4بخش

: من نفرت انگیز / بخش 4

من نفرت انگیز

9 بخش

4بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

سوال.

اينها چي هستن؟

يه عالمه روبات آلوچه‌اي!

آلوچه!

اينو ببين.

نگام كن!

روبات‌هاي كلوچه‌اي.

من گفتم روبات‌هاي كلوچه‌اي

آخه چرا گوشات اينقدر سنگينن؟

بسيار خب

ترتيبش رو ميدم

سلام؟

تلويزيون!

اون چيه؟

اينو ببينين!

معركست!

بجنبين!

فكر نكنم اون دندونپزشك باشه

مدتيه كه داريم روي اين كار ميكنيم

اين يه محلول ضدجاذبه است

منظورم اينه كه داريم به نتيجه ميرسيم

اون حالش خوبه.

مطمئنم

اثرش به تدريج از بين ميره؟

تقريبا

نه

از بين نميره

و اين هم، اسلحه‌ي جديدي

كه سفارش داده بودي

نه، نه

من گفته بودم تفنگ “گازي”نه.

باشه

اوه، آره،

خودم هم متعجب بودم

كه كي ميخواد از اين اسلحه استفاده كنه؟

اما بهرحال

چيزي كه ميخواستم بهت نشون بدم، اينه

اين شد روبات‌هاي كلوچه‌اي!

من اسب‌تك‌شاخ دوست دارم

اينجا چيكار ميكنين؟

بهتون گفتن توي آشپزخونه بمونين!

حوصله‌مون سر رفت

اينجا ديگه كجاست؟

ميتونم اينو بخورم؟

مگه ميخواي منفجر بشي؟

گورو!

برگردين به آشپزخونه

با ما بازي ميكني؟

نه

چرا؟

چون سرم شلوغه

مشغول چه كاري؟

باشه مچم رو گرفتين

شغل دندونپزشكي، يه تفريحه

در واقع من يه جاسوسم

و اين يه چيز خيلي محرمانست و شما

نبايد به كسي چيزي بگين .

چون اگه بگين.

اين به چه دردي ميخوره؟

هي!

اسب تك‌شاخم!

بايد درستش كني

درستش كنم؟

اون تجزيه شده

بعبارتي ديگه قابل تعمير نيست

اين داره منو ميترسونه

داره چيكار ميكنه؟

نفسش رو تا زماني كه يكي

ديگه بهش ندي، حبس ميكنه

اين فقط يه اسباب‌بازي بود

حالا بس كن

باشه، باشه

درستش ميكنم!

تيم!

مارك!

فيل!

اين خيلي مهمه

بايد براي اين بچه يه اسب تك‌شاخ

اسباب‌بازي بگيرين

هي هي هي .

اسباب‌بازي

حالا برين عجله كنين!

اونها چين؟

اونها برادرزاده‌هام هستن

جري!

استوارت!

مراقب اين بچه‌ها باشين

و از من دور نگهشون دارين

واي!

اين فكر برادرزاده‌هات بود

چي؟

بسيار خب وقت خوابه

نه شما دو تا!

بسيار خب.

وقت لالاست

برين بخوابين.

خواب‌هاي خوب ببينين

فقط محض اطلاعت.

تو هيچوقت جاي پدر ما رو نميگيري

فكر كنم اصلا برام مهم نيست

اين تخت‌خوابها رو از بمب ساختي؟

آره اما از بمب‌هاي خيلي قديمي

و هرلحظه ممكنه منفجر بشن

پس سعي كنين زياد تكون نخورين

معركست

يه قصه برامون تعريف ميكني تا بخوابيم؟

نه

ولي ما بدون قصه خوابمون نميبره

خب، پس شب طولاني‌اي در پيش خواهي داشت مگه نه؟

شب بخير.خوب بخوابين

اجازه نديدن حشرات توي تخت‌خواب گازتون بگيرن

چون اون تخت‌خواب‌ها يه عالمه حشره دارن

و مطمئنم كه يه چيزي توي كمد قايم شده

اون داشت سربسرت ميذاشت اگنس

قشنگه

دخترها، بياين بريم

وقت رسوندن شيريني‌هاست!

باشه

ولي قبلش بايد بريم كلاس رقص

در واقع بايد امروز بيخيال كلاس رقص بشين

در واقع نميتونيم امروز بيخيال كلاس رقص بشيم

به زودي بايد در مراسم رقص مهمي شركت كنيم

ما بايد قسمتي از نمايش رقص قو رو اجرا كنيم

آره، رقص قو!

اين عاليه.

معركست

ولي بايد شيريني‌ها رو بفروشيم

بجنبين!

نه!

نه؟

ما تا وقتي كه به كلاس رقص نريم، هيچ

شيريني‌اي نميفروشيم

واقعا؟

خب، من شما رو به كلاس رقص نميبرم

پس اگه ميخواين به كلاس رقص برين

بايد خودتون پياده برين

چيكار ميكنين؟

پياده به كلاس رقص ميريم

بسيار خب، خوبه

بهتره همينطور راه برين

چون من واقعا شما رو با ماشين نميبرم!

باشه

شماها با خشم گورو مواجه خواهيد شد!

جدي ميگم تا سه ميشمرم

و شماها بهتره سوار اين ماشين بشين

شروع كردم،

يك.

دو .

سه، چهار و پنج

و بلند كنين و بكشيد

و يك و دو

بگيرش

اين چيه؟

بليط نمايش رقص ما

تو مياي، مگه نه؟

البته، البته

اونقدر نشستم كه پام خواب رفته

قول ميدي؟

آره

بسيار خب

اولين مشتريمون مرديه به اسم وكتور

اما اون كه اسمش

با حرف “و” شروع ميشه

ميدوني ما بايد با حرف “آ” شروع كنيم

بعدش بريم سراغ حرف “ب”.

بعدش .

بله بله!

منم به كودكستان رفتم

الفبا رو از حفظم!

داشتم فكر ميكردم كه.

چقدر خوب ميشد اگه

اول شيريني‌هاي آقاي وكتور رو ميرسوندين

همش همين

تقريبا تموم شد

تقريبا تموم شد

دخترها به دژ وكتور خوش آمدين

كلوچه‌هام رو آوردين؟

متن انگلیسی بخش

Uh, question.

What are these?

A dozen boogie robots!

Boogie!

Look at this.

Watch me!

Cookie robots.

I said cookie robots.

Why are you so old?

Okay.

I’m on it.

Hello?

TV!

What is that?

Look at that!

That is cool!

Come on!

I don’t think he’s a dentist.

We’ve been working on this for a while.

It’s a anti-gravity serum.

I meant to close that.

He’ll be

all right, I’m sure.

Do the effects wear off?

Uh, so far,

no.

No, they don’t.

And here, of course, is the new

weapon you ordered.

No, no.

I said “dart gun,” not.

Okay.

Oh, yes.

‘Cause I was wondering

under what circumstances would we use this?

But, anyway.

What I really wanted to show you was this.

Now those are cookie robots!

La, la, la, la I love unicorns

What are you doing here?

I told you to stay in the kitchen!

We got bored.

What is this place?

Can I drink this?

Do you want to explode?

Gru!

Get back in the kitchen!

Will you play with us?

No.

Why?

Because I’m busy.

Doing what?

Okay, okay, you got me.

The dentist thing is more of a hobby.

In real life, I am a spy.

And it is top secret,

and you may not tell anybody,

because if you do.

What does this do?

Hey!

My unicorn!

You have to fix it.

Fix it?

Look, it has been disintegrated.

By definition, it cannot be fixed.

That’s freaking me out.

What is she doing?

She’s gonna hold her breath

until she gets a new one.

It is just a toy.

Now stop it!

Okay, okay!

I’ll fix it!

Tim!

Mark!

Phil!

This is very important.

You have to get the little

girl a new unicorn toy.

Hey, hey, hey!

A toy!

Go, and hurry!

What are those?

They are my cousins.

Jerry!

Stuart!

Watch them, and keep them

away from me, please.

Wow!

It was your cousin’s idea.

What?

Okay, bedtime.

Not you two!

Okey-dokey.

Beddie-bye.

All tucked in.

Sweet dreams.

Just so you know,

you’re never gonna be my dad.

I think I can live with that.

Are these beds made out of bombs?

Yes, but they are very old and

highly unlikely to blow up.

But try not to toss and turn.

Cool.

Will you read us a bedtime story?

No.

But we can’t go to sleep without a bedtime story.

Well, then it’s going to be a long night for you, isn’t it?

So, good night, sleep tight, and

don’t let the bed bugs bite.

Because there are literally thousands of them.

And there’s probably something in your closet.

He’s just kidding, Agnes.

It’s beautiful.

Girls, let’s go.

Time to deliver the cookies!

Okay.

But first, we’re going to dance class.

Actually, we’re going to have to skip the dance class today.

Actually, we can’t Skip the dance class today.

We have a big recital coming up.

We’re doing an excerpt from Swan Lake.

Yeah, Swan Lake!

That’s fantastic.

Wonderful.

But we’re going to deliver cookies!

Come on!

No.

No?

We’re not going to deliver

cookies until we do dance class.

Really?

Well, I am not driving you to dance class.

So if you want to go, you are

going to have to walk yourselves.

What are you doing?

Walking to dance class.

Okay, fine.

You just keep walking, because

I’m really not driving you!

Okay.

You’re going to suffer the wrath of Gru!

Seriously, I’m going to count to three!

And you had better be in this car!

Here we go!

One!

Two!

Three, four and five.

And lift, and stretch.

And one, and two.

Here you go.

What is it?

Your ticket to the dance recital.

You are coming, right?

Of course, of course.

I have pins and needles that I’m sitting on.

Pinky promise?

Oh, yes.

My pinky promises.

Our first customer is a man named Vector.

But he’s a V.

You know, we’re supposed

to start with the A’s.

Then we go to the B’s.

Then we.

Yes, yes!

I went to kindergarten.

I know how the alphabet works!

I was just thinking

that it might be nice to

deliver Mr. Vector’s first.

That is all.

Almost over.

It’s almost over.

Girls, welcome back to the fortress of Vector-tude!

Do you have my cookies for me?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.