بخش 06

: غارنشینان / فصل 6

بخش 06

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 9 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

ترجمه‌ی فصل

کسي صدامو ميشنوه؟

کسي ميشنوه؟ همه حالشون خوبه؟

ما حالمون خوبه، گراگ

من يه خورده وحشت کردم

فقط بهم بگو چيکار کنم، چيکار کنم؟ الان بايد چيکار کنم؟

همونجا که هستي بمون، ميام پيدات ميکنم

نه، دير ميشه

همگي، به سمت جلو برين تا از اينجا بيرون بريم

بابا؟

باشه

خيلي خب

يادت باشه، هيچوقت نترس نباش

!تو ميتوني از پسش بربياي

همه چي درست ميشه، همه چي درست ميشه

الان غش ميکنم

!سندي! سندي

يکي ديگه بهم بده

اينا از دستت افتاد

با من بيا

!بيا پسر، بگير

!يوهو

مامان بزرگ؟

مامان؟

واي

گراگ؟

ميرم بيارمش

آفرين پسر خوب، پسرخوبم کيه؟

آره تويي، آره خودتي، نگاش کن

اسم ميخواي؟ اسم برات بزارم؟

اسمتو ميزارم داگلاس

شيرينکاري هم بلدي؟ غلت بزن

!بجنب داگلاس، غلت بزن

!آفرين داگلاس، پسر خوب

يه زماني عاشق بودم

پسره شکارچي بود من يه جمع کننده بودم

عشق ليلي و مجنوني بود

توت ميذاشتيم توي دهن همديگه با هم ميرقصيديم

بعدش پدرم با يه سنگ خرد و خاکشيرش کرد و منو با پدربزرگتون معامله کرد

!کرودها

بچه‌ها، بياين پايين

گراگ، چيزيشون نميشه گاي” پيششونه”

اوه، که “گاي” پيششونه، خيلي خب پس

خب ممنون

ممنون که منو در جريان احوالات “گاي” قرار دادي

خيلي خب، من ميرم بالا

نظرت چيه وقتي دست از اين مسخره بازيات برداشتي تو هم بياي پيشمون؟

نميخوايم تو بغل هم بخوابيم؟

نظرتون راجع به يه قصه چيه،‌ها؟

کسي نميخواد؟

بعدش “تورک” گفت : ميشناسمش؟ بابا خودم کشيدمش

بي معني

ميدونم آوردن ما با خودت برات سخت بوده، اما

خانوادم بهترين روز زندگيشون رو تجربه کردن

بخاطرش ازت ممنونم

ميخوام يه چيزي رو نشونتون بدم

خورشيد‌هاي بيشمار توي آسمون

تمام خورشيد‌هايي که از آسمونمون ميگذرن ميرن اونجا تا استراحت کنن

“فردا”

اونجا جامون امنه

من با “گاي” ميرم

نه، دختر کوچولوي من نه

با ما بياين

من بدون گراگ نميتونم بيام

خب، فقط خودت اينجوري هستي من که پايه‌ام صددرصد

مامان؟ خدايي؟

گراگ اصلا نميدونه چجوري ازمون محافظت کنه

در واقع، هيچ فکر و ايده‌اي تو کله‌اش نداره

نه، اين حقيقت نداره …پس اوندفعه چي که … آه

…که - اوه، قبول کن ديگه -

اگه واقعا يه ايده از مغزش بياد بيرون

اونوقت من سکته ميکنم و ميرم اون دنيا

گراگ؟

بابا؟ - بابا؟ -

ناسلامتي خرس گنده‌ايه واسه خودش چطور ممکنه اينجوري ناپديد بشه؟

هي، صبر کنين، بياين از اون خانم زشته بپرسيم بابا رو ديده يا نه

من که نديدمش

چيکار داري ميکني؟

آره

واو، تمام شب بيدار بودم آخه يه عالمه ايده همش ميرسيد به ذهنم

اون يه ماره؟

!کمربند، آخرين مدل با قابليت‌هاي بهتر

حتي سيستم سفت شدن خودکار داره

اون چيه روي سرت؟

بهش ميگن نااميدي و بيچارگي

اسمشو گذاشتم راگ (قاليچه)، با گراگ هم قافيه‌ست

“و اين يکي .. اسمشو ميزارم “ماشين

که با گراگ هم قافيه ميشه

…با گراگ که هم قافيه نميشه

که از اين کفش‌ها هم سريعتر ميبرتمون

!آره، اگه ميتونين سعي کنين بهم برسين

اي کاش منم يه ماشين داشتم

نقاشي ديگه مال گذشته‌هاست

“من به اين ميگم “عکس فوري

دوباره بگير، فکر کنم پلک زدم

به اينا ميگم عينک آفتابي

خورشيد ديگه چشمامو اذيت نميکنه

اين ايده‌هاي عالي رو از کجا آوردي؟

از اونجايي که “مغز” ندارم

اين ايده‌ها از شکمم، اون پايين مايين‌ها ميان

و بعدش ميان بالا توي ذهنم

گراگ، بايد به حرکت‌مون ادامه بديم

ديدين، من ايده داشتم، من فکر داشتم

“درست مثل اين. بهش مي گم “خونه سيار

جالب نيست؟

به اين هم “آسانسور” مي گم

مـامـان؟

مي دونم. بــده

تقريبا براش تاسف مي خورم

نه، تاسف نمي خورم

مي خواي چيکار کني، “گراگ”؟

متن انگلیسی فصل

Hello?

Is everyone all right? Ah!

UGGA We’re okay, Grug.

Dad? I’m freaking

out a little bit.

Just tell me what to do. What do I do? What do I do right now?

Stay where you are.

I’ll find you.

No. Too slow.

Everybody, keep moving

forward and we’ll get out.

THUNK Dad?

Yeah.

Okay.

Remember, never not be afraid.

GUY You can do this!

It’s going to be okay, it’s going to be okay.

I’m going to pass out.

Sandy.Sandy!

Oh.

Ah!

Ah! Ooh…

Give me another one.

You dropped these.

Whoa, whoa, whoa…

Come with me.

Here, boy! Catch!

GRAN Yoo-hoo!

Gran?

Mom?

Wow.

Grug?

I’ll go get him.

THUNK Oh, good boy! Who’s a good boy?

You are! Yes, you are! Look at you!

You need a name.

You want a name?

I’m going to call you Douglas.

Can you do tricks? Roll over.

Come on, Douglas, roll over.

Good boy, Douglas!

I was in love once.

He was a hunter.

I was a gatherer.

It was quite a scandal.

We fed each other

berries, we danced.

Then my father

smashed him with a rock

and traded me

to your grandfather.

Croods!

Get down here.

Grug, they’re okay.

Guy is with them.

Oh? Guy is with them.

Oh. Phew! Okay.

Ha! Thank you.

Thank you for bringing me

that interesting Guy update.

Oh, okay.

I’m going to go up…

and why don’t you join us when

you stop being a big drag!

Uh, uh…

Sleep pile?

How about a story? Huh?

Anyone?

And then Torg said, Know it? I drew it.

That makes no sense.

I know it was hard for

you to bring us along…

but they had the best

day of their lives.

Thank you for that.

I want to show you something.

More suns in the sky

than you can count.

GUY Every sun that crosses our

sky comes to rest up there.

Tomorrow.

That’s where we’ll be safe.

I’m going with Guy.

No. Not my little girl.

Come with us.

I can’t go without Grug.

That makes one of us.

Count me in.

Really, Mom? Now?

GRAN Grug has no idea

how to protect us.

In fact, he has no ideas at all!

UGGA No, that’s not true. What

about that one time when he…

Uh…

Oh, face it.

If he actually had

an idea of his own…

I’d have a heart

attack and die!

Grug?

THUNK Dad! EEP Dad!

He’s a big guy. How could he

just disappear like that?

Hey, wait! Let’s ask that

ugly lady if she’s seen Dad.

Huh?

Haven’t seen him.

Ah! What are you doing?

Yeah. Wow.

I was up all night, because all

these ideas just kept coming to me.

Um, is that a snake?

Belt, new and improved.

Ow! It’s even

self-tightening!

Ow!

What is that on your head?

It’s called desperation.

I call it a rug.

Rhymes with Grug.

And this one, I call it a ride.

Rhymes with Grug.

Uh, that doesn’t rhyme…

It’s going to get us places

faster than shoes.

Yeah! Try to keep up!

GRUG Oh!

I wish I had a ride.

GRUG And painting

is a thing of the past.

I call this a snapshot.

Oh, let’s do it again.

I think I blinked.

I call them shades.

The sun doesn’t hurt

my eyes anymore.

Where do you get

these great ideas?

Since I don’t have a brain…

they’re coming from my

stomach, down deep below…

and then up again into my mind.

Grug, we have to keep moving.

See, I got ideas.

I got thoughts.

Like this. I call it

a mobile home.

Isn’t that something?

And I’m calling this

one a lifterator.

Mom?

I know.

It’s bad.

ALL Ooh!

I almost feel sorry for him.ALL Oh!

No, I don’t.

UGGA What are you

trying to do, Grug?

مشارکت کنندگان در این صفحه

مترجمین این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

  • tatym tatym

    مشارکت : 100.0 درصد

ویرایشگران این صفحه به ترتیب درصد مشارکت:

  • tatym tatym

    مشارکت : 0.6 درصد

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.