بخش 07

: مورچه ای به نام زی / فصل 7

مورچه ای به نام زی

9 فصل

بخش 07

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

بسيار خُب همگي ميخوام همه ي تيم در حايگاه باشن

کاملا آماده باش آماده براي بستن درهاي اينجا و اينجا

مطمئن بشين که خدمه ي حفاري طبق زمان بندي پيش ميرن

براي دستاورد نيمه کاري تو مهماني فداکاري

حالا فقط به پرنسس نياز داريم

مم.

اين طعم تلخي ميده واقعا؟بذار منم امتحان کنم

هي،اين تلخه بدک نيس

يه نفر بايد به آتيش غذا بده رفيق،ن آخرين بار اين کارو کردم

من اين کارو نميکنم اين کار من نيست

بروبچ جديد چي؟

اون ها هنوز کمک نکردن

و—ميدوني اون رودستام جون داد

من—ميدوني،فکر نکنم اون حتي يه بار خودش انتخاب کرده باشه

هيچ موقع نميدونستم اون اينطوريه

منظورم اينه

خُب حدس ميزنم ما همه ي تصميم گيري ههارو داديم به ژينرال

بذا يه چيزي ازت بپرسم

چي باعث شد اون شب بياي تو بار؟

فکر کنم دنبال يه کم دردسر ميگشتم

خُب،دردسر اسم وسطي منه

راستش اسم وسطي من ماريون ولي

ولي نميخوام پخش بشه دور و بر تو خيلي عجيب غريبي

ميدونستي،نه؟ خُب

عجيب غريب دقيقا همون کلمه نيست که من به کار ميبردم

من خوشم مياد تو مثل هيچ کس ديگه نيستي

درواقع،حالا که ديگه داري ميگي يه چيز عجيبي قطعا در مورد من هست

منظورم اينه،ميدوني،يه جور خصوصيت عجيب و غريب،

ميشه گفت از عجايبه

ولي ميدوني تعريف آميزه

هي،جديدا ما چوب بيشتري ميخوايم

من همين الان برميگردم ولي تو فقط فکر کن

به چيزي که داشتي فکر ميکردي

هي،تا حالا فکر کردين که چرا آفت صداتون ميکنن؟

اگه چي،مثل،ما فقط اين چيزاي ريز هستيم

و فقط،مثل،قسمتي از يه جهان بزرگ ديگه

که،خيلي بزرگه حتي نميدونيم وجود داره

مرد،اين خيلي عميقه

عاليه،

هيچي مثل يه کار دستي تو رمانتيک ترين شب زندگيم نيست

سلام،

من همسايتون بودم و گفتم بيام اينجا يه سر

اين خيلي غير متعارفه

سلام خوشتيپ،خوش اومدي به

شرمنده به خاطر قطع صحبتت

ميدونين،پرنسس ما گم شده

و ما ناراحتيم در اين مورد

قدش حدوداي شماس انصاف تو چشماشه

کسي اونو ديده؟ خودشه

نگران نباشيد پرنسس شما به زودي به خونه برميگرديد

گوش کن کاتر من بر نميگردم

مسئله اينه،پرنسس من دستورات ميگيرم

دستورات؟

يه بار نميتوني خودت فکر کني؟

خُب خيلي تاثير گذار بود

زي کجاس؟

زي؟اون مرد

زي مرده

نيازي نيست نگران اون باشين

زي مرده خُب اون يه مورچه با ايده بود

خيلي بد شد براش

پرنسس،کلوني شما به شما احتياج داره

کاتر

همين الان وايسا،ولم کن بلا

وايسا،تو

واي نه

چي کار بايد کنم؟

بسيار خب،ببين بيا در موردش منطقي باشيم

ميدوني،من وبلا ميدوني،اون يه پرنسسه

و من يه–و من يه مهندس جابجايي خاک هستم

خُب تو هيچ

از طرفي ديگه،

من بايد برگردم دنبالش

من بهت يه کمکي ميدم

حداقل ميتونم انجامش بدم

در عوض من هم يه پيشکش ميخوام

ببين،نظرت در مورد يه فنجون جو چيه؟

خُب پسر پير،بپر بالا فکر کنم يه گودال قهوه اونجا ديدم

مواظب باش

پرنسس

دقيقا به موقع دستتو از من بکش

ژنرال دقيقا اينجا چه خبره؟

من يه توضيح ميخوام همه چيزو بعدا توضيح ميدم

بله قربان

بعدا نه،

همين الان

من طرز فکر تو رو دوست ندارم و

دوست ندارم کلوني رو تو اداره کني

و تو رو هم دوست ندارم عروسي تعطيله

همه چيز اينجا عوض ميشه

حق با شماست پرنسس

همه چيز عوض ميشه

چرا يه کم آسوده ترش نميکنيم؟

اون براي مدتي ميمونه اينجا

فکر کردين چي کار دارين ميکنين؟

مادرم کلتونو ميکنه

شک دارم تو روحيه ي جنگنده اي داري بلا

و اين همون چيزي که ما براي شروع کلوني جديدمون ميخوايم

همه ي گند و کثافت ها رو از ناودانمون ميريزيم بيرون

يه شروع جديد با همراهي من به عنوان ملکه

تو ديوونه اي

من به تاريخ باور دارم که همه چيز متفاوت ميشه

بسيار خب آقايان وقتشه که سر جاهاتون قرار بگريد

يه روز يه روز ازم تشکر ميکني

برو بالا!بروبالا

خودشه

خُب،برو زني که عاشقشي رو بدست بيار زي

خيلي طولاني بود چيپ،و ممنون

تو اينجايي

فکر کردي کجا داري ميري؟

من؟واي نه من فقط ميدوني من

تو قرار نيست اين بيرون باشي

همه ي کارگرا رفتن به مهماني افتتحاحيه ي تونل

بله،بله،البته مهماني افتتحاحيه ي تونل

من خُب بهتره پس من برم من ميدوني هي

من ميرم به مهماني افتتحاحيه ي تونل

بهتره برم حرکت کن

من ميرم به مهماني افتتحاحيه ي تونل

ببخشيد،لطفا مهماني افتتحاحيه تونل

هي کارگر افتتاحيه ي تونل،اونا به من نياز دارن

من آدم کليدي اي هستم فکر کردي داري کجا ميري؟

مهماني افتتاحيه ي تونل

هي بذاريد از اينجا بيام بيرون

هي

خدا،امروز داره هي بهتر و بهتر ميشه

منظورم دردسر بزرگه

اونايي که بيرونيد به من گوش ميديد؟ من پرنسس هستم

لعنتي

واي رفتارات پيشرفت چنداني نکرده

زي

تويي،تو به خطر من برگشتي

خُب آره به خاطر تو برگشتم من به خاطر تو احساس قدرت ميکنم

بذار روراس باشيم،تو،تو،تو خوشگلي من

بعضي وقتا يکم دعوايي هستي ولي من فکر ميکنم ميتونيم باهاش کنار بيايم

تو خيلي حرف ميزني

عجب،من فکر ميکنم من دارم قوي ميشم از نوع ساکتش

زود باش،شهر ديگه بيابان شده بهتره از اينجا بريم بيرون

زي،ما نميتونيم بريم

منديبل ديوانه داشت در مورد

شستن کثيفي ها و تغيير تاريخ حرف ميزد

و من فکر ميکنم اون داره سعي ميکنه مادرم رو بکشه

نه فقط مادر تو،همه رو

چي شده؟ ببين

ما اينجاييم،تو شهر

ولي اون ها ميخوان دخل همه رو تو ابرتونل بيارن

و—اينجا درياچه س

حق با توئه

ما نميتونيم الان بريم

زود باش، بايد بريم اون پايين

امروز روز به تحقق به پيوستن روياهاست

يک رويا افتخار کلوني

يک کلوني ناب يک کلوني تازه تولد يافته

متن انگلیسی فصل

All right, everybody. I want all teams in place,

fully prepared, ready to seal the doors here and here.

Make certain the digging crew stays on schedule for breakthrough

midway in the dedication ceremony.

Now all we need is the princess.

Mm.

This stuff tastes like crap. Really? Let me try some.

Hey, it is crap. Not bad.

Somebody needs to feed that fire. Dude, I did it last time.

I’m not gonna get it. It’s not my job.

Well, what about the new guy?

He hasn’t contributed yet.

And… you know, he just died in my arms like that.

I… You know, I don’t think he ever once in his life made his own choice.

I never knew it was like that.

I mean, up in the palace…

Well, I guess we just let the General make all the decisions.

Let me ask you something.

What made you come to the bar that night?

I guess I was looking for a little trouble.

Well,trouble’s my middle name.

Actually, my middle name is Marion, but…

I don’t want you to spread that around. You’re pretty strange.

You do know that, don’t you?

Well, strange is not exactly the word I would use.

You know, I… I like it. You’re not like anyone else.

Actually, now that you mention it, there is a certain strangeness to me.

I mean, it’s a, you know, kind of a bizarre quality.

Some have said freak.

But it’s, uh, you know, complimentary.

Hey, new guy! We need more wood!

I’ll be right back. Just hold that thought.

Whatever it is you were thinking.

Hey, you ever wonder why they call you guys pests?

What if, like, we’re just these tiny little things,

and we’re just, like, part of this whole other huge universe that’s, like,

so big we don’t even know it exists?

Man, that is so deep.

Perfect!

Nothing like a little manual labor on the most romantic night of my life.

Hi.

I was in the neighborhood, and I thought I’d drop in.

This is, uh… very bohemian.

Aloha, dude. Welcome to Insec… …topia.

Sorry for interrupting.

You see, our princess has, uh, gone missing,

and we’re just sick about it.

She’s about yea tall, fairly easy on the eyes.

Anybody seen her? There she is. That’s her. Yeah.

Don’t worry, Princess, you’ll be back home soon.

Listen, Cutter, I’m… I’m not going back.

The thing is, Princess, I got orders.

Orders?

Can’t you just once think for yourself?

Well, that was very impressive.

Where’s Z?

Z? He’s, uh… Dead!

Z’s dead.

You don’t need to worry about him.

Z’s dead. Well, he was an ant with ideas.

Too bad for him.

Princess, your colony needs you.

Cutter!

Stop right now! Let go of me! Bala!

Stop, you… Hey!

Oh, no.

What am I gonna do?

All right, look, look. Let’s be rational about this.

You know, Bala and I, you know, she’s a princess,

and I’m a soilrelocation engineer.

So wha… You’re no… Whew!

On the other hand, uh…

I’ve gotta go back for her.

I’ll… I’ll give you a lift!

It’s the least I can do.

Besides, it’s what my waddlykittles would want.

Uh, look, how about a cup of joe first?

Well, old boy, saddle up. I saw a puddle of coffee over there.

Look out!

Ah, Princess!

You’re just in time. Take your hands off me.

General, what exactly is going on here?

I demand an explanation. I’ll explain everything afterwards.

Is the southeast entrance secure? Yes, sir.

Not afterwards.

Now.

I don’t like the way you think,

and I don’t like the way you run this colony.

And I don’t like you. The wedding is off.

Things are going to change around here.

You’re right, Princess.

Things are going to change.

Why don’t we make her more comfortable?

She’ll be here for a while.

What do you think you’re doing?

My mother will have your head!

I doubt that. Ah, you’ve got a fighter’s spirit, Bala.

And that’s just what we need to start our new colony.

We will rinse away all the filth from our gutters.

We’ll start anew, with you by my side as my queen.

You’re crazy.

I believe history will see things differently.

All right, gentlemen. Time to take your positions.

Someday… Someday you’ll thank me.

Pull up! Pull up! Ah!

There it is!

Well, then, go get the woman you love, Z.

So long, Chip. And thanks.

You there!

Where do you think you’re goin’?

Me? Oh, no, I was just… You know, I…

You’re not supposed to be out here.

All workers are to report to the tunnelopening ceremonies.

Oh! Yes, yes, of course! TheThe tunnelopening ceremonies.

I… Well, I should get going, then. I… You know, the… Hey!

I’m going to the… the tunnel opening ceremonies.

I’d better get goin’. Get moving.

I’m going to the… the tunnelopening ceremonies.

Excuse me, please. Tunnelopening ceremonies.

Hey, worker! Opening the tunnel. They need me.

I’m the key man. Where do you think you’re going?

Tunnelopening ceremonies.

Hey, come on! Let me outta here!

Hey!

Gosh, this day just keeps getting better and better.

Big trouble!

Are you listening to me out there? I’m a princess,

damn it!

Wow, your manners haven’t improved much.

Z!

Oh! It’s you. You came back for me.

Well, yeah, I came back for you. You know, I have strong feelings for you.

Let’s face it, you’re… you’re… you’re beautiful. I…

A little combative at times, but I think we can work on that.

You talk too much.

Gee, I think I’m about to become the strong, silent type.

Come on. The city’s deserted. We’d better get outta here.

Z… we can’t go.

Mandible’s insane. He keeps talking about

washing away the filth and changing history and…

and I think he’s going to try to kill my mother.

Not just your mother, everyone.

What’s going on? Look.

Here we are, safe in the city.

But they’re gonna seal everybody off in the MegaTunnel.

And… here’s the lake.

You’re right.

We can’t leave now.

Come on. We gotta get down there.

Today is the realization of a dream.

A dream of a proud colony.

A pure colony. A colony reborn.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.