بخش 01

: قلمرو حیوانات / فصل 1

قلمرو حیوانات

7 فصل

بخش 01

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح متوسط

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

جونیور ؟ بله مامان ؟ باباتو دیدی ؟ بابا رفت آب بیاره

هی صبر کنید , بهم پاس بدید , زود باشید

زود باش , سریع

هوم ؟

هوم …

بت تو رو ترسوندم , مگه نه ؟

راستشو بگو

موهای گردنم سیخ شد !!!

هوم

قرار بود چیکار کنم ؟

فهمیدم

آره

بسیار خب

اوه

اوه نه

سلام جیزل

هوم … مرد

این حرکتو دیدی ؟ آره , ولی چی بود ؟

مدفوع کفتار مثل سنگ سفته

اوه , فهمیدم

تموم شد

خب … چطور شدم ؟

ام … آه

کاملاً شیکه , باور نکردنیه

عزیزم این کار هنریه

اسمشو “ پنیر و ماکارونی “ میذارم

واسه تو هم مناسبه جیزل , هر چند اگه گردنتو واکس بزنم بهت آسیبی نمیرسونه

نه ممنونم

هوم

هوم

چیز غلیظیه

آره واضحه

و با شرایط باد سازگاره

طبیعیه

آره , آره , آره

آه

بیلی ؟

به , قمری من

داری چیکار میکنی ؟ سلام بونی , دوست داشتنی شدی

ما … داریم چیکار میکنیم ؟ همین دور و بر راه میریم فکر میکنیم , حرف میزنیم

واسه رفتن مدفوع کفتار به سوراخ ضربه میزنیم

درسته , میخواستم همینو بهت بگم

تو به مدفوع کفتار …. ضربه میزنی تا تو سوراخ بره ؟

با یه چوب اوه , با یه چوب آفرین جالبه , و کی این بازی رو اختراع کرده ؟ من , من اختراعش کردم منم همین فکر رو میکردم

قرار بود امروز چیکار کنی ؟

چیکار باید میکردم … چیکار باید میکردم … آه .. سقراط میدونستی ؟

قرار بود بری آب بیاری اوه , درسته

اوه بیلی

من همیشه فکر میکنم تو یه حواس پرتی

ولی مطمئنم که دوست دارم

این موضوع جدیه

بهم نگو که به یه سالن زیبایی رفتی

هوم ؟ بزودی رشد پیدا میکنه , این قانون طبیعته من هیچی نگفتم دیوونه بازی رو بس کن

آبی که از کوه سرازیر میشد باید تاحالا اینجا میومده

من با طبل زدن آب رو به اینجا میکشونم

هوم ؟

تعداد زیادی از سیاستمدارها و روئسای اقتصادی

برای 16 مین کنفرانس آب و هوایی جمع شده اند

و به شمال اینجا آمده اند

این افراد راجع به گرم شدن کره ی زمین بحث میکنند

عجله کن , غذامون سرد میشه

پیتر کوک داره از تولی گزارش میکنه , گرینلند

گذرگاه قطب شمال

وینفرد , امروز روز قشنگی بود

من این حرفتو دقیقاً 714 ساله دارم میشنوم

چی میدونی ؟ البته که میدونم

سالگرد ازوادجمونه

و من نمیخوام حتی یه روز تو رو از دست بدم

کاپیتان , قربان فکر کنم کشتیمون به گل نشست

هوم .. چی ؟ به گل نشست ؟

عجب , یه چیزی داره تکون میخوره آره

عزیزم , وقتش رسیده که

برای یک بار که شده از اینجا بریم

میدونی چیه پال ؟

وقتی داریم به چیز خوبی میرسیم فرار کردن بهتره

آه

اسم من تابیه , تو رو چی صدا میزنند ؟

یه چیزی بگم , میخوام تو رو اسمایلی صدا بزنم

اوه خدای من , این دیگه چی بود رفیق

آفرین

میدونی اسمایلی , زندگی اینجا خیلی استرس زاست

نظرت راجع به یه سفر دریایی چیه ؟ زندگی خوب تو دریاست

میدونی آروم هستی و فقط میخوابی

متن انگلیسی فصل

  • Junior.
  • Yes, Mum?

  • Have you seen your father?
  • Dad went to get water.

Hey, wait for me! Pass it, come on!

Come on! Quickly!

Hmm?

Hmm…

Ha-ha-ha! Bet l scared you, right?

Now tell the truth.

The hairs on my neck are all standing on end (!)

Hmm…

What was I supposed to do?

I know!

Yes! Yeah!

All right…

Oh!

Oops!

Hey-ho, Giselle.

Hmm…men!

  • Did you see that?
  • Yes, but what WAS that?

Only hard-as-a-rock, sun-dried hyena poo-poo.

Oh, l see…

Fini!

Well…how do l look?

Erm… Uh…

Totally chic! Unbelievable!

Darling, this is a work of art.

I call it “Macaroni and Cheese”.

It would suit you too, Giselle. A neck wax wouldn’t hurt, either.

No, thanks.

Hmm…

Mm-hmm…

It’s a matter of concentration.

Yes, clearly.

And the perfect wind conditions.

Naturally.

Yeah, yeah, yeah.

Aw…

Billy?

Yoo-hoo, my turtle dove!

  • What are you doing?
  • Hello, Bonnie. You look lovely.

We’re, erm… What are we doing? Walking around, thinking, talking…

Hitting hyena poo into a hole.

That as well. I was just going to tell you.

You hit…hyena poo-poo…into a hole?

  • With a stick.
  • Oh, with a stick!

  • Bingo.
  • Interesting. And who thought that up?

  • Me! l thought that up.
  • I thought so.

What were you supposed to do today, hmm?

Supposed to do today, supposed to do… Uh…Socrates, do you know?

  • You were to get water.
  • Oh, that’s right!

Oh, Billy…

I really think you are and always will be a scatterbrain.

But l sure love you.

This is serious!

Er…don’t tell me. You went to a beauty salon!

  • Hmm?
  • It’ll grow out. lt’s a law of nature.

  • I didn’t say a thing.
  • Stop acting like such a fool!

The water that flows down the mountain. It should have got here by now!

I’ll play the water down here with my drum.

Mm?

Many world politicians and economic leaders

have gathered for the 167th Climate Conference.

Here to the north they’ve all come,

as these brave officials examine the dramatic effects of global warming.

Quick, the buffet’s getting cold.

Peter Cook reporting from Thule, Greenland -

the gateway to the Arctic.

This was a wonderful day, Winifred.

I’ve heard you say that for exactly 714 years.

  • Know what?
  • Of course I know.

It’s our wedding anniversary,

and l wouldn’t have wanted to miss a single day.

Captain! Sir, l believe that we’ve run aground.

Hmm, what? Run aground?

Bah, something is moving all-righty. Yes!

My dear, the time has come

for us to be getting on our way once more.

You know what, pal?

Getting out while the getting’s good is good.

AAH…

My name’s Toby. What do they call you?

Tell you what, I’m gonna call you Smiley!

Oh, crikey! Strong stuff, mate!

Cheers.

You know, Smiley, life’s just too stressful here.

How does an ocean cruise sound? The high life on the high seas.

You know, relax. Just really stretch out.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.