بخش 08

: منجمد / فصل 8

بخش 08

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

. “سُر بخور، “آنا

! موفق شديم

، برو، برو، برو، برو ! برو، برو، برو، برو

! زودباش، رفيق، سريع‏تر

! “کريستوف”

! ادامه بده

! “کريستوف”

! زودباش

. نه

. واو

! واو

! “اِسوِن”

. پسرِ خوب

. “کريستوف”

… “کريستوف” - … “آنا” -

! “آنا”

! “اِلسا” ! نميتوني از اين مخمصه فرار کني

. فقط مراقب خواهرم باش

خواهرت ؟

وقتي از کوهستان برگشت بدنش . سرد و ضعيف بود

. اون گفت تو قلبش رو يخ کردي

. نه

، سعي کردم نجاتش بدم . ولي ديگه خيلي دير شده بود

. پوستش مثلِ يخ بود . موهاش سفيد شدن

. خواهرت بخاطر تو مُرد

بخاطر تو

. نه

. “کريستوف”

! “آنا”

اِلسا” ؟”

! نه

! “آنا”

! “اوه، “آنا

! نه، نه

. خواهش ميکنم نه

آنا” ؟”

آنا” ؟”

. “اوه، “اِلسا

تو خودتو بخاطر من قرباني کردي ؟

. دوسِت دارم

“يک اقدام از عشق واقعي . يه قلب يخ زده رو آب ميکنه “

“عشق ذوب خواهد شد.”

. عشق . البته

اِلسا” ؟”

! عشق

. ميدونستم از پسش بر مياي

… بي برو برگرد، امروز بهترين روزِ زندگيمه

. و احتمالاً آخرين روز زندگيم …

. “اوه، “اولاف . صبر کن، کوتوله

! اوه، واه، واه

. ابر شخصيِ خودم

اوه-اوه-اوه

آنا” ؟”

. ولي اون قلب تو رو يخ کرد

. تنها قلبِ يخ زده‏ي که اين دور و بَرِ؛ تويي

! عالي بود

تنظیم دوره ، آقا.

. اين پدرسوخته رو به کشورش بر مي‏گردونم

خواهيم ديد دوازه برادرِ بزرگش چه . فکري در مورد رفتارش ميکنن

. آرِندل ‘ از شما تشکر ميکنه، سرورم ‘

. غير قايل قبوله

. من قرباني ترس شدم . من دچار ضربه‏ي روحي شده بودم

. آخ مادر ! گردنم آسيب ديده

دکتري هست که بتونم که بتونم بهش مراجعه کنم ؟ ! نه

! تقاضايِ ديدن ملکه رو دارم

. من يه پيغام از جانب ملکه دارم

… آرِندل ‘ از اين پس و براي هميشه ‘ “

. ديگه هيچ نوع داد و ستدي با ‘ ويزيلتون ‘ نداره … (شهر راسوها)

. ‘ وزِلتون ‘

! اسمش ‘ وزِلتون ‘ـه - . بيا برو -

!زودباش. زودباش . زودباش

. باشه، باشه، دارم ميام

! تير چراغِ برق - . خدا مرگم بده ! متأسفم -

. خيلي خب . خيلي خب

. رسيديم

. يه سورتمه بهت بدهکار بودم

جدي ميگي ؟ - ! آره -

. و اين آخرين مدلشه

. نه . نميتونم قبولش کنم

. مجبوري . نه پس دادني . نه جرّ و بحثي . دستوراتِ ملکه است

ايشون شما رو به سِمت ارباب يخ . و ناجي رسمي ‘ آرِندل ‘ نائل کردند

. چي ؟ اينکه سِمت نيست - . معلومه که هست -

، و حتي جا ليواني داره خوشت مياد ؟

خوشم مياد ؟ . من عاشقشم

! ميتونستم بخاطرش بوست کنم

… ميتونستم . منظورم اينکه دوست داشتم . من

ميتونم ؟ ما… من… يعني، ميتونيم ؟ …

صبر کن، چي ؟

. ميتونيم

. ممم

! تابستون

… اوه

. سلام

آماده‏اين ؟

! يخ

. منو تاب بده

… اووه

. از دروازه‏هاي باز خوشم مياد

. ديگه هيچوقت اونا رو نمي‏بنديم

. اوه، “اِلسا”، خيلي خوشگلن . ولي ميدوني من اسکيت بازي بلد نيستم

! زودباش ! از پسش بر مياي

. مراقب باشين . گوزنِ شمالي داره مياد

! بلد نيستم، بلد نيستم، بلد نيستم

. سلام، بچه‏ها

. اون “اولاف”ـه

. سُر بخور و بچرخ . سُر بخور و بچرخ

. برو

متن انگلیسی فصل

Slide, Anna!

We made it!

Go, go, go, go, go, go, go!

Come on, buddy, faster.

Kristoff!

Keep going!

Kristoff!

Come on!

No.

Whoa!

Whoa!

Sven… Sven!

Good boy.

Kristoff.

Kristoff… Anna…

Anna!

Elsa! You can’t run from this!

Just take care of my sister.

Your sister?

She returned from the mountain weak and cold.

She said that you froze her heart.

No.

I tried to save her, but it was too late.

Her skin was ice. Her hair turned white.

Your sister is dead.

Because of you.

No.

Kristoff.

Anna!

Elsa?

No!

Anna!

Oh. Anna!

No, no!

Please, no.

Anna?

Anna?

Oh, Elsa.

You sacrificed yourself for me?

I love you.

“An act of true love will thaw a frozen heart.”

“Love will thaw.”

Love. Of course.

Elsa?

Love!

I knew you could do it.

Hands down, this is the best day of my life.

And, quite possibly, the last.

Oh, Olaf! Hang on, little guy.

Oh, oh, oh!

My own personal flurry!

Uh-uh-uh-uh.

Anna?

But she froze your heart.

The only frozen heart around here is yours.

Wonderful!

SAILOR: Setting course, sir.

I will return this scoundrel to his country.

We shall see what his 12 big brothers think of his behavior.

Arendelle thanks you, milord.

This is unacceptable.

I am a victim of fear. I’ve been traumatized.

Ah! My neck hurts.

Is there a doctor that I could see?

And I demand to see the queen!

Oh. I have a message from the queen.

“Arendelle will henceforth and forever”

“no longer do business of any sort with Weaseltown.”

“Weselton.”

It’s Weselton! SOLDIER: Let’s go.

Come on, come on, come on!

Okay, okay, here I come.

Pole! Whoops! Sorry.

Okay, okay.

Here we are. Oh!

ANNA: I owe you a sled.

Are you serious? Yes!

And it’s the latest model.

No, I can’t accept this.

You have to. No returns. No exchanges. Queen’s orders.

She’s named you the Official Arendelle Ice Master and Deliverer.

What? That’s not a thing. Oh, sure it is.

And it even has a cup holder. Do you like it?

Like it? I love it!

Whoa.

I could kiss you!

I could. I mean, I’d like to. I’d…

May I? We me. I mean, may we?

Wait, what?

We may.

Mmm.

Summer!

Ooh…

Hello.

WOMAN: Ooh! Whoo-hoo…

Swing me.

Ooh…

I like the open gates.

We are never closing them again.

Oh, Elsa, they’re beautiful, but you know I don’t skate.

Come on! You can do it!

KRISTOFF: Look out. Reindeer coming through.

I got it, I got it. I don’t got it, I don’t got it.

Hey, guys!

That’s it, Olaf.

Glide and pivot. And glide and pivot.

ELSA: Go.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.