بخش 05

: منجمد / فصل 5

بخش 05

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

نه، نه . تو که پوست درخت‏ها رو؛ . رو به پائين گذاشتي

. پوستِ درخت‏ها بايد رو به بالا باشن

. پوست پائيني خشکتره - . پوستش بايد رو به بالا باشه -

. پوستش بايد رو به پائين باشه - ! بابا -

شنل ؟ کسي شنل لازم نداره ؟

. آرِندل ‘ مديونِ شماست، اعليحضرت ‘

. قصر بازه

. سوپ و شرابِ گلاگ گرم در تالار بزرگ هست

. بيا . اينا رو بين مردم پخش کن

! شازاده “هانس”

انتظار داري همينجوري وايسيم و يخ بزنيم ؟

، تمام کالاهاي قابلِ عرضه ‘ آرِندل ‘ رو مي‏بخشين

. شاهدخت “آنا” دستورات رو دادن

، و اينم يه موضوع ديگه ‏است

متوجه نشدي که شاهدخت جنابعالي ممکنه با

… اون جادوگرِ شرير دست به يکي کرده

که ما رو نابود کنه ؟ …

. شاهدخت رو زير سؤال نبر

، اون منو مسئول کرده

و براي حفظ از ‘ آرِندل ‘ در برابر

. خيانت تعلل نخواهم کرد

! خيانت ؟

! هُش ! هُش

. هُش، پسر . آروم باش

. آروم باش

. “اسبِ شاهدخت “آنا

پس شاهدخت کجاست ؟

کجا ممکنه باشه ؟ اون کجاست ؟

. شاهدخت “آنا” تو دردسر افتاده

! از داوطلبين ميخوام باهام بيان تا اونو پيدا کنيم

. من ميام - . من داوطلبم -

! من دو داوطلب رو پيشنهاد ميکنم، سرورم

. واسه هرچيزي آماده باشين

، و بايد با ملکه روبرو بشين

. شما بايد به اين زمستون خاتمه بدين

شيرفهم شد ؟ - . همم -

خب، دقيقاً چه نقشه‏ اي واسه متوقف کردن اين اوضاع آب و هواي داري ؟

. اوه، من ميخوام با آبجيم صحبت کنم

اين نقشه‏ته ؟

کسب و کار يخ فروشي من به صحبت . کردن تو و آبجيت بستگي داره

. بلي

پس اصلاً ازش نميترسي ؟

چرا بترسم ؟ - . آره -

، شرط مي‏بندم “اِلسا” ، مؤدب‏ترين . مهربان‏ترين، صميمي‏ترين آدم دنياست

. اوه، اينو نگاه کنين

. به سيخ کشيده شدم

حالا چيکار کنيم ؟

… ممم

. خيلي شيب داره

من فقط يه طناب دارم و تو هم که . نميدوني چطوري از کوه بري بالا

کي گفته ؟

ممم ؟

داري چيکار ميکني ؟

. دارم ميرم خواهرمو ببينم

. داري خودتو به کُشتن ميدي

. اگه جات بودم پامو اونجا نميذاشتم

. داري حواسمو پَرت ميکني - . يا اونجا -

از کجا ميدوني “اِلسا” هم ميخواد تو رو ببينه ؟

… باشه . ديگه بهت گوش نميدم چون

. ميخوام اينجا حواسمو جمع کنم …

… ميدوني، بيشتر مردمي که تويِ

. کوهستان ناپديد ميشن؛ ميخوان تنها باشن …

. هيچکي نميخواد تنها باشه

.بجز تو

من تنها نيستم… من دوستايي دارم، يادته ؟

منظورت اون متخصصين عشقه ؟

. بله، متخصصين عشق

… آه

. تو رو خدا بگو که تقريباً اون بالام

به نظرت هوا اين بالا يه خورده رقيق‏تر‏ نشده ؟

. صبر کن

هي، “اِسوِن” ؟

مطمئن نيستم که ايني که ميگم ، مشکل‏مون رو حل کنه

ولي من يه راه پله پيدا کردم که دقيقاً

. به جايي که ميخواين برين ختم شده

. ها ها ! خدا رو شکر ! بيگير منو

. ممنون . مثلِ يه تمرين اعتماد بود

. به اين ميگن يخ

. ممکنه گريه ا‏م بگيره

. بفرما . قضاوت نميکنم

. خيلي خب بابا، سخت نگير، پسر . بيا اينجا

. گرفتمت

. خب . تو همينجا بمون، رفيق

. بي عيب و نقصه

. دَر بزن

. فقط دَر بزن

چرا دَر نميزنه ؟

فکر ميکني بلده چجوري دَر بزنه ؟

. باز شد

. اينم از اول کار

. شايد شما بهتر باشه همين بيرون بمونين

چي ؟ - ، آخرين باري که يه نفر رو بهش معرفي کردم -

. همه‏ چي رو يخ کرد

! ولي . آخه… اوه بيخيال

. اين فقط يه قصرِ که از يخ ساخته شده . يخ زندگيِ منه

. “خداحافظ، “اِسوِن

. “تو هم همينطور، “اولاف

من ؟ - . فقط يه دقيقه بهمون وقت بده -

. باشه

… يک … دو

… سه - … چهار -

اِلسا” ؟”

. “منم… “آنا

. “آنا”

… واو . “اِلسا”، عوض شدي

. خوب عوض شدي

… و اينجا

. فوق‏العاده ‏است

. ممنون

. هيچوقت نميدونستم قادر به انجام چه تواناي‏هاي بودم

. بابت اتفاقي که افتاد واقعاً متأسفم … اگه ميدونستم

. نه، نه، نه . عيبي نداره

، لازم نيست معذرت خواهي کني . ولي شايد بهتر باشه بري

. لطفاً

. ولي من تازه اومدم اينجا

. تو به ‘ آرِندل ‘ تعلق داري

. تو هم متعلق داري

. نه، “آنا” . من به اينجا تعلق دارم -

. تنها

، جايي که ميتونم خودم باشم . بدون اينکه به کسي صدمه بزنم

… حقيقتاً، در اين مورد

! شصت - صبر کن . اون ديگه چيه ؟ -

سلام، من “اولاف” هستم و کُشته مرده‏ي ! آغوش‏هاي گرمم

اولاف” ؟”

. آره . تو منو ساختي

يادت مياد ؟

و تو زنده‏ اي ؟

. آم… فکر کنم

. درست شبيه همونيه که وقتي بچه بوديم ساختيم

. آره

. اِلسا”، ما باهم خيلي صميمي بوديم”

. ميتونيم دوباره صميمي باشيم

! منو بگير - . آرومتر برو -

! “آنا”

. نه

. “نميتونيم . خدانگهدار، “آنا

. “صبر کن، “اِلسا

. نه، فقط سعي دارم ازت محافظت کنم

. لازم نيست از من محافظت کني . من نمي‏ترسم

. خواهش ميکنم دوباره ازم دوري نکن

. مي‏تونيم باهمديگه از کوه بريم پائين

. “آنا”

… آره، ولي - . ميدونم -

چي ؟

تو يه‏ جورايي زمستاني بي پايان . را در همه‏ جا به راه انداختي

همه‏ جا ؟

. ولي عيبي نداره، تو مي‏توني آبش کني

. نه، نمي‏تونم . (نميدونم چجوري (آبش کنم

. البته که مي‏توني . ميدونم که ميتوني

! “آنا”

حالت خوبه ؟

. خوبم

. حالم خوبه

اين کيه ؟

. صبر کن، مهم نيست … فقط

. بايد بري …

نه، ميدونم که مي‏تونيم باهم اين . اوضاع رو حل کنيم

آخه چطوري ؟

چه قدرتي داري که جلوي اين زمستون بگيري ؟

تا جلوي منو بگيري ؟

. آنا”، فکر کنم که بايد بريم”

. “نه، من بدون تو از اينجا نميرم، “اِلسا

. چرا، ميري

! وايسا ! ما رو بذار زمين

! بريد پي کارتون

! مواظب باشين

! مواظبِ باسنم باشين

! کارِ خوبي نيست که مردم‏ـمو پَرت کني

. واو، واو، واو، بد اخلاق . خيلي خب ديگه، آروم باش

! آروم باش بابا ! آروم بيگير - ! خيلي خب ! من خوبم -

! خوبم - . فقط آدم‏برفي رو به حال خودش بذار -

. من آرومم - . عاليه -

. جان مادرت بيخيال

اوه . ببين . ديدي ؟ ! حالا روح سگش رو بالا آوردي

. من حواسشو پرت ميکنم . شماها بريد

! نه، نه ! شماها نه

. فقط اوضاع بدتر شد

! مراقب باش

! بدو ! فرار کن

! داري چيکار ميکني ؟

! زدمش

! واو ! وايسا

. سي متر فاصله داره

. شصت متره

اين کارا واسه چيه ؟ - . دارم يه لنگر برفي مي‏کَنم -

. خيله خب اگه بيافتيم چي ؟

. اون پائين 6 متر برف تازه هست

. انگار رويِ يه بالش مي‏افتي

. البته اميدوارم

. خيلي خب، “آنا” . با 3 شماره -

. باشه - … يک -

. به موقعش بهم بگو . من آماده رفتنم

… دو - ! اصلاً من آماده به دنيا اومدم ! آره -

. آروم باش

! سـه

… چي ! واي

. پريديم ديگه

، آه . آه . هي داداش . هيکل “آرنولد”يم رو از دست دادم

. اينم از اين ! “آهاي، “آنا

! “اِسوِن” شما بچه‏ها کجا رفتين ؟

! ما اون بي‏عرضه رو اون پشت گُم کرديم

! سلام عليک . داشتيم در مورد جنابعالي حرف مي‏زديم

، کلي حرف‏هاي خوب . کلي حرف‏هاي خوب

! نه

زياد هم مؤثر نبود، مگه نه ؟

! “اولاف”

! طاقت بيارين، بَرو بچ

! برو . سريعتر برو

صبر کن، چي شد ؟ - ! هي -

! آخ

! “کريستوف”

! ديگه بر نمي‏گردين هـا

. به روي چشم

. هي، حق با تو بود . درست مثلِ يه بالشه

! “اولاف”

! نمي‏تونم پاهامو حس کنم ! نمي‏تونم پاهامو حس کنم

. اينا پاهاي من هستن - ! اووه -

، هي، يه لطفي در حقم بکن . باسن‏مو بيگير

. آخيش، چه حسِ بهتري دارم

! “هي، “اِسوِن . اون ما رو پيدا کرد

گوزنِ خوشگل مامانيِ من کيه ؟

. اينجوري باهاش حرف نزن

. برو کنار بذار هوا بياد

. بيا

حالت خوبه ؟

. ممنون

سرت در چه حاله ؟ - ! آخ مادر -

… چيزي نيست . آه

. خوبم . من جمجمه‏ي سفتي دارم

… من جمجمه ندارم

. يا استخون …

… خب، آه خب حالا چيکار کنيم ؟

حالا چيکار کنيم ؟

حالا چيکار کنيم ؟

… اوه

بايد چيکار کنم ؟

. اون منو پَرت کرد بيرون

من نمي‏تونم با يه همچين . ‘ آب و هواي برگردم به ‘ آرِندل

… و بعدش کار و کاسبي يخ تو

… و … و - ،هي، هي، نگران کار و کاسبي يخي من نباش -

. نگران موهاي خودت باش - چي ؟ -

. تازه از روي صخره افتاديم . تو هم بايد موهاي خودتو ببيني

. نه، موهات دارن سفيد ميشن

سفيد ؟ اين… چي ؟ -

،بخاطر اينکه؛ خواهرت بهت حمله کرد مگه نه ؟

زشت به نظر مياد ؟

. نه بابا - . شک داري -

. نه، ندارم

، آنا”، تو کمک لازم داري” . باشه ؟ بجنب

باشه ! کجا داريم ميريم ؟

. بريم رفقامو ببينيم

متخصصين عشق ؟

! متخصصين عشق ؟

و نگران نباشين، اونا مي‏تونن . مشکل موهات رو درست کنن

تو از کجا ميدوني ؟

. چون قبل ديدم اين کار رو کردن

. دوست دارم خودمو يه متخصص عشق در نظر بيگيرم

متن انگلیسی فصل

No, no. You’ve got the bark facing down.

The bark needs to be face-up.

Bark down is drier. MAN 1: Bark up!

MAN 2: Bark down! BOY: Papa!

Cloak? Does anyone need a cloak?

Arendelle is indebted to you, Your Highness.

The castle is open.

There is soup and hot glogg in the great hall.

Here, pass these out.

Prince Hans!

Are we expected to just sit here and freeze

while you give away all of Arendelle’s tradable goods?

Princess Anna has given her orders.

And that’s another thing!

Has it dawned on you that your princess may be conspiring

with a wicked Sorceress

to destroy us all?

Do not question the princess.

She left me in charge

and I will not hesitate

to protect Arendelle from treason.

Treason?

Whoa! Whoa!

Whoa, boy. Easy.

Easy.

MAN: It’s Princess Anna’s horse.

WOMAN 1: So, where is the princess?

WOMAN 2: Where could she be? WOMAN 3: Where is she?

Princess Anna is in trouble.

I need volunteers to go with me to find her.

I’ll go. I volunteer.

I volunteer two men, My Lord.

Be prepared for anything.

And should you encounter the queen,

you are to put an end to this winter.

Do you understand? Hmm.

So, how exactly are you planning to stop this weather?

Oh. I am gonna talk to my sister.

That’s your plan?

My ice business is riding on you talking to your sister?

Yep.

So, you’re not at all afraid of her?

Why would I be? Yeah.

I bet she’s the nicest, gentlest, warmest person ever.

Oh. Look at that.

I’ve been impaled.

What now?

KRISTOFF: Mmm…

It’s too steep.

I’ve only got one rope and you don’t know how to climb mountains.

ANNA: Says who?

Hmm?

What are you doing?

I’m going to see my sister.

You’re gonna kill yourself.

I wouldn’t put my foot there.

You’re distracting me. Or there.

How do you know Elsa even wants to see you?

ANNA: All right. I’m just blocking you out

because I gotta concentrate, here.

You know, most people who disappear

into the mountains want to be alone.

Nobody wants to be alone.

Except maybe you.

I’m not alone. I have friends, remember?

ANNA: You mean, the love experts?

Yes, the love experts.

Ah…

Please tell me I’m almost there.

Does the air seem a bit thin to you up here?

Hang on.

OLAF: Hey, Sven?

Not sure if this is gonna solve the problem,

but I found a staircase that leads exactly

where you wanted to go.

Ha-ha! Thank goodness. Catch!

Thanks. That was like a crazy trust exercise.

Now, that’s ice.

I might cry.

Go ahead. I won’t judge.

All right, take it easy, boy. Come here.

I got you.

Okay. You stay right here, buddy.

Flawless.

Knock.

Just knock.

Why isn’t she knocking?

Do you think she knows how to knock?

Huh. It opened.

That’s a first.

Oh. You should probably wait out here.

What? The last time I introduced her to a guy,

she froze everything.

But, but… Oh, come on!

It’s a palace made of ice. Ice is my life!

Bye, Sven.

You, too, Olaf.

Me? Just give us a minute.

Okay.

(SOFTLY) One, two,

three… BOTH: Four…

Elsa?

It’s me, Anna.

ELSA: Anna.

Whoa. Elsa, you look different.

It’s a good different.

And this place…

It’s amazing.

Thank you.

I never knew what I was capable of.

I’m so sorry about what happened. If I’d have known…

No, no, no. It’s okay.

You don’t have to apologize, but you should probably go.

Please.

But I just got here.

You belong down in Arendelle.

So do you.

No, Anna, I belong here.

Alone.

Where I can be who I am without hurting anybody.

Actually, about that…

OLAF: Sixty! Wait. What is that?

Hi! I’m Olaf and I like warm hugs!

Olaf?

Yeah. You built me.

Remember that?

And you’re alive?

Um… I think so.

He’s just like the one we built as kids.

Yeah.

Elsa, we were so close.

We can be like that again.

YOUNG ANNA: Catch me! YOUNG ELSA: Slow down!

Anna!

No.

We can’t. Goodbye, Anna.

Elsa, wait.

No, I’m just trying to protect you.

You don’t have to protect me. I’m not afraid.

Please don’t shut me out again.

We can head down this mountain together.

Anna.

Yeah, but… I know.

What?

You kind of set off an eternal winter everywhere.

Everywhere?

Well, it’s okay, you can just unfreeze it.

No, I can’t. I don’t know how.

Sure you can. I know you can.

KRISTOFF: Anna!

Are you okay?

I’m okay.

I’m fine.

Who’s this?

Wait, it doesn’t matter. Just…

You have to go.

No, I know we can figure this out together.

How?

What power do you have to stop this winter?

To stop me?

Anna, I think we should go.

No, I’m not leaving without you, Elsa.

Yes, you are.

ANNA: Stop! Put us down!

Go away.

Heads up!

Watch out for my butt!

It is not nice to throw people!

Whoa, whoa, whoa, feisty-pants. Okay, relax.

Just calm down! Calm down! Okay! All right!

I’m okay. Just let the snowman be.

I’m calm. Great.

Oh! Come on!

Oh. Look, see? Now, you made him mad.

I’ll distract him. You guys go.

No, no! Not you guys!

This just got a whole lot harder.

KRISTOFF: Look out!

KRISTOFF: Run! Run!

KRISTOFF: What are you doing?

I got him!

KRISTOFF: Whoa! Stop!

ANNA: It’s a 100-foot drop.

KRISTOFF: It’s 200.

Ow!

What’s that for? I’m digging a snow anchor.

Okay. What if we fall?

There’s 20 feet of fresh powder down there.

It’ll be like landing on a pillow.

Hopefully.

Okay, Anna. On three.

ANNA: Okay. KRISTOFF: One…

You tell me when. I’m ready to go.

Two… I was born ready! Yes!

Calm down.

ANNA: Tree!

What the… Whoa! KRISTOFF: That happened.

Man, am I out of shape.

There we go. Hey, Anna!

Sven! Where did you guys go?

We totally lost Marshmallow back there.

Hey! We were just talking about you.

All good things, all good things.

No!

This is not making much of a difference, is it?

Olaf!

Hang in there, guys!

Go. Go faster!

Wait, what? KRISTOFF: Hey!

Ow!

Kristoff!

Don’t come back!

We won’t.

Hey, you were right. Just like a pillow.

Olaf!

I can’t feel my legs! I can’t feel my legs!

Those are my legs. Ooh!

Hey, do me a favor, grab my butt.

Oh. That feels better.

Hey, Sven! He found us.

Who’s my cute little reindeer?

Don’t talk to him like that.

You’re tickling me.

Here.

Whoa!

Are you okay?

Thank you.

How’s your head? Ah! Ooh!

It’s fine. Uh…

Uh, I’m good. I’ve got a thick skull.

I don’t have a skull.

Or bones.

So, uh… So, now what?

Now what?

Now what?

Oh…

What am I gonna do?

She threw me out.

I can’t go back to Arendelle with the weather like this.

And then there’s your ice business.

Hey, hey. Don’t worry about my ice business.

Worry about your hair! What?

I just fell off a cliff. You should see your hair.

No, yours is turning white.

White? It’s… What?

It’s because she struck you, isn’t it?

Does it look bad?

No. You hesitated.

No, I didn’t.

Anna, you need help, okay? Come on.

Okay! Where are we going?

To see my friends.

The love experts?

Love experts? Uh-huh.

And don’t worry, they’ll be able to fix this.

How do you know?

Because I’ve seen them do it before.

I like to consider myself a love expert.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.