بخش 02

: کتاب جنگل / بخش 2

کتاب جنگل

8 بخش

بخش 02

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی بخش

همه اومدن به سنگ صلح، برای همین بوهای زیادی به مشام میرسه.

دست خودم نیست ولی امروز متوجهِ بوی عجیبی شدم.

بوی چیه؟

همین رایحه‌ای که دنبالش کردم.

تقریباً.

تقریباً فکر کردم که بوی یه جور توله‌انسانه.

موگلی متعلق به گله‌ی منه، شرکان.

موگلی؟

براش اسم هم گذاشتن

از کی تاحالا قبول می‌کنیم انسان‌ها توی جنگل زندگی کنن؟

اون یه توله‌ی ساده‌ست.

صورتم یادت نمیاره که یه انسان بالغ قادر به چه کارهاییه؟

چند سال که شکارگاهت رو تغییر بدی، همه نحوه‌ی اجرای قانون رو یادشون میره.

خب، بزارین یادتون بندازم.

یه توله‌ی انسان به یه انسان بالغ تبدیل میشه.

انسان هم ممنوعه

تو از قانون چی سرت میشه؟

راکشا.

برای لذت شکار می‌کنی، برای قدرت می‌کشی.

تو هیچوقت از قانون هیچی سرت نمیشد.

توله مال خومه.

مال من متعلق به من میشه.

پس برو همون جایی که ازش اومدی، حیوون سوخته

ببر خودش می‌دونه کی این بخش از جنگل رو فرمانروایی می‌کنه.

مطمئنم که اون نمی‌خواد بیاد اینجا و کسی رو تهدید کنه.

مخصوصاً در حینِ آتش بس آب.

می‌دونین که من عمیقاً به این قوانینی که ما رو در امان نگه میدارن احترام میزارم.

پس بهتون قول میدم.

هیچ‌چیزی تا ابد دووم نمیاره.

باران دوباره می‌باره و رودخونه بالا میاد.

وقتی هم که این سنگ بره زیرآب.

آتش‌بس پایان می‌پذیره.

می‌خواید ازش محافظت کنین؟

عیبی نداره.

ولی از خودتون بپرسید: یه توله‌انسان، به جون چند نفرتون می‌ارزه؟

جان چه تعداد؟

چه کسی می‌توانست به این سوال پاسخ دهد؟

خشک بمون، خشک بمون، خشک بمون.

این خارها هم که همه جا گیر می‌کنن

وقتی باران بازگشت.

سوالی وجود داشت که شورا باید پاسخ میداد.

آنها هم‌اندیشی و بحث کردند.

برای چند روز.

به نظرت دارن درمورد چی حرف میزنن؟

قبل از اونموقع هیچکس رابطه‌ی بین اعضای گله را به هم نزده بود.

اما تهدید شرکان غیرقابل چشم پوشی بود.

موگلی، نباید بری اون بالا

خواهش می‌کنم

من از اینجا میرم.

نمی‌خوام ببینم کسی صدمه می‌بینه.

موگلی، برگرد توی غار

توله‌انسان‌ها به انسان‌ها تعلق داره.

ما اون رو مثل توله‌ی خودمون بزرگ کردیم.

در هر صورت شرکان پسره رو می‌خواد.

آکیلا.

شاید من بتونم کمک کنم.

حق با پسره‌ست.

شاید وقتشه که یه خانواده‌ی دیگه پیدا کنه.

نه.

من کسی بودم که اونو پیش‌تون آوردم.

و حالا هم به جایی که بهش تعلق داره برمی‌گردونمش.

نمیذارم ببریش.

اون توله‌ی منه

ما می‌دونستیم که این روز فرا می‌رسه

ما تنها خانواده‌ای هستیم که اون تاحالا می‌شناخته.

راکشا، اونجا تنها جاییه که توش امنیت داره.

اشکالی نداره مامان.

جای زیاد دوری نمیرم.

واسه دیدن‌تون برمی‌گردم.

هیچوقت اینو فراموش نکن.

تو مال منی.

و مال من متعلق به خودمه.

مهم نیست کجا بری یا چی صدات کنن.

همیشه پسرم میمونی.

لاکپشت‌ها ازم خوششون میاد.

شاید کروکدیل‌ها خوب باشن.

کرگدن‌ها چی؟

همیشه میذارن که دورشون پرسه بزنم.

البته، کرگدن‌ها ایستاده می‌خوابن.

اصلاً فکر نکنم بتونم همچین کاری بکنم.

پس یا لاکپشت‌ها یا کروکدیل‌ها.

به نظرت کدومش بهتره؟

هیچکدوم.

منظورت چیه؟

من تو رو به روستای انسان‌ها می‌برم.

چی؟

باگیرا، من انسان‌ها رو نمی‌شناسم.

حالا می‌شناسی.

همیشه می‌گفتی که نباید به روستای انسان‌ها نزدیک بشیم.

اونموقع فرق می‌کرد.

چه فرقی داره؟

تو همیشه از روستای انسان‌ها دور می‌مونی.

چون شاید توی یه تله بیوفتی یا خورده بشی یا به خاطر سنگ‌هایی که میندازن صدمه ببینی.

خودم می‌دونم چی گفتم.

فیل‌ها

سر تعظیم فرود بیار.

چرا؟

بهشون احترام بزار.

فیل‌ها این جنگل رو درست کردن.

در هر جا که اونا با عاج‌شون شیار ساختن، رودخونه جاری شده.

هر جا که با خرطوم‌شون فوت کردن، برگ‌ها سقوط کردن.

اونا همه‌ی دارایی های جنگل رو خلق کردن.

کوه‌ها.

درخت‌ها.

پرنده‌های روی درخت.

ولی اونا تو رو خلق نکردن.

برای همین باید بری.

اگه پیش نیلی‌گاوها زندگی کنم چی؟

نه.

یا خدنگ؟

بحثی نباشه.

ولی اینجا خونه‌ی منه.

حتی نمی‌دونم انسان‌ها چه شکلی هستن.

بعداً می‌فهمی.

ولی می‌خوام توی جنگل بمونم.

چرا باید برم اونجا؟

چون دیگه جنگل برات امن نیست.

اون ببر شکارت می‌کنه.

فقط انسان‌ها می‌تونن ازت محافظت کنن.

منصفانه نیست.

تو برام حق انتخابی نمیذاری.

خیلی چیزا هم هست که بهم نمیگی.

خیال نکن متوجه نشدم.

میگی که منو میبری جایی که ازش اومدم.

ولی تو منو توی جنگل پیدا کردی.

منو برمی‌گردونی به خود جنگل؟

نه.

اگه منو توی جنگل پیدا کردی، پس چرا داری منو میبری به روستای انسان‌ها؟

و چرا ببر اینقدر ازم متنفره؟

اصلاً منو می‌شناسه؟

البته معلومه که منو می‌شناسه

بخواب

چیه؟

حالا باید واسه بوفالوها هم تعظیم کنیم؟

گوش کن چی میگم.

این بازی نیست.

باید به طرف اون دره فرار کنی.

منظورت چیه؟

به طرف شمال برو، جایی که آسمون موقع‌ِشب می‌درخشه.

توی راه پیدات می‌کنم.

باگیرا، حتی یه قدم هم.

متن انگلیسی بخش

Everyone comes to peace rock, so many smells to catch up on.

I can’t help but notice there’s this strange odor today.

What is it?

This scent that I’m on.

I almost.

almost think it was some kind of man cub.

Mowgli belongs to my pack, Shere Khan.

Mowgli?

they’ve given it a name.

When was it we came to adopt man into the jungle?

He’s just a cub.

Does my face not remind you of what a grown man can do?

Shift your hunting ground for a few years and everyone forgets how the law works.

Well, let me remind you.

A man cub becomes man.

And man is forbidden

What do you know about law?

Raksha.

Hunting for pleasure, killing for power.

You’ve never known law.

The cub is mine.

Mine to me.

So go back to where you came from, you burned beast

The tiger knows who rules this part of the jungle.

I’m sure he doesn’t mean to come here and make threats.

Especially during a water truce.

Know I’m deeply respectful of these laws that keep us safe.

So here’s my promise.

Nothing lasts forever.

The rains will return and the river will rise.

And when this rock disappears.

That truce will end.

You want to protect him?

Fine.

But ask yourselves: How many lives is a man cub worth?

How many lives?

Who could answer that question?

Keep it dry, keep it dry, keep it dry.

These quills get stuck on everything

When the rains returned.

there was a question the council had to face.

They deliberated and they argued.

For many days.

What do you think they’re talking about?

No one had ever come between the pack before.

But Shere Khan’s threat was not to be ignored.

Mowgli, you’re not supposed to go up there

Please

I am leaving.

I don’t wanna see anyone get hurt.

Mowgli, go back to the den

A man cub belongs with man.

We raised him as one of our own.

He’ll have the boy either way.

Akela.

Maybe I can be of help.

The boy’s right.

Maybe it’s time he found another people.

No.

I am the one who brought him to you.

And now I’ll return him to where he belongs.

I won’t let you.

He’s my cub

We knew this day would come.

We are the only family he’s ever known.

Raksha, it’s the only place he’ll be safe.

It’s okay, ammi.

I won’t go far.

I’ll come back and visit.

Never forget this.

You’re mine.

Mine to me.

No matter where you go or what they may call you.

You will always be my son.

The turtles like me.

Maybe the crocodiles.

What about the rhinos?

They always let me hang around.

Of course, the rhinos sleep standing up.

I don’t think I’d be very good at that.

It’s either the turtles or the crocodiles.

Which one do you think is better?

Neither.

What do you mean?

I’m bringing you to the man village.

What?

Bagheera, I don’t know man.

You will.

You always said we’re not supposed to go near a man village.

That was different.

Why is it different?

You always said stay away from the man village.

Because you might fall in a trap or get eaten or get hurt by flying rocks.

I know what I said.

Elephants.

Bow your head.

Why?

Show them respect.

The elephants created this jungle.

Where they’ve made furrows with their tusks, the rivers ran.

Where they blew with their trunks, the leaves fell.

They made all that belongs.

The mountains.

The trees.

The birds in the tree.

But they didn’t make you.

That is why you must go.

What if I live with the nilgai?

No.

Or the mongoose?

This is not a discussion.

But this is my home.

I don’t even know what man’s like.

You’ll learn.

But I wanna stay in the jungle.

Why do I have to go there?

Because the jungle is no longer safe for you.

You’re being hunted by a tiger.

Only man can protect you now.

This isn’t fair.

You’re not giving me a choice.

There’s a lot of stuff you’re not telling me too.

Don’t think I didn’t notice.

You say you’re taking me where I came from.

But you found me in the jungle.

Are you bringing me back to the jungle?

No.

Why are you bringing me to the man village if you found me in the jungle?

And why does that tiger hate me so much?

Does he know me?

Sure seems like he knows me.

Down.

What?

Now we have to bow to the buffalo too?

Listen to me.

This is not a game.

You’re gonna run to that ravine.

What are you talking about?

Go to the North where the sky glows at night.

I’ll find you on that path.

Bagheera, I’m not taking one more step

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.