بخش 04

: قلمرو حیوانات / فصل 4

قلمرو حیوانات

7 فصل

بخش 04

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

سقراط ؟ بله ؟

دقیقاً داستان سوختگیت چیه ؟

خیلی جوون بودم , بی تجربه , عجول و خیلی گرسنه

من و برادرم صبر کن , تو یه برادر داشتی ؟

اسمش مامبو بود جدا نشدنی بودیم

کنار ساوانا “ زمین پوشیده از علف “ مسابقه میدادیم بوفالوها رو تعقیب میکردیم و بزکوهی شکار میکردیم

صبر کن , ولی تو گیاهخواری جوون که بودم گوشتخوار بودم

این اتفاق مال خیلی وقت پیشه

من و ممبو هرچند از سوی والدینمون ممنوع شده بودیم

تا دره ی مرگ اومدیم

و همینطور که تصور میکنی , دلیل خوبی واسه ممنوع کردن ما به اینجا بود

اینجا جایی بود که فیل ها آمده بودند و مرده بودند

ولی ما هیچ ترسی نداشتیم و کنجکاو بودیم

ممبو ؟

پلنگ این کارو کرد ؟ نه بیلی , پلنگ نبود

موجودی بود که هیچ وقت و هنوز هم ندیدمش

ترسناکه

ولی از اون روز , تنها آرزوی من

واسه تمام حیوانات ساوانا این بود که با صلح و توازن زندگی کنیم

قوقولی قوقو

بسیار خب رفقا , صبح شده باید قبل از غروب آفتاب حرکت کنیم

شما باید بدون من ادامه بدید خیلی ضعیف شدم

نه , من با سوشی میمونم , و لاکپشت ها از اونا مراقبت میکنند

در نتیجه شیر و … راسو آب رو پیدا میکنند

و توبی و اسمایلی اونا رو همراهی میکنند هیس

اینجا توی هتل بهشتی ,ما شرکای کنفرانس

168 امین اجلاس تغییرات آب و هوایی رو پیدا میکنیم

و اینجا یکی هست که به وضوح از هیچیش متاثر نشده

سلام , من مایام , واسه اطمینان هممون میدونیم که که چه اتفاقاتی در اینجا میفته

وقتی که بزرگ میشی و دوست داری به حرفهای دیگران گوش بدی , و حرف بزنی و هیچ اتفاقی نیفته

مطمئنم همه ی شماها مثل ما منتظر نتایج کنفرانس هستید

خانوم ها و آقایان

من به همه ی شماها به عنوان مهمان کنفرانس تغییرات آب و هوایی خوش آمد میگویم

کار مهم افتتاحیه امروز نمایش یه چیز خیلی مهمه

درسته , بهتون توتو رو معرفی میکنم

باید بدونی که من وقت ناهارم رو به نجات دادن تو اختصاص دادم

حالا آقایون , اگه میشه

بهتون تضمین میکنم که این شکست مفتضحانه تموم شده

راااااه

گوشهاش قرمز شدند الان بیرون میده

اسمایلی من نمیتونم به بحث بهتری درمورد تمیز کردن اینجا فکر کنم

اِف

راستش امکانات اینجا مخصوص مهمونهای هتله

هوم , عالیه

هی اسمایلی اینو امتحان کن

دو تا کلمست آقایویون مشروب کوچیک , فهمیدید ؟

اینجا رو ببین

دست نزن , این سوئیت ماه عسله

حواسم به شکارچی هست

شما که نمیخواید اونو عصبی کنید

اگه میخواید بدونید چه چیزی درخور شماست , بهتره مواظب رفتارتون باشید

خوبه

صبرکن , بهتره یه شلیک نکنیم

ما از فشار دادنش متنفریم

عوضش اونو بگیر و و به کازینومون توی وگاس بفرست

حداقل میتونیم از همه ی این کثافت کاری ها یه سودی ببریم

من به میمون اعتماد ندارم

بهتون نگفتم دست به چیزی نزنید ؟

صندلی دسته دار کجاست ؟

شما ها خوک های بی فرهنگی هستید

ما روی صندلی میشینیم , اونا رو نمیخوریم

راااه

و اون پسر کوچیکه کجاست ؟ بیلی تویه غار آبیه

متن انگلیسی فصل

  • Socrates?
  • Mm-hmm?

What’s the story behind your scar?

I was very young, inexperienced, rash and very hungry.

  • My brother and l…
  • Wait! You had a brother?

His name was Mambo. We were inseparable.

Racing across the Savannah, chasing buffalo and hunting antelope.

  • Hold on… But you’re a vegetarian!
  • Youth, you see. l was a cub.

That was ages ago.

So Mambo and I, though forbidden by our parents,

walked right up to the Valley of Death.

And, as you can imagine, there was a good reason we were forbidden.

After all, this is where the elephants came to die.

But we knew no fear and we were driven by curiosity.

Mambo?

  • Was it the leopard?
  • No, Billy. lt wasn’t the leopard.

It was a creature I’ve never seen before, or since.

That’s creepy.

But from that day, my only wish

is for all the animals of the Savannah to live in peace and harmony.

Cock-a-doodle…

All right! Comrades, morning is ‘ere. We must set off before the sun is ‘igh.

You’ll have to go on without me. I’m much too weak.

Non! I will stay with Sushi and the tortoises and look after them.

As for the lion and the euh…weasel, they will find the water.

And Toby and Smiley will accompany them. Humph!

Here at the Eden Paradise Hotel, we now find the participants

of the 168th Conference on Climate Change in attendance.

And here is someone who is clearly not the least impressed with any of it.

Hello, I’m Maya. For sure, we all know what happens at these things.

You grown-ups love to hear each other talk and talk and nothing ever happens!

I’m sure you’re all awaiting the results of the conference, as we are.

Ladies and gentlemen,

I welcome you all to the Eden Paradise as guests of the Climate Conference.

The important job of the buffet opening falls to our very own house mascot.

It’s true, may l present…Toto!

You must know, l saved your life on my lunch break, humph!

Er, now, now, gentlemen, if you please…

I can guarantee you personally that this whole unfortunate fiasco is over.

RAAAH!

  • His ears have gone red.
  • Here it comes!

Smiley, I can’t think of a better argument for good, clean outdoor living.

Eurgh!

Actually, the wellness suite is solely for paying hotel guests.

Mm, wild!

Eh, Smiley, you try it on.

Two words, gentlemen: mini bar, capiche?

Voilà!

Hands off! This is the honeymoon suite.

OK, I’ll watch for Hunter.

You do not wanna mess around with him.

You’d better behave yourselves, if you know what’s good for you!

Cool.

Hold on. Better we don’t take a single shot.

We hate bad press.

Instead, catch and send it to our casino in Vegas.

At least we can make a profit out of this whole mess.

I don’t trust that monkey.

Didn’t l tell you not to touch anything?

Where is the armchair?

Oh…you uncultured pig!

We sit on chairs, we don’t eat them!

Raah?

  • And where’s the little guy?
  • Billy is in the water cave.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.