ملاقات با دکتر

فصل: خانه پدر 1 / سرفصل: بدون موسیقی / درس 6

ملاقات با دکتر

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

“داستی مارون “ یک هیجو دی پاتای دیوانه

هی دکی ، چطوری؟

خوب به نظر میای پسر.

هنوز اون مسابقات مرد آهنین رو میری؟

آره داداش

تازه سبک برزیلی رو تموم کردم ساعت 11:40

باورنکردنیه

آره. خوب، زود باش

چیزی نیست که بهت مربوط نباشه

هی ، در اولین مسابقه

نزدیکای خط پایان بودم وقتی این حرومزاده منو گرفته بود

منظورم اینه که کی جایزه ی مرد آهنین رو می بره و تصمیم می گیره دوباره بره اون اطراف؟

کی همچین کاری میکنه؟

به نظر خسته کننده میاد

سلام من دکتر “فرانسیسکو” هستم شما باید “سارا” باشید

سلام

“داستی “ در مورد این یکی دروغ نگفتی. عالیه

حتی در مورد این یکی هم دروغ نمی گفتی

تو باید همون آدم نورانی باشی

چی؟

هی ، زود باش

الان دارم به تو میخندما

زود باش ، یه بقل کوچولو

بریم داخل ،

وقتشه معاینه کنم

خوبه. وقتشه یه دستی بکشیم بهش

فک کنم با اطمینان میشه گفت مشکل شما ربطی یه اشعه ایکس نداره

می دونی چیه عزیزم، بیا اینجا

ویه دستی به این دوتاتوپ قلقلی بکش

خوبه. الان اینجا دست بزار

اوه!

خوبه، حسش کردی؟

آره

باشه ، اونطوری که میخواستی نیست

واقعا؟ بنظر میاد مثل .

سسلااااام

خوب ، این جریان خون رو قطع می کنه

و قدرت جنسی رو محدود می کنه

میخوای که .

می دونی چیه؟ راستش .

هی ، “داستی” هی

چرا میاد اینجا؟

میشه یه کمکی کنی، لطفا؟

اوه ، بیخیال هردفعه منو درگیر می کنی؟

بیخیال. یکم شنگول بازیه

باشه

وای خدا! چیکار می کنی؟

این کار اخلاقیه؟

یا امامزاده تیمور

قورتش هم می دادی؟

نه

طوری نیست ، خودم هر دفعه قورتش می دادم

می بینی اینو؟ این چیزیه که می خوای

گوشتی و کله گنده

صاف و صیقلی مثل .

دو تا کله ی کچل

می دونی چی میگم

دیگه بیشتر از این منو جلوی “سارا”شرمنده نکن

ببخشید داداش

آماده ای که گاو رو بدوشی، شاید یه امیدی پیدا کردیم

هی “داستی”

آماده ای رکورد قبلیتو بشکنی؟

نه ، بیخیال

زود باش

دارم در حقت لطف می کنم

چیزی که فردا تو یه مجلسی پزشو بدی

باشه. تو میخوای رکورد رو بشکنم پس می شکنم

آرههه. بچه اومده بازی کنه

منم باید یه لیوان بزرگ بر دارم؟

چی؟ مسخره بازی رو تموم کن

زود باش. از روشنی روز استفاده کن

سلام. یه سوال دارم

چقدر مشکله که یک نفر نان دارچینی درست کنه؟

کیفیت کار رستوران مهمه؟

هی “برد”

میشه اینو برسونی به “داستی”؟

اولین چک برای اقامتشه

از من سلب مسئولیت. یه مقدار بیشتر از مال تویه

نگرانش نباش

-چقدر بیشتر.

و بهش بگو سر ساعت 8:30 خونه من باشه

لازم نیست هدیه ای بیاره

باشه رفیق؟

من تا حالا خونت نیومدم

نه نیومدی

وای خدا ، موهام داغونه

مگه مو های مامانی خوشکل نیست؟

نه. اسلاید رو عوض کن

اوه باشه

اسلاید. جالبه

واو

خفنه. شما از اونجا بالا رفتید؟

اَه. چرا تو عکساتون همیشه در حال بوس کردنید؟

اوه ، مامانی بابایی رو خیلی بوس می کرد

اونایی که ازدواج می کنند زیاد هم دیگه رو بوس می کنند

آماده ای؟

واو چین !!!

عاشق اونجا بودم

“دیلان” تو دقیقا اونجا روی دیوار ساخته شدی ، رفیق

-واقعا؟

-“داستی” ، کافیه

باشه ، اسلاید بعدی

این جاییه که منو مامان ملاقات کردیم ، و شاه بازی کردیم تو تعطیلات تابستونی

وای خدا، خیلی لباس تنگی بود

اسلاید بعدی

وای خدا

اون بچه منم؟

بسه دیگه ، وقت خوابه

باشه؟

وقت داستانه

حتما که نباید منتظر آقای”وتیکر” باشیم؟

واقعا ازت خوشم نمیاد ولی این واقعا قلب آدمو می شکنه

آره! عمو”گریف” خونه ست!

پادشاه شمشیر بزرگشو بلند کرد و به طرف پادشاه قلابی هجوم آورد

ولی شاه قلابی با سپر حمله رو دفع کرد

و شلاق 9 تسمه ای خودشو محکم به صورت از خود راضی پادشاه کوبید

و پادشاه مثل سیمرغ جا خالی داد و بعد شاه خیلی محکم و سریع حمله رو دفع کرد، خیلی سریع و دقیق به طوری که پادشاه قلابی راه فرار نداشته باشه حمله ور شد .

یووووهوووو

اما درسته. درسته

پادشاه همه ی حملات رو دفع کرد

خیلی راحت. کار خاصی نکرد

وای

بعد شمشیر پادشاه رو از دستش قاپید و با زانو شکستش

بوووه

بعد پادشاه شاتگان غیر اتوماتیکشو در آورد

که کاملا از نظر تاریخی غیر معقوله

پس اگر محدوده ی زمانی نداریم پادشاه قلابی یک جلیقه ی ضدگلوله پوشیده بود

نارنجک کور کننده

نارنجک انفجاری

راکت انداز

موشک اندار

حمله ی هوایی

حمله ی اتمی

چاله ی فضایی

خدا

می دونم به کجا ختم میشه

پادشاه قلابی خیلی ناراحت بود چون وقتی پادشاه شمشیرش رو در آورد

خیلی دراز و درخشنده بود

و پادشاه قلابی از شمشیر پادشاه می ترسید

و وقتی پادشاه قلابی نیرومندی پادشاه رو تصدیق کرد خیلی زیبا قداره شو در آورد همه ی حوری های جزیره سایز متوسط رو ترجیح می دادند شمشیر پادشاه قلابی رو می دونست چطور گوش بده

و پادشاه باید باور کنه توی قصر چیزی بیشتر از یک مهمان نیست و بهتره که قصر رو ترک کنه چون که پادشاه قلابی ،

صبرش به لب رسیده

بخاطر مزخرفات پادشاه

“برد”یه حرف خیلی زشت زد

بچه ها متاسفم که باید به این حرفای زشت گوش بدید

یادتون باشه به مامانتون بگید

“برد” می تونم تو حال باهات خصوصی صحبت کنم؟

“برد” اون داخل چیکار کردی؟

ببین ، پادشاه قلابی نباید .

حرفای زشت بزنه اونم جلوی شاهزاده ها خودش قبول داره

چرا هنوزم اونطوری حرف می زنی؟

ما تو حالیم

نمی دونم. ناراحتم

صبر کن

اوه اوه اوه. سلام

آره ، برد اینجاست حالش هم خوبه

دکتر “فرانسیسکو” ـه

میخواد فردا بریم ملاقاتش

ساعت 9:30 بیکاری؟

آره فکر کنم

آره

پس فردا می بینیمت

بیا بریم

یالا، مرد

دکتر یک لحظه با تون می مونه

ممنون

هی ، “برد” هر اتفاقی افتاد می خوام بدونی که من بهت افتخار می کنم که داری تلاشتو می کنی

باشه؟

ممنونم

سلام سلام

خب. میرم سر اصل مطلب

“سارا”خبرای بدی دارم

وای، خدا

فکر کنم خبر شکننده ایه. متاسفم

لعنتی ، اون یک رسوایی بزرگه

قلبم داره می ریزه

آره یک رسوایی بزرگه “سارا”

رسوایی بزرگی که

تو قراره تحمل کنی مخصوصا برای “برد” که روی دوشت سنگینی می کنه

و حالا “برد” یک شانس داره که تورو حامله کنه

چی؟ خدای من

یا خدا

وای خدا

هی دکی ، دکی ،بهشون حس اشتباه امیدوار کننده نده

یادته درمورد فشار خون و بیضه های چروکیده گفتی؟

آره ، “برد” تورو داره که ازش تشکر کنه

آره ، در آزمایشگاه موش ها هروقت موش نر از خودش تستوسترون ترشح می کنه اسپرم تولید می کنه

الان تضمین نمی کنم ، باشه؟

ولی “برد” با کمک من، فکر کنم اینقدر اسپرم داری که به اندازه ی یک شهر بچه بیاری

عالیه. ممنون

خیلی ممنون

خواهش میکنم

میشه بغلت کنیم؟

آره. بیا

وای ، خدا

انتظارشو نداشتم

هووووم

تو یک موزمار و 7 خطی

دست کم گرفته بودمت

آره ، درسته

بالاخره می تونم به “سارا” همه چیز بدم، احساس خوبی دارم

حالا گوش کن ، باید این کارو کنی

حالا باید بری فاتحه بخونی به دم و دستگاه “داستی”

و اونم حسابی بوشو حس کنه و به مردونگیت پی ببره

نصیحت خوبی بود

پارسال همین کارو تو لابی انجام دادم

یادمه. یه خطر زیست محیطی ایجاد کردی اصلا

آبدارچی سابقو حسابی ترسوندم

نه ، میرم یه شاهکاری می کنم در این مورد

باشه ، خوبه ، شاهکارتو بکن

ولی هرچه سریع تر یه بچه بیار

چون در نهایت اگه “سارا” “داستی” رو به تو ترجیح داد، اونم ناپدری بچه ی تو میشه

باحال میشه نه؟

زود باش بزن قدش

نه. نمی دونی ، حس بیگانگی به آدم دست میده وقتی در مورد بچه ی به دنیا نیومدت قضاوت میشه

تا حالا توی تیم “داستی” بودم

الان سعی دارم به تیم “برد” که برنده ی ماجراست ملحق شم

برو تو کارش

ترجیح میدم که نرم

دارم سعی می کنم لحظاتمو باهات شریک شم. بزن قدش

حس خیلی . نه ممنون

زدی

صبر کن. نه.

حال داد

این حساب نیست

عاشقتم “برد”

من نزدم قدش

سیب زمینی

داستی؟

برد

چیکار می تونم بکنم برات؟

اوه ، خوب شنا میری

ببین

کاری که تو برای من و “سارا” کردی زندگیمونو تغییر داد فقط می خواستم بگم ممنون

و من متاسفم

برای چی؟

خوب ، مساله اینجاست

منظورم اینه که ، تو یهویی پیدات شد

یه آدم باحال و جذاب

و فکر کنم احساس رقابت کردم و یکم هم احساس نا امنی ، فکر کردم که شاید میخوای باهام رقابت کنی

اما امروز ثابت کردی چیزی که واقعا برات مهمه خوشحالی خانوادست

وای پسر

نابود شدم

جدی میگم. می دونی چرا؟

تو راست می گی من باهات رقابت می کردم “برد”!

آره؟

حقیقتو بگم؟

من این مرد جدید رو توی زندگی بچه هام دیدم

مثل یک پرستار و یک آدم موفق و من حتی می خوام مثل تو باشم

ولی نمیتونم کنترلش کنم. ازت خوشم میاد “برد”

جدی؟

تصمیم داشتم تورو کنار بزنم تا خانوادمو بر گردونم

من دو رو بودم و

بهت کلک زدم

حس یک هیولا رو دارم

نه. نه نه نه

با نهایت احترام ازت میخوام خفه شی

تو حق داری که اون احساساتو داشته باشی

باشه؟ داریم در مورد بچه هات حرف میزنیما

با هم راحتیم؟

کاملا

بیا بغلم

می دونی چیش باحاله؟

خیلی بوی عرق می دی بعد از اون همه شنا رفتن

ستودنیه

ممنونم داستی

ممنونم برد

اوه ، آه

می دونی ، اون قضایای منو کنار زدن و برگردوندن خانواده و این حرفا حلشون کردیم ، درسته؟

اوه ، نه نه نه. من اینجام که شکستت بدم و خانوادمو پس بگیرم

نمیشه تغییرش داد

اما حالا شرافت تورو در پیش می گیرم و بدون کلک کارمو ادامه میدم

صادقانه. مثل مرد. مثل تو

ما که بغل کردیم. گفتی ازم خوشت میاد

اوه “برد” من خیلی ازت خوشم میاد

اما این کارو آسونتر نمی کنه

می دونی که قراره حرفاتو به “سارا” بزنم

البته ،

تو یک چاپلوسی

و اونم قرار نیست خوشش بیاد

اون میخواد تورو بیرون بندازه

تو راست میگی “برد”

الان فازت چیه؟

الان فازمو بهت گفتم

مغزم داره وا میره

شما سیب زمینی شیرین ندارید؟ یا هندی؟

سیب زمینی شیرین یا هندی؟

” گریف “ می دونی که سیب هندی داریم؟

مجبورم کردی برات بخرم

می خواستم با اجازه گرفتن بهت احترام بزارم

نمی خواستم بقاپمشون

باشه ، خیلی ممنون

الان وسط یه تصفیه حسابم

برو و برشون دار

باشه

موضوع اینه. تو راست می گفتی “داستی”

آره. من به”سارا” نمی گم

بهت ثابت می کنم که من بهتر از تو هستم

می تونی خاک پامو بخوری ، “خاکی”

متن انگلیسی درس

Dusty Mayron, you crazy hijo de puta!

Hey, what’s up, Doc?

You look great, man. You still rocking those Ironmans, huh?

Yeah, bro.

I just finished Brazil in 11:40.

That’s unbelievable.

Yeah. Well, come on.

Ain’t nothing on you, man.

Hey, my first race,

I’m limping across the finish line when this bastard laps me.

I mean, come on, who wins an Ironman, then decides to go around again?

Who does that?

It sounds exhausting.

Hey, I’m Dr. Francisco. You must be Sara.

Hi.

Dusty, you were not lying about this one. Very nice.

And you weren’t lying about this one either.

You must be Chief Glowing Sack.

What?

Hey, come on,

I’m just lighting you up, man.

Come on, little hug.

Okay, come on back, y’all.

Let’s take a look.

All right. So let’s run it down.

I think we can safely say that your issue has nothing to do with X-rays.

You know what, sweetheart, come here.

Let’s see that pretty little hand.

Okay. Now put it right in here.

Oh!

Okay, you feel that?

Yeah.

Okay, that is not how you want testicles to be shaped.

Really? It feels like all the other.

Hi.

Well, it cuts off blood flow, okay?

Limits potency.

You want them to.

You know what? Actually.

Hey, Dusty!

Hey.

Why is he coming in here?

Little help in here, please.

Oh, come on. You gotta put me through this every time?

Come on. Be a sport.

All right.

Oh, my God! What are you doing?

Is this even ethical?

James and the Giant Peach.

Did you just gulp?

No.

It’s okay, I gulp every time.

You see, this. This is what you want.

Plump and bulbous.

Glassy smooth, like

two Patrick Stewarts,

you know what I mean?

Don’t embarrass me in front of Sara like this anymore, okay?

Hey, sorry, bro.

So, ready to milk the cow, see if we even got a sliver of hope here?

Hey, Dusty, come on, buddy. Want to try to break your own record?

Oh, no, I’m good

Hey, come on, man.

I’m doing you a favor here.

Give me something to brag about at the next symposium.

All right, fine. You want to break the record, I gotta break the record.

Yeah. Kid came to play.

Should I grab a big cup, too?

What? Stop screwing around.

Come on. We’re burning daylight here.

Hello. Quick question.

How difficult would it be for someone to whip up a batch of your Cinnabons?

Would you need restaurant-grade ovens?

Bradsky. Could you pass this along to Dusty?

It’s his first resids check.

Disclaimer. It’s more than you make.

Don’t get worried about it.

How much more than.

Oh, and tell him, 8:30 sharp at my house.

He doesn’t need to bring anything.

All right, buddy?

I’ve never been to your house.

No, you haven’t.

SARA: Oh, my God, my hair, it looks awful.

Doesn’t Mommy’s hair look pretty?

No. Next slide, please.

Oh, okay.

Slides. Fun.

Aw.

Cool. You guys climbed that?

Yuck. Why are you guys kissing in every single picture?

Oh, Mommy used to kiss Daddy a lot.

Married people kiss a lot.

Ready?

Wow, China.

I loved it there.

Dylan, you were created right there on that wall, buddy.

Really?

Dusty, that’s enough.

Okay, next slide.

That’s where your mom and I met, doing The King and I in summer stock.

God, that costume was so tight.

Next slide, please.

Oh, my God.

Is that baby me?

All right, you guys, let’s, um, get ready for bed.

Okay?

It’s story time, Mayron family!

We don’t have to wait for Mr. Whitaker, do we?

I really don’t like you, but that sh@t is heartbreaking.

Yay! Griff’s home!

So the King raised his mighty sword and rained steel down upon the Step King.

But the Step King blocked it with his shield.

And swung his cat o’nine tails into the King’s smug face.

Which the King easily brushed aside like the feather of a gull.

And then the King did counter with a barrage of slashes and thrusts so fast and precise that the Step King had no way to parry.

Yay!

But he did. He did.

He parried all of them.

Easily. It was no big deal.

Aw.

Then he grabbed the King’s sword right out of his hand and smashed it over his knee.

Boo!

That’s when the King pulled out a pump-action Mossberg shotgun!

Which is completely anachronistic.

So if we’re doing any time period, then the Step King just happened to be wearing Kevlar body armor.

Concussion grenade!

Hand grenade.

Rocket launcher.

Missile launcher.

Air strike.

Nuclear strike.

Black hole.

God.

We know what this comes down to.

The Step King was very upset because when the real King pulled out his sword,

it was long and shiny, and the Step King

did shudder at the size of it.

And while the Step King acknowledged that the King carried a mighty, beautifully engraved broadsword, all the maidens in the land preferred the more average-sized Step King’s sword because it knew how to listen.

And the King needs to realize he’s a guest in his castle and he better mind his P’s and Q’s because the Step King

has had it up to here

with the King’s bullsh@t!

Brad said a naughty word.

Kids, I’m so sorry you had to hear that inappropriate language.

Make sure you tell your mother.

Brad, can I talk to you in the hall, please?

Brad, what just happened in there, man?

Look, the Step King should not have

used inappropriate language in front of the Prince and Princess, he admits that.

Why are you still saying it like that, Brad?

We’re out in the hall.

I don’t know. I’m upset.

Hold on.

Oh-ho-ho! Hello?

Yeah, Brad’s here, he’s doing good.

Hey, it’s Dr. Francisco.

He wants us all to come in tomorrow.

9:30 work for you?

Yeah, I guess so.

Yeah,

we’ll see you then.

All right, bud. Come on, man.

The doctor will be with you in a moment.

Thank you.

Hey, Brad, whatever happens here, I just want you to know that I’m proud of you for doing your best.

Okay?

Thank you.

Hello, hello. Okay.

I’m going to cut right to the chase.

Sara, I’m afraid I’ve got some bad news.

Oh, God. That is a tough break. I’m sorry.

Damn, that is a real shame.

My heart is melting.

Yeah, it’s a real shame, Sara.

A real shame that

you’re gonna have to put up with Brad here pounding away on you over and over,

now that he’s got a fighting chance of getting you pregnant.

What? Oh, my God!

Holy moly!

Oh, my God.

Hey, Doc, Doc, don’t give them a false sense of hope.

Remember what you said about the blood flow and the screwy ‘nads?

Yeah, well, Brad has you to thank for that, Dusty.

Okay, in lab rats,

whenever another alpha male comes around, it can spike testosterone, driving up sperm counts.

Now, no guarantees, okay?

But with my help, Brad, I think you got enough left in the tank to make it all the way to baby town.

That’s so wonderful. Thank you.

Thank you so much.

Of course.

Can we give you a hug?

Oh, yeah. Come on in.

Oh, my gosh.

Did not expect this.

Mmm.

You virile sea snake, you.

I underestimated you, Brad.

Yes, you did.

I can finally give Sara everything, and it feels good.

Now, listen, this is what you need to do.

You need to go and pee outside the room that Dusty sleeps in.

He’s gonna smell your urine and know that your virility is not to be taken lightly.

It’s good advice.

I did it last year in the lobby.

Oh, I remember. It was a health hazard.

It scared the FedEx guy.

No, I’m going to take the high road on this one.

Okay, fine, take the high road.

But jam a baby up in there as quickly as you can, Brad.

Because, in the end, if Sara does choose Dusty over you, he has to be stepdad to your baby.

How beautiful is that?

Come on, five it.

No. You know, it feels strange to high-five over the custody of my unborn child.

I’ve been on Dusty’s team.

I’m trying to jump over to the winning team Brad.

Get on this.

I’d really rather not.

I’m trying to share a moment with you here. Please five me.

It feels. No, thanks.

Got it!

Wait. No.

Sweet.

It didn’t count.

I love you, Brad.

It’s not a binding high-five.

Fat beans in there.

Dusty?

Brad.

What can I do for you?

Oh, wow, that’s some impressive up-downs.

Look, uh,

what you did for Sara and me, that’s a life-changer, and I just wanted to say thank you.

And I’m sorry.

Sorry for what?

Well, here’s the thing.

I mean, you show up,

here’s this guy who’s cool and exciting.

I guess I felt a little competitive, and slightly insecure, and I start thinking, well, maybe you want to challenge me.

But today you proved that all you really care about is our family’s happiness.

Oh, man.

I’m humbled.

I mean it. And you know what?

You’re right. I was challenging you, Brad.

Yeah?

The truth?

I see this new man in my kids’ life.

He’s kind and caring and successful, and I don’t even want to like you.

But I can’t help it. I like you, Brad.

Really?

I was determined to push you out and get my family back.

I was underhanded

and disingenuous about it.

I feel like a monster.

No. No, no, no.

At the risk of being disrespectful, I want you to shut your mouth.

You are allowed to have those feelings. Okay?

Heck, we’re talking about your own children here, for cripes’ sake.

Clean slate?

Absolutely.

Come here.

You know what’s funny?

You’re not even sweating, after doing all those push-ups.

That’s exemplary.

Thank you, Dusty.

Thank you, Brad.

Oh, uh.

You know, all that stuff about pushing me out and taking over my family, I mean, we’re through all that, right?

Oh, no, no, no. I’m here to defeat you and take back my family.

That can’t change.

But now I’ll follow your noble example and do it above board.

Honestly. Like a man. Like you.

But we just hugged. You said you like me.

Oh, I do like you, Brad, very much.

It doesn’t make this any easier.

You know I’m gonna have to tell Sara what you said in here today.

Of course.

It would be irresponsible not to.

She’s not gonna like it.

She’s gonna want you out.

You’re right about that, Brad.

What the hell are you up to?

I just told you what I’m up to.

My head is spinning right now.

Hey, you got any sweet potatoes? Or yams?

Sweet potatoes or yams?

Griff, you know we have yams, all right?

You made me buy them for you.

I wanted to respect your house by asking you before I got them.

I didn’t want to just go grab yams.

Okay, I appreciate that.

I’m dealing with something.

Just go get the yams.

All right.

Here’s the thing. You’re right, Dusty.

Yeah. I’m not going to tell Sara.

But I’m gonna prove to you that I’m the best.

You can eat my dust, Dusty.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.