2بخش

دوره: مزرعه حیوانات / درس 2

مزرعه حیوانات

5 درس

2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی درس

و به همين ترتيب ، حتي بيشتر از پيش بيني ها حيوانات مبارزه کردند و به پيروزي رسيدند!

براي از دست رفته ها سوگواري کردند و نگهداري بچه هاي مردگان را به عهده گرفتند

اما اکنون آنها صاحب مزرعه بودند و براي از بين بردن هر آنچه که يادآور ، جونز ، ظالم بود، نبايد زمان را از دست مي دادند.

وقتي که به خانه ، جونز ، رسيدند حيوانات اندکي تامل کردند

ناپلئون ، خواست که به مسير خود ادامه دهد.

اما اسنوبال براي وارد شدن به خانه اي که محل حاکم ستمگرشان بود، اندکي تأمل کرد

همه حيوانات هم رأي بودند که اين خانه جايي براي آنها نيست

همه به جز ، ناپلئون

در ضمن ، اسنوبال، نيز ساير حيوانات را براي ايجاد قوانيني جديد ترغيب کرد، چيزي که آن را قوانين قلعه حيوانات ناميدند.

همه آن را قبول کردند.

قوانين قلعه حيوانات در محلي که همه ببينند، نوشته شد، براي اينکه همه ببينند و اطاعت کنند!

هيچ حيواني در تختخواب نمي خوابد.

هيچ حيواني مشروب نمي نوشد.

چهارپا خوب است و دوپا بد.

بال به منزله پا است.

چهارپا خوب است،دو پا بد.

چهارپا خوب است، دو پا بد.

هيچ حيواني ، حيوان ديگري را نمي کشد.

همه حيوانات برابرند!

مزرعه توسط خودشان اداره مي شد و مشکلات را هر طور بود از سر مي گذراندند، خوکها مي توانستند براي هر مشکليراه حلي پيدا کنند.

باکسر ، تحسين همه را برمي انگيخت

او در زمان آقاي جونز کارگري سختکوش بود اما حالا به اندازه سه اسب کار مي کرد

اسنوبال ، به حيوانات آموزش کار ميداد و بقيه ، کارهاي ديگر را انجام مي دادند.

و کارهاي مزرعه به شکلي جادويي پيش مي رفت

موفقيت هاي ناشي از تلاش همه را خوشحال مي کردحتي ، ناپلئون ناقلا ، و يار هميشگي اش اسکوئيلر چاقالو.

آن تابستان حيوانات بدون هيچ کمک و مداخله اي در جهت پيشرفت قلعه حيوانات تلاش کردند.

زمين حاصل خيز بود و آنها با کوشش و از خودگذشتگي محصولات را برداشت کردند.

با ذخيره محصولات ، حيوانات فرصت فکر کردن به آينده را پيدا کردند و در جلسه اي که در طويله بزرگ انجام شد تحليلهاي زيادي ارائه شد.

هميشه اين خوک ها بودند که تحليل ها را ارائه مي دادند

رفقا، نقشه پنج ماه اول ما براي مزرعه موفقيتي بزرگ به همراه داشت.

و حالا ، زمان انتشار و گسترش اين انقلاب باشکوه است به رفقاي تحت سلطه ما در مزارع ديگر تا زنجير ها را بشکنند و به انقلاب حيوانات ملحق شوند.

برويد! و به آنها بگوييد که فقط يک قلعه حيوانات در جهان وجود دارد.

حيواناتي وجود دارند که از سرنوشت خود راضي هستند، حيواناتي بدون حاکم و در آرامش و صلحي افسانه اي

حيواناتي ديگر که از بودن در محيط دور و برشان راضي و خوشحال اند و به سادگي از تغييرات حمايت نمي کنند

متن انگلیسی درس

And so, almost before they realised it, the animals had fought and won!

They had casualties to mourn, and those who died left children to be cared for.

But Manor Farm was theirs and they lost no time in destroying everything that reminded them of hateful Mr Jones.

When it came to Mr Jones’s house, the animals hesitated.

Napoleon showed the way.

But Snowball took the lead in entering the place where their tyrant had lived.

The animals alle agreed that Jones’s house was no place for them.

All, that is, except Napoleon.

Meantime, Snowball led the other animals in organising a new society which they now named Animal Farm.

So that all might see and agree.

The laws of Animal Farm were inscribed in a prominent place to be remembered and obeyed forever.

No animal shall sleep in a bed.

No animal shall drink alcohol.

Four legs good, two legs bad.

Wings count as legs.

Four legs good, two legs bad.

Four legs good, two legs bad.

No animal shall kill another animal.

All animals are equal!

Tending the farm by themselves posed problems for the animals, but the pigs could figure a way round every difficulty.

Boxer was the admiration of everybody.

He had been a hard worker in Jones’s time but now he seemed more like three horses than one.

Instructed by Snowball, other animals worked out the rest for themselves.

And the farm work was done like magic.

The success of their efforts delighted everyone including sly Napoleon and his constant companion Fat Pig Squealer.

That summer, the animals, without any help or any interference, made a going proposition of Animal Farm.

The fields yielded richly and they were cut and gleaned with diligence and devotion.

With the harvest safely home, the animals had time to think of the future and, at a meeting in the big barn, many resolutions were put forward.

It was always the pigs that made the resolutions.

Comrades, our first five months’ plan is a farm-wide triumph.

And the time has come to spread the glorious news, so that our downtrodden comrades on other farms will break their chains and join the Animal Revolution.

Go!

Tell the wonders of Animal Farm to the world.

Some animals, content with their lot, were unimpressed with tales of peace and plenty.

Others, happy in their own surroundings, were alarmed at the thought of any change.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.