3بخش

مجموعه تلوزیونی: آرکین / فصل: قسمت اول / درس 3

3بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

کلاگور

هی،هی،هی مرد کوچولو

یکم زود اومدی

بچه های من هنوز در حال جمع آوری مجموعه های این ماهن

تا دفعه بعد شماره ندارم،اومم

هوو

چرا درباره این حرف میزنی؟

حدس میزنم شنیدی

آره منو نصفی از آندرسیتی

چقدر میتونی احمق باش

جوونترا فکر میکنن این کار درستیه

آره،و وای یکی از اوناس

هر جایی که بتونه خودشو به دردسر میندازه

اه،اونا دارن بزرگ میشن،واندر

دارن داستان خودشونو مینویسن.تو

نمیتونی همیشه مراقبشون باشی

یکی داشت دنبالشون میکرد

خیلی کسا،از اون چیزی که شنیدم

مجریان قانون نبودن

یکی از طرف ما؟

کی؟

چیزای بدتری از مجریان قانون هم وجود داره

هردومون اینو میدونیم

آره،امیدوارم امروز کار کنی؟

شما ها رفتین؟

البته

هی،گوش کن،چطوری اونجا رو پیدا کردی؟

فقط

واو،با مجریان قانون جنگیدی؟

چی؟

اوه،نه. فقط چند نفر

اوه،وی هم پدرشون رو در آورد؟

آره،منظورم اینه که اگه این کار رو نمیکرد من الان اینجا نبودم

اوه،اون چن تا حرکت برای نمرین نشون داد. ببین

آره.داری خوب پیش میری

آره

هی،خدایی،چطوری اونجا رو پیدا کردی؟

اوه،اون عجیب غریبا دارن میرن تو مغازه

یه دسته کامل از اون چیزایی رو خریدم که بنزو فقط برای نمایش دادن نگهشون میداره

اون پول داد و حتی چونه هم نزد

دو برابر قیمت ازش گرفتم

احمق

اما تو از کجا فهمیدی کجا زندگی میکنه؟

دنبالش مردم

چطوری؟

اوه. درسته

اوه،مزخرف

اوه

جاشون امنه. برو

سلام

عصر بخیر،رفقا

لعنتی

کاری هست که بتونم براتون بکنم؟

یه سری آشغال به کی از ساختمونای منطقه اکادمی حمله کردن البته تو اینو از قبل میدونستی

دنبال مقصراییم

چیزی داری بگی؟

بله،این دقیقا همونیه که دارین تو مغز احمقتون تصور میکنین

اممم. تو فکر میکنی من احمقم؟

اوه،فقط از نصفش گذشته

گوش کن،پسره

چطوره بری یکم قدم بزنی،مارکوس؟

یکی خنک شی

برو

دختر دوست داشتنی ای که آوردی

به بچهه اهمیت نده

نمیدونه چطور حرف بزنه

بعضی چیزا تو محله بالا و پایین یه جورن

میدونی که از حدش گذشته

کسی صدمه دیدده

یه ساختمون تیکه تیکه شد

خودت چی فکر میکنی؟

با کسایی که این کارو کردن برخورد میشه

اون کارگاه برای کرامان ها بود

میدونی چه جور چیزایی اونجا داشتن

کاری میکنه که اینجا مثل یه آبنبات فروشی به نظر بیاد

شورا به کسی نیاز داره که به عنوان الکو ازش استفاده کنه

مردم باید احساس امنت کنن

آره،مردم بالادست

ما یه قراری داشتیم،واندر

تو افرادتو از خیابونای من دور کن منم باهاتون کاری ندارم

یه اسم بهم بده. ما هم کارا رو بی سر و صدا انجام میدیم

هیچکس نمیفهمه تو هم تو این کار دست داشتی

نمیتونم این کارو بکنم

به نظر نمیاد فهمیده باشی چقدر موضوع جدیه

اگر امشب کسی رو پشت میله نندازم دفعه بعد که بیام اینجا لشکری از گروه مجریان با خودم خواهم داشت

هردومون میدونیم چطور میشه

متاسفم،گریسون اما نمیتونم افراد خودم رو بفروشم

اگه نظرت عوض شد اینو به دستم برسون

و فقط من

اسم این یکی رو چی میزاری؟

سبیل

میخوای در مورد امروز صحبت کنیم؟

فایدش چیه؟

همه چی رو خراب کردم. مثل همیشه

کسی اینو نگفت

نه.

فقط اینکه تو نصف سن من “دوبرابر بهتر” بودی

اونارو شنیدی

من یه جنگجو نیستم

مجبور نیستی باشی

ببین،من اینا رو دارم تو هم اونا رو داری

هیچوقت کار نمیکنه

کار خواهند کرد

با من بیا

چی؟

زود باش

ما اینجا چی کار می کنیم؟

آن ناودان رو می بینی که در امتداد کانال جاریه؟

اونجا جایی که پای کلاگور در حال فرار از دست مجریان گیر کرد

اونا فکر کردن که خنده داره پس اونجا ولش کردن

تمام شب قبل از اینکه پیداش کنیم بیرون بود

اون نشونه

دیدیش

آره

مایلو روی سطل رنگ خودش افتاد و تقریبا در تلاش برای کشیدن به انگشت وسط غول پیکر افتاد

اون این لکه رو ایجاد کرد

و اون؟

وقتی بچه بودم،یه مردی اسباب بازی مورد علاقم رو گرفت و پرت کرد اون بالا

شبا میومدم اینجا و بهش زل میزدم به امید اینکه شاید باد یا یه پرنده‌ای بنداردش پایین

ما هممون روزای بدی داشتیم

اما یاد گرفتیم. و پیش هم موندیم

اوه یادم رفت

این توی کوله پشتیم بود

اینا مال اپارتمانند

چی هستن؟

نمیدونم

باید به وندر نشون بدیم؟

نه

بذار این راز کوچیکمون باشه

مایلو اشتاه میکنه پاودر

تو قوی تر از چیزی هستی که فکر میکنی

و یه روز شهر بهمون احترام میذاره

تو قرار بود دنبالشون کنی و دخالت نکنی

متاسفم

اونا ما رو قافل گیر کردند

الان همدستاش درمورد سوال میپرسن

این ریسکی نیست که من حاضر باشم قبولش کنم

بچه ها.

انفجار توی آپرسیتی(شهر بالای این تقصیر اونا بود

کار اونا بود؟

اره. بالایی ها مسلح دارند دنبالشون میگردن

وندر تو دردسر افتاده

این هوشمندانه ترین حرفی بود که تاحالا زدی

یه غذا بهش بده

ولی از خیابون دور نگهش دارید

برنامه زمانیمون جابجا شده

این تقریبا امادست

نشونم بده

وقت غذاست

و عوارضش ؟

ثبات

تو موردی توی ذهنت داری؟

یکی همین الان داوطلب شد

متن انگلیسی درس

Claggor.

He-he-hey, Little Man.

You’re a little early.

My guys are still roundin’ up this month’s collections.

Won’t have numbers until next, um…

Whoo.

Why are you muckin’ about with this?

I assume you’ve heard.

Yeah, me and half the undercity.

How could they be so stupid?

The younger folk think it’s the right thing to do.

Yeah, and Vi’s one of them.

Throws herself at trouble wherever she can find some.

Eh, they’re growing up, Vander.

Looking to write their own stories.

You can’t protect them forever.

Someone was following them.

Whole lot of someones, from what I heard.

Not enforcers.

Someone on our side.

Who?

There’s worse things than enforcers out there.

We both know that.

Yeah, I was hopin’ you’d be working today.

Did you guys go?

Sure did.

Hey, listen, how did you find that place?

I just–

Whoa, did you fight the enforcers?

What?

Oh, no.

Eh, just some bums.

Oh, did Vi kick their asses?

Yeah, I mean, I wouldn’t be here otherwise.

Oh, she showed me a couple moves to practice.

Look.

Yeah, it’s… it’s coming along.

Ya!

Hey, so, how’d you find that place, anyway?

Uh, this weirdo came into the shop.

Bought a whole bunch of stuff Benzo only keeps there for display.

He paid in gold and didn’t even haggle.

I charged him double price.

Sucker.

But how did you know where he lived?

Uh, followed him.

How else?

Oh.

Right.

Oh, crap.

Uh…

They’ll be fine.

Go.

Well, hello.

Evening, friends.

Shit.

Something I can help you with?

Some trencher trash attacked one of the buildings in the Academy district, but you already knew that.

We’re looking for the culprits.

Got a description?

Yeah, it’s exactly who you’re picturing in that thick head of yours.

Mm.

You think my head is thick?

Uh, just past the average.

Listen, you shady son of a…

How about you go for a little walk, Marcus?

Cool off a bit.

Go.

Lovely chap you’ve brought.

Don’t mind the kid.

Doesn’t know when to pipe down.

Some things are the same topside and bottom.

You know this crossed a line upstairs.

Was anyone hurt?

A building was blown to bits.

What do you think?

Those who did this will be dealt with.

That workshop belonged to the Kirammans.

You know what kind of stuff they had in there?

Makes this place look like a candy shop.

The Council needs someone to make an example of.

People need to feel safe.

Yeah, topside people.

We had a deal, Vander.

You keep your people off my streets, and I stay out of your business.

Give me a name.

We’ll do things quiet.

No one will know you were involved.

I can’t do that.

You don’t seem to grasp how serious this is.

If I don’t put someone behind bars tonight, the next time I come down here, I’ll have an army of enforcers with me.

We both know how that’ll go.

I’m sorry, Grayson, but I can’t offer up my own people.

If you change your mind, this will reach me.

And only me.

What are you calling this one?

Whisker.

You wanna talk about today?

What’s the point?

I ruined everything.

I always do.

Nobody said that.

No.

Just that you were “twice the person” at half my age.

You heard them.

I’m not a fighter.

You don’t have to be.

Look, I’ve got these and you’ve got those.

They never work.

They will.

Come with me.

What?

Come on.

What are we doing here?

See that gutter running along the canal?

That’s where Claggor got his foot stuck running from enforcers.

They thought it was funny, so they left him there.

He was out all night before we found him.

That sign?

You see it?

Uh-huh.

Mylo tripped over his own paint bucket and nearly fell off trying to draw a giant middle finger.

His ass made that splotch.

And that?

When I was a kid, some guy took my favorite toy and threw it up there.

I used to come out here at night and stare at it, hoping maybe the wind or a bird might knock it down.

We’ve all had bad days.

But we learn.

And we stick together.

Oh, I forgot.

These were in my pocket.

They’re from the apartment.

What are they?

I don’t know.

Should we show Vander?

No.

Let’s keep this our little secret.

Mylo’s wrong, Powder.

You’re stronger than you think.

And one day this city’s gonna respect us.

You were supposed to follow them and not interfere.

I’m sorry.

They just caught us by surprise.

Now his accomplice is asking questions about you.

That’s not a risk I’m willing to take.

The kids.

It was their fault, the explosion in the upper city.

That was them?

Yeah.

The topsiders are up in arms looking for ‘em.

Vander’s in trouble.

Smartest thing you ever said, boy.

Get him a meal.

But keep him off the streets.

Our timeline has moved up.

It’s almost ready.

Show me.

Feeding time.

And the side effects?

Stabilizing.

You have a subject in mind?

Someone just volunteered.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.