5بخش

: ویلابی ها / بخش 5

ویلابی ها

6 بخش

5بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی بخش

معذرت خواهیت رو قبول میکنم.

چی؟

آره! ♪ تیم معذرت خواهی میکنه ♪

♪ چون بخاطر همه چیزهایی که میگم اشتباه کرده.♪

بخش کودکان.

در رو باز کنید.

باید بریم.

میتونم کمکتون کنم؟

ما دنبال یه بچه گمشده هستیم.

پیدا شدن آقا.

خدافظ!

تا وقتیکه فکر کنن شما یتیم هستید، دست از کاراشون برنمیدارن.

فقط یه چاره داریم.

خوشتون نمیاد اما اگه مامان بابامون برگردن چی؟

چی؟

مامان بابا؟

پرستار، لطفا فرمون رو ول نکن.

ببخشید. ببخشید. اما شما مامان بابای بدی دارید.

آره میدونم که نفرت‌انگیزن اما تنها کسایی هستن که ما داریم.

ببینید، رئیس خدمات یتیم‌ها گفت که اگه مامان بابای واقعیمون برگردن، میتونیم کنار همدیگه بمونیم.

باید برگردونیمشون.

خب، میدونیم که دارن کجا میرن.

سوئیس

کسی که بالا برود.

پایین نمی‌آید.

مواقب باش!‬

‫این کلاه‌های نوک‌تیز محشر نیستن، جیگرطلا؟‬

‫این میخ‌های کوهنوری به پاهای ‫مردونه‌ات جذبه میدن‬‬

‫پیش به سوی ماجراجویی!‬

‫چطوری ممکنه بچه‌هایی به اون باهوشی ‫بچه‌های اینا باشن؟‬‬

‫یعنی، داروینیسم همینه دیگه نه؟‬

اوه…‫حتما باید نجاتـشون بدیم؟‬

‫ویلابی‌ها؟‬

‫من عاشق کارخونه‌تم. به کارخونه‌ات احتیاج ‫دارم.‬‬

کارخونه‌ات رو بده به من.

‫امشب‬

‫سلام مل‬

‫باید یه چیزی بسازیم تا ‫ما رو به سوئیس ببره.‬‬

‫باشه.‬

نقشه یک

نقشه دو

‫انجامش بده‬

‫یوهو! ایول!‬

‫اممم. هوووووووو!‬

‫به این میگن بالن.‬

باریکلا بارنبی‌ها

بالن خوبیـه

‫بالنِ خوشمزه‬

‫پیش به سوی سوئیس.‬

‫آروم روثی‬

‫خیله‌خب، شما بچه‌ها برید دستشویی.‬

‫منم براتون جو میارم.‬

‫آره… جو.‬

وای! ‫اینجارو ببین، ‬

‫روثی میخواد کمک کنه.‬

‫تقریبا انگار.‬

‫یه خونواده‌ان.‬

‫آغاز مسیر به سمتِ سوئیس.‬

‫سوئیس… عاشقش میشی روثی.‬

‫سرزمینِ شکلات، پنیر و چاقو‬

وای!‫‬

‫چی؟‬

تیم!

‫بنظرتون پرستار عصبانی میشه اگه یواشکی ‫با بالن فرار کنیم ‫و گوشیش رو بدزدیم؟‬‬‬

و کیف پولـش.

قطعا عصبانیـه.

‫اما ما خودمون رو یتیم کردیم ‬

‫و خودمونم خودمون رو غیریتیم میکنیم.‬

‫من زنده‌ام!‬

بالاخره زنده‌ام!

‫نگاه کن‬

وای‫…‬

‫همونطور که این ویلابی‌ها به ‫سمت مشرق در حال پروازن، ‫منم توی این قیفِ بستنی همراهیشون میکنم.‬‬‬

‫بهتون گفتم که این داستان هیجان‌انگیز میشه.‬

‫به موقع به خونواده‌شون میرسن؟‬

‫نمیدونم…من توی قیفِ بستنیَـم.‬

آها…‫بهش میگن کوهِ بلند غیرقابل‌صعود.‬

‫به پای خاکریزهای عشقی که باهم صعور کردیم نمیرسن مادر مهربان‬

‫پدر من رو به بالاترین قله ببر‬

‫دارید چیکار میکنید احمقا؟‬

‫مادر، مادر، مادر، مادر، ‬

‫مادرِ عزیز!‬

‫اوه‬

‫برف رو ببین.‬

اوه… ‫پُرش کن رفیق.‬

شکر توی لوله‌ی زهکش بریز

شکر توی باکِ بنزین بریز

‫صبح بخیر، میخوای جلوی مامان ‫بابامون رو بگیریم که خودشون رو به کشتن ندن.‬‬

‫خدافظ!‬

‫ایول!‬

باحالـه!

‫ادامه بده عزیزم، ادامه بده!‬

‫خیلی بهتر از راه رفتنـه.‬

‫بارنبی، بارنبی، بارنبی.‬

‫ها؟‬

‫فکر نمیکنم که دیگه بتونم ‫دماغـم رو حس کنم.‬‬

‫نه.‬

‫نخ‌هامون تموم شده.‬

‫نمیتونم ببافم!‬

‫مادر مهربان‬

‫ما اشتباهِ وحشتناکی کردیم پدر.‬

‫باید به خونه برگردیم.‬

‫وای مادر، تو خونه‌ی منی.‬

‫به مقصد خود رسیدید.‬

‫اوناهاش.‬

‫وای‬

‫اونا میتونن هرجایی اون بالا.‬

‫اونجا…رو ببین‬

‫شک دارم که مامان بابامون به ‫این موضوع ربط داشته باشن.‬‬

‫گند که زیاد بالا میارن.‬

یه چیزی بیرونـه.

قطعا یه چیزی بیرونه.

‫ببینید، ببینید.‬

‫قرمز ویلابی.‬

الیافِ انسانی.

‫ابریشم نرم.‬

شپش‌های پدر.

‫نمیتونم ببافم.‬

‫نخِ مامان!‬

ایول!

پیداشون کردیم.

‫اون نخ رو دنبال کن!‬

‫محکم بشینید ویلابی‌ها!‬

‫هیچی نمیبینم.‬

‫هیچی دیده نمیشه.‬

‫سلوم به روی ماهت.‬

‫ایول داری جین.‬

‫وای نه!‬

سوختـمون داره تموم میشه!

‫بارنبی‌ها، موضوع چیه؟‬

ارتفاع بگیر و … ادامه بده.

به رنگین کمون‌های بیشتری نیاز داریم.

‫سریعتر بچه‌ها!‬

‫رنگین‌کمون.‬

رنگین‌کمون.

رنگین‌کمون.

رنگین‌کمون.

آها! ‫تا ته گاز بده!‬

‫رنگین‌کمون.‬

رنگین‌کمون.

رنگین‌کمون!

‫وای‬

‫غیرقابل‌صعود اما غیرقابل‌پرواز نه.‬

‫ببینید!‬

نخ دقیقا تا.

‫وای نه!‬

‫شبیه یه گورستونه.‬

‫عجله کنید!‬

‫باید همینجاها باشن.‬

پراکنده شید.

پراکنده میشیم.

‫درخت.‬

درخت.

اینجاهم درختـه.

یه درختِ دیگه.

‫هیچ اثری ازشون نیست.‬

‫غیرممکنـه!‬

‫اگه پیداشون نکنیم همه اینجا ‫از سرما منجمد میشیم.‬‬

‫یه چیزی میشنوم.‬

‫منم همینطور.‬

واقعا یه چیزی میشنوم.

‫یه چیزه یا چندتا چیزه؟‬

‫هم یه چیزه هم چندتا چیزه.‬

بریم!

درخت نیست!

مامان بابان!

‫بوسه‌شون همچنان گرمـه.‬

‫گرم کننده… آتیش.‬

‫بجنبید.‬

بجنبید.

‫ما مامان بابا داریم.‬

یه مامانی

و یه بابایی

‫بچه‌ها؟‬

‫برگشتیم خونه پدرجان؟‬

‫نه عزیزکم.‬

روی کوهِ بلندیـم.

‫ما اومدیم که نجاتتون بدیم.‬

‫نجاتمون بدید؟‬

مارو؟

‫اما چطوری؟‬

ما میدونستیم که کجا دارید میرید.

ما فرستادیمتون که برید.

‫آژانسِ هواپیماییِ نکوهیده‬

‫بروشور؟‬

‫خدای من!‬

این کارِ شما بود؟

‫ما میخواستیم که خودمون رو یتیم کنیم.‬

اما اشتباه میکردیم

خیلی اشتباه

‫وایِ من‬

‫ببینید، ما خونواده محشری نیستیم.‬

‫اصلا یه خونواده خوب هم نیستیم.‬

‫اما برای خارج شدن از این کوه ‫بلند به ما نیاز دارید،‫و وقتی هم که رسیدیم پایین، بهتون نیاز ‫داریم تا بتونیم در کنار هم بمونیم.‬‬‬‬

‫مجبور نیستید که مارو دوست داشته باشید، ‫اما میشه دوباره مامان بابای ما باشید؟‬‬

‫خواهش میکنیم‬

‫وای پدر، شاید اشتباه میکردیم.‬

‫میتونیم بهتر هم باشیم.‬

‫بکنیم؟‬

بخاطر عشق.

‫بخاطر عشق‬

‫از سر راهـم برید کنار!‬

اوه..‫اون ماشین رو میبینی؟‬

‫عاشق اینم که پرواز کنم.‬

‫بدو مادر.‬

با تندترین سرعت بدو.

‫انتظار چنین چیزی رو نداشتم.‬

لباسِ دویدنـم رو نیاوردم.

یه تکونی به خودت بده.

‫اومدم پدر!‬

‫پیش به سوی ماجراجویی!‬

‫از کجا یاد گرفتی که اینو برونی مادر؟‬

‫فکر کردم که تو داری میرونیش عزیزکم.‬

‫متاسفانه، پدرومادر ویلابی‌ها ‫کاملا، به شدت،‬‬

‫این پدال‌ها چیکار میکنن؟‬

اوه

و مطلقا خودخواه باقی موندن.

‫وای عزیزم‬

ها…‫‬

‫شانسی وجود داره که زنده مونده باشن؟‬

‫فکر نمیکنم‬

‫اوه نه… همه‌ی اون اراده و تصور‬

‫اصلا مهم نیست که تو چقدر آدم خوبی ‫هستی، نه؟‬‬

دنیا جای خیلی سردیـه.

‫باید گرم بمونیم.‬

‫وای تیم‬

‫منجمد شده‬

‫رسما منجمد شده‬

‫گرما!‬

گرما رو بگیر.

‫نه!‬

بارنبی‌ها!

نه!

کنار هم بمونید!

‫گرما دیگه نیست.‬

‫حالا چیکار کنیم تیم؟‬

‫نخ!‬

‫تا بالا دنبالش اومدیم، حالا ‬

‫تا پایین دنبالش میریم.‬

‫تیم!‬

برگرد!

خواهش میکنم!

‫ما باید.‬….

متن انگلیسی بخش

I accept your apology.

What?

Yay!

♪ Tim says he’s sorry ♪

♪ ‘Cause he was wrong About all the things I’ll list– ♪

AGENT: DOS.

Open the door.

We gotta go.

Can I help ya?

We’re looking for missing children.

Oh, they’ve been found, mister.

Bye!

As long as they think you guys are orphans, they will never give up.

There’s only one way out of this.

You’re not going to like it, but what if we get our parents back?

NANNY: What?

Parents?

Nanny, hands on the wheel, please.

Sorry.

Sorry.

But you guys have bad parents.

Yes, I know they’re despicable, but they’re the only ones we’ve got.

Look, the Orphan Service lady said that if our biological parents return, we can stay together.

We have to get them back.

Well, we do know where they’re heading.

Sveetzerlünd.

He who goes up.

Does not come down.

Careful.

Aren’t these pointy hats splendid, snugglebug?

Those pitons add such brawn to your manly feet.

BOTH: To adventure!

THE CAT: How could such clever kids come from these two?

I mean, this is Darwinism at work, isn’t it?

Ugh.

Do we really have to save them?

Willoughbys?

I love your factory.

I need your factory.

Give me your factory.

Tonight.

Hiya, Mel.

We have to build something to get us to Sveetzerlünd.

Okay.

Plan A.

Plan B.

Do it.

Whoo-hoo!

Yay!

Mmm.

Whoo!

JANE: That’s what I call a dirigible.

Nice work, Barnabys.

Good dirigible.

Delicious dirigible.

To Sveetzerlünd.

Easy, Ruthie.

All right, you kids go pee.

I’ll be right back with the oats.

MELANOFF: Yes.

Oats.

NANNY: Whoo!

Look at this.

Ruthie wants to help.

It’s almost like.

They’re a family.

Starting route to Sveetzerlünd.

Ah, Sveetzerlünd.

You’re gonna love it there, Ruthie.

The land of chocolate, cheese and knives.

Whoa!

What?

Tim!

Do you think Nanny will be mad we snuck out and ran off with the dirigible and stole her phone?

BARNABYS: And her purse.

She is definitely mad.

But we orphaned ourselves.

We will unorphan ourselves.

BARNABY: I’m alive!

I’m finally alive!

Check it out.

Whoa.

THE CAT: As these Willoughbys flew east towards the sunrise, I’m just along for the ride, in this cone.

I told you this story would be exciting.

Will they reach their parents in time?

Dunno.

I’m in a cone!

A-ha.

Unclimbable Alp, they say.

Doesn’t compare to the mounds of love we’ve climbed, sweet Mother.

Oh, Father, take me to the tippy top.

What are you doing, you idiots?

Mother, Mother, Mother, Mother.

Mother, dear!

Ooh.

Oh, look, snow.

Ooh.

Fill her up, buddy.

Sugar in the drain pipe.

Sugar in the gas tank.

Good morning, we’re going to stop our parents from killing themselves.

Bye!

Yeah!

Nice!

Keep up, honey, keep up!

So much better than walking.

Barnaby, Barnaby, Barnaby.

Huh?

I don’t believe I can feel my nose.

No.

We’re out of yarn.

I can’t knit!

Oh, Mother, sweets.

Father, we’ve made a horrible mistake.

We must go back home.

Oh, Mother, you’re my home.

You have arrived at your destination.

There it is.

ALL: Whoa.

They could be anywhere up–

There.

Look.

TIM: I suspect our parents had something to do with that.

They do make a mess of things.

Something outside.

Definitely something outside.

Looky, looky.

Willoughby red.

Human fibers.

Silky smooth.

Father’s tardigrades.

I can’t knit.

Mother’s yarn!

Yes!

We got ‘em now.

BARNABY: Follow that yarn!

Hang on, Willoughbys!

I can’t see a thing.

No visibility.

Ice to see you.

Great pun, Jane.

Oh, no!

We’re losing power!

Barnabys, what’s going on?

Altitude.

Keep driving.

We need more rainbow.

Faster, guys!

BOTH: Rainbow.

Rainbow.

Rainbow.

Rainbow.

A-ha!

Punch it.

BARNABYS: Rainbow.

Rainbow.

Rainbow!

TIM: Whoo!

Unclimbable, but not unflyable.

Look!

The yarn leads right to.

Oh, no!

‘Tis like a yard of graves.

Hurry!

They have to be here!

Split up!

BARNABYS: Splitting!

Tree.

Tree.

Tree here, too.

Another tree.

No sign of them.

This is impossible!

We’re all going to freeze out here if we don’t find them.

I hear something.

Me, too.

Definitely hear something.

Is it a some or a thing?

It is some and a thing.

Go!

BARNABY: Not a tree!

It’s parents!

Their kiss, it’s still warm.

Heaters.

Fire.

Come on.

Come on.

We have parents.

A mommy.

And a daddy.

Children?

Ah, Fatherkins, are we back home?

No, dearest.

On an alp.

We have come to your rescue.

Rescue?

Us?

But how?

We knew where you were going.

We sent you away.

BOTH: The Reprehensible Travel Agency.

The brochure?

Mother’s balls!

This was you?

We wanted, um, to orphan ourselves.

But we were wrong.

Very wrong.

Oh, my.

Look, we are not a perfect family.

We’re not even a good family.

But you need us to get down this alp, and once we’re down there, we need you so that we can all stay together.

You don’t have to love us, but will thou be our parents again?

KIDS: Please.

Oh, Father, maybe we were wrong.

We can do better.

Shall we?

For love.

For love.

Get out of my way!

Ugh.

FATHER: Would you look at that machine?

MOTHER: Oh, I do love to fly.

Run, Mother.

Run as fast as you can.

THE CAT: I did not see that one coming.

MOTHER: I didn’t bring my running dress.

FATHER: Lift those limbs.

MOTHER: Here I come, Father!

To adventure!

Mother, where did you learn to drive?

I thought you were driving, darling.

THE CAT: Unfortunately, the Willoughby parents remained thoroughly.

What do these pedals do?

Oh.

THE CAT: incredibly and utterly selfish.

Oh, dear.

ALL: Huh.

Any chance they survived that?

I don’t think so.

THE CAT: Oh, no.

All the determination, imagination.

Doesn’t matter how good you are, does it?

The world can be a pretty cold place.

We have to stay warm.

Oh, Tim.

It’s frozen.

Definitely frozen.

BARNABY A: Hot!

BARNABY B: Get the hot.

JANE: No!

Barnabys!

No!

Stay together!

Oh, the hot is gone.

Tim, what do we do now?

The yarn!

We followed it up.

We can follow it back down.

Tim!

Come back!

Please!

We have to.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.