مشکلات

فصل: خانه پدر 1 / سرفصل: بدون موسیقی / درس 5

مشکلات

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

ببین ، من واقعا خوبم.

فقط یه خراش ساده هست.

فقط یه ذره مُردی، فقط همینو انجام دادی، برد.

فکر کردیم از دستت دادیم.

باشه ، من متاسفم.

فقط میخواستم یک ناپدری دست وپا چلفتی نباشم.

حالا همه ی بچه ها فکر می کنن اون سوپرمنه.

خوبه ، حداقل می دونی چه حسی کردم.

من همیشه باید مامان بده باشم و همه رو مجازات کنم، یهو می بینی می زنه به سرش و خدا می دونه برای باحال بودن چه کارایی که نمی کنه.

عزیزم. نگاه کن.

باهاش صحبت می کنم باشه؟

بهش میگم این آشغالا رو جمع کنه و سریعا به یک مسافرخونه نقل مکان کنه. سریعا.

عالیه.

وایسا بینم. شاهزاده”هنس” وقعا آدم بده هست؟

پسر ، اصلا نمی دونستم میخواد بیاد.

بنظر میاد واقعا “آنا”رو دوست داشت.

از شاهزاده “هنس”متنفرم.

داستی.

هی ،چطوری مردجرقه ای؟

مرد جرقه ای. خیلی خنده داره.

“برد”این انیمیشن رو دیدی؟

باور نكردنیه ، پسر.

دوتا خواهر هستن یکیشون قدرت یخی داره.

آره ، انیمیشن “یخ زده” برام آشناست.

گوش کن ، باید همین الان باهات صحبت کنم.

الان نمی تونم “برد”.

فقط فیلمو استاپ کن!

میشه بیرون صحبت کنید؟

“گریف” رفیق. میشه فیلمو استاپ کنی؟

نه! نمی خوام لحظه هارو خراب کنم.

نمی کنی رفیق … اگه یه آهنگ دیگه گذاشت استاپ کن. باشه؟

قراره احساساتمو استاپ کنم؟

فقط آهنگو استاپ کن.

چیه؟چیه؟

چه خبره برد؟

این نباید زیاد طول ببره.

باشه ، خوبه.

گوش کن ، فکر کنم تو اینجایی.

آره. مشکلی نیست.

و “گریف” هم اینجاست فقط یه مانعی وجود داره…

کلاه احمقانه!

عزیزم چی شده؟

اونا دوباره دوچرخه ـمو کشیدن!

اعصابم خورده!

میخوام بکشمشون، برد. باشه؟

میخوام خانواده هاشون کشته بشن.

اگه واقعا خانواده ندارن میخوام، می خوام صاحباشون بمیرن.

درکم میکنی؟

باشه باشه.

چیزی نیست.

” مگان” اون بالا داره باهاش بازی می کنه.

واقعا اعصابم خورد شده.

دوباره کار کلاس چهامی هاست؟

کلاس چهارمی ها؟

تو در موردش چی میدونستی “برد”؟

آره. “دیلان”خواست خصوصی درموردش باهام صحبت کنه.

جدی؟

و ما هم یک نمایشی از صحبت هایی برای رفع کش مکش ها دادیم.

الان جدی هستی، برد؟

چیزی که اون نیاز داره اینه که یادش بدی چطوری به اونایی که میزننش، ضربه بزنه.

بنازمش. باید یه آموزشگاه تاسیس کنی. صداش هم نوای خوبی داره.

الان یه موضوع خانوادگیه.

نه ، داستی و گریف درست می گن.

اون بچه ریقو ها باید تنبیه بشن و درس عبرت بگیرن.

تنبیه جادویی سراغ داری براشون؟

آره ، پشت …اینجا. وایسا. بزار خودم بدمت.

می دونم الان همه ناراحتیم اما مسئله اینه که…

خشونت چیزی رو حل نمی کنه.

کتاب تاریختو یه نگاه بنداز رفیق.

تقریبا همه چیز با خشونت حل شده.

راه های بهتری هم هست.

باشه. یکی نام ببر. غیر از صحبت کردن.

یکی نام ببرم؟

یکی نام ببرم!

منظورت چیه ، یکی نام ببرم؟

گفتی که می تونی، که میشه همه ی مشکلات رو بدون استفاده از خشونت حل و فصل کرد.

چیکار میخای بکنی؟

نمی دونم.

خوب ، گفتی می دونی!

جوری وانمود می کنی انگار می دونی!

خب، آره!

چی؟

رقص! رقص.

تو .. تو الان گفتی برقصیم”برد”؟

در تمدن جوانان خیلی مشکلات با رقصیدن حل می شوند.

با هم کار عملی می کنن بازی می کنن باجست و خیز کردن یا بالا پایین پریدن و اینجور چیزا.

با هم تماس می گیرن که برن بیرون، بعدش هم بر می گردن و خیلی هم از دعوای خیابانی آسون تره.

و در آخر هم کسی آسیب نمی بینه.

و یک ورزش هم حساب میشه.

یه مقدار رو مخه ولی به نکته ی خوبی اشاره کرد.

تاریچه ی غنی ای از نبرد رقاص ها درفیلم ها وجود داره.

1 مثلا فیلم Breakin’

اصلا فکرشم نمی کردم.

.Breakin’ 2: Electric Boogaloo…

یکی از کمیاب ترین مورد ها که ادامه بهتر از نسخه اول بود

خیلی بهتر

یا فیلم های Step Up, Stomp the Yard

داره راه چاره رو نشون میده

عزیزم ، الان داری میگی به “دیلان “ یاد بدیم چطوری برقصه؟

نه دارم میگم خشونت رو آموزش دادن راه چاره نیست

ولی شاید دفاع کردن رو یادش بدیم بد نباشه

باشه

بفرما. عالیه

خوبه ، همونجا

آره. خیلی هم ایمنه

خیلی خوب. آماده ای؟

فکر کنم

اوه ، آماده ای

برد و گریف شما قراره کلاس چهارمی باشید

منم “دیلان “ـم

باشه

باشه. هی رفیق اولین کاری که باید بکنی گنده بک ترین شونو خبر کنی

هی! چه مرگته؟

ریز می بینمت ، نیا تو دستو بالم با اون نوچه ریقوهات

واو. باشه، بله

الان نابود شم

الان شدیدا احساس پیشمونی می کنم

با خودم میگم

لعنتی ، برخورد زشتی داشتم کاملا همون چیزیه که من میخوام

درسته ؟ مثل همون پسر بچه؟

نه. چیزی که اون بچه ها فکر می کنن اینه که تا می تونن بزنن و لت و پارت کنن

ولی الان تا با یک قلدر طرفی معمولا با چندتا هل دادن دعوا شروع میشه

باشه

واقعا نزدم ، زدم؟

نه. خیلی نزدیک بود بخوره!

دیدی چیکار کردم رفیق؟

جوری کنش نشون دادم که بدنش واکنش نشون بده و زدم پهنش کردم

نمی خوام بزنمت

اوه

باشه ، اروم باش

باشه؟ بوم

بهش میگن عنصر سوپرایز

وقتی شروع می کنی بمالی درش

بازم میخوای حرومزاده؟

دوست داشتی حرومزاده؟

باشه. میشه از این کلمات به کار نبریم؟

نه

آره عزیزم

متاسفانه باید به کار ببریم. متاسفم

باید ازش یه بدکاره بسازی

اصل کاری همینه که طرف رو نابود می کنه

همن پایین بمون عوضی

که تو باشی که دست روی بچه بلند نکنی

یه بار دیگه بزنش “دیلان”

وایسا ببینم فکر می کردم هم گروهیم

آره ، ولی وقتی “دیلان” حریفت شد جهتمو عوض کردم

فکر می کنی اون بیرون تو زمین بازی چه خبره؟

باشه ، زودباش رفیق

نوبت تویه. باشه؟

الان من کلاس چهارمی هستم

می تونم برم تو کلاس الان، لطفا؟

هی پسر ، آروم باش

از پسش بر میای

گفتم نه! از این کارا بدم میاد

فقط ازشون فاصله می گیرم ، باشه؟ مامان

باشه ، بیا اینجا عزیزم

زود باش. خوبه

برد

اینجا کمکم کن. زودباش

هی ، وایسا

گوش کن

می دونم چه حسی داری

وقتی می ترسی از مدرسه رفتن

باشه ؟

وقتی همسن تو بودم یه گروه بچه که بزرگتر از خودم بودن شروع کردند به اذیت کردنم

من فرار کردم زیر میز و گریه کردم

همیشه اذیتم می کردند چون می دونستند می ترسم نزدیکشون بشم

تا روزی که دیگه خسته شدم

و قشنگ یه مشت خوابوندم تو دماغ “جسی هابارد”

جدی؟ اونوقت ولت کردند؟

دیگه پیداشون هم نشد

برد. خیلی خوب بود

بیا اینجا رفیق

بهت افتخار می کنم. باشه؟

حالا نگاهم کن ، میخوام که …میخوام به سیب آدم یه مشت بزنی

باشه؟ میخوام گلوشو خرد کنی

وایسا وایسا

ببخشید. الان سخت احساس گناه می کنم

میخوام حقیقتو بگم و شفاف سازی کنم. بعضی قسمت های داستانم دقیقا درست نبودند

اون قسمت گریه کردنش کاملا درست بود

تا اونجایی که دیگه خسته شدم هم درسته، اما…

من تو عمرم کسی رو نزدم

باید همون اول می گفتم

پس چیکار کردی؟

آره ، چیکار کردی؟

به طور کل هیچی

در واقع کلاس شیشمی ها خیلی خشن بودن من اسممو به “دوین لیس کاک” تغییر دادم

خبرت ، چرا اینو بهش گفتی؟

من یک سال اول مدرسه رو تظاهر به کور بودن کردم فقط یک استنباط روانشناسی کردم

همه چیز خوب پیش می رفت تا این که

MAS*H منو سرگرم تماشای سریال دیدند

خیلی بد بود ، پدر و مادرم مجبور شدند خونمون رو بفروشن تا منو به مدرسه ی غیر انتفاعی ببرن

بیا همین کارو بکنیم

می تونم برم مدرسه ی غیر انتفاعی؟

نه “دیلان”، نمی تونیم

میخوای بدونی چرا؟

چون از اون روز به بعد همیشه از کشمکش ها فرار می کردم

در حقیقت ، اگه پدری مثل “داستی” داشتم ، شاید نشونم می داد که چطور روی پای خودم وایسم

یعنی ، میگی …اگه الان گلیم خودمو از آب نکشم یه احمق به تمام عیار مثل تو میشم؟

آره. یه چیزی تو همین مایه ها

آره. باشه. پس شروع می کنیم

زود باش رفیق تو از پسش بر میای

بزن. زود باش

سریعتر ، محکم تر ، با معنا تر ، قوی تر

تو سریعی ، خوبه

تو برنده ای. تو قهرمانی

می فهمن که تو یک سگ وحشی هستی

و نباید افسارتو ول کنن

کارتون خوب بود بچه ها. دمتون گرم

همکاری شما دوتا برام لذت بخش بود یک جفت پدر خوب

آره

دوتا پدر. بنظرم …

چیز باحالیه

می دونی چیه؟

بخاطر روح جاودانت میخوام حسن نیتمو برای دعوتی که ازم کردی و این که خواستید اینجا بمونم و این لحظه هارو با شما شریک بشم

اوه ، در اون مورد “داستی”

وقتی داشتیم صحبت می کردیم میخواستم بگم …

نه ، کاری که اینجا کردی بی پاداش نمی مونه

دین ـمو بهت ادا می کنم

ببین “سارا” می دونم چقدر دلت یک بچه ی دیگه می خواد

فکر کنم بتونم یه بچه بهت بدم

وای خدا

چی داری میگی؟

منظورم اینه که ، من یکی رو سراغ دارم

“داستی “ بیخیال… یکی رو سراغ داری؟

آره. یک دکتر باروری سراغ دارم

رفیق تمرینی

مسابقات مردان آهنین منه

باشه؟دکتر”فرانسیسکو” کارش حرف نداره

دکتر”امیلیو فرانسیسکو”

اسمشو قبلا شنیدی؟

وای خدا ، آره

آره ، نزدیک 10 بار روی دکتر “آز” کار کرده

آره ، اون جز 5 دکتر برتر در زمینه ی آلت شناسی در کشوره

میدونی؟ مردم سال ها صبر می کنن تا نوبت ویزیتشون بشه

فکر می کنی اجازه ی ملاقات میده؟

وا وا وا ، صبر کن ببینم

می دونم که میده

اگه کسی هست که می تونه بهت کمک کنه یک بچه بیاری ، اونه

مامان میخواد بچه دار شه

جالبه! میشه اسمشو گذاشت “ گریف”

ممنون”دیلان”

ببینید، فکر نکنم پیشنهاد خوبی باشه

یعنی دلت نمی خواد اسم یک سیاه پوست روی بچه ات باشه؟

مشکلت اینه ؟ نه!

اگه دلت میخواد اسمش یچیز سفید باشه مثل “کانر” یا “گوردون”

“هارلند” ، “اسکات”با یک دونه ت

یا “برد”

نه نه نه ، “گریف” اسم قشنگیه

فقط …

فکر نکنم فکر خوبی باشه که امیدوار باشیم چون ، در آخر، احتمال داره ناامیدت کنم

باشه عزیزم چی میشه اگه قول بدیم که امیدوار نباشم

و فقط سعی کنیم، درسته؟ کسی آسیب نمی بینه

باشه حتما

ولی نباید امید داشته باشید

نه. نه نه. مرسی!

حس می کنم حالا هم امیدوار هستی

حالا کجا میری؟

هیچ جا

داری به مامانت زنگ می زنی؟

نه

باشه ، آره ولی در مورد یه چیز دیگست

در مورد چیز دیگه ای نیست

لعنتی، “برد” برات نقشه چیده

از یک دکتر خیالی استفاده کرده تا زنتو برگردونه تو فاز بچه داری

و وقتی نتایج آزمایش رسید و ثابت شد که تو کاملا عقیمی حدس بزن کی منتظره زنته

خوب، من به زنم اعتماد دارم پس لازم نیست در موردش صحبت کنیم، باشه؟

بزار یه داستان کوچیک برات تعریف کنم

وقتی من و زن چهارمم “جنی” از ماه عسل بر می گشتیم بهم گفت که یک بچه ی 23 ساله داره

پسر برزیلی

گفت وقتی خیلی جوون بود زاییدش

حالا هم با ما زندگی می کنه

یه ذره هم انگلیسی بلد نیست

کشمکش های معمولی رو داریم

دارم سعی می کنم از حقوقم دفاع کنم

“آندریاس “پاتو از روی مبل بردار

“آندریاس “ دیگه اینقدر بزرگ شدی که شبا پیش مامانت نخوابی

” آندریاس” رو میله آوریزون نشو

عصبانی شد

و منو با آنتن ماشین کتک زد

ام… شاید بچه ها اینجوری بشن

نه. نه واقعا

پس منم قبولش کردم، کمکش کردم اقامت بگیره

وقتی دو نفر توی یک محیط قرار می گیرن حدس بزن چی میشه؟

می دونم

بوم! با هم ، همزیستی می کنند

بنظر میاد “آندریاس” …

دوست پسرشه ، تا پسرش

هووم

ندیدم که میاد

در حقیقت دیدم،اما فقط یکی دوکلمه از داستانت

نکته ی اخلاقیش اینه که چجوری بد خواهتو بشناسی

می دونی من دنیای تورو می شناسم

ممنون

اما اگه من کاملا صادق باشم، حتی اگه “داستی”رو ریشه کن کنم

فقط لامصب خیلی دوست داشتنیه

می دونی ، داره طول می کشه

بهتر نیست برگردیم سر کارمون؟

باشه ، تو بردی

خوب کجا بودیم، تعداد سیگنال های مسدود شده ی رادیو پاندا برای تابستون بعدی؟

لندن ، هنوز در رایزنی تلفنی هستیم؟

متن انگلیسی درس

Look, I’m okay, really.

I just got a little jolt.

You got a little killed is what you got, Brad.

We thought we lost you.

Okay, I’m sorry.

I just got tired of being the lame stepdad.

All the kids think he’s Superman.

Well, now you know how I felt.

I always had to be the bad guy mom, giving out the carrots and the punishments, and he would breeze in from God only knows where and get to be the cool, fun dad.

Honey. Look.

I’ll talk to him, okay?

I’ll tell him to get his stuff and get over to the Red Roof Inn. Pronto.

Great.

Wait. Prince Hans is actually the bad guy?

Man, I didn’t see that coming at all.

He seemed like he really loved Anna.

I hate Prince Hans.

Dusty.

Hey, how you feeling, Sparky?

Sparky. That’s hilarious.

Brad, have you seen this movie?

It’s unbelievable, man.

There’s these two sisters, one of them has ice powers.

Yeah, I’m familiar with Frozen.

Listen, Dusty, I need to talk to you now.

I can’t talk now, Brad.

Just pause the movie!

Can you guys talk out there, please?

Griff, man. You gotta pause it, man.

No! I don’t want to ruin the momentum.

He won’t… Dude, if another song comes on, you got to pause it. Okay?

Am I supposed to pause my emotions?

Just pause the song, man.

What’s up? What’s up?

What’s going on, Brad?

This shouldn’t take long.

Okay, good.

Listen, um, I just think that you’re being here…

Yeah. No problem.

…and now there’s Griff here, it’s presenting some obstacles…

Stupid helmet!

Honey, what happened?

They pushed me off my bike again!

I’m so sick of it!

I want them dead, Brad. All right?

I want their parents dead.

And if they don’t have parents, I want their primary caregivers dead.

Do you understand me?

Okay, okay.

He’s okay.

Megan’s upstairs playing with him.

I am so pissed about this.

Was it the fourth graders again?

Fourth graders?

What, you knew about this, Brad?

Yeah. Dylan asked to speak specifically to me about it.

Really?

So, we role-played some conflict resolution dialogue.

Are you being serious right now, Brad?

What you need to be teaching him is some ass-beating resolution.

Damn straight. You got to make a statement. Set a tone.

It’s kind of a family matter over here.

No, Dusty and Griff are right.

Those little punks need their butts whooped.

Hey, you got any Miracle Whip?

Yeah, it’s behind the… Here. Hold on. Let me just get it for you.

Guys, I know we’re upset right now, but here’s the thing.

Violence never solved anything.

Hey, check your history books, buddy.

Almost everything is solved by violence.

There are better ways.

Okay. Name one. Besides dialoguing.

Name one?

Name one!

What do you mean, name one?

You said you could solve problems with things other than fighting.

What are you gonna do?

I don’t know.

Well, you said you knew!

You act like you knew!

Fine, yes!

What?

Dancing! Dancing.

Did you… Did you just say dancing, Brad?

It’s very popular in youth culture to resolve conflict through dancing.

They step up to each other and get served by crunking, or popping and locking.

They call each other out, they take turns, and it is no less intense than a classic street brawl.

But, at the end of the day, no one’s hurt.

And it’s a great aerobic workout.

He’s flailing a bit, but he has a good point.

There’s a rich history of dance battles in film.

1 You got Breakin’ …

I didn’t even think of this.

…Breakin’ 2: Electric Boogaloo.

One of the rare cases where the sequel was better than the original.

Much better.

You got Step Up, Stomp the Yard.

He makes a solid point.

Honey, are you telling us that we should teach Dylan to dance?

No, I’m just saying that teaching him to fight isn’t the answer.

Okay, but maybe teaching him to fight back isn’t so bad?

Okay.

There we go. Perfect.

That’s good, right there.

Yeah. A lot of protection.

All right, Dylan. You ready, buddy?

I guess.

Oh, you’re ready.

Brad, Griff. You guys be the fourth graders.

I’ll be Dylan.

Okay.

All right. Hey, buddy, the first thing you want to do is call out the biggest one.

Hey! What’s the matter?

You too much of a pussy to take me on without your little bit@hes to back you up?

Wow. Okay, yes.

That cut right through me, there.

I’m filled with inner shame right now.

Saying to myself,

“Gosh, maybe I’m not behaving “100% the way I want to”.

Right? Is that same page?

No. What the kid’s gonna think is, “Now I can beat your ass “all on my own”. But now you only got one bully to contend with.

All right.

Whoa, I didn’t connect there, did I?

No. It was really close, though.

See what I did, buddy?

I turned my body just enough to let his weight bring him in, then I came right down Broadway.

I’m not gonna hit you.

Oh.

Okay, relax. Okay?

Bam!

It’s called the element of surprise.

Then you start punking his ass!

You want some more of that, bit@h, huh?

You like that, bit@h?

All right. Do we really need to use that word?

No.

Honey, yes.

Unfortunately, we do. I’m sorry.

You have to make him a bit@h.

It’s a fundamental step in destroying a bully’s psyche.

Now stay down, bit@h!

Then you kick that kid right in the nuts!

Kick him in the nuts, Dylan!

Wait! I thought you were in my gang.

Yeah, but once Dylan tuned you up, I switched sides.

What do you think happens out there on the playground, Brad?

All right, now come on, buddy.

It’s your turn. All right?

I’ll be the fourth grader.

Can I just go inside already, please?

Hey, buddy come on, this is easy.

You can do this.

I said, no! I don’t like this stuff.

I’ll just stay away from them from now on. Mom?

Okay, come here, buddy.

Come on. It’s all right.

Brad.

Help me out here. Come on.

Hey, wait.

Pal, listen…

I know what it’s like

to be afraid to go to school.

Okay? When I was your age, this group of older kids started picking on me.

I ran and I cried underneath the bleachers.

They bothered me every day, because they knew I was too afraid to face them.

Until one day, I’d had enough.

And I socked Jesse Hubbard right in the nose.

Really? And they left you alone?

Damn right they did.

Brad. That was good.

Come here, buddy.

Hey, I’m proud of you. All right?

Now, look at me. I want you to punch them right in the Adam’s apple. Okay?

I want you to shatter their throat.

Hold on, hold on.

I’m sorry. Look, I’m having a pang of guilt right now.

Full disclosure. Some of the elements of my story weren’t exactly true.

Um, the incessant crying, 100% true.

The constant bullying, absolutely, it all happened, but I, uh…

I’ve never punched anyone in my life.

I could have told you that.

Then what did you do?

Yeah, what did you do?

Well, nothing at all.

In fact, sixth grade was so rough, I changed my name to Devin Lacecock.

Why the hell would you tell him that?

I pretended to be blind for an entire school year, just to elicit empathy.

Which was great until

they found me intently watching an episode of MASH.

In fact, it got so bad, my parents had to refinance our house to put me in private school.

Let’s just do that.

Can I go to private school, please?

No, Dylan, we can’t do that.

Want to know why?

Because ever since that day, I’ve always run away from conflict.

In fact, if I had a dad like Dusty when I was your age, maybe he could have taught me how to stand up for myself.

So, wait. You’re saying, if I don’t stick up for myself now, I’ll grow up to be a huge wussy like you?

Um, yes. That is the basic gist of what I’m saying. Yes.

Okay. Then let’s do this.

Come on, buddy, you got this.

Give me something. Come on.

Faster, harder, meaner, stronger.

You’re fast, you’re good.

You’re a winner. You’re a champion.

They got to let you off the leash, baby.

We got a little pit bull here.

That was really nice, you guys. Good job.

It was really fun to watch the two of you working together like a couple of great co-dads.

Yeah.

Co-dads. That’s…

That’s good stuff.

You know what?

In that same spirit of unity, I want to show my gratitude for your inviting me to stay here and share moments like these.

Oh, about that, Dusty.

When I pulled you over there, actually…

No, what you’ve done here does not go unnoticed.

And I repay my debts.

Look, Sara, I know how much you want another child.

I think I can help put a baby in there for you.

Oh, my God!

What are you saying?

I mean I got a guy.

Dusty, please! You got a guy?

Yes, I got a guy. A fertility doctor.

He’s a buddy of mine.

I trained him for his first Ironman.

All right? Dr. Francisco is the real deal.

Dr. Emilio Francisco?

You’ve heard of him?

Oh, my God, yeah.

He’s been on Dr. Oz like 10 times.

Yeah, he’s one of the top five reproductive endocrinologists in the country.

See? People wait years to get an appointment with this guy.

Do you really think he would see us?

Whoa, whoa, hold on.

I know he would.

If anybody can help you have a baby, he can.

Mommy’s going to have a baby?

Cool! Can we name it Griff?

Oh, thanks, D-man.

Look, you guys, I don’t know if this is a good idea.

What, you don’t wanna name your baby after a black person?

Is that it?

No!

You probably want to name it something really white, like Connor or Gordon.

Harland, or Scot with one T. Or Brad.

No, no, Griff is a lovely name.

I’m just saying,

I don’t think it’s a good idea to get our hopes up, because, in the end, odds are, I’m going to let you down.

Okay, honey, but what if I promise, promise, promise not to get my hopes up?

We could just try, right? It can’t hurt.

Okay, sure.

But you can’t get your hopes up.

No. I won’t, I won’t! Thank you!

I feel like you’ve already gotten your hopes up.

Where are you going?

Nowhere!

You calling your mother?

No!

Okay, yes, but it’s about something else.

It’s not about something else.

Damn it, Brad, he set you up.

He used this fancy doctor to get your wife back on the baby train.

When those test results come back and prove that you can’t give her a baby, guess who’s gonna be waiting there cocked and loaded?

Well, I trust my wife, so we really don’t need to keep talking about it, okay?

Let me tell you a little story, Brad.

When Jeneane, my fourth, and I were returning from our honeymoon, she told me that she had a 23-year-old kid.

Brazilian boy.

Said she had him real young.

So he moves in with us.

Doesn’t speak a lick of English.

There are the usual tensions.

I try to assert my authority.

“Andreas, get your feet off the furniture”.

“Andreas, you’re too old to sleep in bed with Mommy”.

“Andreas, you got to stay off the ‘roids”.

And he’d get mad,

and hit me with a car antenna.

Eh… Maybe that’s the way kids are.

No. Not really.

So I adopt him, help him get his citizenship.

The second the papers come through, guess what happens?

I already know.

Bam! They shack up together in Barstow.

It turns out Andreas

is her boyfriend, Brad.

Mmm-hmm.

I did not see it coming.

I actually did, about one, two words into your story.

The moral of this fable is, it’s good to know when you’re beaten.

You know I think the world of you, Brad.

Thank you.

But if I’m being completely honest, even I’m rooting for Dusty.

He’s just so damn likeable.

You know, it’s getting kind of late.

Shouldn’t we just get back to work?

Okay, you win.

So where are we on The Panda Jam numbers for next summer?

London, you still on the conference call?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.