بخش 05

: قلمرو حیوانات / فصل 5

قلمرو حیوانات

7 فصل

بخش 05

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

قرار بود یه شغلی اینجا داشته باشم

و نمیخواستم بخاطر شماها به دردسر بیفتم

سخت کار کردم تا به یه مقامی برسم

از جون من چی میخواید ؟

ما آب میخوایم

بفرما اینم از آب

حالا اگه میشه از اینجا بیرون برید یه چیزی

واسه چی به ما کمک کردی که قایم بشیم ؟

بخاطر شکارچیه , و گرنه تاحالا کشته شده بودید

فهمیدم , پس تو یکی از ماها هستی

نه نه نه نه نه

من تو باغ وحش بروکلین بدنیا اومدم , ولی حتی تصورش رو هم نمیکنید

خیلی خیلی متاسفم , ولی شما اشتباه کردید

و من واقعاً همونی که فکر میکنید نیستم

مظمئنم هیچ کدوم از شما ها نیستم

ما به آب نیاز داریم , منظورم اینه که خیلی آب نیاز داریم برای هممون

خوبه , پس ما بطرف سد میریم و دریچه ی سد رو باز میکنیم

و آب رو به دره ی شما هدایت میکنیم

بعدش شماها گورتون رو از اینجا گم میکنید

چیزی که ما ساختیم میخواهیم اسمشو آبادی آرامش بذاریم

هماهنگی کامل با طبیعت , که البته نکته ی کلیدیه

که اسمشو جهانگردی بوم شناختی میذاریم

نتیجه : ضمانت همیشگی

بهمراه برق کافی برای روشن کردن چندین شهر

شما میتونید مزایای اقتصادی اونو تصور کنید

شاید بهتر باشه یه فکری به حال حیوونهایی که پایین سد زندگی میکنند بکنی

اونا بدون آب از تشنگی می میرند

مایا برو به اتاقت تو هیچی در این مورد نمیدونی

همش درمورد پوله درسته ؟ همش به پول فکر میکنی

این بچه ها … باورنکردنیند

و حالا اگه میشه همراه من به مجتمع داخلی بیاید

من اونجا میرم , شیر آب رو باز میکنم بعدش برمیگردم

درضمن , از جاتون هم تکون نخورید

یو هو

آره

همینطور که میبینید از مدرنترین و دقیق ترین امکانات امنیتی

در این منطقه ی حساس بکار گرفته شده

همه چیز مدرن و محکمه

دسترسی غیر مجاز خارج از این موضوعه

سقراط

احساس کسالت میکنم

دارم میام

اوه

اوه نه

هوم

ممنونم

اوه نه , این اصلاً عادلانه نیست نه , نه , نه

سربازهای شجاع , حالتون خوبه ؟

ما خوبیم , ممنونم , هر چند مثل جوونیمون نیستیم

خب من فکر کنم

زیبایی مهمترین چیزه

من 715 سالمه

وینستون 12 سال ازم بزرگتره

او باشکوه عمر کرد شکوفه کوچولوی نیلوفر من

تو خیلی قشنگ حرف میزنی

آه , عشق

شجاعت لاکپشتها همه ی ماها رو نجات داد

ولی بدون آب هممون باید منتظر مرگ باشیم

و اگه برگردیم و سقراط و آب رو آزاد کنیم کارمون تموم میشه

ما خیلی ضعیفیم

باید کمک بگیریم ما همه ی حیوانات ساوانا رو احضار میکنیم

عالیه راسو

پدر ؟ داری با شیر چیکار میکنی ؟

مایا الان پدرت وقت نداره

همین حالا شیر رو آزاد کن

من هیچکاری نمیتونم بکنم شیر خطرناکه

و ما نمیتونیم اونو ول کنیم که اطراف اینجا ول بگرده

همچنین من از قبل شیر رو به یه کازینو تو لاس وگاس فروختم

هوم

تو با موفقیت به منطقه ی امن اومدی

درحالی که دوستات تو آب ناپدید شدند

بنظر تو خوش شانسی

اسمیت تو رو به یه کازینو تو لاس وگاس فروخته لاس چی ؟

تو برنده ی یه جایزه ی بزرگی شدی بالای کوه

میخواستم فقط یه بار تو رویاهام تو لاس وگاس باشم

هان ؟

من گرسنه نیستم

اینو بنوش

مزه ی بهتری میده

مامان , تو چیزی داری که بنوشی ؟

البته که دارم

میدونی تو واقعاً یه دروغ گوی بدی هستی

جونیور ؟

اینجا گودال آب منه کروکودیل

خب که چه ؟ تو برو گودال خودتو پیدا کنه , باشه ؟

یا اینکه با شاخهای من طرفی

یا در عوض من از شاخت به عنوان ناخن گیر استفاده میکنم باشه ؟

خودت خواستی

وزنشون 300 پونده ولی حتی یه انس مغز هم تو کله ی بزرگشون نیست

با شماره ی 3 یک … دو

سه …. برو

مامان

صبر کن عزیزم

ایــــــــست

شما احمق ها کار دیگه ای بلد نیستید بکنید ؟

ام , نه اه , نه

تا حالا فکر کردید واسه چی اینجا باهم میجنگید ؟

طبیعیه , چون که

چون اوهوم ؟ تو چی فکر میکنی گندبگ ؟ نمیدونم

همونطور که من فکر میکردم

حالا از اینجا برید و بازیهایی بچه گونتون رو جای دیگه بازی کنید

فهمیدید ؟

باید با انجی حرف بزنیم , او در واقع رئیس رودخونست

یه رئیس زن چرا که نه ؟

میدونم چطوری اونو با یکم سیاست قانع کنم

پوست من کاملاً خشک شده

ناخنهام ترک برداشتند , رنگ من کاملاً پریده

مژه های من مثل سیم خاردار شده پایان زندگی نزدیکه

جیزل

ما باید نگران چیزهای دیگه باشیم اوه , فریبندست

دارم نابود میشم و تو میگی باید نگران چیزهای دیگه باشیم

خانومها ناامید نشید

اوه نه , من یه صدایی شنیدم فهمیدم , وقت مردن رسیده

منم مثل کثافت شدم

اهم

سلام , اسم من چارلزه

چارلز , چه اسم دوست داشتنی داری

در ضمن گرما نمیتونه کاری کنه که زیبایی و شکوه شما

پنهان بشه

اوه

اگه خیلی شجاع باشم , شما باید یه خرطوم لذت بخشی داشته باشید

هوم

خیلی نرمه , مثل خرطوم ابریشمیه

اه , پس برو باهاش ازدواج کن

ما باید یه بار یه کنفرانس برگزار کنیم

کنفرانس ؟ اجتماع همه ی حیوانات

بعدش باید بفهمیم چگونه قهرمان شما

تونست آب رو کشف کنه

من یه قهرمان دارم ؟ اون کیه ؟

بیلی

هوم

پس یکی باید شیپور بزنه

متن انگلیسی فصل

I happen to have a job here,

and l have no desire to get into trouble on account of you!

I worked hard to get my position.

What is it you want from me?

We want water!

Ah, right here you have water!

  • So now if you would get out.
  • One thing.

Why on earth did you help us by hiding us in here?

Because with Hunter, you would have been killed.

So, l see. You are one of us, after all.

No, no, no, no, no, no, no, no!

I was born in a Brooklyn zoo - not that you know what that means.

I’m very, very sorry but you’re dead wrong

and l am certainly not who you think l am!

I am not one of your kind for sure!

We need water! l mean lots of water! For all of us!

Good. Then we go over to the dam, open the floodgates,

and run the water to your valley.

And then you folks get lost!

And so what we have created is what we like to call an oasis of peace.

In total harmony with nature, which is of course the key,

and that’s called ecological tourism.

The result: guaranteed sustainability,

with enough electricity generated to power several cities.

You can imagine the benefits for the local economy.

You should imagine what that means for the poor animals that live downstream.

  • Erm…
  • They’re dying of thirst without water!

Maya, go to your room at once. You know nothing of this.

It’s always about money, right? That’s all you ever think about.

These kids… Go figure.

And now, if you would follow me into the complex interior.

I’ll go in there, open the spout, then l’ll come back out.

Meanwhile, you make sure you do not move from this spot!

Yoo-hoo!

Yes!

As you can imagine, the most modern and stringent security measures

are utilised in this most sensitive of areas.

Everything is state of the art and hermetically sealed.

Unauthorised access is totally out of the question.

Socrates!

Oh, l feel rather woozy.

I’m coming!

Ooh…

Oh, no!

Hmm…

Thanks.

Oh, no, that’s totally not fair. No, no, no!

Brave veterans, can you stand the pace?

We’re fine, thank you. Though we’re not quite as young as we used to be.

Well, l see, heeh-heeh…

a beauty in the prime of her life.

Well, l’m 715 years old.

Winston is twelve years older.

She has aged splendidly, my dear little lotus blossom.

You, with the sweet talk.

Ahh…l’amour!

The ‘eroism of the tortoises has saved us all,

but without water all that awaits us is certain death.

And we are doomed if we go back to free Socrates and release the water.

We are much too weak.

Then we have to get help! We’ll call all the animals of the Savannah.

Excellent, weasel!

Daddy? What are you doing with the lion?

Maya, Daddy has no time for this right now.

Set the lion free right now!

There is nothing l can possibly do. The lion is dangerous

and we can’t just let it loose to run around all over the place.

And besides, l’ve already sold the lion to a casino in Las Vegas.

Humph!

You have successfully penetrated the security zone,

while your friends have disappeared in the drink.

You! Looks like you’re the lucky one.

  • Smith sold you to a casino in Las Vegas.
  • Las WHAT?

You hit the jackpot. Top of the mountain!

I’ve always dreamed of doing an appearance in Las Vegas, just once.

Huh?

I’m not hungry.

Drink.

It’ll taste a lot better.

Oh, Mum, did you have something to drink?

Of course I did!

You’re a really bad liar, you know.

Junior?

This is my water hole, crocodile bait!

  • So?
  • You go find your own puddle, si?

Or you can find my horn!

Instead l’ll use your horn as a toenail clipper, OK?

You’re asking for it.

300 pounds, and not an ounce of brain in their fat heads.

On three. One… Two…

Three…go!

Mum!

Hold on, sweetheart.

STOP!

Haven’t you idiots got anything better to do?

  • Erm, nope.
  • Eh, no.

Have you ever thought why you two are fighting in the first place?

Naturally. Because…

  • Eh…‘cause…
  • Mm-hmm…?

  • What do you think, Biggie?
  • Hey, l don’t know.

Just as I thought.

From now on, go and play your juvenile games somewhere else!

Got it? Hmm?!

Let’s go talk to Angie. She is actually the president of Okavango.

A female president! Hmm, why not?

I will attempt a bit of diplomacy with ‘er, the way l know ‘ow.

My skin is utterly and completely dried out.

My nails are all cracked, my complexion - ruined!

My lashes are like barbed wire. The end is near!

Giselle…

  • We’ve got other things to worry about.
  • Oh, well, that’s charming.

I’m falling apart and you say, “We’ve got other things to worry about!”

Oh, do not despair, mesdames!

Oh, no! l hear voices! Aah, l know this is the end.

And l look like such a mess.

Ahem!

‘Ello, the name is…Charles.

Charles! My, my, what a lovely name!

By the way, the oppressive ‘eat can do nothing to ‘ide

your noble and sublime beauty.

Ooh! Mmm!

If l may be so bold, you seem to ‘ave been blessed with a delightful nose.

Mmm…

So soft! And the most silky trunk!

Pooh! Go marry her, then.

We must call a conference. Tout de suite!

  • A conference?
  • A gathering of all the animals.

There we must figure out ‘ow this hero of yours

was able to discover the water.

I have a hero? Erm, who is it?

  • Yoo-hoo!
  • Billy?

Hmm…

Then someone’s got to blow the great horn!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.