3بخش

مجموعه تلوزیونی: آرکین / فصل: قسمت چهارم / درس 3

3بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

برای دسترسی به این محتوا بایستی اپلیکیشن زبانشناس را نصب کنید.

ترجمه‌ی درس

‫آقای تالیس؟

‫اون اراذل می‌تونن با کریستال دزدی شده ‫یه اسلحه بسازن؟

‫تلألؤ، جابجایی بدن.

‫توی این سال‌ها، نبوغشون رو دیدیم ‫معلومه که می‌تونن.

‫اگه دست آدم کاربلد بیفته،‫امکانش هست که بتونن از انرژیش استفاده کنن.

‫باید فوراً به این مسئله رسیدگی کنیم.

‫موافقم.

‫این مسئولیت من بود که امنیت این فناوری رو ‫تضمین کنم ولی نتونستم.

‫اشتباه من به قیمت جون مردم تموم شد.

‫اومدم در محضرتون تا پیشنهاد بدم که ‫تا وقتی این وضعیت درست نشده ‫همۀ فعالیت‌های هکستکی رو متوقف کنیم.

‫آزمایشگاه‌هامون، پالایشگاه و هکس‌گیت‌ها.

‫عقلت رو از دست دادی؟

‫هکس‌گیت‌ها باید باز بمونن.

‫اعتبار پیلتوور برای مسیر ترابریِ جهانی ‫به این موضوع بستگی داره.

‫هزاران نفر درآمدشون رو از دست می‌دن.

‫ولی مگه امنیت پیلتوور نباید اولویت اولمون باشه؟

‫حاضری ثمرۀ زندگیت رو فدا کنی؟

‫بدون هکس‌گیت‌ها، کالاهای من تا ‫زمستون نمی‌تونن به بازارهای خارجی برسن.

‫به ناکسیون‌ها باید بگم ‫محمولۀ بعدی مشروبشون، سرکه‌ست؟

‫نمایندگان شورا!

‫ظاهراً به بن‌بست رسیدیم.

‫اگه هکس‌گیت‌ها رو ببندیم، ‫شهر عذاب می‌کشه.

‫ولی اگه کاری نکنیم ‫در برابر جانی‌ها آسیب‌پذیر باقی می‌مونیم.

‫ممکنه افراد بیشتری بمیرن.

‫شاید وقتش باشه تا ‫روش‌های افراطی‌تری رو بررسی کنیم.

‫پیشنهادت چیه؟

‫آقای تالیس تعهدش به امنیت ما رو نشون داد.

‫حاضره پروژۀ خودشو فدا کنه.

‫و به نظر من، فقط آقای تالیس ‫دانش لازم برای امن کردن هکس‌گیت‌ها رو داره.

‫پیشنهاد می‌کنم یه صندلی جدید قرار بدیم و خاندان تالیس هم به این گروهِ بزرگان اضافه بشه.

‫چی؟

اگه نمایندۀ شورا باشه ‫منابع کافی برای محافظت از ‫همۀ سرمایه‌هامون رو داره.

‫نماینده مداردا، این حرکت خیلی غیرعادی‌ایه.

‫این شورا چندین نسله که فقط هفت صندلی داشته.

‫این پسر، تجربه‌ای در این رابطه داره؟

‫به اندازه‌ای که یه دانشمند می‌تونه داشته باشه!

‫مثل هایمردینگر.

‫به نظرم نماینده مداردا درست می‌گه.

‫امنیت هکستک باید به دست یه دانشمند تأمین بشه.

‫منم همین پیشنهاد رو می‌دم.

‫خب پس، رأی بگیریم؟

‫جینکس!

‫جینکس!

جینکس!

‫جینکس!

‫خودمم!

‫پنج شش‌تا مأمور مُرده‌ن!

‫مأمورها!

مُرده‌ن!

آره.

یه ساختمون رفته رو هوا!

‫آها، آره.

‫اصلاً می‌دونی چی‌کار کردی؟

‫راستش، آره.

‫روز پیشرفت مبارک!

‫سلام.

‫حالت چطوره؟

‫یه سرنخی توی پرونده پیدا کردم.

‫مگه الان نباید استراحت کنی؟

‫الان که انقدر نزدیک شدم؟

‫گوش کن، می‌دونی که حدس زده بودم ‫یه نفر پشت این خشونت‌های شهر پایین باشه؟

‫توطئۀ بزرگ!

‫فکر می‌کنم کسی که به میدون حمله کرد ‫

همون مظنون‌مون باشه ‫همون نمادها توی عملیات قاچاقِ نامؤفقِ ‫ توی هکس‌گیت‌ها، دیده شد.

‫هکس‌گیت‌ها؟

ادامه بده. ‫این همه وقت، معاملاتشون رو ‫به صورت بومی فقط توی شهر پایین انجام می‌دادن.

‫براشون خیلی مهم نبود.

‫حملۀ توی میدون، یه سری چیزا رو عوض می‌کنه.

‫پاشون رو از گلیمشون درازتر کردن.

‫اگه بتونم بفهمم کی این نماد رو ساخته،‫شاید مستقیماً به کسی که پشت این قضایاست برسم.

‫جواب همینجاست، ‫درست جلوی چشم‌هامه.

‫حسش می‌کنم.

‫چه‌طور می‌خوای اینا رو ثابت کنی؟

‫اگه بتونم به یه نتیجه‌ی منطقی برسم.

‫مارکوس مجبوره گوش کنه.

‫اگه یه چیزی رو در مورد شورا خوب فهمیده باشم.

‫اینه که به حدس و گمان راضی نمی‌شن ‫از کِی تا حالا نظر شورا برات مهم شده؟

‫از وقتی که ‫یه نماینده شدم!

‫شوخی نکردی!

‫کِی؟

چرا؟

‫یاد گرفتن با روغن و آچار حکمرانی کنن؟

‫هاها!

راستش امیدوار بودم که ‫اگه می‌شه به عضویت در تیمم فکر کنی.

‫«حراست خاندان تالیس»

‫این یه پُست تشریفاتی ـه.

‫باید پشت یه میز وقتم رو بگذرونم.

‫نزدیک بود بمیری، کیت!

‫فقط فقط می‌خوام در امان باشی.

‫ممنون ولی خودم یه شغل دارم.

‫نه. نداری.

‫بعد از حمله، پدر و مادرت با کلانتر حرف زدن.

‫این بهترین کاریه که می‌تونستم برات بکنم.

‫من نیازی به دلسوزی تو ندارم، نماینده!

‫نه دلسوزیِ تو، نه پدر و مادرم!

کیت!

برو بیرون.

‫باید با یکی از زندانی‌ها صحبت کنم.

‫آدمایی که اینجان، ‫معمولاً خیلی اهل حرف زدن نیستن.

‫این یکی رو یکی از خودی‌هاشون زده.

‫برای حرف زدن دلیل داره!

‫باید امروز فرستاده باشنش اینجا.

‫آها.

زندانی 2135

‫خب، متأسفانه نمی‌شه.

چرا نمی‌شه؟

خب، یه اتفاقی پیش اومد.

چه‌جور اتفاقی؟

‫از اون ‫اتفاقایی که خیلی قشنگ نیستن.

‫متوجه نیستی ‫باید باهاش صحبت کنم.

‫خب، به محض اینکه بتونه دوباره فکّش رو تکون بده ‫می‌تونی باهاش صحبت کنی.

‫کی بهش حمله کرده؟

‫تو کدوم کی هستی؟

متن انگلیسی درس

Mr. Talis?

Could the trenchers build a weapon with the stolen crystal?

Shimmer, body replacements…

We’ve seen their ingenuity over the years, of course, they can.

If the right person got a hold of it, it’s possible they could utilize its energy.

We need to address this immediately.

I agree.

It was my responsibility to safeguard this technology and I failed.

My mistake cost people their lives.

I have come before you to recommend that we suspend all Hextech operations until the situation is resolved.

Including our laboratories, the refinery and the Hexgates.

Have you lost your mind?

The Hexgates must remain open.

Piltover’s status as a global shipping lane depends on it.

Thousands would lose their income.

But shouldn’t the safety of Piltover be our first priority?

You would sacrifice your life’s work?

Without the Hexgates, my goods cannot reach foreign markets till winter.

Am I to tell the Noxians their next shipment of wine will be vinegar?

Councilors.

It appears we are at an impasse.

If we shut down the Hexgates, the city will suffer.

But if we do nothing, we leave ourselves vulnerable to malefactors.

More lives may be lost.

Perhaps the time has come to explore a more radical solution.

What are you suggesting?

Mr. Talis has demonstrated his commitment to our safety.

He’s willing to sacrifice his own enterprise.

And it seems to me only Mr. Talis has the knowledge necessary to secure the Hexgates.

I propose that a new chair be brought forth, and that House Talis be elevated to this august body.

What?

As a Councilor, he will have the resources necessary to protect all our investments.

Councilor Medarda, his is highly irregular.

The Council has held seven seats for generations.

Does the boy have any experience?

Only that of a scientist.

Like Heimerdinger.

I believe Councilor Medarda is right.

Hextech security should be administered by a scientist.

I second the motion.

Well then, shall we vote?

Jinx!

Jinx!

Jinx!

Jinx!

That’s me.

Half a dozen enforcers, dead.

Enforcers.

Dead.

Yeah…

A building blown to pieces.

Oh, yeah.

Do you have any idea what you’ve done?

Actually, I do.

Happy Progress Day!

Hey.

How are you feeling?

I’ve had a break in the case.

Shouldn’t you be resting?

While the trail is hot?

Listen, you know how I’ve suspected there is a single mind behind the undercity’s violence?

The great conspiracy.

I think whoever attacked the square is our suspect.

The same symbols showed up at the botched smuggling operation at the Hexgates.

The Hexgates?

Keep up.

All this time, they’ve kept their dealings localized to the undercity.

Low priority.

The attack on the square changes things.

They’ve overstepped.

If I can figure who made this, it could lead me directly to whoever’s behind it all.

The answer is here, staring me in the face.

I can feel it.

How do you intend to prove any of this?

If I can just work this out.

Marcus will have to listen.

If there’s one thing I’ve learned about the Council, they need more than just theories.

Since when did you concern yourself with the Council’s opinion?

Since I became a Councilor.

You’re serious.

When?

Why?

Have they discovered how to govern with grease and a spanner?

Ha ha.

I was actually hoping you might consider joining my staff.

“House Talis Security.”

That’s a ceremonial position.

I’d live behind a desk.

You almost died, Cait.

I just… I just want you to be safe.

Thanks, but I already have a job.

No.

You don’t.

After the attack, your parents spoke to the Sheriff.

This is the best I could do.

I don’t need charity, Councilor.

Yours or my parents’.

Cait.

Get out.

I need to speak with one of the inmates.

Oh, folks in here aren’t usually very talkative.

This one was hit by friendly fire.

He’s got reason to talk.

Must have been sent in today?

Oh.

Inmate 2135.

Yeah, I’m, uh, afraid that’s not possible.

Why not?

Uh, well, there’s been an incident.

What kind of incident?

The…not so pretty kind.

You don’t understand, I have to talk to him.

Oh, you’ll be able to As soon as he can move his jaw again.

Who assaulted him?

Who the hell are you?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.