تعیین اهداف مطالعه برای خود

توضیح مختصر: اهداف مطالعه می توانند تعیین کننده ی موفقیت یا شکست تحصیلی باشند. در این درس در مورد چگونگی تعیین اهداف مطالعه‌ی خوب و چگونگی سازماندهی خود برای دستیابی به اهداف مورد نظر نگاهی خواهیم داشت.

زمان مطالعه: 11 دقیقه

سطح: سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

اهداف

شان تصمیم گرفته است که به مدرسه برود. با این حال مدتی از دوران تحصیلش می گذرد و او می خواهد خوب عمل کند. گاهی فکر می کند که می توانسته به شیوه های مختلف کار را خراب کند اما او از آن جلوگیری کرده است. او چطور توانسته موفق شود؟

یکی از کلیدهای موفقیت تعیین اهداف برای خود است. اگر شان بتواند اهداف را تعیین کرده و برای رسیدن به آنها سخت تلاش کند، احتمالا در مدرسه خوب عمل خواهد کرد. بیایید به نحوه تعیین هدف شان و دستیابی به اهداف مربوط به تحصیل او نگاهی دقیقتر بیاندازیم.

تعیین اهداف

شان می داند برای موفقیت در تحصیل باید اهدافی برای خود تعیین کند. اما او باید چه اهدافی را تعیین کند؟ آیا اینکه بگوید «قرار است زیاد درس بخواند» یا «نمرات خوبی بگیرد» کافی است؟ یا اینکه راه بهتری برای تعیین اهداف وجود دارد؟

شان هنگام تعیین اهداف باید اطمینان حاصل کند که این اهداف دقیق، قابل اندازه گیری و زمانمند باشند. اهداف دقیق به اهدافی گفته می شود که بر نتیجه ی خود متمرکز هستند. به عنوان مثال، گفتن اینکه که شان «قرار است زیاد درس بخواند» خیلی دقیق نیست. اما اینکه بگوئیم او هر روز مطالعه خواهد کرد دقیقتر است و گفتن اینکه او هر روز نیم ساعت مطالعه خواهد کرد، بسیار دقیق است.

اهداف قابل اندازه گیری به اهدافی گفته می شود که می توان به صورت عینی آنها را اندازه گیری کرد. این ویژگی اغلب با دقیق بودنِ هدف ارتباطی تنگاتنگ دارد. برای مثال، شان می تواند اندازه گیری کند که آیا هر روز نیم ساعت مطالعه کرده است یا نه اما نمی تواند اندازه گیری کند که آیا «زیاد درس خوانده است» یا خیر.

نهایتا اینکه اهداف زمانمند زمان معینی دارند که فرد باید در آن به هدف دست یابد. ممکن است شان این هدف را تعیین کند که هر روز نیم ساعت مطالعه کند، اما اگر او مشخص نکند که این هدف باید در این ترم محقق شود، ممکن است آن را تا مدت زیادی به تعویق بیاندازد. به همین ترتیب، اگر شان بگوید که می خواهد فارغ التحصیل شود، دستیابی به این هدف ممکن است ده سال طول بکشد. از سوی دیگر، اگر او بگوید که می خواهد در عرض پنج سال فارغ التحصیل شود، این محدودیت زمانی به او در تعیین و دستیابی به اهداف کمک و راهنمایی خواهد کرد.

شان علاوه بر تعیین اهداف دقیق، قابل اندازه گیری و زمانمند باید آنها را فرایند‌محور تعیین کند و نه نتیجه‌محور. این به چه معناست؟

اینگونه فکر کنید: بیایید فرض کنیم که شان می خواهد در مدرسه خوب عمل کند. ممکن است این هدف را تعیین کند که می خواهد در کلاس زبان انگلیسی در این ترم نمره الف بگیرد. این هدف دقیق، قابل اندازه گیری و زمانمند است، اما این هدف نتیجه‌محور است. اگر او استاد زبانی داشته باشد که نمره الف به کسی نمی دهد چه می شود؟

با این حال، شان می داند که برای گرفتن نمره خوب در کلاس زبان انگلیسی خود (چه نمره الف باشد و یا سایر نمرات بالا)، باید درس بخواند. بنابراین، می تواند یک هدف فرآیند‌محور برای خود تعیین کند و چیزی شبیه به این بگوید: «من در این ترم برای کلاس زبان انگلیسی نیم ساعت در روز درس می خوانم و در روزهای امتحان بیشتر از آن درس خواهم خواند.

نکته ی مهم در اینجا این است که به آنچه مستقیما تحت کنترل شما است، بپردازید. شان می تواند مقدار زمان مطالعه اش را کنترل کند، اما نمی‌تواند نمره ی نهایی خود را کاملا کنترل کند. تعیین هدف با تمرکز بر چیزهایی که تحت کنترل مستقیم شان است، به او کمک می کند اهدافی قابل دستیابی تعیین نماید و انگیزه خود را بالا نگه دارد.

دستیابی به اهداف

اکنون شان تا حدودی می داند چگونه اهداف را تعیین کند. او می داند که اهداف باید دقیق، قابل اندازه گیری و زمان‌محور باشند و باید بر عملکرد تمرکز داشته باشند و نه بر نتیجه. اما برای اطمینان از دستیابی به این اهداف باید چه کار کند؟

شان هنگام تعیین اهداف می خواهد برای موانع برنامه ریزی کند. در زندگی هیچ چیز عالی و بی نقص پیش نمی‌رود و همه ما می‌دانیم که با اوقاتی مواجه خواهیم شد که چیزی مانع از رسیدن ما به اهدافمان می شود. اما اگر بتوانید موانع احتمالی را از قبل شناسایی کرده و راه‌هایی برای مقابله با آنها پیدا کنید، احتمال موفقیت خود را افزایش خواهید داد.

هدف شان مبنی بر 30 دقیقه مطالعه در روز در این ترم را در نظر بگیرید. این کار کاملا قابل انجام به نظر می رسد؛ به هر حال نیم ساعت زمان زیادی نیست. اما او از قبل می داند که روزهایی وجود خواهد داشت که بچه هایش برای جلب توجه او رقابت می کنند یا پروژه‌ کاری بزرگی می گیرد. پس چی می‌شود؟

ممکن است شان بگوید که در روزهای واقعا شلوغ به جای نیم ساعت مطالعه در روز دو جلسه ی 15 دقیقه‌ای مطالعه می کند. این یک راهِ برنامه ریزی برای موانع و چگونگی غلبه بر آنهاست.

کار دیگری که شان برای کمک به دستیابی به اهداف می تواند انجام دهد، ابداع یک سرود هدف یا عبارت کوتاهی است که می تواند زمانی که نیاز به انگیزه دارد آن را تکرار کند. سرود هدف معمولا 3 تا 5 کلمه دارد و با بیانی مثبت ادا می شود. مثلا شان می تواند سرود هدف خود را اینطور بسازد: «مطالعه برای موفقیت» یا «یک قدم به سوی فهمیدن». هر دوی این سرودها کوتاه و دلپذیرند و چیزی هستند که شان می تواند هنگام نیاز به کمی انگیزه آنها را با خود زمزمه کند.

شان همچنین می تواند رمزهای عبور خود را طوری تغییر دهد که منعکس کننده اهدافش باشند. ما هر روز وارد وبسایت‌های بسیاری می‌شویم و تغییر رمزهای عبور به این معنی است که بارها و بارها آنها را تایپ خواهید کرد و ضمیر ناخودآگاه خود را به حفظ کردن آن برمی‌انگیزید. برای مثال، شان می‌تواند رمز عبور خود را به «سلطان مطالعه» یا «مطالعه برای موفقیت» تغییر دهد تا اهدافش را به او یادآوری نمایند.

در نهایت، ممکن است شان بخواهد عواقبی برای عدم دستیابی به اهدافش تعیین کند. مثلا می تواند به برادرش بگوید هر بار که او از مطالعه شانه خالی می کند 20 دلار به برادرش می دهد. یا می تواند به همسرش بگوید هر بار که او از مطالعه شانه خالی می‌کند، سرویس بهداشتی را برایش تمیز می کند. شان با تعیین این عواقب، انگیزه بیشتری برای تلاش در جهت رسیدن به اهدافش خواهد داشت!

خلاصه درس

تعیین اهداف می تواند در دستیابی به موفقیت به شما کمک کند. اهداف باید دقیق یا متمرکز باشند، قابل اندازه گیری باشند یعنی به طور عینی سنجیده شوند و زمانمند باشند یعنی یک محدوده ی زمانی برای دستیابی به آنها تعیین شده باشد. علاوه بر این، اهداف باید بر فرآیند تمرکز کنند، نه بر نتیجه، یعنی بر آنچه شما می توانید مستقیما کنترل کنید تمرکز کنند و نه نتیجه کارِ سخت شما. هنگام تعیین اهداف، موانع بالقوه و چگونگی غلبه بر آنها را شناسایی کنید. همچنین می توانید یک سرود هدف یا عبارت کوتاهی که انگیزه می دهد، بسازید و رمزهای عبورتان را تغییر دهید تا منعکس کننده آن هدف باشند. در نهایت اینکه تعیین عواقب برای عدم دستیابی به هدف، انگیزه را بالا نگه می دارد.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.