ،و بیشتری رو معکوس می‌کنن دو جهتِ زمان بیشتر در هم تنیده میشن

اما چون محیط در اصل فقط در یک جهت جریان داره

ما چیره می‌شیم

اونا همیشه خلافِ جهت آب شنا می‌کنن

این چیزیه که جونت رو نجات داد

انفجارِ معکوس داشت خلافِ جهت محیط حرکت می‌کرد

مثلِ شل کردن تو باد

و الگوریتم می‌تونه جهتِ اون باد رو تغییر بده

می‌تونه آنتروپیِ دنیا رو معکوس کنه

و اگه این اتفاق بیفته؟

اوه

پایانِ نمایش

پایانِ نمایش

میشه یکم دقیق‌تر بگی؟

هر چیز و هر کسی که تا الان زنده بودن در یک آن نابود میشن

به اندازه‌ی کافی دقیق بود؟

از جمله پسرم

هر چقدر بیشتر بخوابی سریع‌تر بهبود پیدا می‌کنی

رو یه کامیونیم

دیگه نباید زیاد طول بکشه

داشتم فکر می‌کردم

ما اجداد اونا هستیم

اگه ما رو نابود کنن این کار خودشون رو نابود نمی‌کنه؟

این ما رو می‌رسونه به پارادوکسِ پدربزرگ

چی؟

اگه تو زمانِ به عقب سفر کنی، و پدربزرگِ خودت رو بکشی، چطور می‌تونی به دنیا اومده باشی که اون کارو بکنی؟

جوابش چیه؟

جوابی نداره یه پارادوکسه

ولی تو آینده، صاحبانِ قدرت به وضوح باور دارن که می‌تونی ،بابابزرگ رو از پله‌ها بندازی پایین ،چشم‌هاش رو در بیاری ،گلوش رو ببری، بدونِ هیچ عواقبی

ممکنه حق با اونا باشه؟

مهم نیست

اونا باورش دارن

در نتیجه راضین ما رو نابود کنن

حالا می‌تونم دوباره بخوابم؟

نه یه چیز دیگه به فکرم رسید

عالیه

این معکوس کردنِ جریان زمان

اینجا بودنِ ما در این لحظه به این معنا نیست که هرگز اتفاق نیفتاده؟

که ما جلوشون رو گرفتیم؟

در کمال خوش‌بینی میگم حرفت درسته

در کمال بدبینی چی؟

تو نظریه‌ی جهان‌های موازی نمیشه به رابطه‌ی بین خودآگاهی و واقعیت‌های متعدد پی برد

سرت درد گرفت یا نه؟

آره

سعی کن بخوابی

لعنتی

ما رو نبردن داخل

چیکار کنیم؟

از روزنه استفاده می‌کنیم

شلوغیِ بعد از برخورد آماده شو

به اندازه‌ی کافی بهبود پیدا کرده؟

نمی‌دونم

تا حالا این کارو نکردم

گروه آتش نشانی اونجاست

تو کت رو از روزنه رد کن، من ترتیبِ افراد سیتور رو میدم و خزانه رو ایمن می‌کنم

بعدش بیارش داخل

دستت چطوره؟

خوب نیست

به محض شنیدنِ صدای موتورها حرکت می‌کنیم

صبر کن، صبر کن.

چیه؟

خونریزی داری

خیلی خب، بذار یه نگاهی بهش بندازم

حاضری؟

اینجا منتظر بمون میرم داخل

یالا

برو، برو، برو

برو

متن انگلیسی بخش

I saw the handoff.

You made me shoot her for nothing.

You did get my pulse above 130, no one’s done that before.

Not even my wife.

You left ives and his team a hell of a cleanup.

Heat transfer was reversed.

You might be the first case of hypothermia from a gasoline explosion in history.

At this point, nothing surprises.

We’re headed back to Oslo?

In a rotas shipping container.

He’s got the material, Nell.

I handed it to him on a plate.

I warned you

What’s happened’s happened.

I get it now.

But it’s hard to take things on trust from people speaking half-truths.

That’s not fair.

You were a part of this before we met.

Were you working for priya?

No.

Who recruited you, Neil?

It can’t possibly do you any good to know that right now.

When this is over, if we’re still standing, and you still care, then you can hear my life story, okay?

I’m sorry I involved you.

You need to tell me what’s going on.

Apparently Neil here knows more about it than I do.

Good luck, pal.

By telling Kat anything, we’re compromising her in priya’s eyes.

In priya’s eyes, she’s already compromised.

She has the right to know why she might die.

Am I gonna die?

Not if we have something to say about it.

And we do.

Who are you?

Let’s start with the simple stuff, Every law of physics

The material’s not in the case.

Get the other sections of the algorithm to the hypocenter.

You injured?

What’s the algorithm, Neil?

2411s one section of it, One out of nine.

It’s a formula rendered into physical form so it can’t be copied or communicated.

It’s a black box with one function.

Which is?

Inversion, But not objects or peoples.

The world around us.

I don’t understand.

As they invert the entropy of more and more objects, the two directions of time are becoming more intertwined.

But because the environment essentially flows in our direction

We dominate.

They’re always swimming upstream.

It’s what saved your life.

Inverted explosion was pushing against the environment.

Pissing in the wind.

And the algorithm can change the direction of that wind.

It can invert the entropy of the world.

And if that happens?

Oh

End of play.

“End of play ”

can you be a little more precise?

Everyone and everything that’s ever lived, destroyed, Instantly.

Precise enough?

Including my son.

The more you sleep, the faster you’ll heal.

On a truck.

Shouldn’t be long now.

I’ve been thinking.

We’re their ancestors.

If they destroy us, won’t that destroy them?

This brings us to the grandfather paradox.

The what?

If you went back in time and killed your own grandfather, how could you have been born to commit the act?

What’s the answer?

There’s no answer, It’s a paradox.

But in the future, those in power clearly believe that you can kick grandpa down the stairs, gouge his eyes out, slit his throat, without consequence.

Could they be right?

Doesn’t matter.

They believe it.

So they’re willing to destroy us.

Can I go back to sleep now?

No, I thought of something else.

Great.

This reversing the flow of time.

Doesn’t us being here now mean it never happens?

That we stop them?

Optimistically, I’d say that’s right.

Pessimistically?

In a parallel worlds theory, we can’t know the relationship between consciousness and multiple realities.

Does your head hurt yet?

Yes.

Try to sleep.

Shit.

They didn’t take us inside.

What do we do?

We use the breach.

The chaos right after impact, Get ready.

She healed enough?

I don’t know.

I’ve never done this before.

The fire crew’s there.

You take Kat through the breach, I take care of sator’s men and secure the vault.

Then you bring her in.

How’s your arm?

Not good.

We move as soon as we hear the engines.

Hold on, hold on,

What?

You’re bleeding.

All right, let me take a look at it.

Ready?

Wait here, I’m going in.

Come on!

Go, go, go!

Go!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.