2بخش

: حافظه / بخش 2

2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

ببخشيد قربان، اينا رو روي ميزتون جا گذاشتيد - ممنون -

خيابان لينکلن کجاست؟

… مستقيم بريد تا به خيابان ششم برسيد

… از اونجا بريد به سمت شرق … اجازه بده بنويسمش -

… زياد سخت نيست. مستقيم بريد - باور کن، بنويسمش بهتره -

مسافرخونه ديسکانت

مسافرخونه ديسکانت

ناتالي

ماشينم

تدي

براي لئونارد” “از طرف ناتالي

جان ادوارد گمل

اون بهم گفته بود اسمش تديه

“دروغ هاش رو باور نکن”

بله؟ - آقاي گمل؟ -

لني، تويي؟ - جان گمل؟ -

لني، اسم من تديه همونجا بمون. دارم ميام

باشه. منتظرم

سفيد پوست. مرد

اسم کوچيک، جان

فاميل: گ مثل گمل

مواد مخدر

شماره ماشين

S G 1 3 …

… 7 l U

خودشه

پيدات کردم، پست فطرت

دروغ هاش رو باور نکن خودشه

جان جي به همسرم تجاوز کرد و اون رو به قتل رسوند

خودشه. بکشش

گفتي قبلا با هم صحبت کرديم يادم نمياد

آره، اما فراموشي نگرفتم

همه چيز رو تا قبل از آسيب ديدنم بياد دارم فقط نمي تونم حافظه جديد بسازم

واسه همين صحبت کردن با تو رو يادم نمياد راجع به چي حرف زديم؟

سمي جنکيس

فکر کنم داستان سمي رو براي مردم ميگم تا بهتر بتونن وضعيت منو درک کنن

داستان سمي به منم براي درک وضعيتم کمک مي کنه

سمي تا مي تونست براي خودش يادداشت مي نوشت

اما با هم قاطيشون مي کرد

من راه حل بهتري براي مشکل حافظه دارم

من منظم و مرتب کار مي کنم

عادت و روزمرگي امکان زندگي کردن رو براي من بوجود مياره

… سمي هيچ انگيزه

يا دليلي براي ادامه دادن نداشت …

من؟

آره

يه دليل دارم

امروز، ساعت 1 بعد از ظهر، براي گرفتن اطلاعات ناتالي رو ملاقات کن

اون هم يه نفر رو از دست داده از روي دلسوزي به تو کمک مي کنه

ناتالي - منو يادت نمياد -

… ببخشيد، بايد توضيح مي دادم. من يه مشکلي - قبلا توضيح دادي، لني -

لطفا منو لئونارد صدا کن همسرم منو لني صدا مي کرد

مي دونم، بهم گفتي - پس بايد بهت گفته باشم که از اين اسم متنفرم -

آره

ميشه عينکت رو برداري؟ … براي من سخته که

ممنون

خب، اطلاعاتي واسه من داري؟

توي يادداشتت اينو نوشته؟ - آره -

بايد خيلي سخت باشه که زندگيت رو بر اساس چند تيکه کاغذ پاره پيش ببري

ممکنه ليست مواد غذايي رو با ليست لباسشويي اشتباه بگيري و يه وقت لباس زيرت رو بجاي صبحانه بخوري

فکر کنم دليل اون خالکوبي هاي عجيب و غريبت همين باشه

آره، خيلي سخته. تقريبا غير ممکنه

ببين، معذرت مي خوام که تو رو بياد نميارم مشکل شخصي با تو ندارم

واست اطلاعات دارم

به من يه شماره ماشين داده بودي

از دوستم توي راهنمايي و رانندگي خواستم که رديابيش کنه

حدس بزن اسم طرف چيه؟

جان ادوارد گمل، جان جي

مي شناسيش؟

نه. اما عکس روي گواهينامه ش خيلي آشناست

احتمالا توي بار ديدمش

اين يه کپي از گواهينامه، اطلاعات، عکس و بقيه چيزاشه

مطمئني که اينا رو مي خواي؟

بهت گفتم که اين شخص چيکار کرده؟ - آره -

خب، پس ديگه نبايد بپرسي

حتي اگه انتقام بگيري، بعدا يادت نمياد

حتي نمي دوني که اتفاق افتاده

انتقام همسرم بايد گرفته بشه. مهم نيست که من يادم بمونه يا نه

… نميشه گفت چون من بعضي چيزها رو بخاطر نميارم

کارهايي که انجام ميدم بي معني هستن …

با بستن چشم ها دنيا ناپديد نميشه

بهرحال، شايد يه عکس گرفتم تا يادم بمونه

شايدم يه خالکوبي عجيب و غريب ديگه

درباره همسرت برام بگو

چرا؟

چون دوست داري که يادت بياد

خيلي خوشگل بود

از نظر من فوق العاده بود - نه -

نمي خوام فقط کلمات رو تکرار کني

چشمات رو ببند و اونو بياد بيار

متن انگلیسی بخش

Excuse me, sir. You left these at your table.

Thanks.

  • Lincoln Street? - Yeah.

Go straight out on Sixth Street. Go east all the way…

  • Hold on. I’m gonna write this down. - It’s easy. Just go…

Trust me. I need to write this down.

“The Discount Inn.”

Discount Inn.

Natalie.

My car.

Teddy.

“John Edward Gammell.”

This guy told me his name was Teddy.

“Don’t believe his lies.”

  • Yeah? - Mr. Gammell?

  • Lenny, is that you? - John Gammell?

Lenny, it’s Teddy. Stay there. I’ll be right over.

Okay. I’ll be waiting.

“White. Male.”

“First name: John.”

“Last name: G” for Gammell.

“Drugs. License plate.”

“SG13…

7IU.”

It’s him.

I found you, you fuck.

You said we talked before. I don’t remember that.

Yeah, but it’s not amnesia. I remember everything up until my injury.

I just can’t make new memories. So I can’t remember talking to you.

What did we talk about? Oh, Sammy Jankis.

I guess I tell people about Sammy to help them understand.

Sammy’s story helps me understand my own situation.

Sammy wrote himself endless amounts of notes, but he got mixed up.

I have a more graceful solution to the memory problem.

I’m disciplined and organized.

I use habit and routine to make my life possible.

Sammy had no drive, no reason to make it work.

Me? Yeah, I got a reason.

“Today, 1:00 p.m. Meet Natalie for info.

She has also lost someone.

She will help you out of pity.”

  • Natalie? - You don’t remember me.

  • Sorry. I should have explained. I have this… - You did explain, Lenny.

Please call me Leonard. My wife called me Lenny.

  • Yeah, I know. You told me. - Then I probably told you how much I hated it.

Yeah.

Do you mind taking your glasses off? It’s hard for me to…

Thanks. So you have information for me?

  • Is that what your little note says? - Yeah.

Must be tough living your life according to a couple of scraps of paper.

You mix your laundry list with your grocery list…

and you’ll end up eating your underwear for breakfast.

I guess that’s why you have those freaky tattoos.

Yeah, it’s tough. It’s almost impossible.

I’m sorry I don’t rememberyou. It’s nothing personal.

I do have information for you.

You gave me a license plate number.

Had my friend at DMV trace it.

Guess what name came up.

John Edward Gammell. John G.

  • Do you know him? - No.

But his face on his driver’s license looked really familiar.

I think he’s been in the bar, maybe.

Here’s a copy of his license, his registration, photo and all.

Are you sure you want this?

  • Have I told you what this man did? - Yeah.

Then you shouldn’t have to ask.

But even if you get revenge, you’re not gonna remember it.

You’re not even gonna know that it happened.

My wife deserves vengeance. Doesn’t make any difference whether I know about it.

Just because there are things I don’t remember doesn’t make my actions meaningless.

The world doesn’t just disappear when you close your eyes, does it?

Anyway, maybe I’ll take a photograph to remind myself…

get another freaky tattoo.

Tell me about her again.

Why?

Because you like to remember her.

She was beautiful.

  • To me, she was perfect. - No. Don’tjust recite the words.

Close your eyes… and remember her.

مشارکت کنندگان در این صفحه

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.