کیس چن- آیا زبان تکلمی شما در توانایی شما در پس انداز کردن تاثیر دارد؟

توضیح مختصر: اقتصاد دانان چه چیزی از زبانشناسان می آموزند؟ اقتصاد دان رفتاری، "کیس چن"، الگوی شگفت انگیزی برگرفته شده از تحقیق خود معرفی می کند- اینکه زبانی که فاقد مفهوم زمان آینده است -- "فردا باران آمدن" بجای "فردا باران خواهد آمد" -- در ارتباط تنگاتنگ با میزان بالای پس انداز است. بیشتر دربارۀ پژوهش های "چن" بخوانید.

زمان مطالعه: 23 دقیقه

سطح: خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این سخنرانی را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی سخنرانی

بحران مالی اقتصادی جهانی، علاقه عموم را به مسئله ای که در واقع یکی از قدیمی ترین سوالات اقتصادی است، شعله ور کرد، بحران مالی اقتصادی جهانی، علاقه عموم را به مسئله ای که در واقع یکی از قدیمی ترین سوالات اقتصادی است، شعله ور کرد، که به زمانی حداقل قبل از “آدام اسمیت” بر می گرده. و اون سوال اینه، چرا کشورهایی که بظاهر از نظر نظام های اقتصادی و بنیادی یکسان هستند، قادرند رفتارهای صرفه جویی کاملا” متفاوتی از خود بروز بدهند؟

هم اکنون، بسیاری اقتصاد دانان با استعداد عمرشان را وقف این سوال کردند، و ما در این زمینه پیشرفت فوق العاده ای کرده ایم و کلی در این باره می دانیم. چیزی که مایلم امروز با شما درموردش صحبت کنم، یک فرضیه جدید جالب توجه است، و یکسری یافته های جدیدی که بطرز شگفت‌اوری قدرتمندند و من روی آنها کار کردم و اون دربارۀ ارتباط بین ساختار زبان گفتاری شما و نحوۀ تمایل شما به پس انداز کردن است. اجازه بدهید کمی در مورد میزان پس انداز، کمی دربارۀ زبان برایتان بگویم، سپس به ارتباط آن می پردازم.

اجازه بدهید ابتدا به اعضای کشورهای OECD، یا سازمان همکاری توسعه اقتصادی، بپردازیم. اجازه بدهید ابتدا به اعضای کشورهای OECD، یا سازمان همکاری توسعه اقتصادی، بپردازیم. شما می بایست از کشورهای OECD، روی هم رفته، بعنوان ثروتمند‌ترین، صنعتی‌ترین کشورهای جهان یاد کنید. شما می بایست از کشورهای OECD، روی هم رفته، بعنوان ثروتمند‌ترین، صنعتی‌ترین کشورهای جهان یاد کنید. و آنها با پیوستن به OECD، تعهد مشترکی در جهت دموکراسی، بازار آزاد و تجارت آزاد را تصریح کردند. و آنها با پیوستن به OECD، تعهد مشترکی در جهت دموکراسی، بازار آزاد و تجارت آزاد را تصریح کردند. علیرغم اینهمه وجه تشابه، ما شاهد تفاوتهای چشمگیری در روش پس انداز هستیم.

بدین ترتیب سرتاسر ردیف سمت چپ این نمودار، مشاهده می کنید، اکثر کشورهای OECD سالانه بیش از یک چهارم تولید ناخالص داخلی خود را ذخیره کرده، و برخی کشورهای OECD، سالانه بیش از یک سوم تولید ناخالص داخلی خود را ذخیره می کنند. هیمنطور که به سمت راست نمودار OECD پایین می رویم، در اون آخر یونان را می بینیم. و مشاهده می کنید که در طول ۲۵ سال گذشته، یونان به سختی توانسته بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی خود را ذخیره کند. البته لازم به ذکر است که ایالات متحده و انگلستان در ردیفهای بعدی هستند.

حال که شاهد این تفاوتهای فاحش در میزان ذخیره هستیم، چطور ممکنه که زبان، ارتباطی با این تفاوتها داشته باشد؟ اجازه بدید کمی دربارۀ تفاوتهای بنیادین زبانها برایتان بگویم. زبان شناسان و دانشمندان روانشناسی شناختی سالهاست که درمورد این سوال تحقیق می کنند. و من بعدا” ارتباط این دو روش را بررسی می کنم.

بسیاری از شما تا حالا احتمالا” متوجه شدید که من چینی هستم. من در غرب میانه ایالات متحده بزرگ شدم. و چیزی که خیلی زود متوجه شدم این بود که زبان چینی مرا وا می داره که دربارۀ خانواده طرز بیان متفاوتی داشته باشم – و در واقع، اساسی تر از اون – حتی کمی مجبورم می کنه که در مورد خانواده طرز تفکر بسیار متفاوتی داشته باشم.

حالا، چطور چنین چیزی امکان پذیره؟ بگذارید برایتان مثالی بزنم. فرض کنید دارم با شما صحبت کرده و شما را به عمویم معرفی می کنم. چیزی که الآن به انگلیسی گفتم را کاملا” متوجه شدید. هرچند، اگر به زبان چینی با یکدیگر صحبت می کردیم، اونقدر هم راحت نبودم. نمی تونستم اطلاعات به این کمی را منتقل کنم. اونچه زبان من، مرا بدان وا داشته، بجای اینکه خیلی ساده بهتون بگم،” این عمو/دایی منه،” اینه که یک عالمه اطلاعات اضافه تر بهتون بگم. زبان من مجبورم می کنه بهتون بگم آیا این مرد از طرف مادری است (دایی) یا از طرف پدری است (عمو)، آیا برادر خونی است یا ناتنی، و اگر این مرد برادرِ پدرم است، از پدرم بزرگتره یا کوچکتره. تمام این اطلاعات اجباری است. زبان چینی به من اجازه چشم پوشی از آنرا نمی ده. و در حقیقت، اگر بخواهم درست صحبت کنم، زبان چینی وادارم می کنه که دائم بهش فکر کنم.

حالا، این موضوع بعنوان یک کودک بی نهایت مرا شگفت زده کرد، اما آنچه امروز مرا بعنوان یک اقتصاد دان حتی بیشتر شگفت زده می کند اینه که برخی از این تفاوتهای یکسان از نحوه بیان زمان در زبانها می آیند. بدین ترتیب بعنوان مثال، اگر به زبان انگلیسی صحبت کنم، باید دستور زبان متفاوتی بکار ببرم اگر دارم درمورد بارش باران در گذشته صحبت می کنم، “دیروز باران آمد،” باران در حال حاضر، “ الآن باران در حال باریدن است،” باران در آینده، “ فردا باران خواهد آمد.” توجه کنید که زبان انگلیسی اطلاعات خیلی بیشتری در رابطه با زمان وقوع وقایع می طلبد. چرا؟ چون باید آنرا در نظر بگیرم و باید آنچه بر زبان می آورم را تعدیل کنم، “باران خواهد آمد” یا “قراره باران بیاد.” در زبان انگلیسی مطلقا” اجازه نداریم بگوییم، “ فردا باران آمدن.”

بر خلاف آن، این درست چیزی است که در زبان چینی می گویید. یک فرد چینی می تونه اساسا” چیزی بگه که به گوش فرد انگلیسی زبان، خیلی عجیب برسه. آنها می توانند بگویند، “دیروز باران آمدن، “الآن باران آمدن” ، “فردا باران آمدن”. در مفهوم عمیق تر، زبان چینی، طیف زمان را جدا نمی کند به شکلی که زبان انگلیسی ما را مجبور کرده تا دائم اینکار را انجام داده تا درست صحبت کنیم.

آیا این تفاوت در زبانها فقط بین زبانهایی است که ارتباط بسیار بسیار کمی باهم دارند، مثل انگلیسی و چینی؟ واقعا” اینطور نیست. خُب خیلی از شما در این سالن می دانید که زبان انگلیسی یک زبان ژرمنی است. آنچه ممکنه بدان واقف نباشید اینه که زبان انگلیسی در واقع زبان پَرتی است. تنها زبان ژرمنی است که نیازمند این مسئله است. بعنوان مثال، اکثر افرادی که دیگر زبانهای ژرمنی را صحبت می کنند کاملا” راحت دربارۀ آمدن باران در فردا صحبت کرده و می گویند،”Morgen regnet es” که به معنی واقعی کلمه به گوش فرد انگلیسی اینه، “ فردا باران آمدن.”

بعنوان یک اقتصادان رفتاری این مسئله مرا به فرضیه چشمگیری هدایت کرد. آیا نحوه بکارگیری زمان در گفتار، آیا اجبار تفکر در مورد زمان، در نحوه گرایش رفتاری شما در طول زمان تاثیر می گذارد؟ شما انگلیسی صحبت می کنید، زبان آینده. و معنی آن اینه که هر وقت درمورد آینده، یا هر اتفاقی در آینده حرف می زنید، و معنی آن اینه که هر وقت درمورد آینده، یا هر اتفاقی در آینده حرف می زنید، از لحاظ گرامری مجبورید آنرا از زمان حال جدا کرده و مثل چیزی که بطور غیر منطقی متفاوت است، قلمداد کنید. حال فرض کنید که اون تفاوت غیر منطقی باعث می شه که هر بار در صحبت خود، بطور نامحسوسی آینده را از زمان حال جدا کنید. اگر این صحت داشته باشه و باعث بشه که آینده مثل چیزی دورتر و متفاوت تر از زمان حال به چشم بیاید، این مسئله پس انداز کردن را دشوار تر می کند. اگر، از طرف دیگر، شما زبانی را تکلم کنید که زمان آینده نداشته باشد، زمان حال و زمان آینده، هر دو را به یک شکل بکار می برید. اگر این شما را بطور نامحسوسی ترغیب کنه که احساس مشابهی نسبت به دو زمان داشته باشید، پس انداز را آسان تر می کند.

حال این یک تئوری خیالی است. من یک استادم، حقوق می گیرم تا تئوریهای خیالی بپرورانم. اما براستی چطور می خواهید چنین تئوری را آزمایش کنید؟ خُب، کاری که من باهاش کردم این بود دسترسی به ادبیات زبانشاسی بود. و جالب اینه که کلی افراد در سرتاسر دنیا هستند که به زبانهای فاقد زمان آینده تکلم می کنند. و جالب اینه که کلی افراد در سرتاسر دنیا هستند که به زبانهای فاقد زمان آینده تکلم می کنند. این مجموعه افرادی است در اروپای شمالی که به زبان فاقد زمان آینده صحبت می کنند. خیلی جالبه که وقتی شروع به خم کردن داده ها می کنید، این مجموعه افرادی که در سرتاسر دنیا به زبانهای فاقد زمان آینده صحبت می کنند روی هم رفته اینطور از آب در می آیند که برخی از بهترین ذخیره کنندگان دنیا هستند.

فقط یه اشاره از آن بهتون بدم، بیایید با نگاهی به عقب، به نمودار OECD که درموردش صحبت می کردیم نظری بیندازیم. می بینید که این ستونها بطور سیستماتیکی بلندتر و بطور سیستماتیکی به سمت چپ تغییر مکان دادند در مقایسه با این ستونها که از اعضای OECD بوده که به زبانهای دارای زمان آینده صحبت می کنند. میانگین تفاوت در اینجا چیست؟ پنج درصد از سود ناخالص داخلی شما هر ساله ذخیره می شود. در طول ۲۵ سال که تاثیر دراز مدت عظیمی بر ثروت مملکت شما دارد.

حال در حالیکه این یافته ها معنی دار هستند کشورها می توانند در بسیاری روشها متفاوت تفاوت داشته باشند که گاهی اوقات در نظر گرفتن این تفاوتهای احتمالی بسیار بسیار دشوار است. آنچه مایلم به شما نشان بدم، چیزی است که مدت یکسال است بدان مشغولم، که اون سعی در جمع آوری تمام داده هایی است که ما بعنوان اقتصاد دان بهشون دسترسی داریم، و من سعی کرده و تمام اون تفاوتهای احتمالی را دور می ریزم، به این امید که این ارتباط را بهم بزنم. و فقط بطور اختصار، مهم نیست که این را تا کجا هل می دهم، نمی تونم آنرا بشکنم. بزارید بهتون نشون بدم که شما تا کجا می توانید آنرا انجام دهید.

یک راه تصور اینه که من داده های بسیاری از سرتاسر جهان جمع آوری کردم. بدین ترتیب بعنوان مثال، در اروپا ارزیابی سلامت، پیری و بازنشستگی وجود دارد. شما در واقع بر اساس این سری داده ها می فهمید که خانواده های اروپایی، صبر بسیار زیادی در برابر ارزیابها دارند. شما در واقع بر اساس این سری داده ها می فهمید که خانواده های اروپایی، صبر بسیار زیادی در برابر ارزیابها دارند. (خنده) خُب فکر کنید که شما یک فرد بازنشسته در بلژیک هستید و شخصی درب منزل شما را می زند. “ ببخشید، می تونم یه نگاهی به اوراق سهام شما بزنم؟ احتمال داره بدونید خانه تان چقدر می ارزه؟ اشکالی نداره اگه بهم بگوید؟ احتمالا” راهروی منزلتان بیش از ۱۰ متر است؟ اگه اینطوره، اشکالی نداره اگه زمان بگیرم تا بدونم چقدر وقت می گیره تا به انتهای راهرو بروید؟ می تونید تا جایی که ممکنه با دست غالب خود فشار دهید تا بتونم قدرت پنجۀ شما را تخمین بزنم؟ چطوره در این لوله فوت کرده تا میزان حجم ریه های شما را اندازه گیری کنم.” این نظر سنجی یک روز طول می کشه. (خنده) آنرا با نمودار جمعیت و سلامتی که توسط USAID در کشورهای در حال توسعه در آفریقا جمع آوری شده، تلفیق کنید، بعنوان مثال، در حقیقت این نظر سنجی قادره تا جایی پیش بره تا آمار ویروس HIV را مثلا” در خانواده های ساکن در قسمت شهر نشین نیجریه اندازه گیری کند. آنرا با نظر سنجی ارزش جهانی تلفیق کنید، که قادره ایده های سیاسی، و از نظر من خوشبختانه، رفتارهای پس اندازی میلیونها خانوار در صدها کشور در سرتاسر دنیا را تخمین بزند. که قادره ایده های سیاسی، و از نظر من خوشبختانه، رفتارهای پس اندازی میلیونها خانوار در صدها کشور در سرتاسر دنیا را تخمین بزند.

همه اون داده ها را گرفته و تلفیق کنید، و این نقشه ای است که بدست می آورید. آنچه می یابید، تعداد ۹ کشور در سرتاسر دنیاست که بطور چشمگیری جمعیت بومی دارند و به هر دو زبان زمان آینده و زبان فاقد زمان آینده صحبت می کنند. و من می خوام خانواده هایی که تقریبا” از هر لحاظ قابل سنجشی به یکدیگر شبیه هستند را بصورت آماری جفت جفت در کنار هم قرار دهم، و من می خوام خانواده هایی که تقریبا” از هر لحاظ قابل سنجشی به یکدیگر شبیه هستند را بصورت آماری جفت جفت در کنار هم قرار دهم، و سپس به بررسی وجود ارتباط بین زبان و پس انداز می پردازم تا ببینم آیا پس از کنترل تمام سطوح هنوزاین ارتباط پا برجاست؟

خصوصیاتی که قادر به مهارشان هستیم، چی هستند؟ خُب من خانواده ها را بر اساس کشور محل تولد و کشور محل سکونتشان، جمعیت – جنسیت، سن – میزان درآمد در کشور خودشان، دستاوردهای تحصیلی، کلی در مورد ساختار خانوادگی در کنار هم قرار می دهم. معلوم شد که شش روش مختلف ازدواج در اروپا وجود دارد. و من آنها را دونه دونه بر اساس مذهب تقسیم کردم و بدین شکل ۷۲ دسته مذهب در دنیا وجود دارد بدین ترتیب یک سطح بیش از حد موشکافانه وجود دارد. ۱/۴ میلیارد راه برای یک خانواده وجود دارد تا خود را بیابد.

حالا هر چیزی که عملا” از این پس مایلم به شما بگویم فقط مقایسه خانواده هایی است که اساسا” بطور تقریبی شبیه هم هستند. تا حد امکان به آزمایشی نزدیک می شود که در مورد دو خانواده ایست که هر دو در بروکسل زندگی می کنند تا حد امکان به آزمایشی نزدیک می شود که در مورد دو خانواده ایست که هر دو در بروکسل زندگی می کنند که هر دو از هر جهت بهم شبیه هستند، فقط یکی از آنها زبان فلاندرز و دیگری فرانسوی صحبت می کند؛ یا دو خانواده ای که در مناطق خارج شهر در نیجریه زندگی می کنند، یکی به زبان “هوسا” و دیگری به زبان “ایگبو” صحبت می کنند.

حالا حتی پس از این کنترل موشکافانه، کسانیکه به زبان فاقد زمان آینده تکلم می کنند، بنظر بیشتر پس انداز می کنند؟ بله، کسانیکه به زبان فاقد زمان آینده تکلم می کنند، حتی پس از این کنترل موشکافانه، ۳۰ درصد بیشتر احتمال داره در هر سالی که فکر کنید پس انداز داشته باشند. آیا این امر پیامدهای فزاینده ای دارد؟ بله، تا زمان بازنشستگی، کسانیکه به زبان فاقد زمان آینده تکلم می کنند، با حفظ دائمی درآمدشان، با پس اندازی ۲۵ درصد بیشتر، بازنشسته می شوند.

آیا قادریم این داده ها را حتی بیشتر گسترش دهیم؟ بله، چون همین الآن بهتون گفتم، ما بعنوان اقتصاد دان در واقع کلی داده های سلامتی جمع آوری می کنیم. حالا چطور می توانیم با در نظر گرفتن رفتارهای سلامتی به پس انداز برسیم؟ خُب، بطور مثال سیگار کشیدن را در نظر بگیرید، کشیدن سیگار در عمق معنایی یک جور پس انداز منفی است. اگر معنی پس انداز، زحمت کنونی در قبال لذت آتی است، کشیدن سیگار درست خلاف آن است. لذتی آنی است در قبال رنج آتی. آنموقع باید تاثیری خلاف آنچه که باید، انتظار باشیم. و این دقیقا” چیزی است که ما دریافتیم. کسانیکه به زبان فاقد زمان آینده تکلم می کنند، نسبت به خانواده های مشابه، ۲۰ تا ۲۴ درصد احتمال کمتری داره که در هر مقطع زمانی سیگار بکشند، و درصد ابتلای آنها به چاقی در سن بازنشستگی، ۱۳ تا ۱۷ درصد کمتر است، و درصد ابتلای آنها به چاقی در سن بازنشستگی، ۱۳ تا ۱۷ درصد کمتر است، و بنا به گزارشات ۲۱ درصد احتمال بیشتری دارد که در آخرین ارتباط جنسی خود از کاندوم استفاده کرده باشند. و بنا به گزارشات ۲۱ درصد احتمال بیشتری دارد که در آخرین ارتباط جنسی خود از کاندوم استفاده کرده باشند. تا دلتون بخواد می تونم همینطوری در لیستی از اختلافات پیش برم. تقریبا” غیر ممکنه که رفتار پس اندازی بیابید که چنین پیامد استواری در آن نمود نباشد. تقریبا” غیر ممکنه که رفتار پس اندازی بیابید که چنین پیامد استواری در آن نمود نباشد.

من و همکاران زبانشناس و اقتصاددانم در [دانشگاه] “یل” تازه شروع به انجام اینکار کردیم و در واقع به بررسی و شناخت راههایی می پردازیم که چنین تشویقهای کوچکی باعث می شه هر بار که صحبت می کنیم، کم و بیش دربارۀ زمان آینده فکر کنیم. در نهایت، هدف اینه، وقتی پی می بریم که چطور چنین پیامدهای ظریفی قادرند تصمیم گیری ما را تغییر دهند، دلمون می خواد ابزاری در اختیار مردم قرار بدیم تا بتوانند آگاهانه از خود فردی بسازنند که در آینده خود، پس اندازکننده بهتر و سرمایه گذار هشیار تری باشند.

بسیار سپاسگزارم.

(تشویق)

متن انگلیسی سخنرانی

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.