2بخش

: فرار مرغی / بخش 2

فرار مرغی

8 بخش

2بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

ما بايد از اينجا بريم بيرون

جينجر هنوز قراره فرار کنيم؟

درسته

اينايي که ميگم رو پخش کن ، مک امشب تو آلونک 17 جلسه ست

اوه

…شما خبرمون کردين؟نيک و

فچر در خدمتيم

از اين طرف

ما چيزاي بيشتري نياز داريم

درسته خانم

اين ست چاي خوري با کيفيت کار دست چطوره؟ اوه نه يا اين گردنبند و آويز قشنگ؟ …اين قش

يا اين چيزاي کوچيک خوشگل، که همشون تو مرغدوني هاي شيک پاريس پرطرفدارن

به سادگي ميذاري رو سرت

و همينجوري که مرغ هاي فرانسوي ميگن بفرما

اون فرانسويه

اون دوکلاه در يک کلاهه ، خانم براي مهموني ها و براي عروسي ها

ولي مادام ، اين شما رو يک چشم انداز مي کنه،مثل يه رويا

مثل يه اردک نه ، ممنون

ما داريم اينو ميسازيم. به اين چيزا نياز داريم ميتونين گيرشون بيارين؟

اوه اوه اوه اين کار بزرگيه خانم

بزرگتر از بقيه ست نه ، نه ، خرج بر ميداره

مثل هميشه يک کيسه بذر

شما ميخواين اينو به ما بدين؟ اين غذاي مرغ هاست چه چيز ديگه اي ميتونيم بهتون بديم؟ تخم مرغ تخم مرغ؟ تخم مرغ ما نميتونيم تخم هامون رو بهتون بديم.اونا خيلي با ارزشن ما هم همينطور

بعد از تو فچر

بعد از من چي؟

بيوفت

همم

بيست و دو به اضافه ي نه

چهارده شيلينگ به اضافه ي سه پني

هقت به اضافه ي نيم شيلينگ ضربدر سه

دو به اضافه ي نه

چهار پني به اضافه ي نيم پني

جانوراي احمق بي خاصيت

من از اين سودهاي کوچيک مريض و خسته شدم

همم

همم

اوه آره

اون مرغ ها قراره يه کاري بکنن

ساکت دارم اينو ميخونم

دارن آماده ميشن. ميدونم

گفتم ساکت باش اون جينجره

فکر مي کنم اون رهبرشونه

آقاي توويدي

فکر کنم بالاخره يه راهي پيدا کردم تا برامون پول بسازه

و تو داري به چي فکر مي کني؟

به نظريه ي مسخره ي فرار مرغ ها

ولي … ولي ، اين همش تخيل توئه آقاي توويدي تکرار کن

اين همش تخيل منه اين همش تخيل منه

حالا ، اينو همينجوري براي خودت تکرار مي کني

چون نميخوام حتي يک کلمه ي ديگه دربارش بشنوم

مفهومه؟ آره ، عشقم

…ولي تو اون جينجره رو ميشناسي

اونا مرغن ، ابله

بدون تو ، اونا احمق ترين جانوراي روي زمين هستن

اونا نقشه نمي کشن ، طرح نميريزن و اونا سازمان يافته نيستن

ساکت ساکت همگي ساکت. آروم باشين

من ميخوام نظم جلسه رو برقرار کنم لطفا اگه ميتونيد ساکت باشيد

توي صف ها منظم باشين چي چي

ممنون فاولر تو روزايي که تو آر اي اف بودم

ما هيچوقت اجازه نداشتيم تا وقت رو با گفتگوهاي غيرضروري تلف کنيم

آره ، ممنون فاولر

من…

درسته

ادامه بده

حالا ، ميدونم که آخرين تلاشمون براي فرار با شکست مواجه شد

ولي مک و من با يه نقشه ي جديد برگشتيم

نشونشون بده مک خب ، ما سعي کرديم تا از زير سيم ها رد بشيم که نشد

پس نقشه اينه از بالاش رد ميشيم

اين مائيم ، خب؟

مثل اين سوار ميشيم

اونو مي چرخونيم و … ميذاريم که بره

چه خوب اين شلغم نشونمون داد که چي ميشه

مزرعه دار داره مياد

عمليات مخفي شدن

ويييي

اوخ

همم

ها؟

آقاي توويدي آخ کجايي؟ اين همش تخيلاتته

اين همش تخيلاتته اين همش تخيلاتته

فکرکنيد،همتون فکر کنين که که هنوز چه راهي رو امتحان نکرديم

آه…

ما فرار نکردن رو امتحان نکرديم

هممم ، اين ممکنه جواب بده

پس ادوينا چي؟

چند تا لونه ي خالي مثل اين بايد داشته باشيم؟

شايد اگه اون وقت بيشتري براي تخم گذاشتن و وقت کمتري براي فرار ميذاشت اين لونه خالي نميموند

…پس تمام زندگيتون رو تخم بذارين

و بعدش پر هاتونو بکنن و پرتون کنن و سرختون کنن.اين براتون کافيه؟

اين زندگيه

ميدونين که مشکل چيه؟

حصار فقط دور اين مزرعه نيست اون اينجا دور مغزهاتون هم هست

جاي بهتري بيرون از اينجا وجود داره جايي پشت اون تپه ها

و فضاي باز و درختان زياد

و چمنزار داره

ميتونين اينو تصور کنين؟ چمنزار سبز عالي

کي به ما غذا ميده؟ ما خودمون به خودمون غذا ميديم خب ، مزرعه کجاست؟ مزرعه اي وجود نداره پس مزرعه دار کجا زندگي مي کنه؟ مزرعه داري وجود نداره ، ببز اون تو تعطيلاته؟ اون هيچ جا نيست.نگرفتين چي ميگم؟

هيچ سرشماري روزانه وجود نداره هيچ مزرعه داري و سگي و مرغدوني و کليد

و حصاري وجود نداره

در طول زندگيم هرگز چنين

مزخرفاتي نشنيدم

با حقيقت روبرو شو ، اردک

شانس فرار ما از اينجا يک در ميليونه

پس هنوز شانسي وجود داره

اوه نه ، نه ، نه دارم چيکار مي کنم؟

تو کي هستي که ميخواي احمق باشي؟ …تو نميتوني اونا رو رهبري

خدا کمکمون کنه

آزادي

ها؟

واااه

ممنون ، خانوم ها و آقايون شما تماشاگران فوق العاده اي بودين

آخ آره خودشه

متن انگلیسی بخش

[ Sighs ] We’ve got to get out of here.

Ginger! Are we still on?

Oh, we’re on, all right.

Spread the word, Mac. Meeting tonight in hut 17.

Oh!

You called? Nick and–

  • Fetcher. - At your service.

Over here.

We need some more things.

Right you are, miss.

  • How about this quality handcrafted tea set? - Uh, no.

  • Or this lovely necklace and pendant? - It’s love–

Or this beautiful little number, all the rage in the fashionable chicken coops of Paris.

Simply pop it on like so,

and as the French hens say, ‘‘Voila!’’

That’s French.

That’s two hats in one, miss. For parties, for weddings.

Oh, but madame, this makes you look like a vision, like a dream.

  • Like a duck. - No, thank you.

We’re making this. We need these things. Can you get them?

Oh, oh, oh, this is a big job, miss.

Oh, bigger than the others. No, no. This is gonna cost.

Same as always. One bag of seed.

  • You call this pay? - It’s chicken feed.

  • What else could we give you? - Eggs.

  • Eggs? - Eggs.

  • We can’t give you our eggs. They’re too valuable. - And so are we.

After you, Fetcher.

After l what?

  • Move! - Ooh!

Hmm.

Twenty-two and nine.

Fourteen shillings and threepence.

Seven and sixpence times three.

Two and nine.

Fourpence halfpenny.

D- oh! Stupid, worthless creatures!

l’m sick and tired of making minuscule profits.

Hmm.

Hmm!

Oh,yes.

Those chickens are up to something.

Quiet. l’m onto something.

[ Mr. Tweedy ] They’re organized. I know it.

  • l said, quiet. - That ginger one.

I reckon she’s their leader.

  • Mr. Tweedy! - [ Gasps ]

l may finally have found a way to make us some real money around here,

and what are you on about?

Ridiculous notions of escaping chickens.

  • But– But– - It’s all in your head, Mr. Tweedy. Say it!

It’s all in me head. It’s all in me head.

Now, you keep telling yourself that,

because l don’t want to hear another word about it.

  • ls that clear? - Yes, love.

But you know that ginger one–

They’re chickens, you dolt!

Apart from you, they’re the most stupid creatures on this planet.

They don’t plot, they don’t scheme, and they are not organized!

  • [ Chattering ] - Order! Order!

  • Quiet, everyone. Settle down. - [ Chattering ]

l would like to call to order– Please, if you could just settle–

Let’s have some discipline in the ranks! What, what!

  • Thank you, Fowler. - ln my R.A.F. days,

we were never allowed to waste time with unnecessary chitchat.

Yes, thank you, Fowler.

l–

Right! [ Chuckles, Clears Throat ]

Carry on.

Now, l know our last escape attempt was a bit of a fiasco,

but Mac and l have come up with a brand-new plan.

  • Show ‘em, Mac. - Right. We tried going under the wire and that didn’t work.

So, the plan is, we go over it.

  • [ Murmuring ] - This is us, right?

We get in like this.

Wind her up and… let her go!

Good grief! The turnip’s bought it!

Farmer’s coming!

Operation Cover-up!

Whee!

Ouch!

Hmm.

Huh?

  • Mr. Tweedy! - Ooh. Ouch.

  • Where are you? - Ooh. It’s all in your head.

It’s all in your head. It’s all in your head.

Think, everyone, think. What haven’t we tried yet?

Uh–

We haven’t tried not trying to escape.

Hmm. That might work.

What about Edwina?

How many more empty nests will it take?

Perhaps it wouldn’t be empty if she’d spent more time layin’ and less time escapin’.

So laying eggs all your life…

and then getting plucked, stuffed and roasted is good enough for you?

It’s a livin’.

You know what the problem is?

The fences aren’t just round the farm. They’re up here in your heads.

There’s a better place out there somewhere beyond that hill,

and it has wide open spaces and lots of trees…

and grass.

Can you imagine that? Cool, green grass.

  • Who feeds us? - We feed ourselves.

  • Well, where’s the farm? - There is no farm.

  • Then where does the farmer live? - There is no farmer, Babs.

  • ls he on holiday? - He isn’t anywhere. Don’t you get it?

There’s no morning head count, no farmers, no dogs and coops and keys…

and no fences.

ln all my life l’ve never heard such a fantastic…

load of tripe!

Oh, face the facts, ducks.

The chances of us gettin’ out of here are a million to one.

Then there’s still a chance.

Oh, no, oh, no, oh, no. What am l doing?

Who are you trying to fool? You can’t lead this bunch of–

[ Grunts ] Oh, heaven help us.

Freedom!

Huh?

Whoa!

Thank you, ladies and gentlemen. You’ve been a wonderful audience.

  • Ouch! - Oh,yes.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.