ساختار نوشته چیست و چگونه بر معنا اثر می گذارد؟

توضیح مختصر: در این درس نقش ساختار را در ادبیات تعریف خواهیم کرد. از اینجا به بعد به روشهای مختلف شکل دادن به داستان و نحوه اثرگذاری آن بر معنا نگاهی خواهیم داشت.

زمان مطالعه: 8 دقیقه

سطح: سخت

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

در داستان چه چیزهایی هست؟

آیا تا کنون نقاشی کشیده‌اید؟ یا رقص جدیدی یاد گرفته‌اید؟ وقتی تصویری می کشید، ابتدا با طرح اولیه شروع می کنید. از آنجا به بعد خطوطِ پررنگتر و رنگها را اضافه کرده و اثری کامل خلق می کنید. وقتی رقص تازه ای یاد می گیرید، ابتدا گامهای کوچک را یاد می‌گیرید و سپس شروع به افزودن چیزهای بیشتری کرده و آنها را تمام می کنید تا رقصی جدید خلق کنید.

وقتی نویسنده داستانی می نویسد، همین مراحل را طی می کند. ابتدا چارچوبی وجود دارد و سپس نویسنده چیزهای دیگری به آن می افزاید و از این چارچوب اثری کامل می آفریند.

چه چیزی موجب جالب شدن یک داستان می شود؟ جواب همه ما به این سوال کمی متفاوت خواهد بود. شاید بگوئیم شخصیتها یا زمینه داستان این کار را می‌کند. شاید برخی دیگر کمی کش و قوس و معما یا فقط چیزی منحصربه فرد را در نوشته ترجیح دهند. یا حتی سبک نوشتار و جزئیات نویسنده موجب جالب شدن نوشته شود.

به هر حال تمام این عناصر بر یک عنصر قدرتمند متکی هستند و آن ساختار نوشته است. ساختار چیست؟ ساختار به نحوه سازماندهی داستان گفته می شود. ساختار یعنی چارچوب داستان. می توانید ساختار را طرح اولیه ی داستان یا نقشه ساخته شدن آن بدانید.

وقتی نویسنده ای داستانی می نویسد، با چارچوب داستان شروع می کند. در این چارچوب می توانیم طرح داستان، زمینه، شخصیتها و درونمایه را نیز بیابیم. تمام این عناصر ادبی به ساختار متکی هستند.

طرح داستان مهمترین اتفاق آن است. نویسنده هنگام ایجاد ساختار داستان قصد دارد وقایع را با ترتیبی خاص روایت کند. این می تواند شامل شروع، میانه یا حتی از طریق پس نمایی باشد.

زمینه داستان به زمان و مکانی گفته می شود که داستان در آن اتفاق می افتد. شخصیتها افراد حاضر در داستان هستند. در پایان، درونمایه پیام یا مضمون اصلی داستان است.

زمانی که نویسنده ای داستانی می نویسد، ساختار آن همان چیزی است که تمام این مفاهیم را گرد هم می آورد. نویسنده با استفاده از ساختار می تواند طرح داستان و شخصیتها و اقداماتشان را بسازد و ما را به درس داستان رهنمون سازد.

بیشتر داستانهای کوتاه ساختاری روایی دارند. در یک ساختار روایی طرح داستانی را می بینیم، کش و قوس یا اوج و سپس نقطه ی عطف و نتیجه گیری را داریم.

ساختار چگونه بر معنا اثر می گذارد؟

شما برای یافتن معنای یک نوشته باید دنبال درونمایه آن بگردید. درونمایه بواسطه ی ساختار ساخته می شود. نحوه سازماندهی اثر توسط نویسنده بر نحوه ی تعبیر آن توسط خواننده اثر می گذارد. از آنجا که تمام عناصر به ساختار مربوط می شوند، باید برای مطالعه طرح داستان، نحوه ی سازماندهی مضامین، شیوه معرفی شخصیتها، تغییراتی که رخ می دهند و چیزی که در داستان حل می شود، زمان صرف نمائیم.

برای مثال اطمینان دارم که همه با شنل قرمزی آشنا هستند. ساختار رایج (سازماندهی) این داستان این است که شنل قرمزی به دیدار مادربزرگ می رود. حالا بیایید با استفاده از مراحل ساختار روایی این ساختار رایج را بسط دهیم.

ابتدا طرح داستانی را می بینیم که شخصیتها آن را معرفی می کنند. شنل قرمزی، مادربزرگ، آقا گرگه و شکارچی را داریم. در ابتدای داستان، طرح اصلی داستان را نیز داریم که در آن قرار است شنل قرمزی برای مادربزرگ مریض خود غذا ببرد.

سپس کش و قوس داستان ارائه می شود. آقا گرگه شنل قرمزی را در جنگل می بیند و از او جلو می زند تا خود را جای مادربزرگ جا بزند.

بعد نقطه ی اوج داستان را داریم. شنل قرمزی فریب آقا گرگه را می خورد و به او نزدیک می شود و فکر می کند او واقعا مادربزرگش است.

در نهایت نتیجه گیری آمده که شکارچی برای نجات آنها سر می رسد و آقا گرگه را می کشد و شنل قرمزی و مادربزرگ را نجات می دهد.

معنای داستان چیست؟ ما می توانید با دنبال کردن طرح داستان درونمایه آن را پیدا کنیم. شاید درونمایه این باشد که با غریبه ها حرف نزنیم. همچنین می توانیم بگوئیم پیام گوش دادن به حرف بزرگترها برای اجتناب از خطر نیز آمده است.

اگر ساختار متفاوت بود، داستانی دیگر با درونمایه‌های دیگری داشتیم. برای مثال اگر شنل قرمزی در جنگل با آقا گرگه حرف نمی زد، شاید بعدها با او روبرو نمی شد. یا اگر شکارچی آنجا نبود، آنها کشته می شدند. چارچوب همان چیزی است که موجب می شود این داستان به درسهای خود ختم شود.

خلاصه درس

ساختار یک داستان یعنی نحوه سازماندهی آن. شما می توانید آن را چارچوب نوشته بدانید. همانطور که یک هنرمند قبل از نقاشی دست به ترسیم طرح اولیه می کند، نویسنده نیز قبل از نوشتن برنامه ریزی می کند. ساختار داستان، عناصر اصلی یک داستان از جمله طرح داستان، شخصیتها، زمینه و درونمایه را کنترل می کند. در داستانهای کوتاه ساختار روایی رایج‌تر است. در این نوع ساختار طرح معرفی می شود، نقطه اوج یا کش و قوسهای داستان و سپس نتیجه گیری را می بینیم. ساختار با سازماندهی درونمایه نوشته بر معنای آن اثر می گذارد.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.