بخش 13

: ارباب حلقه ها 2 / فصل 13

بخش 13

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

نه!

بس کن!

تنهاش بذار

تو متوجه نیستی ؟

اون می‌خواد نابودش کنه!

برای‌ همین داشتیم می‌رفتیم٬ به موردور

می‌رفتیم به کوه نابودی!

به اوزگیلیاس حمله کردند نیروی ‌کمکی‌ خواستند

خواهش می‌کنم. این مسئولیت بزرگیه

نمی‌خواهید کمکش کنید ؟

فرمانده ؟

برای رفتن آماده شید

حلقه به گاندور خواهد رفت

اون زنده است! اون کجاست؟ اون کجاست ؟

از سر راه من برید کنار! می‌خواهم بکشمش!

تو خوش‌شانس‌ترین٬ زرنگ‌ترین…

و بی‌کله‌ترین آدمی ‌هستی‌ که تا حالا دیدم

خدایا٬ سپاس

گیملی٬ پادشاه کجاست ؟

دیر کردی

ترسناک شدی

گفتی ارتش بزرگ ؟

همه آیزنگارد رو تخلیه کردند چه تعداد ؟

حداقل ده‌هزار نفر

ده‌هزار ؟

ارتشی‌که برای یک منظور تربیت شده :

نابودی ‌تمام انسان‌ها

اون‌ها تا شب می‌رسند اینجا

بذار بیان!

می‌خوام تمام مردان قوی و پسرانی که می‌تونند سلاح به دست بگیرند…

تا شب آماده‌ی جنگیدن بشن

راه ورودی و دروازه‌ها رو از بالا مراقبت می‌کنیم

تا حالا کسی نتونسته به دیواره‌های ‌”هلمزدیپ” نفوذ کنه

یا پاش رو داخل تالارها بذاره!

اون‌ها فقط یک مشت اُرک بی‌مخ نیستند

اونا “اُروک‌های” هستند

با سپرهای پهن و زره‌های ‌کلفت

من در نبردهای زیادی بودم ارباب دُورف

می‌دونم چطوری از مردمم دفاع کنم

مثل آبی ‌که با صخره برخورد می‌کنه، با برخورد با این دیوار خورد می‌شوند

ارتش سارومان غارت می‌کنه, می سوزونه این رو از قبل می‌دونستیم

محصول دوباره کاشته میشه…

خونه‌ها هم دوباره ساخته میشن

درون این دیوارها…

اون‌ها رو شکست می‌دیم

اون‌ها برای از بین بردن محصولات یا روستاهای روحان نمیان

اون‌ها برای نابودی ‌مردمش میان…

تا آخرین نفر

می‌خواهی چی‌کار کنم ؟

افرادم رو نگاه کن

شهامتشون به یک تار مو بنده

اگر این پایان ماست، چنان پایانی نشونشون میدم…

که در تاریخ ثبت کنند

چرا سوارها رو نمی‌فرستید٬ سرورم

شما باید درخواست کمک کنید

کی ‌می‌خواد بیاد ؟

اِلف‌ها ؟

دُورف‌ها ؟

ما به اندازه‌ی تو از دوست شانس نیاوردیم

دیگه اتحادی وجود نداره

گاندور جواب میده گاندور ؟

گاندور کجا بود وقتی شهرهامون سقوط کردند

گاندور کجا بود وقتی ‌که دشمن حلقهِ محاصره رو تنگ‌تر می‌کرد ؟

گاندور کجا بود…

نه٬ لرد آراگورن…

ما تنهاییم

زن‌ها و بچه‌ها رو بفرستید داخل غارها

زمان می‌خواهیم که براشون آذوقه تهیه کنیم

زمانی در کار نیست. جنگ داره شروع میشه

دروازه‌ها رو مستحکم کنید

اِنت ها نگران…

جنگ میان جادوگرها و انسان‌ها نبودند…

برای مدت زیادی

ولی حالا٬ قراره اتفاقی بیفته

که سال‌هاست…

رخ نداده

اِنت موت

این دیگه چیه ؟

یک گردهم‌آییه

گردهم‌آیی چی ؟

درخت‌های بید

بلوط

افرا

نارون

خوبه. خوبه. خوبه

هر کدام که تونستند اومدند

حالا باید تصمیم بگیریم که اِنت‌ها…

وارد جنگ میشن یا نه

عجله کنید! به داخل غارها برید!

زود باشید! عجله کنید٬ حالا!

نیروهای ذخیره رو در امتداد دیوارها می‌ذاریم

تا اون‌ها بتونند از کمان‌دارها حمایت کنند

آراگورن٬ تو باید استراحت کنی

آراگورن نیمه‌جان به درد ما نمیخوره

آراگورن!

قراره من رو هم به ‌همراه زن‌ها به داخل غار بفرستند

مسئولیت شرافت مندانه‌ایه

تا کنار بچه‌ها باشم و براشون جای ‌خواب و غذا درست کنم, تا زمانی که مردان برگردن

این کار چه افتخاری داره؟

بانوی‌من٬ شاید زمانی برسه که دلاوری هیچ افتخاری نداشته باشه

مردم در دفاع آخر روی ‌کی حساب کنند ؟

بذارید در کنارتون بجنگم در اختیار من نیست که این دستور رو بدم

شما به بقیه ‌هم دستور ندادید که بمونند!

اون‌ها در کنارتون می‌جنگند چون حاضر نیستن از شما جدا بشن

چون بهتون علاقه دارن

متأسفم

کشاورز٬ نجار٬ کارگر اصطبل

این‌ها سرباز نیستند

بیشترشون زمستون‌های زیادی رو دیدن یا خیلی‌کم

نگاهشون کن. اون‌ها ترسیدن

می‌تونم از چشماشون بخونم

و باید هم اینطوری باشن

سیصد نفر

در مقابل ده‌هزار نفر

اونا امید بیشتری برای دفاع کردن از خودشون اینجا دارن تا در ادوراس

اونا نمی‌تونند در این مبارزه پیروز بشن

همشون خواهند مرد

پس من هم به عنوان یکی از اون‌ها می‌میرم!

بذار بره٬ جوون

ولش کن

هر کسی‌که می‌تونه شمشیر به دست بگیره به اسلحه‌خونه فرستاده شده

سرور من ؟

من کی ‌هستم٬ گاملینگ ؟

شما پادشاه ما هستید٬ سرورم

به پادشاهت اعتماد داری ؟

افراد شما٬ سرور من…

هر چه که باشه مطیع و فرمان‌بردار شما هستند

هر چی ‌که باشه

متن انگلیسی فصل

No!

Stop it!

Leave him alone.

Don’t you understand?

He’s got to destroy it!

That’s where we’re going, into Mordor.

To the Mountain of Fire!

Osgiliath is under attack. They call for reinforcements.

Please. It’s such a burden.

Will you not help him?

Captain?

Prepare to leave.

The Ring will go to Gondor.

He’s alive! Where is he? Where is he?

Get out of the way! I’m going to kill him!

You are the luckiest, the canniest…

and the most reckless man I ever knew.

Bless you, laddie.

Gimli, where is the king?

Le abdollen (You’re late.)

You look terrible.

A great host, you say?

All Isengard is emptied. How many?

Ten thousand strong at least.

Ten thousand?

It is an army bred for a single purpose

To destroy the world of Men.

They will be here by nightfall.

Let them come!

I want every man and strong lad able to bear arms…

to be ready for battle by nightfall.

We will cover the causeway and the gate from above.

No army has ever breached the Deeping Wall…

or set foot inside the Hornburg!

This is no rabble of mindless Orcs.

These are Urukhai.

Their armor is thick and their shields broad.

I have fought many wars, Master Dwarf.

I know how to defend my own keep.

They will break upon this fortress like water on rock.

Saruman’s hordes will pillage and burn.

We’ve seen it before.

Crops can be resown…

homes rebuilt.

Within these walls…

we will outlast them.

They do not come to destroy Rohan’s crops or villages.

They come to destroy its people…

down to the last child.

What would you have me do?

Look at my men.

Their courage hangs by a thread.

If this is to be our end, then I would have them make such an end…

as to be worthy of remembrance.

Send out riders, my lord.

You must call for aid.

And who will come?

Elves?

Dwarves?

We are not so lucky in our friends as you.

The old alliances are dead.

Gondor will answer. Gondor?!

Where was Gondor when the Westfold fell?!

Where was Gondor when our enemies closed in around us?!

Where was Gon…?

No, my Lord Aragorn…

we are alone.

Get the women and children into the caves.

We need more time to lay provisions…

There is no time. War is upon us.

Secure the gate.

We Ents have not troubled…

about the wars of Men and wizards…

for a very long time.

But now, something is about to happen…

that has not happened…

for an age.

Entmoot.

What’s that?

‘Tis a gathering.

A gathering of what?

Beech. Oak.

Chestnut. Ash.

Good. Good. Good.

Many have come.

Now we must decide if the Ents…

will go to war.

Move back! Move to the caves!

Come on, people! Quickly, now!

We’ll place the reserves along the wall.

They can support the archers from above the gate.

Aragorn, you must rest.

You’re no use to us half alive.

Aragorn!

I’m to be sent with the women into the caves.

That is an honorable charge.

To mind the children, to find food and bedding when the men return.

What renown is there in that?

My lady, a time may come for valor without renown.

Who then will your people look to in the last defense?

Let me stand at your side. It is not in my power to command it.

You do not command the others to stay!

They fight beside you because they would not be parted from you.

Because they love you.

I’m sorry.

Farmers, farriers, stable boys.

These are no soldiers.

Most have seen too many winters. Or too few.

Look at them. They’re frightened.

I can see it in their eyes.

Boe a hyn (And they should be)

Neled herain (Three Hundred…)

…dan caer menig (against Ten Thousand)

Si beriathar hyn ammaeg na ned Edoras (They have more hope of defending themselves here than at Edoras)

Aragorn nedin dagor hen ú’erir ortheri (Aragorn, they cannot win this fight.)

Natha daged dhaer (They are all going to die!)

Then I shall die as one of them!

Let him go, lad.

Let him be.

Every villager able to wield a sword has been sent to the armory.

My lord?

Who am I, Gamling?

You are our king, sire.

And do you trust your king?

Your men, my lord…

will follow you to whatever end.

To whatever end.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.