بخش 03

: منجمد / فصل 3

بخش 03

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

جادوگري.

ميدونستم اينجا يه کاسه‏اي زير نيم کاسه‏است.

“اِلسا”.

ايناهاش!

بله ! خودشونن!

ملکه اِلسا.

ملکه ‏ي زيبامون!

اعليحضرت ؟ حالتون خوبه ؟

نه.

اوناهاش ! جلوشو بگيريد!

لطفاً، نزديک من نشين. دور بمونين.

هيولا . هيولا!

اِلسا!

اِلسا!

خواهش ميکنم، صبر کن!

اِلسا، صبر کن!

آنا!

نه.

آب‏درّه.

برف! برف ؟

بله، برف.

حالت خوبه ؟ نه .

تو ميدونستي ؟

نه.

نگاه کنيد، داره برف ميباره ! داره برف ميباره!

ملکه اين سرزمين رو نفرين کرد!

بايد جلوش گرفته بشه! بايد برين دنبالش.

نه، صبر کن!

تو! جادوگري هم تو خونِ توئه ؟

تو هم هيولايي ؟

نه ، نه. من کاملاً عادي هستم.

درسته، اون عاديه.

به، به بهترين نحوه.

و خواهرم يه هيولا نيست.

نزديک بود دَخلِ منو بياره!

شما رويِ يخ سُر خوردين . يخِ اون بود .

اين يه تصادف بود. اون ترسيده بود.

اون منظوري نداشت. اون هيچ منظوري از اينکارا نداشت.

امشب تقصير من بود. من اونو هُل دادم.

پس من کسي‏ ام که بايد بره دنبالش … چي ؟ لطفاً اسبه منو بيارين . نه، آنا .

اين کار خيلي خطرناکه.

اِلسا آدمِ خطرناکي نيست.

من اونو بر مي‏گردونم، و اين وضع رو درست ميکنم.

من باهات ميام.

نه، من اينجا بهت احتياج دارم تا مراقبِ ‘ آرِندل ‘ باشي.

باعثِ افتخارمه.

من شازاده “هانس” رو مسئول اينجا قرار ميدم.

مطمئني که مي‏توني به خواهرت اعتماد کني ؟

نميخوام صدمه ببيني.

اون خواهرِ منه.

اون هيچوقت بهم صدمه نميزنه.

اِلسا!

اِلسا!

اِلسا، منم، آنا، خواهرت که نمي‏خواست تابستون رو منجمد کني.

متأسفم. همش تقصیر، تقصير منه.

البته، اگه اون رازش رو بهم نمي‏گفت هيچ کدوم از اين اتفاقا نمي ‏افتاد ها .

اون يه آدم پَسته.

واو!

واي نه . نه، نه، نه ! برگرد!

نه، نه، نه

اوه‏ه‏ه، خيلي خب

برف . حتماً بايد برف باشه.

نمي‏تونست جادويِ گرمسيري داشته باشه که آب‏درّه‏ها رو با شن سفيد و گرم بپوشونه.

آتيش!

واي، سرده، سرده، سرده، سرده، سرده.

اووه . و سونا!

هوو هوو . همم ؟

تابستون عالي پَريد.

لباس‏هاي شنا، کفش‏هاي چوبي و يه کرمِ ضد آفتاب که اختراع خودمه نصف قيمته، چطوره ؟

اوه . عاليه. فعلاً، قيمت چکمه ‏ها چطوره ؟

چکمه‏ و لباس‏هاي زمستاني ؟

اونها احتمالاً تويِ بخش زمستاني‏مون باشن.

آوو . آم.

فقط ميخواستم بدونم.

يه زن جوان ديگه‏ اي نميدونم، احتمالاً يه ملکه، از اينجا رد نشده ؟

تنها کسي که اونقدر خُل و چله که تو اين کولاک باشه؛ تويي، عزيزم.

تو و اين يارو.

هــوو هــوو.

تابستون عالي پَريد.

هويج.

ها ؟

پشت سرت.

آوه ! صحيح. ببخشيد.

اوه . يه زمستان زوزه کشان تو ماه جولاي، درسته ؟

اين زمستان از کجا ميتونه اومده باشه ؟

کوهستان شمالي.

کوهستان شمال.

ميشه 40 تا.

چهل تا ؟ نه، 10 تا.

اي داد بيداد، نمي‏صرفه.

ببين، اينها ذخيره زمستانيمه عرضه ‌و تقاضا هم که يه مشکل بزرگيه.

ميخواي در مورد مشکلِ عرضه ‌و تقاضا صحبت کني ؟

من واسه امرار و معاش يخ مي‏فروشم.

اووه. الان که اين کار و کاسبيِ سختِ

منظورم اينکه، اين کار واقعاً

بدشانسيه

هنوزم 40 تاست.

ولي ميذارم مجاني يه سَري به حمامِ “اوکن” بزني.

هــوو هــوو. سلام، خانواده.

هــوو هــوو.

فقط 10 تا دارم. کمکم کن.

باشه . با 10تا فقط ميتوني اين رو بخري نه بيشتر.

خيلي خب ، فقط يه چيزي رو بهم بگو.

تو کوهستان شمالي چه اتفاقي داره ميافته ؟

جادويي به نظر مي‏رسيد ؟

بله!

حالا، برو عقب تا با اين کلاه‏بردار معامله کنم.

منو چي صدا کردي ؟

باشه، باشه بابا . رفتم.

باي باي.

نه “اِسوِن”، هويج‏هاتو نياوردم.

ولي يه جايي واسه خوابيدن پيدا کردم.

مجانيه.

متن انگلیسی فصل

Sorcery.

I knew there was something dubious going on here.

Elsa.

There she is!

Yes! It is her!

Queen Elsa.

Our beautiful queen!

Your Majesty?

Are you all right?

No.

There she is!

Stop her!

Please, just stay away from me.

Stay away.

Monster. Monster!

Elsa!

Elsa!

Wait, please!

Elsa, stop!

Anna!

No.

The fjord.

Snow!

Snow?

Yes, snow.

Are you all right?

No.

Did you know?

No.

Look, it’s snowing. It’s snowing!

The queen has cursed this land!

She must be stopped!

You have to go after her.

Wait, no!

You!

Is there sorcery in you, too?

Are you a monster, too?

No, no.

I’m completely ordinary.

That’s right, she is.

In the best way.

And my sister is not a monster.

She nearly killed me!

You slipped on ice.

Her ice.

It was an accident.

She was scared.

She didn’t mean it.

She didn’t mean any of this.

Tonight was my fault.

I pushed her.

So, I’m the one that needs to go after her.

What?

Bring me my horse, please.

Anna, no.

It’s too dangerous.

Elsa is not dangerous.

I’ll bring her back, and I’ll make this right.

I’m coming with you.

No, I need you here to take care of Arendelle.

On my honor.

I leave Prince Hans in charge.

Are you sure you can trust her?

I don’t want you getting hurt.

She’s my sister.

She would never hurt me.

Elsa!

Elsa!

Elsa, it’s me, Anna, your sister who didn’t mean to make you freeze the summer.

I’m sorry.

It’s all my fault.

Of course, none of it would have happened, if she had just told me her secret.

She’s a stinker.

Whoa!

Oh, no.

No, no, no!

Come back!

No, no, no!

Okay.

Snow.

It had to be snow.

She couldn’t have had tropical magic that covered the fjord in white sand and warm…

Fire!

Cold, cold, cold, cold, cold.

Ooh.

“And sauna”!

Yoo-hoo.

Hmm?

Big summer blowout.

Half off swimming suits, clogs, and a sun balm of my own invention, yah?

Oh.

Great.

For now, um, how about boots?

Winter boots and dresses?

That would be in our winter department.

Oh.

Um…

I was just wondering.

Has another young woman, The queen perhaps, I don’t know, passed through here?

The only one crazy enough to be out in this storm is you, dear.

You and this fellow.

Yoo-hoo.

Big summer blowout.

Carrots.

Huh?

Behind you.

Oh! Right.

Excuse me.

Oh. A real howler in July, yes?

Wherever could it be coming from?

The North Mountain.

North Mountain.

That Will be 40.

Forty?

No, 10.

Oh, dear, that’s no good.

See, this is from our winter stock, where supply and demand have a big problem.

You want to talk about a supply and demand problem?

I sell ice for a living.

Ooh.

That’s a rough business to be in right now.

I mean, that is really…

That’s unfortunate.

Still 40.

But I will throw in a visit to Oaken’s sauna.

Yoo-hoo.

Hi, family.

Yoo-hoo!

Ten is all I got.

Help me out.

Okay. Ten will get you this and no more.

Okay, just tell me one thing.

What was happening on the North Mountain?

Did it seem magical?

Yes!

Now, back up while I deal with this crook, here.

What did you call me?

Okay, okay.

I’m out.

Bye-bye.

No, Sven, I didn’t get your carrots.

But I did find us a place to sleep.

And it’s free.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.