چارلی و کارخانه شکلات سازی

7 درس

6بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

کی اونو لوس بار آورده؟

هر چی خواست براش خریده

کی اونو لوس بار آورده؟

تقصیر کیه؟

تقصیر کیه؟

چقدر بده

که مقصرا بابا و مامانش هستن

آه!واقعا؟

چه خوب

کوره خرابه

پس آشغالها تا سه هفته باید بمونن

خبر خوبیه

بله

به گردشمون ادامه میدیم

چرا به فکرم نرسید

آسانسور راحت ترین راهه

اینجا زیاد طبقه نداره

این حرفو از کجات درآوردی؟

این یه آسانسور معمولی نیست

عقب و جلو و کجکی هم میره هر جهتی که فکرشو بکنی

یه دکمه رو میزنی و قیژ میری

نگاه کن

ببین. خانوم ها و آقایون به کوه شکلات خوش اومدین

اوه… در این باره حرفی ندارم

بیمارستان عروسکها و قبرستون اونها

تازه سازه

دفتر مدیر

سلام دوریس

چرا اینجا همه چی بی معنیه؟

شکلات که معنی نداره

وگرنه شکلات نمیشد

احمقانه است

شکلات وقت تلف کردنه

نه، پسرم میخواد شکلاتساز بشه

پس فرار میکنم

به سوئیس

باواریا… پایتخت شکلات جهان

برو

ولی اگه برگشتی دیگه اینجا نیا

متاسفم پسرم

ما شب تعطیل میکنیم

من یه اتاقک میخوام

باشه

بفرمائید

این عینکها رو بزنید و هرگز درنیارید

نور محیط حدقه رو میسوزونه

و ما اینو نمیخوایم

این اتاق آزمایش آخرین اختراع منه

شکلات تلویزیونی

یکروز به فکرم رسید که اگه تلویزیون میتونه تصویرو به میلیونها ذره کوچیک تبدیل و به هوا بفرسته

و در جای دیگه دوباره درستش کنه

چرا این کارو با شکلات نکنم؟

چرا یه شکلات رو از داخل تلویزیون نفرستم؟

نمیخوام بهش دست بزنم

نمیخوام از این مسیر برم

غیرممکنه

غیرممکنه

تو چیزی از علم سرت نمیشه

اولا امواج با ذرات فرق میکنن

اوه… ثانیا مقدار انرژی لازم برای تبدیل انرژی به ماده به اندازه 9 بمب اتمه

ورّاج

یه کلمه از حرفهات رو نمیفهمم

باشه باشه

میخوام یه بسته شکلات رو از یه طرف اتاق به طرف دیگه بفرستم به وسیله تلویزیون

شکلات رو بیارید

اون باید بزرگ باشه چون میدونید در تلویزیون چطوریه و اندازه آدمها چقدر کوچیکه

اساس کار اینه

غیبش زد

گفتم که … ذرات اون الان دارن در هوا دور سرمون میچرخن

میلیونها ذره

بیا اینجا

بیایید. بیایید. بیایید.

به صفحه نگاه کن

داره میاد اینجا

نگاه کن

برش دار

اون فقط یه تصویره

گربه شگفت انگیز

تو برش دار

برو

فقط دستت رو ببر و برش دار

برو

خدای من

خُب بخورش

برو. باید خوشمزه باشه … چون همون شکلاته

فقط کوچکتر شده

عالیه

خارق العاده است

فکرش رو بکن که توی خونه داری تلویزیون نگاه میکنی یه دفعه یه تبلیغی در صفحه ظاهر میشه و میگه

شکلات دنیا بهترین شکلاته

باور نمیکنی، امتحان کن

و شما دستتون رو میبرید داخل و برمیدارید

چطوره؟

پس بقیه چیزها رو هم میشه فرستاد؟

مث غذای ذرت برای صبحانه

میدونی اونها از چی درست شدن؟

تراشه های چوب که در مدادتراش هم وجود داره

ولی اگه بخواید میتونید اونها رو هم بفرستید تلویزیون

معلومه

آدم رو چی؟

چرا یه آدم رو بفرستم؟

اصلا خوشمزه نیست

نمیدونی چی اختراع کردی؟

این حمل و نقل از راه دوره

مهمترین اختراع جهان تاریخ

و تو فقط به شکلات فکر میکنی

خونسرد باش مایک

آقای ونکا خودش میدونه چی میگه

نه، به فکرش نمیرسه

فکر میکنی نابغه است

ولی احمقه

اما من نیستم

هی پسر کوچولو

عصبانیم نکن

غیبش زد

بذارید تلویزیونو چک کنیم ببینم چی داریم؟

امیدوارم کامل منتقل بشه

منظورت چیه؟

بعضی وقتها قسمتی از ذرات جا میمونن

اگه فقط نصف پسرتون رو داشته باشید، کدوم نصفشو میخواید؟

این چه سوالیه؟

نترس … فقط یه سوال بود

همه کانالها رو بگرد

دارم نگران میشم

اونجاست

مایک

مهمترین چیزی که

که یاد گرفتیم

مهمترین چیزی که یاد گرفتیم

تا جایی که بچه ها مربوط میشه

اینه که نذاریم از نزدیک تلویزیون نگاه کنن

یا اصلا توی خونه وسایل احمقانه نذاریم

هیچوقت اجازه ندیم

هیچوقت اجازه ندیم

هیچوقت اجازه ندیم

این احساسات داخل سرت

مغزت رو فاسد میکنه

فکرت رو به هم میریزه

بچه ها رو خنگ میکنه

خنگ، خنگ

دیگه داستانهای قشنگ رو نمیفهمه

داستانهای زیبا

داستانهای زیبا

مغزش مث پنیر نرمه

فکرش یخ زده

نمیتونه فکر کنه

مایک توی رو ملاحظه میکنید

خیلی پشیمونیم که

پشیمونیم که

باید صبر کنیم و ببینیم

باید صبر کنیم و ببینیم

باید صبر کنیم و ببینیم

باید صبر کنیم و ببینیم

باید صبر کنیم و ببینیم

میتونیم به اندازه اولش برگردونیم

یا نه

پدرش درمیاد

یکی اونو بگیره

بهم کمک کنید

بهم کمک کنید

خدا رو شکر… که سالمه

سالمه؟

مگه کوری؟

منو به روز اولم برگردون

روز اولی نیست

این تلویزیونه، تلفن که نیست

کاملا متفاوته. پیشنهاد شما چیه؟

نمیدونم

اون جوونه و … مثل فنر خوب کِش میاد

بذرایمش در دستگاه کِشش کاکائو

کِشش کاکائو؟

این نظر منه

خیلی لاغره

بله

کِشش کاکائو

آقای توی و پسر کوچکش روبه قسمت کِشش کاکائو ببرید

اونو بکِشید

به گردشمون ادامه بدیم

خیلی چیزا مونده که ببینیم

چند ت ابچه مونده؟

فقط چارلی مونده آقای ونکا

فقط تو موندی؟

بله

بقیه کجان؟

اوه، پسر کوچولو

یعنی تو برنده شدی

تبریک میگم

واقعا انجام میدم

خیلی خوشحالم

از اولش هم همین حدسو میزدم

آفرین

نباید وقتو تلف کنیم

یه عالمه کار داریم که باید انجامشون بدیم

ولی خوشبختانه این آسانسور شیشه ای ما رو هرجایی میبره

خیلی سریع

متن انگلیسی درس

♪ Who went and spoiled her, who indeed?♪

♪ Who pandered to her every need?♪

♪ Who turned her into such a brat?♪

♪ Who are the culprits?♪

♪ Who did that?♪

♪ The guilty ones, now this is sad.♪

♪ Are dear old Mum and loving Dad.♪

Ah!

Oh, really?

Oh, good.

I’ve just been informed that the incinerator’s broken.

So there should be about three weeks of rotten garbage to break their fall.

Well, that’s good news.

Yeah.

Well, let’s keep on trucking.

I don’t know why I didn’t think of this earlier.

The elevator’s by far the most efficient way to get around the factory.

There can’t be this many floors.

How do you know, Mr. Smarty-Pants?

This isn’t an ordinary up-and-down elevator, by the way.

This elevator can go sideways, longways, slantways and any other ways you can think of.

You just press any button and, whoosh, you’re off.

Oh, look.

Look.

Ladies and gentlemen, welcome to Fudge Mountain.

Oh.

I’d rather not talk about this one.

This is the Puppet Hospital and Burn Center.

It’s relatively new.

Ah, the administration offices.

Hello, Doris.

Why is everything here completely pointless?

Candy doesn’t have to have a point.

That’s why it’s candy.

It’s stupid.

Candy is a waste of time.

No son of mine is going to be a chocolatier.

Then I’ll run away.

To Switzerland.

Bavaria.

The candy capitals of the world.

Go ahead.

But I won’t be here when you come back.

Sorry, son.

We’re closing for the night.

I wanna pick a room.

Go ahead.

Here.

Put these on quick, and don’t take them off whatever you do.

This light could burn your eyeballs right out of your skulls.

And we certainly don’t want that, now, do we?

This is the testing room for my very latest and greatest invention:

Television Chocolate.

One day it occurred to me: “Hey, if television can break up a photograph into millions and millions of tiny pieces and send it whizzing through the air.

then reassemble it on the other end.

why can’t I do the same with chocolate?

Why can’t I send a real bar of chocolate through the television, all ready to be eaten?

I’m not gonna touch it.

I’m not going in that direction.

Sounds impossible.

It is impossible.

You don’t understand anything about science.

First off, there’s a difference between waves and particles.

Duh.

Second, the amount of power it would take to convert energy in matter would be like nine atomic bombs.

Mumbler!

Seriously, I cannot understand a single word you’re saying.

Okey-dokey.

I shall now send a bar of chocolate from one end of the room to the other by television.

Bring in the chocolate.

It’s gotta be real big because you know how on TV, you can film a regular-size man, and he comes out looking this tall?

Same basic principle.

It’s gone.

Told you.

That chocolate is now rushing through the air above our heads.

in a million tiny little pieces.

Come over here.

Come on.

Come on.

Come on!

Watch the screen.

Here it comes.

Oh, look.

Take it.

It’s just a picture on a screen.

Scaredy-cat.

You take it.

Go on.

Just reach out and grab it.

Go on.

Holy buckets.

Eat it.

Go on.

It’ll be delicious.

It’s the same bar.

It’s just gotten a little smaller on the journey, that’s all.

It’s great.

It’s a miracle.

So imagine, you’re sitting at home watching television and suddenly a commercial will flash onto the screen, and a voice will say:

“Wonka’s chocolates are the best in the world.

“If you don’t believe us, try one for yourself.

And you simply reach out and take it.

How about that?

So can you send other things?

Say, like, breakfast cereal?

Do you have any idea what breakfast cereal’s made of?

It’s those little curly wooden shavings you find in pencil sharpeners.

But could you send it by TV if you wanted to?

Of course I could.

What about people?

Well, why would I wanna send a person?

They don’t taste very good at all.

Don’t you realize what you’ve invented?

It’s a teleporter.

It’s the most important invention in the history of the world.

And all you think about is chocolate.

Calm down, Mike.

I think Mr. Wonka knows what he’s talking about.

No, he doesn’t.

He has no idea.

You think he’s a genius, but he’s an idiot.

But I’m not.

Hey, little boy.

Don’t push my button.

He’s gone.

Let’s go check the television, see what we get.

I sure hope no part of him gets left behind.

What do you mean?

Well, sometimes only half of the little pieces find their way through.

If you had to choose only one half of your son, which one would it be?

What kind of a question is that?

No need to snap.

Just a question.

Try every channel.

I’m starting to feel a little anxious.

There he is.

Mike.

♪ The most important thing.♪

♪ That we’ve ever learned.♪

♪ The most important thing we’ve learned ♪

♪ As far as children are concerned ♪

♪ ls never, never let them near, The television set.♪

♪ Or better still just don’t install, The idiotic thing at all.♪

♪ Never, never let them ♪

♪ Never, never let them.♪

♪ Never, never let them.♪

♪ It rots the senses in the head.♪

♪ It keeps imagination dead.♪

♪ It clogs and clutters up the mind.♪

♪ It makes a child so dull and blind.♪

♪ So dull, so dull.♪

♪ He can no longer understand ♪

♪ A fairy tale, a fairyland.♪

♪ A fairyland, a fairyland.♪

♪ His brain becomes as soft as cheese.♪

♪ His thinking powers rust and freeze.♪

♪ He cannot think, he only sees.♪

♪ Regarding little Mike Teavee.♪

♪ We very much regret that we.♪

♪ Regret that we.♪

♪ Shall simply have to wait and see.♪

♪ Wait and see, wait and see.♪

♪ Wait and see, wait and see, wait and see.♪

♪ We very much regret that we.♪

♪ Shall simply have to wait and see.♪

♪ If we can get him back his height.♪

♪ But if we can’t.♪

♪ It serves him right.♪

Ew, somebody grab him.

Help me.

Help me.

Oh, thank heavens.

He’s completely unharmed.

Unharmed?

What are you talking about?

Just put me back in the other way.

There is no other way.

It’s television, not telephone.

There’s quite a difference.

And what exactly do you propose to do about it?

I don’t know.

But young men are extremely springy.

They stretch like mad.

Let’s go put him in the taffy puller.

Taffy puller?

Hey, that was my idea.

Boy, is he gonna be skinny.

Yeah.

Taffy puller.

I want you to take Mr. Teavee and his little boy up to the taffy puller, okay?

Stretch him out.

On with the tour.

There’s still so much left to see.

Now, how many children are left?

Mr. Wonka, Charlie’s the only one left now.

You mean, you’re the only one?

Yes.

What happened to the others?

Oh, my dear boy,

but that means you’ve won.

Oh, I do congratulate you.

I really do.

I’m absolutely delighted.

I had a hunch right from the beginning.

Well done.

Now, we mustn’t dilly or dally.

We have an enormous number of things to do before the day’s out.

But luckily for us, we have the great glass elevator to speed things along.

Speed things along.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.