The Value of a Library of Chunks

توضیح مختصر: Bill Gates and other industry leaders set aside extended week-long reading periods so that they can hold many and varied ideas in mind during one time. The bigger and more well practiced your chunked mental library, whatever the subject you're learning, the more easily you'll be able to solve problems and figure out solutions. When you're trying to figure something out, if you have a good library of these chunks, you can more easily skip to the right solution by metaphorically speaking, listening to whispers from your diffuse mode.

زمان مطالعه: 8 دقیقه

سطح: خیلی سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این درس را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

[صدا] قابلیت ترکیب قطعات به روش‌های نو و اصیل باعث ابتکارات تاریخی بسیاری شده است. بیل گیتس و بسیاری از پیشگامان صنعت زمان اضافه‌ای را کاملن به خواندن اختصاص می‌دهند تا با ایده‌های زیاد و متنوعی در زمان روبرو شوند. این به تولید تفکرات مبتکرانه آن‌ها از طریق شبکه کردن ایده‌های جدید فراموش‌نشده کمک می‌کند. در حقیقت آن چه که افراد برای افزایش دانش و به دست آوردن مهارت انجام می‌دهند افزایش به مرور قطعه‌ها در ذهنشان است. تکه‌های با ارزش اطلاعات می‌توانند به صورت‌های جدید و خلاقانه با هم ترکیب شوند. مثلا قهرمانان شطرنج به آسانی می‌توانند به هزاران الگوی شطرنج به آسانی دسترسی پیدا کنند. موسیقیدانان، زبانشناسان و دانشمندان هر کدام می‌توانند به قطعات دانش در زمینه‌ی خود به آسانی دسترسی پیدا کنند. هر چه کتابخانه قطعه‌بندی ذهن شما بزرگ‌تر و تمرین‌داده شده‌تر باشد، هر موضوعی را که در حال آموختن هستید راحت‌تر می‌توانید مسائل را حل و جواب‌ها را کشف کنید. بزودی خواهیم دید که قطعه بندی تنها چیز مورد نیاز برای توسعه‌ی انعطاف خلاقانه در یادگیری‌تان نیست. با این حال قسمتی مهم است. قطعه‌ها همچنین به درک مفاهیم جدید کمک می‌کنند. چون وقتی شما یک قطعه را می فهمید، خواهید دید که آن قطعه به طرز شگفت آوری به قطعات مشابه نه تنها در آن زمینه بلکه در زمینه‌های بسیار متفاوت ربط دارد. به این ایده انتقال گفته می‌شود. برای مثال مفاهیم و نحوه‌ی حل مسایل فیزیک می توانند بسیار مشابه با مفاهیم قطعه بندی شده در بازرگانی باشد. مثلا من دریافته ام که برخی از جوانب یادگیری زبان بعدها برای یادگیری برنامه نویسی من بسیار کمک کننده بوده اند. یک قطعه یک نوع فشرده سازی بسیار متراکم اطلاعات است. همین طور که در قطعه بندی در یک زمینه تجربه بدست می‌آورید خواهید دید که قطعات بزرگتری را می‌نوانید تشکیل دهید. یا به عبارتی نوارها بلندتر هستند. نه تنها آن نوارها بلندتر هستند، بلکه الگوهای عصبی به نوعی تیره‌تر هستند. آن‌ها قویتر هستند و محکم‌تر به هم وصل شده اند. اگر شما کتابخانه‌ای از مفاهیم و راه حلها دارید که در قالب الگوهای قطعه‌بندی شده در درون شما هستند، می‌توانید آن‌ها را یک مجموعه یا کتابخانه از الگوهای عصبی فرض کنید. زمان حل مساله اگر مجموعه خوبی از این قطعات داشته باشید با گوش دادن به نجواهای حالت پراکنده‌تان آسان‌تر می‌توانید به راه حل صحیح برسید. حالت پراکنده شما کمک می‌کند که دو یا چند قطعه را با هم ترکیب کنید تا مسائل جدید را با روش‌های جدید حل کنید. از نگاه دیگر: هر قطعه‌ای که می‌سازید، قسمتی از تصویر بزرگ دانش شما است. اما اگر با قطعات رشد کرده‌تان تمرین نکنید آن‌ها کمرنگ می‌مانند و کنار هم قرار دادن تصویر بزرگتر چیزی که می‌خواهید یاد بگیرید سخت‌تر می‌شود. درساخت کتابخانه‌ی قطعه‌بندی شده، مغزتان را آموزش می دهید تا نه تنها یک مفهوم مشخص را تشخیص دهد، بلکه انواع مختلف مفاهیم را تشخیص دهد تا بتوانید ناخودآگاه بدانید چطور به سرعت مسئله حل کنید یا هر مسئله‌ای که با ان برخورد می‌کنید را مدیریت کنید. شما الگو‌هایی که حل مساله را برایتان آسان می‌کنند می‌بینید و به سرعت می بینید که تکنیک‌های حل مسئله‌ی متفاوت در کناره‌ی حافظه‌ی شما در تکاپو هستند. قبل از میان‌ترم یا امتحان پایانی مرور و آمادگی ذهنی استفاده از این راه حل‌ها آسان است. دو روش برای کشف چیزی یا حل مسایل وجود دارد. اولی استدلال گام به گام و خطی است و دومی از طریق شهود جامع‌تر است. تفکر خطی، که هر گام کوچک عمدا منجر به حل مساله می‌شود نیازمند حالت متمرکز است. از سوی دیگر شهود اغلب نیازمند حالت پراکنده‌ی خلاق است که چندین تفکر متمرکز را در به هم متصل می‌کند. اکثر مسایل و مفاهیم سخت از طریق شهود درک می شوند. زیرا این ایده‌های جدید متفاوت با مفاهیمی که می‌شناسید هستند. به خاطر داشته باشید که نیمه‌روش رندم ساخت ارتباطات حالت پراکنده‌ به این معناست که اینگونه راه حل‌ها باید بسیار با دقت در حالت متمرکز بررسی شوند. دریافت‌های شهودی همیشه درست نیستند. گاهی ممکن است فکر کنید که بسیار مساله و مفهوم در فقط یک بخش یا یک فصل چیزی که مطالعه می‌کنید وجود دارد. که یادگیری همه ی آن نا ممکن است. اینجاست که قانون کشف ناخواسته فعال می‌شود. فرشته ی اقبال با کسی است که تلاش کند. فقط بر قسمتی که مطالعه می‌کنید متمرکز شوید. می‌بینید که زمانی که اولین مساله یا مفهوم را در کتابخانه‌ی ذهنتان قرار دهید مفهوم دوم را هر چه که باشد راحت‌تر یاد می‌گیرید. سومین مفهوم حتی آسان‌تر خواهد بود. نه اینکه همه چیز کاملا آسان می شود بلکه آسان‌تر می‌شود. من باربارا اوکلی هستم. با تشکر از یادگیری درباره‌ی یادگیری. [BLANK_AUDIO]

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.