چهار دلیل برای یادگیری یک زبان جدید

مجموعه: تد تاک / سرفصل: Talks that'll inspire you to learn a new language /
شنبه 08 اردیبهشت 1397

چهار دلیل برای یادگیری یک زبان جدید

چهار دلیل برای یادگیری یک زبان جدید

توضیح مختصر

زبان انگلیسی به سرعت در حال تبدیل شدن به یک زبان جهانی است و فناوری ترجمه فوری آن نیز سالانه در حال پیشرفت است. پس به چه دلیل باید به خود زحمت یادگیری یک زبان خارجه دیگر را بدهیم؟ زبان شناس و پرفسور دانشگاه کلمبیا، آقای جان مک هورتر، ۴ مزیت وسوسه کننده یادگیری یک زبان ناآشنا را با ما به اشتراک می گذارد.

  • زمان مطالعه 10 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این سخنرانی را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی سخنرانی

زبانی که الان دارم به آن صحبت میکنم داره به زبان جهانی تبدیل میشه خوب و بدش با خداست. بیاین قبول کنیم که، زبان اینترنته، زبان سرمایه گذاریه، زبان کنترل ترافیک هوائیه، زبان آهنگ های معروفه، زبان سیاسته … زبان انگلیسی همه جا هست.

خُب، زبان چینی ماندرین نسبت به زبان انگلیسی گویشوران بیشتری داره، اما چینی‌هایی که دارن زبان انگلیسییاد میگیرن بیشتر از انگلیسی زبان هائیه که دارنزبان چینی یاد می گیرن. طبق آخرین خبری که دارم، در حالا حاضر ۲۴ دانشگاهدر چین وجود داره که کلیه دروس به زبان انگلیسی تدریس میشه. انگلیسی داره فراگیر میشه.

علاوه براین، پیش بینی شده که در آخر قرن حاضر، تقریباً تمام زبان هایی که در حالحاضر زنده هستن، که تقریباً ۶۰۰۰ تا میشه، دیگه گویشوری نخواهند داشت. و فقط چند صدتاییشون باقی می مونن. و از همه مهم تر اینکه، ترجمه فوری یک سخنرانی زندهدر آن زمان نه تنها ممکنه، بلکه هر سال بهتر هم میشه.

دلیل اینکه دارم این چیزهاروبراتون میگم اینه که داریم به نقطه ای میرسیم که این سؤال باید مطرح بشه که: چرا باید زبان های خارجی یاد بگیریم به جز انگلیسی که شاید برای شخصیزبان خارجه محسوب بشه چرا خودمون رو اذیت کنیم و یه زبان خارجیدیگه یاد بگیریم وقتی به جایی رسیدیم که تقریباً همه انسانهای کرهزمین میتونن با یک زبان مراوده کنن؟

بنظر من دلایل زیادی وجود داره، اما پیش از اون میخوام بپردازم به موردی که به احتمال زیادقبلاً دربارش شنیدید، چون این مورد از اونی که فکرشومی کنید خطرناکتره. و اون اعتقاد به اینه که یک زبان افکار شمارو هدایت میکنه، و اینکه واژگان و دستور زبان زبان های مختلف یه جورایی به هرکسی سرگیجه میده شاید بشه اینجوری گفتش. این ایده خیلی اغواکنندست، ولی یه کم نگران کنندست.

مسئله این نیست که این ایده کاملاً اشتباهه. یعنی مثلاً در فرانسوی و اسپانیایی کلمه مربوط به واژه میز به دلیلی مؤنثه. پس باید با کلمات “la table” و “la mesa” کنار بیاین. شواهد نشود میدن که اگر شما گویشور یکی از این زبان ها باشد و اگر یه وقتی ازتون بپرسن چطور صحبت کردن یه میز روتصور میکنید که اکثر مواقع ممکنه یه اتفاق باشه یه گویشور فرانسوی یا اسپانیایی میگه که میز با تُن بالا وزنانه صحبت میکنه. یعی اگر شما فرانسوی یا اسپانیایی باشیدمیز براتون یه جورایی مثل دختر میمونه، درست برعکس اینکه یکانگلیسی زبان باشید.

واقعاً نمیشه عاشق چنین اطلاعاتی نشد، و خیلی از آدما بهتون میگن کهمعنی همه اینا اینه که اگر به یکی از این زبان ها صحیتمیکنید جهان بینی خاصی دارید. ولی باید حواستون باشه، چون تصور کنید اگر ماروبذارن زیر میکروسکوپ، منظورم اون دسته از ماست کهانگلیسی زبان مادریمونه. جهان از چشم زبان انگلیسی چه شکلیه؟

خوب برای مثال یه انگلیسی زبان رو در نظر بگیرید. اون بالا روی پرده نمایش، اسمش باناست. انگلیسی صحبت میکنه. بنظر من جهان بینیه خودشو داره. خوب، اون هم دونالد ترامپه. اون هم به شیوه مخصوصش، انگلیسی صحبت میکنه.

(خنده حضار)

اینجام خانم کارداشیان رو داریم، که اون هم انگلیسی صحبت میکنه. خوب اینجا سه انگلیسی زبان رو داریم. جهان بینیه مشترک این سه نفر چیه؟ کدوم جهان بینیه ناشی از انگلیسی عامل بهم پیوستن این سه نفره؟ واقعاً مفعوم گشترده و گیج کننده ایه. خوب اتفاق نظری که وجود داره اینه که زبانمیتونه افکار ما رو شکل بده، اما این امر منجر به اختلالات مبهم روانی می شه. اینجوری نیست که دیدگاه کاملاًمتفاوتی از دنیا به شما بده.

خوب، اگه اینجوری باشه، چه لزومی داره که زبان یاد بگیریم؟ اگر قرار نباشه طرز فکر شمارو عوض کنه، دلیل دیگش چی میتونه باشه؟ چند دلیل وجود داره. یک دلیل اینه که اگر بخواهیدفرهنگی رو بپذیرید اگر بخواهید اون رو هضم کنید،اگر بخواهید بخشی از اون باشید، خواه نا خواه این زبانه که شما روبه اون فرهنگ وصل میکنه، و قطعی بنظر نمیاد، اگر بخواید فرهنگی رو بپذیرید، باید تا حدی زبانی که در اون فرهنگ رایج هست را تحتکنترل داشته باشید. راه دیگه ای نیست.

توضیح جالبی در مورد این موضوع است. من باید یکم گنگ حرف بزنمو شما خودتون به دنبال هدفم بگردید. یه فیلمی هست که یه کارگردانه کانادایی به اسم دنیز آرکاند ساخته.. اما اگر بخواین دنبال اسمشبگردید باید دنیس آر- کاند رو جستجو کنید اسم فیلمی که ساخته “ مسیح مونترآل” بود و اکثر شخصیت های فیلم پر جنب و جوش، بامزه، پرشور، و جذاب کانادایی-فرانسوی بودند. و زنان فرانسوی زبان بودند. یکی از صحنه های اخر فیلم که آنها باید یکی از دوستانشون روبه بیمارستان آنگلوفون ببرن در بیمارستانباید انگلیسی صحبت می کردند الانم اونها انگلیسی صحبت می کننداما زبان بومی اونها نیست. و ترجیح میدهند که انگلیسی حرف نزنند خیلی آروم انگلیسی حرف میزنند لهجه دارند،از اصطلاحات استفاده نمیکنند. ناگهان این شخصیت هایی که شما عاشقشون شدید به پوسته خودشون تبدیل می شوند،آنها سایه های خودشون هستند.

برای راه یافتن به یک فرهنگ و فقط برای پردازش مردم از طریق لایه درونی آنها تنها راه این است که فرهنگ را به طور کامل نپذیری و بنابراین تا جایی که صدها زبان باقی می مانند، یک دلیل برای یادگیری این زبانها این است که آنها بلیطهایی هستندکه انسان را قادر می کنند که در فرهنگ مردمی که به آن زبان صحبت می کنند وارد بشوند، فقط با قبول این واقعیت که اسم شب آنها همین است. پس این یک دلیل است.

دومین دلیل شواهد نشان می دهد که اگر شما به دو زبان صحبت کنید،احتمال گرفتاری به زوال عقل کمتر خواهد بود، و احتمالا شمایک آدم چندبعدی (وجهی) بهتری خواهید شد. و اینها فاکتورهایی هستند که در اول آورده شده، پس این باید به شما یک درکی را بدهد که چه زمانی باید به بچه هازبان دیگری را آموخت. دوزبانه بودن سلامت را به همراه دارد.

و سپس، سومین دلیل….. زبانها خیلی جذاب و هیجان انگیزند. خیلی بیشتر از آنچه به ما گفته شده. برای مثال،عربی: ؛کتب؛ به معنای او نوشت، ؛یکتب؛، او (دختر یا پسر) می نویسد. ؛اکتب؛، بنویس در حالت امری. همه اینها چه چیز مشترکی دارند؟ تمام اینها مشترک هستند در حروف بی صدایی که در وسط مانندستون نشسته اند. آنها بی حرکت قرار گرفته اند. و حروف صداداردور حروف بی صدا می رقصند. کی دوست نداره که این کلماتدر دهانش بچرخد؟ شما در عبری هم همین را می بینید، شما در زبان اصلی اتیوپی ها، امهری،هم این رفتار را می بینید. جالبه!

یا زبانهای مختلف، قواعد متفاوت دارند. آموختن چگونه حرف زدن با با دستور زبانهای متفاوت، مانند رانندگی در خط مخالف در بعضی کشورها است. انگار که شما فندق جادویی روی چشمتون گذاشتید که پف نکند و احساس سوزش دارید. یک زبان ممکن است این بلا را سر شما بیاورد.

برای مثال، «گربه در کلاه بر می گردد،» کتابی است که مطمینم اغلب ما با آن آشنا هستیم، مثل موبی دیک. یک عبارت در این کتاب اینست،؛می دونی کجا می تونم پیداش کنم؟ می دونی اون کجا بود؟او داشت در حمام کیک می خورد، بله، اونجا بود!؛ بسیار خوب،‌حالا اگر شما همین رابه زبان چینی یاد بگیرید، شما خیلی عالی هستید، ؛حالا شما می تونید،‌ او حمامی بود که درون کیک پر ازمخلفات جا داشت، اشتباهی در کار نیست، جویدن مخلفات!” خیلی حس خوبیه. تصورکن که بتونی این کار را طی سالها و سالها همزمان انجام بدهی.

یا، آیا تا بحال زبان کامبوجی یاد گرفته این؟ منم همینطور، اما اگر من یاد گرفته بودم، من می بایست زبانم را در دهان می چرخاندم نه دوجین هایی از حروف صدا دار را مثل آنچه در انگلیسی هست، اما ۳۰ حرف صدادار دار متفاوت و خوب در دهان یک کامبوجی خلق می شوند و تراوش می کنند، مثل زنبور ها در کندو. این است آنچه یک زبان می تواند به شما بدهد.

و نکته دیگر، ما در دوره ای زندگی می کنیم که هیچگاه به اندازه الان فراگیری خودخوان زبان بیگانه آسان نبوده. قبلا شما می بایست به کلاس درس می رفتین، و با معلم های سخت گیرسر و کله می زدید …… با معلم های نابغه آنجا….. اما آن شخص فقط یک ساعات به خصوصی آنجا بود و در همان زمان می بایست به آنجا می رفتی، و بیشتر اوقات هم در دسترس نبود. تو باید به کلاس می رفتی. در غیر اینصورت، باید از یک یک نوار صفحه استفاده می کردی. من دندانم را به همین علت از دست دادم. حجم وسیعی از بانک های اطلاعاتی روی صفحه یا نوار کاست بود، یا روی آن وسیله ناب و عالی به نام سی دی. به غیر از آن، شما کتاب داشتیداما اینها فایده نداشت، آن روشها قدیمی بود.

امروزه تو می توانی لم بدهی….. روی زمین اتاق نشیمن دراز بکشی، آرام بوربن بنوشی، و زبانی را که می خواهیبه خودت آموزش دهی با مجموعه های آموزشی از قبیلروزتا استون. من قویا مجموعه آموزشی گلوسیکا را که شهرت کمتری دارد را نیز توصیه می کنم. شما می توانید هر وقت بخواهید زبان یاد بگیرید. بنابراین شما می توانید بهتر و بیشتر تمرین کنید. شما می توانید با زبانهای مختلف به روز خودتان شادی را ارمغان بیاورید. من هر روز صبح مجموعه “دیلبرت”از زبانهای مختلف را با خودم می برم. آن می تواند مهارت ها و توانایی شما را افزایش بدهد. این کار را بیست سال پیش نمی شد انجام داد. ایده این که آموختن زبانهای مختلف را را در جیب خودت داشته باشی. از طریق تلفن همراهت، مانند داستانهای علمی تخیلی خیلی پیچیدهبه نظر می رسید.

بنابراین من به شدت توصیه می کنم زبانی به غیر از آنچه من الان مشغول صحبت کردن آن هستم را به صورت خودخوان یاد بگیرید، زیرا هیچ زمانی بهتر از آلان برای یادگیری نیست. خیلی هیجان انگیز و جالبه. زبانهای مختلف افکار شما را تغییر نخواهد داد، اما بی شک بر افکار شما بسیار تاثیر می گذارد.

خیلی ممنونم

(تشویق تماشاچیان)

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.