Illusions of Competence

توضیح مختصر: The results, in the same amount of time, by simply practising and recalling the material students learned far more and at a much deeper level than they did using any other approach. Using recall, mental retrieval of the key ideas, rather than passive rereading, will make your study time more focused and effective. The reason students like to keep rereading their notes or a textbook, is that when they have the book or Google open right in front of them, it provides the illusion that the material is also in their brains.

زمان مطالعه: 13 دقیقه

سطح: خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

[صدا]. در اين ويدئو ميخواهيم درباره برخي ايده هاي ضروري برای قرار گرفتن در مسير آموزش صحبت كنيم. اهميت به یاد آوردن، توهمات شايستگي و كفايت در آموزش. آزمون‌هاي كوچك و ارزش اشتباه كردن. يكي از رويكردهاي رايج در ياد گیری مطلب از كتاب و يا جزوه بازخواني آن است. اما جفري كارپيك روانشناس نشان داده‌است كه اين روش در عمل، بهره وري كمتري نسبت به يك روش بسيار ساده‌ی ديگر دارد. فراخواني يا بياد آوردن بعد از اينكه مطلبي را خوانديد، از آن چشم برداريد و ببينيد چه جيزي از آنچه كه خوانديد را به ياد مي آوريد. تحقيق كارپيك، منتشر شده در نشريه‌ي علوم ، شواهد مستحكمي دراين باره ارائه مي‌دهد. دانش آموزان يك متن علمي را مطالعه كرده و سپس آن را به روش فراخوانی اطلاعات به هر اندازه كه مي توانستند تمرين كردند. سپس دوباره آن متن را مطالعه كرده و دوباره آن را فراخوانی كردند. كه به اين معني است كه سعي كردند ايده‌هاي كليدي را يك بار ديگر به ياد بياورند. در نتیجه، در زمان برابر، دانش آموزان از طريق تمرين و به يادآوري مطالب، بسيار بيشتر و عميقتر از استفاده از ساير روش‌ها ياد گرفتند؛ از جمله فقط چندین بار بازخواني متن. يا رسم نقشه مفهومي كه ظاهراً روابط ميان مطالب مورد مطالعه را غني مي‌كند. اين روش آموزشي بهبود يافته، چه زماني كه دانش آموز در آزمون رسمي شركت مي‌كند و چه هنگامي‌كه فقط مي‌خواهد خودش را محك بزند، به كار مي‌رود. اين مسئله یک يادآوري مهم مي‌كند. زماني كه ما دانشي را بازيابي مي‌كنيم، مثل ربات‌های بدون فكر عمل نمي‌كنيم. اين فرآيند بازيابي خود يادگيري عميق را بهبود می‌بخشد. و به ما در شكل دهي قطعه‌‌ها كمك مي‌كند. تقريباً شبيه آن است كه فرآيند فراخوانی به ساخت قلاب‌هاي كوچك عصبي كمك مي كند كه ما مي‌توانيم افكارمان را به آن آويزان كنيم. نكته‌اي كه پژوهشگران را متعجب كرد اين بود كه خود دانش آموزان پيش بيني كردند كه فقط خواندن و به يادآوري مطالب بهترين روش آموزش نيست. آنها اعتقاد داشتند كه نقشه برداری از مفاهيم، ترسيم نمودارهايي كه روابط بين مفاهيم را نشان مي‌دهد، بهترين روش خواهد بود. اما اگر سعي در ساخت ارتباط بين قطعه‌ها را داريد، قبل از اينكه قطعه‌هاي اساسي در مغز جاسازي شوند، اين كار نیز به خوبي امكان پذير نيست. مثل اين است كه بخواهيد استراتژي هاي پيشرفته در شطرنج را قبل از اينكه بدانيد هر مهره چطور حركت مي‌كند، بياموزيد. استفاده از روش فراخوانی، بازخوانی ذهني ايده‌هاي كليدي، به جاي بازخواني انفعالي، زمان مطالعه شما را متمركزتر و موثرتر خواهد كرد. تنها زمانيكه بازخواني موثر خواهد بود موقعي است كه اجازه دهيد بين بازخواني‌ها فاصله‌ی زماني بيفتد و بنابراين بيشتر شبيه تمرين در تكرارهاي بافاصله می‌شود. يك راه نگريستن به اين نوع از يادگيري و به يادآوري اينجا نشان داده شده است. همانطور كه قبلاً اشاره كرديم، چهار شكاف و يا بيشتر در حافظه كاري وجود دارد. زماني‌كه شما براي اولين بار یاد می‌گیرید چگونه يكه مفهوم يا تكنيك براي حل يك مسئله را درك كنيد، تمام حافظه کاری شما درگير اين فرآيند است. همانطور كه تقريباً در اين آشفتگي ميان ارتباطات بين چهار شكاف حافظه در حال كار نشان داده شده است. به محض اينكه شروع به قطعه بندي مفهوم مي‌كنيد مي‌بينيد كه مفاهیم آسان‌تر و روان‌تر در مغز شما ارتباط پيدا مي‌كنند. زماني كه مفهوم قطعه بندي شد، فقط يك شكاف را در حافظه کاری اشغال مي‌كند. اين به طور همزمان تبديل به يك رشته روان مي‌شود كه دنبال كردن آن و به كار بردن آن براي ايجاد ارتباطات جديد آسان است. بقيه حافظه كاري شما آزاد باقي خواهد ماند. رشته آويخته از مطالب قطعه بندي شده به نحوي ميزان اطلاعات در دسترس براي حافظه کالری شما را افزايش داده است. درست مانند اين است كه شكاف حافظه كاري به وسيله لينك به يك صفحه وب بسيار عظيم مرتبط است. حالا متوجه مي‌شويد كه چرا این كه شما كسي هستيد كه مسئله را حل مي‌كنيد يا بر مفهومي تسلط مي يابيد کلیدی است و نه هر كسي كه راهنماي حل مسئله يا كتاب را در مورد موضوعي كه شما مطالعه مي‌كنيد، نوشته است. اگر شما فقط به راه حل نگاه كنيد و براي مثال با خود بگوييد كه آهان متوجه مي‌شوم كه چرا اين كار را كرده است آنوقت راه حل واقعا از شما نيست شما تقريباً هيچ كاري براي پيوند زدن آن مفاهیم به مدارهاي عصبي اساسي خود نكرده ايد. صرفاً نگريستن به راه حل و تصور اينكه واقعا آن‌را مي‌دانيد يكي از رايج ترين توهمات کفایت در يادگيري است. شما اگر بخواهید براي به بهترين شكل از عهده امتحانات برآمدن بر مطلب تسلط كافي پيدا كنيد بايد اطلاعات را به‌صورت مداوم در حافظه خود داشته باشيد. در موضوع مرتبط، ممكن است تعجب كنيد اگر بفهمید كه بايد در هايلايت كردن و خط كشيدن زير مطالب بسيار محتاط باشيد. در غير اين صورت نه تنها موثر نخواهد بود بلكه گمراه كننده نيز مي‌شود. مثل اين است كه ايجاد حركات زياد با دستتان مي تواند اين حس را به شما بدهد كه مفاهيم در ذهنتان نقش بسته اند. اگر شما متني را علامت گذاري مي‌كنيد، سعي كنيد قبل از هر علامتي ايده‌هاي اصلي را پيدا كنيد. و سعي كنيد كه خط كشي زير مطالب و هايلايت‌ها را به حداقل برسانيد؛ يك جمله يا كمتر در هر پاراگراف. از طرف ديگر، استفاده از كلمات يا يادداشت‌ها در حاشيه، كه مفاهيم كليدي را با هم تركيب مي‌كنند، فكر بسيار خوبي است. جف كارپيك، همان محققي كه كار بسيار مهمي مرتبط با فراخواني انجام داده است، تحقيق ديگري بر روي موضوعی مرتبط انجام داده است. توهمات کفایت در يادگيري. علتي كه دانش آموزان علاقه به بازخوانی يادداشت‌ها يا یک کتاب دارند اين است كه وقتي كتاب يا گوگل جلوي آنها باز است اين توهم را به آنها مي‌دهد كه مطلب در ذهنشان نيز هست. اما اين طور نيست. چون نگاه كردن به كتاب بسيار ساده‌تر از فراخوانی است. دانش آموزان بر اين مطالعه غلط خود اصرار دارند. در حالي كه اين روش چندان هم موثر نيست. اين يادآوري ميكند كه خواست يادگيري مطلب و صرف زمان زياد براي آن، الزاما به معناي يادگيري واقعي آن نيست. يك روش بسيار سودمند براي اينكه مطمئن شويد واقعا ياد مي گيريد و خودتان را با توهم كفايت گول نميزنيد، اين است كه خودتان را در هر چيزي كه داريد مي آموزيد، محك بزنيد. به نوعي اين همان كاري است كه فراخوانی انجام مي‌دهد. به شما اجازه مي‌دهد كه ببيسنيد آيا واقعاً یک ايده را فهميده‌ايد يا خير. اگر شما در كاري كه مي‌كنيد مرتكب اشتباه شويد اين در واقع خيلي خوب است. شما مسلما مي‌خواهيد تلاش كنيد تا اشتباهاتتان را تكرار نكنيد، اما اشتباهات در آزمون‌هاي كوچك شخصي قبل از آزمون‌هاي مهم واقعي بسيار با ارزش هستند چون به شما اجازه اصلاح اشتباهات فكريتان را به صورت ذره ذره مي‌دهند. اشتباهات كمك مي‌كنند فكر خود را اصلاح كنيد و بتوانيد بهتر بياموزيد و عمل كنيد. همانطور كه حالا مي دانيد فراخوانی يك ابزار قدرتمند است. اما يك نكته ديگر نيز وجود دارد، فراخوانی مطالب وقتي كه شما خارج از مكان هميشگي مطالعه خود هستيد مي‌تواند به شما كمك كند تا فهم خود از مطالب را تقويت كنيد. متوجه آن نمي‌شويد، اما وقتي در حال يادگيري موضوع جديدي هستيد اغلب نشانه‌هاي پنهاني اتاق و فضاي اطراف زماني كه ابتدا در آن مطلب را ياد مي‌گرفته ايد را دريافت مي‌كنيد. اين ميتواند زمانيكه در امتحان شركت مي‌كنيد مشکل ساز باشد زيرا شما معمولا در فضايي غير از جايي كه در آن مطالعه مي‌كرده ايد، امتحان مي‌دهيد. با فراخوانی و فكر كردن به مطالب وقتي در محيط‌هاي فيزيكي مختلف هستيد از نشانه‌ها در موقعيت‌هاي خاص مستقل خواهيد شد. اين كمك ميكند تا از اين مسئله كه محل برگزاري امتحان متفاوت از جايي باشد كه شما مطالب را آنجا يادگرفته ايد، دوري كنيد. من باربارا اوكلي هستم و براي یادگیری درباره يادگرفتن از شما تشکر می‌کنم. [BLANK_AUDIO] اشتباه كردن بسيار با ارزش است. [خنده] Okay. به ایتدا این بخش بازگردید.

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.