بخش 05

: ظاهر باطن / فصل 5

ظاهر باطن

7 فصل

بخش 05

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

.اوه، ما رسيديم

بالاخره داريم ميريم خونه

،اوه نه

اين حقايق و نظرها خيلي شبيه همن

.نگرانشون نباش

هميشه اينطوري ميشه

از يک تا ده، من به امروز نمره صفر ميدم

خب، چرا بيکار بودن رو بس نکنيم

و يه کاري انجام بديم؟

مثلا چي دانشمند؟ - مثل استعفا دادن. من که دارم اينکارو ميکنم -

.البته اين کار ترسوهاست ولي اين ترسو نجات پيدا ميکنه

احساسات نميتونن استعفا بدن عقل کل

اوغ، فکر کردم ما بايد رايلي رو خوشحال نگه داريم

صبرکن بيينم

!صبرکن بيينم

!آهان

اين چيه؟ -

اوه هيچي نيست -

فقط بهترين فکر دنياست -

چي؟ -

تمام خاطرات خوب اصلي

توي مينسوتا ساخته شده بودن

پس ما برميگرديم به مينه سوتا

و بازم از اونا ميسازيم

!تادا -

وايسا وايسا وايسا -

داري ميگي ما فرار کنيم؟

خب، اسمشو اين نميذارم

اسمشو ميذارم “برنامه توسعه خاطرات خوش اصلي”

حتما شوخي ميکني؟ - هي، زندگي ما بي نقص بود -

تا اينکه مامان و بابا تصميم گرفتن !بيان به سن فران بوگندو

ولي ميگم که، خيلي کار ناجوريه

بايد يادت بندازم که چقدر اوضاعمون خوب بود؟

.اتاق ما. حيات پشتي دوستامون

!مگه گفتم اين تبليغ آدامس بياد؟

.به هرحال، اونجا بهتر بود حرفم اينه

آره، رايلي توي مينسوتا خوشحالتر بود - صبرکن ببينم -

بهتر نيست امشب رو بخوابيم تا فردا يکم روش فکر کنيم؟

باشه، بخوابيم و بعد روش فکر کنيم

،چونکه مطمئنم اوقات خوش همين نزديکياست

ها؟

!هي هي چرا وايساديم؟

.رايلي خوابيده وقت استراحتمونه

يعني تا صبح اينجا گير کرديم؟

آره، قطار افکار وقتي که اون خوابه حرکت نميکنه

ما که نميتونيم اينقدر صبر کنيم - اگه بيدارش کنيم چي؟ -

.غم، حرفت مسخرست …چطوري ميتونيم ما

اگه بيدارش کنيم چي؟ - فکر خوبيه شادي -

ممنونم. بياين

.‏توليدات رويا

.واو،‏اينجا چقدر بزرگه

.از اون چيزي که انتظار داشتم خيلي کوچکترـه

.‏واو، ميتونم پرواز کنم .‏عاشق اون يکي ـم

.اسب ‏تکشاخ رنگين‌کماني اونجاست

.‏دوستم ميگه شما معروفي

.‏- ميخواد ازت امضات بگيره ‏- نه،نه،، غم

‏مزاحم خانم تکشاخ نشو، خيلي خب؟

.متاسفم اون مال يه جاي ديگه‌ست ‏خيلي خجالت آوره، مگه نه؟

از هفتمين قسمت ماجراجويي خيال پردازي رويات خيلي خوشم اومد. .‏خداحافظ، دوستت دارم

(وقتي چراغ چشمک ميزند وارد نشويد)

موندم منظورش چيه؟ .‏خيلي خب، بيا بريم تو

.‏صحنه‌ي کلاس رو آماده کنين

.خاطرات امروز وارد شدن باهاشون ‏يه عالمه کار داريم

.‏”رايلي” با بهترين دوستش بهم زده .‏يه روز افتضاح توي مدرسه داشته و هاکي رو ول کرده

.‏نويسنده‌ها فيلمنامه معرکه‌اي نوشتن

،‏بخاطر اينکه “شادي” و “غم” رفتن .‏من بايد اين وظيفه‌ي مسخره‌ي خواب رو داشته باشم

‏خيلي خب‌، چطوري ميخوايم بيدارش کنيم؟

.خب، بعضي وقتا که خواب ترسناک ميبينه بيدار ميشه

.‏-ميتونيم بترسونيمش ‏-بترسونيمش؟

.‏- نه نه، همين الانش هم زيادي سختي کشيده .”‏-ولي “شادي

.غم”، ممکنه اينجا رو بهتر از من بشناسي”

.‏ولي من “رايلي” بهتر ميشناسم

،اونقدر خوشحالش ميکنيم تا سرحال از خواب بيدار بشه

.‏- با هيجان بيدارش ميکنيم .‏- تاحالا همچين چيزي پيش نيومده

.‏”رايلي” عاشق سگ ـه .‏اينو بپوش

.‏فکر نميکنم فايده داشته باشه

.”‏-“بينگ بانگ .‏-بله

.‏- حواست باشه واسه اينا هيچ اتفاقي نيوفته .‏- باشه

.فيلتر پالايش تصوير رو به دوربين اضافه کن

.‏خيلي خوبه. يادتون باشه ‏رو به دوربين بازي کنين

.‏”رايلي” خود دوربينه .گريمورها بريد بيرون

…‏ميريم پخش 5 4 3

.‏سلام به همگي …‏قبل از اينکه امتحان رو شروع کنيم

.‏عجب بازيگر داغوني‌ـه

.‏ميخوام دانش‌آموز جديدمون رو معرفي کنم

…‏”رايلي” ميشه بايستي و خودت رو

معرفي کني؟ … - دوربين -

ديالوگ “رايلي” رو بخون

.‏اسم من”رايلي اندرسون”ـه

‏اهل “مينه‌سوتا” ـم .‏و الان اينجا زندگي ميکنم

.دندوناش رو نگاه، دارن ميوفتن

.چقدر چِندشه

.دندوناش دارن مي‌ريزن .‏آره، به اين يکي عادت کردم

.‏بذار حدس بزنم .‏شلوار پامون نيست

.اينو نگاه، ‏بدون شلوار اومده مدرسه

!‏ گفتم که

‏-حاضري؟ .‏-فکر نکنم اين چيز شاد فايده‌اي داشته باشه

.‏-ولي اگه بترسونيمش .‏-فقط هرکاري ميکنم انجام بده

.‏برو که رفتيم

‏-اون ديگه کيه؟ ‏-چه خبره؟

.هيس، نوبت توـه .‏برو

.‏بيا جشن بگيريم، برقصيم

.آخ جون، جشن

.‏”شادي” اين فايده نداره

.‏نه

‏ها؟

غم” چيکار ميکني؟” .‏برگرد اينجا

.‏اين فقط يه خوابه. فقط خوابه .‏فقط خوابه

.‏ميخوان بيدارش کنن .‏حراست رو صدا کنيد

.‏-سلام “رايلي”، منم ‏-“بينگ بانگ”؟

.”غم” .‏خواب رو خراب کردي

.‏-داري ميترسونيش .‏-ولي ببين داره بيدار ميشه

.واو

.‏اونا بخشي از اين خواب نيستن .بگيريدشون

!‏همونجا وايسين

.دوربين رو ‏بگير اونطرف .دوربين رو ‏بگير اونطرف

.هوو .ديالوگت رو بگو

.‏آخ مراقب باش

.‏نميتوني همچين کاري کني .‏من توي مرکز فرماندهي آشنا دارم

بس کنين! خواهش ميکنم

آبنبات دوست داارين؟ تو بنظر گرسنه مياين !بهتون آبنبات ميدم! نه

…‏نه،نه، نه

.خاطره‌ي اصلي رو دارن ميبرن

!نميشه برم اون تو !من از تاريکي ميترسم! خواهش ميکنم

.‏بيا

‏-اينجا ديگه کجاست؟ .‏-ضمير ناخودآگاه

.‏جايي که همه‌ي مسئله سازها رو ميبرن

.‏کلاه‌ـم به نظر گشاد مياد

‏چطوري بريم داخل؟

بده ببينم - کلاه من پيش توئه؟ يا اين کلاه توئه؟ -

آره کلاه منه

‏مطمئني؟ .‏نميدونم نوشته روش رو بخون

.‏آره نوشته کلاهِ من

‏-وايسا، نوشته کلاه من؟ .‏-نوشته کلاه من

.‏-اينو من رو کلاه خودم نوشتم ‏- داري چي ميگي؟

.‏-ببين، کلاه من سرته .‏-ببين، اين کلاه خودمه

.‏-هي، تو .‏-مچمون رو گرفتي

.‏برگردين تو .هيچ راه فراري نيست

.اوه

.‏از اينجا خوشم نمياد .‏اينجا بزرگترين ترس‌هاي “رايلي” نگهداري ميشه

.‏کلم بروکلي ـه

.”راه پله‌اي به سمتِ زيرزمين

.‏جارو برقي‌ـه مادربزرگ

.‏خيلي خب، بريم

‏-ميشه بي سر و صدا تر راه بري؟ .‏-دارم سعي ميکنم

…‏چي شده

‏پوستِ آبنبات؟

.”‏-“بينگ بانگ ‏-“شادي”؟

.‏-اونجايي .‏-هيس

جانگلزه

…‏تولد کيه

‏- خاطرات اصلي پيش توـه؟ .‏-آره

.‏فقط به آبنبات‌ها اهميت ميداد

.‏هيس

.‏از اينجا بريم .‏بيا بريم سوار اون قطار شيم

.وايسين. قطار حرکت نميکنه .‏هنوزم بايد “رايلي” رو بيدار کنيم

‏ولي چطوري؟

.‏واي نه

‏راستي”غم” در مورد ـه مهموني ‏که هست خبر داري؟

.”‏آره، “شادي ‏جشن تولد بود؟

‏الان گفتي جشن تولد؟

.‏-و کيک و کادو هم هست .‏-بازي و بادکنک

!‏جشن تولد

.‏خيلي خب .‏بيا دنبالمون

‏هيچي مثل ترس زياد واسه بيدار کردنش فايده نداره،درسته؟

.‏-خيلي خب، اين دست خط منه .‏-نه، نيست

.‏-کلاه خودمه. خودم نوشتم .‏-نه اين دستخت منه

‏تولد کيه؟

.زود باشين، بياين بريم

.ايول، موفق شديم سوار شيم

‏- حدس بزن کي توي راه مرکز فرماندهي ـه؟ .‏- ما هستيم

‏-چه خبره؟ .‏-بازم اينکار رو کرد

.‏مدرسه بوديم. و لخت بوديم .‏و يه سگ بود

…‏نصفه‌ي عقبش داشت .‏دنبال نصف جلو ميرفت

.‏ما بينگ بانگ رو ديديم - اي احمق، اون يه خواب بود -

.‏مسخره‌ست .ديگه‏ حتي يه شب هم نميتونيم درست حسابي بخوابيم

.‏وقتشه يه کاري بکنيم

اگه ‏مامان و باباي مسخره خونه رو عوض نميکردن

‏هيچکدوم از اين اتفاقات نمي‌افتاد

‏کي با منه؟

نه نه نه

.‏باشه .‏انجامش بديم

.قبولش کرد .‏ديگه راه برگشتي نيست

‏خب چطوري ميتونيم از اينجا به ‏مينسوتا بريم؟

.‏خب، بهتره بريم ‏و يه فيل اجاره کنيم

.فکر خوبيه

!‏با اتوبوس ميريم، ابله

.‏يه اتوبوس فردا حرکت ميکنه، ‏عاليه

.‏بليط پول ميخواد ‏از کجا گير بياريم؟

.‏- کيف مامان اينکار رو نميکني -

.چرا ميکنم ‏آخرين بار کجا ديديمش؟

!‏نــه

.‏يه جايي توي طبقه‌ي پايينه

‏مامان و بابا اين دردسر رو واسه ما درست کردن ميتونن پول بدن ما رو از اين قضيه نجات بدن

…‏چطوره ‏قشنگ نيست؟

.‏ميتوني همه چيز رو از اين بالا ببيني

.ببين، استدلال قياسي وجود داره اونم دوباره خودشه

اونجا .‏ فرايند زبان ـه اونم دوباره خودشه

اونجا‏ فکر کردن در بحرانه اونم دوباره خودشه

!‏و اينجا رو ببينين بچه‌ها! خاطرات

هي، فکر خوبي بود

که رايلي رو بترسونيم تا بيدار شه

.‏-تو هم خيلي کارت بد نيست ‏-جدي؟

.‏کارت خوب بود

خيلي مشتاقم که رايلي رو به حالت اول برگردونم

،‏به محض اينکه برسيم .‏تمام اين خرابکاري رو درست ميکنم

‏اين “رايلي”ـه؟

.خيلي بزرگه .‏توي راکتم جا نميشه

‏چطور بريم ماه؟

.اين ماله “توئيستي تريت”ـه ‏يادته؟

.‏تيم هاکي اومد ‏و مامان و بابا تشويق ميکردن

.‏نگاش کن .‏شاد و خندونه

.‏-عاشق اين خاطره‌ام .‏-منم عاشقشم

.‏-ايول دختر. حالا شد .‏-آره

‏همون روزي بود که تيم سگ‌هاي چمنزار .‏بازي حذفي مهم رو باخت

.‏”رايلي” ضربه‌ي نهايي رو از دست داد .‏احساس خيلي بدي داشت. ميخواست از تيم کنار بره

.ببخشيد ‏بازم غمگين شدم، نه؟

.‏ببين چي ميگم ‏وقتي برگشتيم روش کار ميکنيم، خيلي خب؟

.‏باشه

.‏متوجه نميشم

چرا ماشين اسباب کشيمون ‏رفته “تگزاس”؟

‏چندتا مشتري؟

.‏خب به ما قول داده بودن پنجم تحويل ميدن

ببخشيد، راهي نيست ‏که سريعتر بيارينش؟

متن انگلیسی فصل

We made it! We’re finally going to get home!

Oh, no! These Facts and Opinions look so similar.

Don’t worry about it. Happens all the time.

On a scale of one to ten, I give this day an F.

Well, why don’t we quit standing around and do something?

Like what, genius?

Like quitting. That’s what I’m doing.

Sure it’s the coward’s way out. But this coward’s gonna survive.

Emotions can’t quit, genius!

I thought we were supposed to be keeping Riley happy.

Wait a minute! Wait a minute!

What is it? Nothing.

Just the best idea ever. What?

All the good Core Memories were made in Minnesota.

Ergo, we go back to Minnesota and make more.

Tada! Wait, wait, wait.

You’re saying we run away?

Well, I wouldn’t call it that.

I’d call it the Happy Core Memory Development program.

You can’t be serious.

Hey! Our life was perfect

until Mom and Dad decided to move to San Fran Stinktown.

I mean, it’s just so drastic!

Need I remind you of how great things were there?

Our room? Our back yard? Our friends?

TripleDent gum Will make you smile

Did I ask for the gum commercial?

Anyway, it was better, that’s my point.

Yeah, Riley was happier in Minnesota.

Wait. Hold on. Shouldn’t we just sleep on this or something?

Fine. Let’s sleep on it.

Because, hey, I’m sure jolly funfilled times

are just around the corner.

Hey, hey! Why aren’t we moving?

Riley’s gone to sleep. We’re all on break.

You mean we’re stuck here until morning?

Yeah, the Train of Thought doesn’t run while she’s asleep.

We can’t wait that long. How about we wake her up?

Sadness, that’s ridiculous! How could we possibly…

How about we wake her up?

Great idea, Joy. Thanks. Come on!

This place is huge!

Yeah, it looks so much smaller than I expected.

I Can Fly? I love that one!

Rainbow Unicorn! She’s right there!

My friend says you’re famous. She wants your autograph.

No, no, Sadness, don’t bother Miss Unicorn, okay?

Sorry, she’s from out of town. That was so embarrassing, right?

I loved you in Fairy Dream Adventure Part 7.

Okay, bye. I love you!

Wonder what that means.

Well, let’s go in.

Set up the classroom set! Today’s memories are in!

We’ve got a lot to work with here.

Riley dumped her best friend, had a miserable day at school,

and quit hockey.

The writers have put together a killer script!

Just because Joy and Sadness are gone,

I have to do stupid Dream Duty.

Okay. How are we going to wake her up?

Well, she wakes up sometimes when she has a scary dream.

We could scare her.

Scare her? No, she’s been through enough already.

But, Joy… Sadness,

you may know your way around down here, but I know Riley.

We’re gonna make her so happy, she’ll wake up with exhilaration.

We’ll excite her awake!

That’s never happened before.

Riley loves dogs. Put this on.

I don’t think that’ll work.

Bing Bong? Yeah?

Don’t let anything happen to these. Got it.

Add the reality distortion filter.

Love it. Remember, play to the camera, everyone!

Riley is the camera!

Makeup, get out of there, we are on in five, four, three…

Hello, class.

Before we begin today’s pop quiz…

Man, she is one bad actress.

…which counts for 90% of your final grade,

I want to introduce our new student. Riley.

Would you like to stand up

and introduce yourself? Camera.

And cue Riley.

My name is Riley Andersen.

I’m from Minnesota and now I live here.

Look! Her teeth are falling out!

That’s disgusting. Gross!

Teeth falling out. Yeah, I’m used to that one.

Let me guess, we have no pants on.

Hey, look! She came to school with no pants on!

Called it!

Ready?

I don’t think this happy thing is going to work. But if we scare her…

Just follow my lead. Here we go.

Bark! Bark! Bark!

Who is that?

What’s going on?

You’re on! Go!

Let’s party! Let’s dance!

Hey, a party.

Bark, bark, bark!

Joy, this isn’t working.

Sadness, what are you doing? Come back here!

It’s just a dream, it’s just a dream. It’s just a dream.

They’re trying to wake her up. Call security!

Hi, Riley, it’s me!

Who’s your friend who likes to play? Bing Bong?

Bing Bong, Bing Bong! Sadness, stop! It was working!

Sadness! You are ruining this dream! You’re scaring her!

But look, it’s working!

They are not part of this dream. Get them!

Stop right there!

Pan away! Pan away!

Pick a plotline!

Careful! Hold still!

You can’t do this!

I know people in Headquarters!

Cut that out! Please!

Do you like candy? You look hungry. I get you candy! No!

No, no. No, no!

There go the Core Memories!

I can’t go in there! I’m scared of the dark! Please!

Come on.

What is this place? The Subconscious.

It’s where they take all the troublemakers.

My hat feels loose.

How do we get in?

Let me see. You got my hat? Or is that your hat?

Yeah, it’s my hat. You sure? Look in the label.

Yeah, it says, “My hat.” Wait, it says, “My hat”?

My hat, it says. That’s what I wrote in my hat.

What are you talking about? You’ve got my hat on.

Okay, but it’s my handwriting.

Hey! You! You caught us!

Get back in there! No escaping!

I don’t like it here. It’s where they keep Riley’s darkest fears.

It’s broccoli.

The stairs to the basement!

Grandma’s vacuum cleaner!

Okay, come on.

Would you walk quieter? I’m trying.

What is going…

Candy wrappers?

Bing Bong! Joy?

There you are.

It’s Jangles.

Who’s the birthday girl? Who’s the birthday girl?

Do you have the Core Memories?

Yeah. All he cared about was the candy!

We’re out of here! Let’s get to that train!

Wait! The train’s not running. We still have to wake up Riley.

But how?

Oh, no!

Hey, Sadness. Did you hear about the party they were having?

Yeah. Yes, Joy. Isn’t it a birthday party?

Did you say birthday?

And there’s going to be cake and presents.

And games and balloons…

A birthday?

Okay. Follow us!

Nothing like a good scare to wake you up, right?

Okay, but it’s my handwriting.

No it isn’t. That’s my… I wrote that.

No, but this one’s my handwriting.

Who’s the birthday girl?

Come on, let’s go!

We made it!

Guess who’s on their way to Headquarters!

We are!

What is going on? He did it again!

We were at school, and we were naked, and there was a dog,

and his back half was chasing him and then we saw Bing Bong!

You idiot! It was a dream! This is ridiculous!

We can’t even get a good night’s sleep anymore.

Time to take action.

Stupid Mom and Dad.

If they hadn’t moved us, none of this would’ve happened.

Who’s with me?

1067 01:00:30,360 > 01:00:31,521 No.

Yeah. Let’s do it.

She took it. There’s no turning back.

So how are we going to get to Minnesota from here?

Well, why don’t we go down to the elephant lot

and rent an elephant?

Hey. That sounds nice.

We’re taking the bus, nitwit!

There’s a bus leaving tomorrow. Perfect!

A ticket costs money. How do we get money?

Mom’s purse. You wouldn’t.

But I would. Where was it we saw it last?

TripleDent gum No!

It’s downstairs somewhere. Mom and Dad got us into this mess.

They can pay to get us out.

How about this, huh? Isn’t this nice? You can see everything from up here.

Look, there’s Inductive Reasoning. There’s Déja Vu.

There’s Language Processing. There’s Déja Vu.

There’s Critical Thinking. There’s Déja Vu.

Hey, look at this, guys! Memories!

Hey. That was a good idea. About scaring Riley awake.

You’re not so bad.

Really?

Nice work.

I can’t wait to get the old Riley back.

As soon as we get there, I’m going to fix this whole mess.

Is this Riley?

She’s so big now. She won’t fit in my rocket.

How are we gonna get to the moon?

It’s that time in the twisty tree, remember?

The hockey team showed up and Mom and Dad were there cheering.

Look at her, having fun and laughing.

I love this one.

I love that one, too.

Atta girl! Now you’re getting it!

Yeah. It was the day the Prairie Dogs lost the big playoff game.

Riley missed the winning shot. She felt awful. She wanted to quit.

Sorry. I went sad again, didn’t I?

I’ll tell you what. We can keep working on that when we get back. Okay?

Okay.

But I just don’t understand.

Why did our moving van even go to Texas?

Multiple customers?

Well, we were promised delivery on the fifth.

Excuse me, isn’t there any way that you can rush it?

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.