بخش 07

: باشگاه مشت زنی / فصل 7

باشگاه مشت زنی

10 فصل

بخش 07

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

مي‌دونستي يه باشگاه مشت‌زني هم اون بالا تو شهر دنور هست؟ آره، شنيدم.

يکي هم تو پنزگراوه. باب يکي هم تو نيوکاسل پيدا کرده.

تو اونجا رو راه انداختي؟ نه، فکر مي‌کردم تو راه انداختي.

نوچ.

يه لحظه وايسا. هي، چي کار مي‌کنيم؟ بچرخ. چه کار مي‌کنيم؟ تکليف خونه ست. چه جور تکليفيه؟

قرباني ِ انسان.

هي، اون تفنگه؟ خواهش مي‌کنم، بگو که اون تفنگ نيست. اين يه تفنگه. چي کار مي‌کني؟ پشت مغازه مي‌بينمت. منو نپیچون! پشت مغازه می بینمت. در يک دوره‌ي زماني طولاني نرخ زنده‌ماندن تمام موجودات به صفر سقوط مي‌کند چي کار مي‌کني؟ بي‌خيال. دستاتو بذار پشتت. کيفتو بده من. ريموند ک هسل. خيابان بسينگ، آپارتمان 1320 واحد آ.

يه آپارتمون کوچک و تنگ تو زيرزمين. از کجا مي‌دونستي؟

چون روي آپارتموناي گهدوني ِ زيرزميني بجاي عدد، حرف مي‌ذارن. ريموند… تو امشب مي‌ميري. نه! اين عکس مامان باباته؟ مامان و بابات امشب مجبور مي‌شن که با دکتر سواسوي مهربون تماس بگيرن. تا با خودش پرونده‌‌ي دندوناتو بياره. مي‌دوني چرا؟

چون قراره چيزي از صورت باقي نمونه. بي خيال.

يه کارت دانشجويي باطل شده. چي مي‌خوندي، ريموند؟

چي، چی، چيز. چيز؟

ميان‌ترماش سخت بود؟

ازت پرسيدم چي مي‌خوندي؟ تقريبا، زيست‌شناسي. چرا؟ نمي، نمي‌دونم.

دوست داشتي چه‌کاره مي‌شدي ريموند ک هسل؟ سوال اينه، ريموند دوست داشتي چکاره مي‌شدي؟ جوابشو بده، ريموند، يا پيغمبر.

دامپزشک. دامپزشک. حيوونا. آره. حيوونا و چيز. چيز. آره، گرفتم. يعني اينکه بايد بيشتر درس بخوني. خيلي زياد درس بخونم. ترجيح مي‌دي بميري؟ نه…

ترجيح مي‌دي که بميري، همين‌جا، زانو زده، پشت مغازه خواروبارفروشي. نه، نه، خواهش مي‌کنم. گواهي‌نامتو نگه مي‌دارم. بهت سر مي‌زنم. مي‌دونم کجا زندگي مي‌کني. اگه تا شيش هفته‌ي ديگه نري دنبال دامپزشک شدن، مي‌کشمت. حالا بدو برو خونه. بدو، فارست، بدو(اشاره به فيلم فارست گامپ). حالم بد شد.

تصور کن اون چه حالي داره. بي‌خيال، اصلا بامزه نيست.

بامزه نبود، هدفت از اين کار مسخره چي بود؟ فردا زيباترين روز تمام زندگي ريموند ک هسل خواهد بود

صبحونه‌ش از هر غذايي که من و تو تا حالا تو زندگيمون چشيديم خوشمزه‌تر خواهد بود. تو مجبور بودي اين کارو باهاش مي‌کردي.

بيا. اون يه نقشه داشت.

و در راه و رسمي که تايلر پيش گرفته بود کم کم داشت معني پيدا مي‌کرد. بدون هيچ ترسي. بدون هيچ حواس‌پرتي. توانستن ِ اينکه بذاري چيزي که اصلا اهميت نداره، سر بخوره و بره.

شما موجودي حساب بانکي‌تون نيستيد. شما ماشيني که زير پاتونه نيستيد.

شما چيزاي توي کيف‌تون نيستيد. شما لباس ارتشي مسخره تون نيستيد. شما کثافت آوازخوان و رقصان اين دنيايد. اينا اينا چيه؟ تو چي فکر مي‌کني؟ هي، تختاي تاشو مي‌خوايم واسه چي؟ هی زيادي جووني. متاسفم. جريان چيه؟ اگه متقاضي جوونه، بهش بگو زيادي جووني.

پير بود، زيادي پيري. چاق بود، زيادي چاقي. متقاضي؟

اگه متقاضي سه روز بدون غذا و سرپناه و اميد پشت در وايسه اون وقته که مي‌تونه وارد بشه و دوره‌ي آموزشي رو شروع کنه. آموزش براي چي؟ فکر مي‌کني اين يه بازيه؟ زيادي جووني، از پسش برنمي‌آي خلاص. وقتمونو تلف نکن. گورتو از اينجا گم کن. خبر بد، رفيق. امکان‌پذير نيست. متاسفم اگه سوتفاهمي شده. دنيا که به آخر نرسيده. فقط. برو يه جاي ديگه. برو. تو به خونه‌ي ما تجاوز کردي مجبورم پليس خبر کنم به من نگاه نکن. فکر کردي مي‌توني وارد اين خونه بشي؟ هيچ‌وقت وارد اين خونه‌ نمي‌شي. هيچ‌وقت. گورتو از اين ايوون گم کن. گورتو گم کن. دير يا زود، همه‌مون تبديل به اون چيزي مي‌شديم که تايلر مي‌خواست. مي‌خوام برم تو و يه بيل بيارم. دو تا پيرهن مشکي داري؟ قربان. دو تا شلوار مشکي؟ بله، قربان. يه جفت چکمه مشکي؟ قربان. دو جفت جوراب مشکي؟ قربان. يه ژاکت مشکي؟ قربان. سيصد دلار براي مخارج کفن و دفنت؟ بله، قربان.

خوبه. زيادي پيري، خيکي. پستونات خيلي بزرگن. گورتو از اينجا گم کن.

مثل يه ميمون، آماده‌ي پرتاب به فضا. ميمون فضايي. آماده‌ي قرباني کردن خودش براي خوب ِ عظيم‌تر. تو زيادي پيري خپل. و تو. تو زيادي بلوندي.

گورتونو از اينجا گم کنيد، جفت‌تون. و همچنان ادامه داشت… گوشتون رو باز کنيد، کرم‌ها. شما خاص نيستيد. شما يک دانه برف زيبا و يکتا نيستيد. شما هم مثل بقيه‌ي موجودات يک واحد ارگانيک رو به تباهي هستيد. تايلر براي خودش يک ارتش درست کرده بود. ما کثافت آوازخوان و رقصان دنيا هستيم. همه‌ي ما بخشي از يک توده‌ي پهن هستيم. چرا تايلر دردن داشت يک ارتش درست مي‌کرد؟ براي چه هدفي؟ براي کدام خوب ِعظيم‌تر؟ ما به تايلر اعتماد کرده بوديم. وقتی میگفت تو شغلت نیستی من میگفتم اره درسته! هي، اينا چيه؟ هی! چه خبره؟ داريم جشن مي‌گيريم؟ براي چي جشن مي‌گيريم؟ برو. سلام. بذاريد ازتون بگيرم. همون طعمعالی همیشگی ، پپسی. هیش! بازپرس‌ها هم‌اکنون در صحنه حضور دارند. صبر کنيد کميسر جيکوب همين الان رسيدند. کميسر، کميسر، مي‌تونيد به ما بگيد که اينجا چه اتفاقي افتاده؟ اطمينان داريم که اين هم يکي ديگه از خرابکاري‌هاي اخيره که تو شهر اتفاق افتاده به طريقي به باشگاه‌هاي بوکس زيرزميني ربط داره. ما تحقيقات سختي رو داريم انجام مي‌ديم. کميسر جيکوب بود، کسي که تازه به صحنه آتش‌سوزي رسيده، آتش سوزي که تقريبا يک ساعت پيش رخ داده است. دختره جيگره.

برمي‌گرديم به استوديو، اره!

اره! او لعنتی! اره! شماها چه غلطي کرديد؟ قربان، اولين قانون پروژه‌ي ميهم اينه که شما هيچ سوالي نمي‌پرسيد، قربان. پيروزي در جنگ عليه جنايت يک شبه محقق نمي‌شود. احتياج به فداکاري و تعهد دارد و از همه مهم‌تر همکاري. خيابان‌ها الان امن‌تر شده. در درون شهر اميد موج مي‌زند. اگرچه، اين تنها شروع کار ماست. بايد برم بشاشم. اينها اولين قدم‌هاي اين سفر طولاني ست. به همين خاطر است که پروژه‌ي اميد را درست کرديم… باب. کمک به ديگران با پيشگيري و اجرا پروژه‌ي اميد محصول همکاري پليس و رهبران انجمن خواهد بود.

اين يک اسلحه‌ي جديد و قدرتمند در جنگ عليه جنايت خواهد بود.

محکم بپيچونش بالاي بیضه هاش، باب. مثل يخ سردن.

سام ملکم. تحقيقات سختت رو بي‌خيال مي‌شي. بطور علني به ملت مي‌گي که هيچ گروه زيرزميني وجود نداره يا مي‌دم بچه‌ها بیضه هاتو بچينند. يکيشو مي‌فرستن واسه نيويورک تايمز، يکيش هم مي‌فرستن واسه ال اي تايمز مدل انتشار خبر در مطبوعات.

ببين. آدمايي که تو دنبالشي همونايي‌اند که بهشون وابسته‌اي. ما برات غذا درست مي‌کنيم. ما آشغالات رو جمع مي‌کنيم. ما تلفناتو وصل مي‌کنيم. ما آمبولانساتو مي‌رونيم. وقتي که خوابي ما نگهباني مي‌ديم. بیضه ها چک! باب، تو از اين ور.

بريم.

من حس عصبانيت جک از طرد شدنم.

متن انگلیسی فصل

There’s a Fight Club up in Delaware City.

Yeah, I heard.

There’s one in Penns Grove too.

Bob even found one up in New Castle.

Did you start that one?

No, I thought you did.

No.

Stop for a second.

Hey, what are we doing?

Turn around.

What are we doing?

Homework assignment.

What kind of homework assignment?

Human sacrifice.

Is that a gun?

Please tell me that’s not a gun .

It’s a gun.

What are you doing?

Meet me in the back.

Don’t fuck around!

Meet me in the back.

On a long enough time line, the survival rate for everyone drops to zero.

What are you doing?

Come on!

Hands behind your back.

Give me your wallet.

Raymond K Hessel.

1320 SE Banning, Apartment A.

Small, cramped basement apartment?

How did you know?

They give shitty basement apartments letters instead of numbers.

Raymond!

You’re going to die.

No!

Is that your mom and dad?

Mom and dad are gonna have to call the kindly doctor Sosovay.

Pick up your dental records.

Know why?

Because it’ll be nothing left of your face.

Oh, come on!

An expired community college student ID.

What did you study, Raymond?

S, s, stuff.

Stuff?

Were the midterms hard?

I asked you what you studied!

Biology, mostly.

Why?

I don’t know.

What did you wanna be, Raymond K Hessel?

The question, Raymond, was what did you want to be?

Answer him, Raymond, Jesus!

Veterinarian. Veterinarian.

Animals.

Yeah.

Animals and stuff.

Stuff.

Yeah, I got that.

That mean you have to get more schooling.

Too much school.

Would you rather be dead?

No, please…

You’d rather die here, on your knees, in the back of a convenience store?

Please, no.

I’m keeping your license.

Gonna check in on you.

I know where you live.

If you’re not working to be a veterinarian in six weeks, you will be dead.

Now run on home.

Run, Forrest, run!

I feel ill.

Imagine how he feels.

Come on, this isn’t funny!

That wasn’t funny, what the fuck was the point of that?

Tomorrow will be the most beautiful day of Raymond K Hessel’s life.

His breakfast will taste better than any meal you and I have ever tasted.

You had to give it to him.

Come on.

He had a plan.

And it started to make sense in a Tyler-sort of way.

No fear.

No distractions.

The ability to let that which does not matter truly slide.

You’re not how much money you have in the bank.

You’re not the car you drive.

You’re not the contents of your wallet.

You’re not your fucking khakis.

You are the all-singing, all-dancing crap of the world.

What is, What is all this?

What do you think?

Hey, why do we need bunk beds?

Hey!

Too young.

Sorry.

What’s all that?

If the applicant is young, tell him he’s too young.

Old, too old.

Fat, too fat.

Applicant?

If the applicant waits three days without food, shelter or encouragement , he may then enter and begin training.

Training for what?

You think this is a game?

You’re too young to train here, end of story.

Quit wasting our time.

Get the fuck out of here.

Bad news, friend.

It’s not gonna happen.

Sorry if there was a misunderstanding.

It’s not the end of the world.

Just…

go away.

Go.

You’re trespassing and I will have to call the police.

Don’t you look at me!

You’re think you’re ever getting this house?

You’re never getting in this fucking house!

Never.

Now get the fuck off my porch!

Get off my porch!

Sooner or later, we all became what Tyler wanted us to be.

I’m gonna go inside and I’m gonna get a shovel.

Got two black shirts?

Yes, sir.

Two pair of black pants?

Yes, sir.

One pair black boots?

Sir.

Two pair Black socks?

Yes, sir.

One blackjacket.

Yes, sir.

$300 personal burial money?

Yes, sir.

All right.

You’re too old, fat man.

Your tits are too big.

Get the fuck off my porch.

Like a monkey ready to be shot into space.

Space monkey.

Ready to sacrifice himself for the greater good.

You are too fucking old, fatty!

And you…

You’re too fucking blond!

Get out of here, the both of you!

And so it went.

Listen up, maggots.

You are not special.

You are not a beautiful or unique snowflake.

You are the same decaying organic matter as everything else.

Tyler built himself an army.

We are the all-singing, all-dancing crap of the world.

We are all part of the same compost heap.

Why was Tyler Durden building an army?

To what purpose?

For what greater good?

In Tyler we trusted.

When he was like, “You are not your job”, I was like, “Yeah!”

Hey, what’s all this?

Hey!

What’s going on?

We’re celebrating.

What are we celebrating?

Go on.

Hey.

Let me get that for you.

The same great taste, Pepsi.

Ssh!

Investigators are on the scene right now.

The Police Commissioner has just arrived.

Commissioner could you tell us what you think has happened here?

We believe this is one of many recent acts of vandalism are on the city somehow related to underground boxing clubs.

We will be coordinating a rigorous investigation.

That was Police Commissioner Jacobs who just arrived on the scene here of a four-alarm fire that broke out about an hour ago.

She’s hot.

Back to you in the studio.

Yeah!

Yeah!

Holy shit!

Yeah!

What the fuck did you guys do?

Arson investigators are on the premises.

Sir, the first rule of Project Mayhem is you do not ask questions, sir.

The victory in the war against crime will not come overnight.

It will take dedication and commitment and, most of all, cooperation.

Streets are safer now.

There is hope in the inner city.

However, this is only the begging.

I gotta take a piss.

These are the first steps in a long journey.

That is why we have created Project Hope.

Bob.

Project Hope will be ajoint effort between the police and community leaders.

It will be a powerful new weapon in the war against crime.

Wrap it around the top of his Hacky Sack.

His balls are ice cold.

Hi.

You’re gonna call off your rigorous investigation.

You’re gonna publicly state there is no underground group or these guys are gonna take your balls.

They’ll send one to the New York Times and one to the LA Times, the way release stuff.

Look.

The people you are after are the people you depend on.

We cook your meals.

We haul your trash.

We connect your calls.

We drive your ambulances.

We guard you while you sleep.

Ball check!

Bob, you’re this way.

Let’s go.

I am Jack’s inflamed sense of rejection.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.