2بخش

مجموعه تلوزیونی: آرکین / فصل: قسمت دوم / درس 2

2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

جادو؟

مهارتای جادویی مادرزادی هستن.

نمیشه ساختشون.

راستش به نظر من میشه این کارو کرد.

تا حالا کسی امتحانش کرده؟

جادو، نفرین دنیای ما هستش.

نسل من تقریبا باهاش نابود شد.

قطعا، ما، پیشگامان علم میتونم ازش استفاده خوب بکنیم.

ما مکتشفین بزرگی هستیم.

چرا ازش بترسیم در صورتی که میتونیم بهش تسلط پیدا کنیم؟

جیس، کافیه.

این یک شهر پیشرفته به چیزایی که میتونیم باهاش بسازیم فک کن.

بذار بهت ثابت.

کافیه!

تو در جریان نیستی که چی در خطره.

ولی چطوری میتونی؟

این یک باریه که اینجا فقط رو شونه های منه

وقت تمومه.

من قبلا این قدرت رو توی دستای آدمای بد دیدم.

این قدرت آدمو به فساد میکشونه و زندگیتو خراب میکه و تمدن رو تخریب میکنه.

این اتفاق نباید اینجا بیفته پسرم .

نباید.

هیمدینگر درست میگه

پیلتاور تاسیس شد تا جلوی جنگ افروزی جادوگران رو بگیره، نه اینکه ترویج بده

ایتوس پاکه.

اون باید از پیلتاور تبعید بشه

لطفا بزار من صحبت بزنم

بعنوان یه پایین دست ، صدای من اینجا حساب نمیاد

اما به عنوان یه مادر ، صدای من خیلی مهمه

پسر من فکرش درست کار نمیکنه

تمام زندگیش به دنبال یه رویای دست نیافتنی بوده

کاری که اون کرده ، آه ، احمقانه و نابخردانه بوده

ولی اون قلب پاکی داره

لطفا، بذار بیاد خونه

جرمی به این سنگینی رو نمیشه ازش گذشت.

پسره باید مجازات بشه

یک خلاف اخلاقی نیازمند تبعیده ولی من میتونم همدردی کنم برای رویای یه مرد جوون برای تغییر دنیا

شاید در این مورد، یک مجازان کمتر کافی باشه

من رای به اخراج جیس از آکادمی برای یه مدت میدم و دستور به مراقبت از والدینش میکنم

کسایی که موافقن؟

تو میتونی پسرت رو ببری خونه ، خانوم تالیس ولی اون دیگه نباید پاشو توی آکادمی بذاره

اولین باره که به لین دعوت شدم

بهتره که ارزش وقتمو داشته باشه

آه ، میدونی ، این نقطه ضعف تو ه مارکوس

تو سرتو چنان بالا گرفتی که فرصتای پیش روتو ندیدی

شما کی هستی؟

تو دنبال چهار تا بچه ای، اونایی که میچرخیدن دور بهترینای پیلتاور

خب که چی؟

نگران نباش.

من قراره روزتو بسازم

میتونم بیام تو؟

اهم

من هنوز یادمه قافت رو وقتی اینا رو پیدا کردی

جیس لطفا. اگه من حرف نمیزدم تو رو یادم میرفت

من باید چیزی بگم

جادو زندگیتو نجات داد

آره ولی نمیتونه الان زندگیتو نجات بده

تو باید بیخیالش بشی

من میتونستم شورا رو متقاعد کنم

اگه خانواده ی خودم کمکم نکنن، کسی رو پیدا میکنم که کمک کنه

اوه.

پسره ی نادان

آره، باید اعتراف کنم ایده ی اون جالبه برام

اگه ایده های خطرناک تصورات رو به وجه نیارن، ما هیچوقت گمراه نمیشیم

جواب میده؟

این سنگها واقعا میتونن جادو کنن؟

مزخرفه.

خیلی ناپایداره

میتونی پایدارش کنی؟

من؟

چرا اینکارو کنم؟

این کار مشکلات بیشتری به وجود میاره و اون پسر بیچاره به اندازه ی کافی مشکل داره

بیا.

فردا صبح بیا ، تحقیقات اون با خیال راحت نابود میشن

قفلش کن

نه نه نه. جادو خیلی خطرناکه به دست آدمای بد

اون زنده میمونه؟

به اندازه کافی

زیبان، درسته؟

با این حال، اون بالا توی سطح ،هیچکس نمیدونه اونا وجود دارن

اونا هیولان

هیولا توی وجود همه ما وجود داره

چی؟

نه. نه نه!

این منو میکشه

من میخوام راز خیلی مهمی رو بهت بگم وقتی به سن تو بودم یاد گرفتم، پسر

میدونی، قدرت، قدرت واقعی از اونایی که قدرتمند بدنیا میان بیرون نمیاد یا سریعترین ، یا باهوشترین

نه

به اونایی تعلق داره که برای به دست اوردنش هر کاری میکنن

وقتشه که هیولا رو آزاد کنی

اونا تو رو نمیبینن

اسمت دیگه خوب نیست الان

پدرم میگه شما یه نامناسبی و اینکه ما نمیتونیم دوست بمونیم

پس چرا تو اینجایی؟

منم یه نامناسبم ،حتما

چکار میخوای بکنی؟

به کار چکش سازی تالیس ملحق میشم

تو نمیتونی همچین کاری کنی

نه، نمیتونم

بیا تو کیتلین.

همین حالا

ببخشید.

میخواستم توضیح بدم

به نظرم اندازه ی کافی انجام دادی

تو گفتی این یه سرقت بوده

آیا اونا چیزی خطرناک دزدیدن؟

مشخص نیست

ما دقیقا نمیدونیم دقیقا چی پیدا کردیم، چه برسه چی پیدا نکردیم

این اشاره به جادو مردم رو وحشت زده کرده

مقصران باید دستگیر بشن

ما داریم تمام تلاش خودمون رو میکنیم مشاور.

مطمئن باشد

رفتارت منو داره به سوال میندازه که تو تمام تلاشت رومیکنی

اوه ما پیداشون میکنیم.

نگران نباشید

ما بازجویی سختی راه انداختیم ، و تجارت نصف منطقه رو متوقف کردیم

با تمام احترام مشاور،شما فکر نمیکنید به اندازه ی کافی فشار آوردیم؟

هر کاری ممکنه انجام بدید

زیرشهر رو زیر رو کنید اگه مجبور شدید

فقط پیداشون کنید!

به آخرین قطره خوش آمدید

چی میتونم براتون بیارم؟

چهار تا موش فاضلاب کافیه

مکان رو بگردید

حالا که دای وقتتو تلف میکنی ، نظرت در مورد یه نوشیدنی درست چیه؟

من قوی ترین مشروبی که دارین رو میخوام

ام.

مراقب اون باش

نزدیک بود یادم بره. من به رفیق قدیمیت بر خوردم

او چند تا داستان گفت

تو همیشه یه نگهبان صلح نبودی، درسته؟

آره، خب، تو نمیتونی از گذشتت فرار کنی

درسته؟ حیف میشه اگه مجبور بشم دوباره بپوشمشون

چدنه ، خب ، سخته تمیز کردنش

شماها این پایین همتون مثل همید خودخواهی رو با شجاعت اشتباه میگیرید

شما فکر میکنید برای چیزی میجنگید ولی هممون میدونیم که یه خلافه پشت هر سکه ای که از اینجا رد میشه

تو یه انسان کوچیکی داخل یه سوراخ کوچیک که دنیا فراموش کرده دفن کنه

و من میخوام خیلی از شما رو دفن کنم

شما حالتون خوبه؟

نه ، ما خوب نیستیم

اونا تقریبا پودر رو دیدن

چی میشد اگه اونا میبردنش؟

هیچکس با شما حرف نمیزنه

هیچوقت اجازه نده اتفاق بیفته

داره میفته

حرفاش رو شنیدید، اونا هیچوقت دست نگه نمیدارن.

ما مجبوریم بجنگیم

و اگه شما نمیجنگید خودم میجنگم

من قبلا از این حرفا شنیده بودم

ما چرا انجاییم؟

تو هنوز متوجه نیستی

چیری که من نمیفهمم اینه که چجوری تو میتونی باهاشون کار کنی؟

ما اینجا بودیم. ما دیدیم اونا چکار کردن

من بزرگ شدم با این اطلاع که از اونا کمتر هستم و اینکه جایگاه من اون پایینه

من پودر میخوام تا بیشتر از این باشم، و من میخوام براش بجنگم

منم همینطور.

من عصبانی بودم، مثل تو

من شما رو هدایت کردم اینجا به این فکر بودم که اوضاع عوض میشه

متن انگلیسی درس

Magic?

Arcane talents are something you’re born with.

They can’t be fabricated.

Actually, I believe it is possible.

Has anyone even tried it before?

The Arcane is the curse of our world.

My race was nearly destroyed by it.

Surely, we, the pioneers of science, can use it for good.

We’re the champions of discovery.

Why fear it when we can master it?

Jayce, enough.

This is the city of progress, think of the wonders we could create.

Let me prove–

Enough!

You don’t understand what’s at stake.

But how can you?

That’s a burden that only I here carry.

Time.

I’ve seen this power in the wrong hands.

It corrupts, consumes, lays waste to civilizations.

That cannot happen here, my boy.

It must not.

Heimerdinger is right.

Piltover was founded to escape the warmongering of mages, not cultivate it.

The Ethos is clear.

He must be banished from Piltover.

Please, let me speak!

As a lower house, my voice doesn’t carry much weight here.

But as a mother, I have a voice that matters deeply.

My son isn’t in his right mind.

His entire life, he’s chased an impossible dream.

What he did was, uh, foolish and unwise.

But he has a good heart.

Please, let him come home.

A crime like this can’t be overlooked.

The boy must be punished.

A violation of the Ethos calls for banishment, but I can sympathize with a young man’s dream to change the world.

Perhaps in this matter, a lesser sentence may suffice.

I move that Jayce be summarily expelled from the Academy and remanded to the care of his parents.

All those in favor?

You may take your son home, Mrs. Talis, but he is to never set foot on Academy grounds again.

First time I’ve been invited to the Lanes.

It better be worth my time.

Ah, you see, that’s your weakness, Marcus.

You carry your chin so high, you fail to see the opportunity below.

Who are you?

You’re looking for four children, the ones running circles around Piltover’s finest.

What about it?

Don’t look so concerned.

I’m about to make your day.

Can I come in?

Hmm.

I still remember the look on your face when you found these.

Jayce, please.

If I hadn’t spoken, you’d be lost to me.

I had to say something.

Magic saved your life.

Yes, but it won’t save yours now.

You need to let it go.

I could’ve convinced the Council.

If my own family won’t help me, I’ll find someone who will.

Oh.

That foolish boy.

Yeah, I must admit, his theory intrigues.

If dangerous ideas didn’t excite the imagination, we would never wander astray.

Could it work?

Could these stones really invoke magic?

Nonsense.

It’s far too unstable.

Could you stabilize it?

Me?

Why would I?

That only leads to more problems, and that poor boy has enough of them already.

There.

Come tomorrow morning, his research will be safely disposed of.

Lock up.

No, no, no.

Magic is far too dangerous in the wrong hands.

Will he live?

Long enough.

Beautiful, aren’t they?

Yet, up there on the surface, no one even knows they exist.

They’re monsters.

There’s a monster inside all of us.

What?

No.

No, no!

It’ll kill me!

I’d like to let you in on a very important secret I learned when I was about your age, boy.

You see, power, real power doesn’t come to those who were born strongest, or fastest, or smartest.

No.

It comes to those who will do anything to achieve it.

It’s time to let the monster out.

They won’t see you.

Your name’s no good now.

My dad says you’re a misfit, and that we can’t be friends anymore.

So, why are you out here?

I’m a misfit too, I suppose.

What will you do?

Join the Talis hammer business, I guess.

You can’t do that.

No, I can’t.

Come inside, Caitlyn.

Now.

I’m sorry.

I just wanted to explain…

I think you’ve done enough.

You said this was a robbery.

Did they take anything dangerous?

Hard to say.

We don’t exactly know what we did find, let alone what we didn’t.

This mention of magic has the people afraid.

The culprits must be apprehended.

We’re doing our best, Councilor.

I assure you.

Your attitude makes me question if your best is up to the task.

Oh, we’ll find them.

Don’t worry.

We’ve conducted exhaustive interrogations, frozen commerce for half the district.

With all due respect, Councilor, don’t you think we’ve pushed them hard enough?

Do whatever it takes.

Turn the undercity upside down if you have to.

Just find them!

Welcome to The Last Drop.

What can I get you?

Four sump-rats will do.

Search the place.

While you’re wasting your time, how about a proper drink?

I’ll take the strongest shit you got.

Mm.

You be careful with that.

Nearly forgot.

I ran into an old friend of yours.

He had some stories.

You weren’t always the peacekeeper, were you?

Yeah, well, you can’t escape the past.

Right?

Be a shame if I had to put them on again.

Cast iron’s, well, it’s hard to clean.

You people down here are all the same, mistaking arrogance for bravery.

You think you’re standing up for something, but we all know there is a crime behind every coin that passes through this place.

You’re just a small man in a little hole the world forgot to bury.

And I’m gonna bury the lot of you.

Are you all okay?

No, we’re not okay.

They almost saw Powder.

What if they took her?

No one is taking any of you.

Never let that happen.

It’s already happening.

You heard him, they won’t stop.

We need to fight back.

And if you won’t, I will.

I’ve heard this kind of talk before.

Why are we here?

You still don’t understand.

What I don’t understand is how you can work with them.

We were here.

We saw what they did.

I grew up knowing I’m less than them, that my place is down there.

I want Powder to have more than that, and I’m willing to fight for it.

So was I.

I was angry, just like you.

I led us across this bridge, thinking things could change.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.