فروتنی- و چند درس دیگر از فلسفه آب

مجموعه: تد تاک / سرفصل: Life lessons from the four elements /
چهارشنبه 29 فروردین 1397

فروتنی- و چند درس دیگر از فلسفه آب

فروتنی- و چند درس دیگر از فلسفه آب

توضیح مختصر

چگونه می توانیم در دنیایی که دائماً در حال تغییر است از خودمان راضی باشیم؟ آقای ریموند تانگ بدنبال پاسخ این سوال بود تا اینکه با کتاب تاریخی چینی فلسفه تائو تی چی آشنا شد. در این کتاب خداوند با آب مقایسه شده است و او این ایده را در زندگی روزمره خود بکار بست. او در سخنرانی جذاب خود سه درسی را که تا کنون از" فلسفه آب" آموخته است با شما در میان می گذارد. تانگ این سوال را مطرح می کند که "آب چه می کند؟ ". او می گوید - این سوال ساده زندگی من را بهبود بخشید "

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این سخنرانی را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی سخنرانی

احتمالا شما با این حس آشنا هستید

با صدای چندین اخطار ایمل های خوانده نشده موبایلتون از خواب بیدار میشید تقویمتون پر از قرار ملاقاته قرارهایی که گاهی دوباریا سه باره گذاشته شدند حس می کنید حسابی سرتون شلوغه در واقع حس می کنید خیلی مولد هستید. اما در انتهای همه اینها،حس می کنید یه چیزی رو گم کردید تلاش می کنید که بفمهید چیه اما قبل از اینکه بفهمید روز بعدی شروع شده این حسیه که من دو سال پیش داشتم حس دلواپسی و استرس داشتم، حس می کردم یه جورایی زندانی شدم دنیای اطرافم خیلی سریع در حال حرکت بود و نمیدونستم چکار کنم شروع کردم به سوال کردن از خودم چطور با زندگی با اینهمه مسائل ادامه بدم؟ در دنیایی که با سرعتی به اندازه فکر کردن ما یا حتی سریعتر، در حال تغییره ما چطور به حس رضایت از خود میرسیم؟ شروع کردم به جستجوی جواب

با آدم های زیادی صحبت کردم، با دوستانم صحبت کردم با خانوادم صحبت کردم حتی کتاب های زیادی خوندم اما هیچ جواب قانع کننده ای پیدا نکردم در واقع هرچه بیشتر کتاب می خوندم بیشتر حس ترس و استرس به سراغم می اومد (خنده حضار)

انگار داشتم ذهنم رو با غذاهایبی ارزش آماده تغذیه می کردم

و ذهنم در حال چاق شدن بود (خنده حضار)

کم کم داشتم بیخیال جستجو کردن می شدم.

تا اینکه یه روز این رو پیدا کردم. تائو چینگ : کتاب راه و روش زندگی و پرهیزگاری این یک کتاب فلسفی باستانی چینیه بیشتر از ۲۵۰۰ سال پیش نوشته شده و این کتاب با اختلاف زیاد، چینی ترین و کوچکترین کتاب توی قفسه هام بود فقط ۸۱ صفحه بود توی هر صفحه یک شعر کوتاه بود یادم میاد یکی از شعرها به من تلنگر زد و اون شعر این بود قشنگه؟ نه؟ (خنده حضار)

اجازه بدید براتون بخونم

خداوند خوبی ها همچون آب است

بی هیچ مخالفتی به همه نیکی می کند در منزلت، در پایین ترین نقطه خانه دارد در هستی، به عمق وجود نفوذ می کند در بیان، صادق ترین است در برخورد با مسائل، آرام می ماند درحاکمیت، چیزی را کنترل نمی کند در عمل، ,وقت شناس است از ذات خود خوشنود است و بنابراین هرگز مقصر شناخته نمی شود وای ! یادم میاداولین باری که این متن رو می خوندم

بزرگترین لرزش رو در ستون فقراتم حس کردم هنوز هم اون لرزش رو زمانیکه شعررو برای شما می خوندم، حس کردم ترس و استرس من ناگهان از بین رفت و از اون روز تا حالا سعی کردم که مفاهیم این شعر رو در زندگی روزمره ام بکار ببرم و امروز می خوام سه درسی روکه از این فلسفه آب تا حالا یاد گرفتم با شما در میان بزارم سه درسی که به اعتقاد منکمک زیادی کرد تا به تکامل بیشتری برسم تغریباً در همه کارهام اولین درس درباره فروتنی

اگر به آبی که در رودخانه جاری هست فکر کنیم می فهمیم که اون همیشه پایین می مونه اون به رشد همه گیاهان کمک می کنه و همه جانوران رو زندهنگه می داره در واقع هیچ توجهی رو به خودش جلب نمی کنه و همچنین هیچ نیازی به پاداش و توجه ندارد آب فروتن است اما بدون این ویژگی فروتنی آب زندگی اونطور که ما می دانیم وجود نداشت فروتنی آب چند درس مهم به من آموخت به من یاد داد که بجای عمل کردن بصورتی کهانگار همه چیز را می دانم یا جواب همه سوالات را بلدم بهتراست که بگم “نمی دونم می خوام بیشتر یاد بگیرم و من به کمکتون نیاز دارم” همچنین به من یاد داد که حس رضایت بیشتری خواهم داشت، ا گر بجای تلاشبرای گسترش موفقیت ها و پیروزی های خودم

بدنبال موفقیت و پیروزی دیگران باشم به من یاد داد که حس رضایت بیشتری خواهم داشت، اگر در جاییکه می توانم پیشرفت کنم، بجای انجام دادن کارهای خودم، به دیگران کمک کنم تا در برابر چالش های زندگی پیروز شوند. با این روش فروتنی توانستم ارتباطات قوی تریبا اطرافیانم برقرار کنم من واقعا به داستان ها و تجربیاتدیگران علاقمند شدم داستان های که آدم ها روخاص و سحرآمیز می کرد زندگی من خیلی سرگرم کننده تر شد چون هر روز با ایده ها و عادت های عجیب و غریبآشنا می شدم و راه حل های جدیدی برای حل مشکلات یاد می گرفتمراه حل هایی که قبلا نمی دانستم و همه این ها بخاطر ایده هاو کمک دیگران بود تمام رودها در نهایت به اقیانوس سرازیر می شوند چون اقیانوس در سطح پایین تری از اونها قرار دارد فروتنی قدرتش رو به آب میده اما من فکر میکنم فروتنی به ما این ظرفیت رو میدهکه در پایین تری سطح بمونیم تا همیشه حاضر باشیم تا از داستان های زندگی مردم اطرافمونیاد بگیریم و تغییر کنیم دومین درسی که یاد گرفتم هماهنگی بود

اگر به آبی فکر کنیم که به سنگیسر راهش برخورد می کنه می فهمیم که آب دور سنگ می چرخه و ناراحت یا عصبانی نمیشه مظطرب نمیشه در حقیقت خیلی ناراحت نمیشه وقتی آب به مانعی برخورد می کنه، راه حلی پیدا می کنه بدون زور یا درگیری وقتی به این قضیه فکر کردمفهمیدم که چرا در جایگاه اولم احساس استرس داشتم چون من بجای اینکه هماهنگبا فضای اطرافم عمل کنم در تضاد با اون عمل می کردم من به زور اطرافم رو تغییر می دادم چون حس می کردم که برای اثبات خودمبه موفقیت نیاز دارم و در پایان به هیپچ چیز نمی رسیدم و بیش تر مأیوس می شدم با انتقال تمرکزم از تلاش برای موفقیت به تلاش برای هماهنگ شدن با اطرافم من به سرعت احساس آرامش و تمرکز پیدا کردم و شروع کردم به پرسیدن سوالاتی مثل :

آیا این کار من رو به هماهنگی بیشتری می رسونه و هماهنگی بیشتری به محیط اطرافم میده آیا این کار با ذات من هماهنگه؟ من با وجود واقعی خودم حسراحتی بیشتری پیدا کردم در مقایسه با انسانی که قرار بود باشم،یا انتظار داشتم که باشم. در واقع کارها آسان تر شدند چون من بجای تمرکز بر رویچیزهایی که نمی تونستم کنترل کنم بر چیزهای قابل کنترل تمرکز کردم از جنگیدم با خودم دست کشیدم و یاد گرفتم که برای حل مشکلاتمبا دنیای اطرافم همکاری کنم طبیعت هیچوقت عجله نمی کنه

و همه کارها هم به درستی به پایان می رسند. این توصیف “تائو تی چینک” از هماهنگیه دقیقاً همونطور که آب بدون درگیریو زور راه حلی پیدا می کنه من معتقدم که آگر تمرکز را از دستیابی به موفقیت ها به هماهنگ شدن با محیط اطراف تغییر بدیم حس رضایت بیشتری در کارهایمان خواهیم داشت سومین درسی که از فلسفه آب یاد گرفتم

درباره پذیرشه آب تغییرات رو می پذیره بسته به دما، می تونه مایع، جامدیا گاز باشه بسته به ظرفش به شکل قوری، استکان یا گلدان در میاد در واقع این توانایی آببرای انطباق، تغییر و انعطاف پذیریست که باعث میشه که علیرغم تغییرات محیط اطراف آب در طول سال های طولانی، پایدار باشه ما هم در دنیای پر از تغییرات زندگی می کنیم دیگه نمی تونیم انتظار داشته باشیم کهدر شغلی با وظایف و شرایط ثابت کار کنیم یا اینکه فقط یک شیوه زندگی رو پیش بگیریم انتظار میره که ما هم مهارت های جدیدی پیدا کنیم تا با جهان اطرافمون مرتبط باشیم در محل سازمان ما گروه های زیادیدور هم جمع می شوند

گروه های کوچک یا افرادمختلف دور هم جمع می شوند تا مشکلی شغلی را در زمان معینی حل کنند. و چیزی که برای من جالبه اینهکه تیم برنده و پیروز تیمی نیست که اعضای با تجربه تری داره بلکه تیمی است کهاعضاش تمایل به یاد گرفتن مسائل جدیدی داره تیمی که اعضاش آمادگی فراموش کردنمسائل قدیمی رو داره و تیمی که اعضاش به همدیگه کمک می کنند با توجه به شرایط محیط اطرافمونکه دائم در حال تغییر است زندگی هم یجورایی به گروه های کاری شبیه زندگی تک تک ما رو به قدم جلو گذاشتن و پذیرش مسائل جدید فرا می خواند و باعث میشه که حرکتی موج مانند داشته باشیم حالا ما می تونیم پشت درهای بسته وهمچنان بی حرکت در حصار عقاید محدود کننده خودمون بنشینیم و مثلاً باور داشته باشیم که : من هرگز نمی تونم در برابرتعداد زیادی از حضار، درباره فلسفه چینی صحبت کنم خنده تماشاگران

یا می تونیم پذیرای تغییراتجدید باشیم و از زندگی لذت ببریم.

و این تجربه حیرت آوری خواهد بود. بنابراین فروتنی، هماهنگی و پذیرش سه درسی هستند که من از فلسفه آب تا حالا یاد گرفتم ماده ای که بصورت مخفف H H O می نامند یا H2O (خنده حضار)

و این سه درس راهنمای زندگی من شدند

و امروزه هر وقت احساس استرس می کنم یا هروقت در مورد کارهام مردد هستمو احساس ترس می کنم، از خودم می پرسم: آب چکار می کنه؟ (خنده حضار)

این سوال ساده ای که از یک کتاب گرفتم

کتابی که خیلی پیش از دوران تکنولوژیو بیت کوین (نوعی پول مجازی) نوشته شده زندگی رو به بهترین شکل تغییر داد این سوال رو در زندگیتون امتحان کنید بهم بگیدکه چه تاثیری بر روی شما داشت. خوشحال میشم دربارتون بشنوم ممنونم

(تشویق حضار)

(تشویق حضار)

متن انگلیسی سخنرانی

You may know this feeling: you wake up to multiple unread notifications on your mobile phone. Your calendar is already packed with meetings, sometimes double- or triple-booked. You feel engaged, you feel busy. In fact, you feel productive. But at the end of it all, something still feels missing. You try to figure out what it is. But before you do, the next day starts all over again. That was how I felt two years ago. I felt stressed; I felt anxious. I felt a bit trapped. The world around me was moving very quickly. And I didn’t know what to do. I started wondering to myself: How do I keep up with all this? How do we find fulfillment in a world that’s literally changing as fast as we can think, or maybe even faster?

I started looking for answers. I spoke to many people, I spoke to my friends, I spoke to my family. I even read many self-help books. But I couldn’t find anything satisfactory. In fact, the more self-help books I read, the more stressed and anxious I became.

It was like I was feeding my mind with junk food, and I was becoming mentally obese.

I was about to give up, until one day, I found this. “The Tao Te Ching: The Book of the Way and Its Virtue”. This is an ancient Chinese philosophy classic that was written more than 2,600 years ago. And it was by far the thinnest and the smallest book on the bookshelf. It only had 81 pages. And each page had a short poem. I remember I flipped to one particular poem. Here it is. It’s beautiful, isn’t it?

Let me read it out to you.

“The supreme goodness is like water. It benefits all things without contention. In dwelling, it stays grounded. In being, it flows to depths. In expression, it is honest. In confrontation, it stays gentle. In governance, it does not control. In action, it aligns to timing. It is content with its nature and therefore cannot be faulted”.

Wow! I remember when I first read this passage. I felt the biggest chills down my spine. I still feel that today, reading it to you guys. My anxiety and stress just suddenly disappeared. Ever since that day, I’ve been trying to apply the concepts in this passage to my day-to-day life. And today, I’d like to share with you three lessons I learned so far from this philosophy of water – three lessons that I believe have helped me find greater fulfillment in almost everything that I do.

The first lesson is about humility. If we think about water flowing in a river, it is always staying low. It helps all the plants grow and keeps all the animals alive. It doesn’t actually draw any attention to itself, nor does it need any reward or recognition. It is humble. But without water’s humble contribution, life as we know it may not exist. Water’s humility taught me a few important things. It taught me that instead of acting like I know what I’m doing or I have all the answers, it’s perfectly OK to say, “I don’t know. I want to learn more, and I need your help”.

It also taught me that, instead of promoting my glory and success, it is so much more satisfying to promote the success and glory of others. It taught me that, instead of doing things where I can get ahead, it so much more fulfilling and meaningful to help other people overcome their challenges so they can succeed. With a humble mindset, I was able to form a lot richer connections with the people around me. I became genuinely interested in the stories and experiences that make them unique and magical. Life became a lot more fun, because every day I’d discover new quirks, new ideas and new solutions to problems I didn’t know before, all thanks to the ideas and help from others. All streams eventually flow to the ocean because it is lower than them. Humility gives water its power. But I think it gives us the capacity to remain grounded, to be present, to learn from and be transformed by the stories of the people around us.

The second lesson I learned is about harmony. If we think about water flowing towards a rock, it will just flow around it. It doesn’t get upset, it doesn’t get angry, it doesn’t get agitated. In fact, it doesn’t feel much at all. When faced with an obstacle, somehow water finds a solution, without force, without conflict. When I was thinking through this, I began to understand why I was feeling stressed out in the first place. Instead of working in harmony with my environment, I was working against it. I was forcing things to change because I was consumed by the need to succeed or to prove myself. In the end, nothing did. And I got more frustrated. By simply shifting my focus from trying to achieve more success to trying to achieve more harmony, I was immediately able to feel calm and focused again.

I started asking questions like: Will this action bring me greater harmony and bring more harmony to my environment? Does this align with my nature? I became more comfortable simply being who I am, rather than who I’m supposed to be or expected to be. Work actually became easier, because I stopped focusing on things that I cannot control and only on the things that I can. I stopped fighting with myself, and I learned to work with my environment to solve its problems.

Nature does not hurry. Yet, everything is accomplished. That’s Tao Te Ching’s way of describing the power of harmony. Just as water is able to find a solution without force or conflict, I believe we can find a greater sense of fulfillment in our endeavors by shifting focus from achieving more success to achieving more harmony.

The third lesson I learned from the philosophy of water is about openness. Water is open to change. Depending on the temperature, it can be a liquid, solid or gas. Depending on the medium it’s in, it can be a teapot, a cup or a flower vase. In fact, it’s water’s ability to adapt and change and remain flexible that made it so enduring through the ages, despite all the changes in the environment. We also live in a world today of constant change. We can no longer expect to work to a static job description or follow a single career path. We, too, are expected to constantly reinvent and refresh our skills to stay relevant.

In our organization, we host a lot of hackathons, where small groups or individuals come together to solve a business problem in a compressed time frame. And what’s interesting to me is that the teams that usually win are not the ones with the most experienced team members, but the ones with members who are open to learn, who are open to unlearn and who are open to helping each other navigate through the changing circumstances. Life is like a hackathon in some way. It’s calling to each and every one of us to step up, to open up and cause a ripple effect. Now, we can stay behind closed doors and continue to be paralyzed by our self-limiting beliefs, such as: “I will never be able to talk about Chinese philosophy in front of a huge audience”.

Or we can just open up and enjoy the ride. It can only be an amazing experience. So humility, harmony and openness. Those are the three lessons I learned from the philosophy of water so far. They nicely abbreviate to H-H-O, or H2O.

And they have become my guiding principles in life. So nowadays, whenever I feel stressed, unfulfilled, anxious or just not sure what to do, I simply ask the question: What would water do?

This simple and powerful question inspired by a book written long before the days of bitcoin, fintech and digital technology has changed my life for the better. Try it, and let me know how it works for you. I would love to hear from you.

Thank you.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.

دریافت جدیدترین مطالب سایت

به خبرنامه «زوم» بپیوندید و از آخرین تخفیف ها، مقالات و آموزش های تخصصی با خبر شوید: