بخش 08

: باشگاه مشت زنی / فصل 8

باشگاه مشت زنی

10 فصل

بخش 08

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

دلم مي‌خواست يه گلوله بکارم وسط پيشوني هر پانداي در حال انقراضي که هيچ غلطي واسه حفظ گونه‌ش نمي‌کنه. مي‌خواستم دريچه‌ي نفت‌کش‌ها رو باز کنم و تمام ساحل‌هاي فرانسه رو که هيچ‌وقت قرار نبود ببينم به گند بکشم. مي‌خواستم دود تنفس کنم.

کجا رفتي، مرتيکه‌ي رواني؟ دلم مي‌خواست يه چيز قشنگو نابود کنم.

تن لششو ببريد بيمارستان.

آره

نگران نباشيد، آقاي دردن. پارکينگ فرودگاه. طولاني مدت. بعد از شما، آقاي دردن. اول شما.

به چيزي داري فکر مي‌کني، عزيزم؟ نه.

خيلي خب، آره چرا به من چيزي درباره‌ي پروژه‌ي ميهم نگفتي؟ اولين قانون پروژه‌ي ميهم اينه که شما هيچ سوالي نمي‌پرسيد.

راجع‌ به چي داري حرف مي‌زني؟ چرا از اول منو قاطي اين قضايا نکردي؟ اول باشگاه مشت‌زني بود، حالا از زيرزمين اومده بيرون و اسمش شده پروژه‌ي ميهم.

من و تو باشگاه مشت‌زني رو با هم راه انداختيم. يادت مياد؟ همون قدر که مال منه، مال تو هم هست، فهميدي.

اين درباره‌ي من و تو ئه؟ آره. فکر مي‌کردم داريم اين کارو با هم انجام مي‌ديم.

تو هدفو گم کردي. اين به ما تعلق نداره. ما خاص نيستيم.

لعنتي. بايد بهم مي‌گفتي. هی تایلر! خدا لعنتت کنه، تايلر!

تو چي مي‌خواهي؟

خلاصه‌اي از اهداف. بايد برات اي-ميل کنم؟ باید اینوتو لیست اعمالت قرار میدادم؟ اوه. تو خودت درباره‌ي ميزان همکاريت تصميم مي‌گيري.

همينطورم هست! اول مي‌خوام يه چيزايي رو بدونم!

اولين قانون پروژه‌ي ميهم… خفه شيد! مي‌خوام بدونم به چي فکر مي‌کني؟ شاشيدم تو دونستنت.

بايد بي‌خيال دونسته‌هات بشي مشکل تو اينه بايد بي‌خيال اون چيزايي بشي که فکر مي‌کني مي‌دوني بي‌خيال زندگي، بي‌خيال دوستي، از همه مهم‌تر بي‌خيال من و تو. اين حرفا يعني چي؟ چي کار مي‌کني؟ بچه‌ها، آرزوتون قبل از مردن چيه؟

از خودم يه نقاشي بکشم. يه خونه بسازم. و تو؟ نمي‌دونم. هیچی. بگير سمت راست. بايد جواب اين سوالو بدونی. تو حتی جواب این سوالو هم نمیدونی. اگه همين الان قرار بود بميري چه احساسي درباره‌ي زندگيت داشتي؟ نمي‌دونم. هيچ‌ احساس خوبي نسبت به زندگيم ندارم. همينو مي‌خواي از من بشنوي؟ خوبه؟

يالا. به اندازه‌ي کافي خوب نيست.

ديوونه بازي درنيار. تایلر يا عيسي مسيح. خدا لعنتت کنه. خدا لعنتت کنه. لعنت بهت گه تو باشگاه مشت‌زني. گه تو مارلا. حالم از همه‌ي کثافتات به هم مي‌خوره. باشه، پسر.

ديوونه نشو. فرمون رو بگير. به خودت نگاه کن. فرمونو بگير. به خودت نگاه کن. لعنتی احساسی! چرا؟ چرا؟ داري از چي حرف مي‌زني؟ چرا فکر مي‌کني من آپارتمانتو منفجر کردم؟

چي؟ به ته خط رسيدن يک گوشه‌گيري ِ آخر هفته نيست. اين که يه سمينار لعنتي نيست. از کنترل کردن همه چيز دست بردار و فقط ولش کن ولش کن! خيلي خب. باشه. باشه. هيچ‌وقت تصادف نکرده بودم. حتما اون آدمايي که قبلا جزيي از محاسبات گزارشاتم بودند همين احساس رو داشتند خدا لعنتت کنه. ما الان يک تجربه‌ي نزديک به زندگي داشتيم! تو دنيايي که من مي‌بينم، تو داري در ميان جنگلاي بارونيِ دره‌هاي اطراف خرابه‌هاي مرکز راکفلر دنبال گوزن مي‌ري. لباساي چرمي‌اي تنت مي‌کني که تا آخر عمرت دووم دارن. از تاک‌هايي بالا مي‌ري که تمام برج سيرز رو پوشوندن و وقتي پايين رو نگاه مي‌کني، پيکرهاي ريزي رو مي‌بيني که دارن ذرت آرد مي‌کنن و تکه‌هاي گوشت گوزن رو کف يه بزرگراه متروک پهن مي‌کنن. بهتر بشي، قهرمان. و بعد…

تايلر؟ تايلر رفته بود. خواب بودم؟ از خيلي قبل خواب بودم؟ تو يه دانه برف زيبا و يکتا نيستي

خونه تبديل به يک چيز جاندار شده بود. داخل خونه از تنفس و عرق کردن اون همه آدم بخار گرفته بود همه‌ي ما از يک توده‌ي پهن هستيم, يک عالمه آدم وول مي‌خوردند، خونه حرکت مي‌کرد. سياره‌ تايلر.

مجبور بودم ديوارها رو بگيرم. بين اين همه ميمون فضايي کوکي گير افتاده بودم اينجا نمي‌توني سيگار بکشي. مي‌دوني چقدر اتر تو اين خونه‌ي داريم؟ آشپزي کردن، کار کردن، و خوابيدن به شکل تيمي.

يه لحظه صبر کن. تحت کنترله، قربان. تايلر کجاست؟ قربان، اولين قانون پروژه‌ي ميهم اينه که شما… خيلي خب… باشه. من تنهاي تنهام. پدرم دورم انداخته. تايلر دورم انداخته. من قلب شکسته‌ي جک هستم.

اينکه عمليات بعدي پروژه‌ي ميهم قرار است چي باشد، فقط تايلر مي‌داند. دومين قانون اينه که شما هيچ سوالي نمي‌پرسيد. گورتو از اينجا گم کن. گورتو از اينجا گم کن. اين آدما ديگه کي‌اند؟ کمپاني صابون‌پزي خيابان پيپر.

مي‌تونم بيام تو؟ اون اينجا نيست. چي؟ تايلر اينجا نيست. تايلر گذاشته رفته. تايلر رفته. کمک بیارین!يه زخمي تير خورده داره مي‌آد. يه اتاقو خالي کنيد. چه اتفاقي افتاده؟ چه اتفاقی افتاده؟ ما در ماموريت بوديم. مي‌خواستيم با يه تير دو نشون بزنيم. يه اثر هنري نابود کنيم… عمليات رعد و برق لاته. برو. و هم يه کافه رو داغون کنيم. همه چي داشت خوب پيش مي‌رفت، قربان.

روبه‌راه بود، تا اينکه… پليس! بي‌حرکت! تا اينکه چي؟ اونا به باب تيراندازي کردن. زدن تو سرش. خوکاي کثیف.

خدایا

حرومزاده ها. احمق‌ها.

شماها با ماسک اسکي دور شهر مي‌چرخيد و همه چيزو منفجر مي‌کنيد فکر کرديد چه اتفاقي قراره بيفته؟ باشه، سريع. بايد از شر اين مدرک خلاص بشيم. بايد از شر اين جنازه خلاص بشيم.

خاکش کنيم. چي؟

ببريمش تو باغچه و خاکش کنيم.

زود باشيد، بچه‌ها بريم. هي، دستتو رو بکشيد.

ولش کنيد. چي داريد مي‌گيد؟ اين يه تيکه مدرک نيست. اين يه آدمه. اين دوست منه و شما تو اون باغچه خاکش نمي‌کنيد اون در حال خدمت به پروژه‌ي ميهم کشته شده، قربان.

اين بابه.

ولي قربان، د در پروژه‌ي ميهم ما اسم نداريم. نه، گوش کنيد. اين يه انسانه و اسم داره و اسمش رابرت پالسنه، فهميديد؟

رابرت پالسن؟ اين يه انسانه و حالا به خاطر ما مرده. خيلي خب اين رو مي‌فهميد؟ من مي‌فهمم. پس از مرگ، اعضاي پروژه‌ي ميهم اسم دارن. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. بي‌خيال بچه‌ها. لطفا. بس کنید! اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. خفه شيد. همه چي تمومه. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. اسمش رابرت پالسنه. گورتونو از اینجا گم کنید. تايلر؟ نخير، کاراگاه استرن هستم، از واحد حريق. بايد شما بياييد به دفترم…

به تمام شهرهايي که روي ته‌بليط‌هاي تايلر بود سفر کردم، کافه به کافه. نمي‌دونستم چطوري يا چرا،ولي به 50 کافه مختلف سر زدم و يه جورايي برام آشنا بودند. دنبال تايلر دردن مي‌گردم. خيلي مهمه، بايد باهاش حرف بزنم. اي‌کاش مي‌تونستم کمکتون کنم قربان. به هر شهري که مي‌رفتم،به محض اينکه پام رو از هواپيما بيرون مي‌ذاشتم، مي‌دونستم که يک باشگاه مشت‌زني همون نزديکياست. هی . هی. تاکسي. به صورتم نگاه کن. من هم عضوم.

حالا، من بايد بدونم که تو از تايلر خبر داري؟ من در معرض اين نيستم که از چنين اطلاعاتي با شما حرف بزنم اگر هم بودم، حتي اگر اطلاعاتي رو که شما مي‌خواهيد بهتون مي‌گفتم، در اين موقع بحراني، تونستن.

تو يه احمقي. متاسفانه مجبورم که ازتون بخوام اينجا رو ترک کنيد

تايلر سرش شلوغ بود داشت تخم و ترکه‌اش رو در تمام کشور پخش مي‌کرد. خواب بودم؟ از خيلي قبل در خواب بودم؟ تايلر کابوس منه يا من کابوس تايلرم؟

ما تازه اين داستانا رو شنيديم؟ چه‌جور داستانايي؟ مثلا اينکه، هيچ کسي نمي‌دونه چه شکليه؟ هر سه سال يه بار جراحي پلاستيک رو صورتش انجام مي‌ده.

احمقانه‌ترين چيزيه که تا حالا شنيدم.

باشگاه مشت‌زني در ميامي واقعيت داره؟ آقاي دردن داره يه ارتش درست مي‌کنه؟

داشتم در يک حالت آشناپنداري ابدي زندگي مي‌کردم هر جا که مي‌رفتم، احساس مي‌کردم انگار قبلا اونجا بودم شبيه تعقيب کردن يک مرد نامرئي بود. بوي خون خشک‌شده اثرانگشت‌ پاهاي لخت و کثيفي که دور هم چرخيدند اون عطر عرق مونده، شبيه جوجه‌ي سرخ‌کرده. احساس گرماي زمين که هنوز از مبارزه‌ي شب قبل باقي مونده هميشه يک قدم از تايلر عقب بودم. اسمش رابرت پالسونه. بازگشتتون رو خوش‌آمد مي‌گم، قربان. حالتون چطور بوده؟ منو مي‌شناسي؟

اين يه امتحانه، قربان؟ نه. اين يه امتحان نيست. شما پنجشنبه‌ي گذشته اينجا بوديد. پنجشنبه؟

دقيقا همين‌جايي که الان وايستاديد، ايستاده بوديد و درباره‌ي وضعيت امنيت اينجا مي‌پرسيديد؟ مثل يک طبل محکمه، قربان. فکر مي‌کني من کيم؟ مطمئنيد که اين يه امتحان نيست؟ نه، اين يه امتحان نيست. شما آقاي دردن هستيد.

شما هموني هستيد که اينو به من داديد.

لطفا صندلي‌هايتان را به حالت عمودي و قفل‌شده برگردانيد

متن انگلیسی فصل

I felt like putting a bullet in every panda that wouldn’t screw to save its species.

I wanted to open the dump valves on oil tankers and smother those French beaches I’d never see.

I wanted to breathe smoke.

Where did you go, psycho boy?

I felt like destroying something beautiful.

Get him to a fucking hospital.

Yeah.

Don’t worry, Mr Durden.

Airport parking.

Long term.

After you, Mr Durden.

After you.

Something on your mind, dear?

No.

Yeah, why wasn’t I told about Project Mayhem?

First rule of Project Mayhem is you do not ask questions.

What are you talking about?

Why didn’t you include me in the beginning?

Fight Club was the beginning.

Now it’s move out of the basements and it’s called Project Mayhem.

You and I started Fight Club together.

You remember that?

It’s as much mine as it is yours, you know.

Is this about you and me?

Yeah.

I thought we were doing this together?

You missing the point.

This does not belong to us.

We are not special.

Fuck that.

You should have told me.

Hey, Tyler!

Goddamn it, Tyler!

What do you want?

A statement of purpose?

Should I e-mail you?

Should I put this on your action item list?

Oh…

You decide your level of involvement!

I will!

I wanna know certain things first!

The first rule of Project Mayhem…

Shut up!

I wanna know what you’re thinking.

Fuck what you know!

You need to forget about what you know, that’s your problem forget about what you think you know about life, about friendship, and especially about you and me.

What is that supposed to mean?

What are you doing?

Guys what would do you wish you’d done before you died?

Paint a self-portrait.

Build a house.

And you?

I don’t know.

Nothing.

Get in the right lane.

You have to know!

You don’t even know the answer to this question.

If you died now, how would you feel about your life?

I don’t know!

I wouldn’t feel anything good about my life.

Is that what you want to hear me saying?

fine.

Come on!

Not good enough.

Stop fucking around!

Tyler!

Jesus Christ!

Goddamn it!

Goddamn it!

Fuck you!

Fuck Fight Club.

Fuck Marla!

I am sick of all your shit!

OK, man.

Quit screwing around.

Take the wheel!

Look at you!

Take the wheel!

Look at you.

You’re fucking pathetic!

Why?

Why?

What are you talking about?

Why do you think I blew up your condo?

What?

Hitting bottom isn’t a weekend retreat.

It’s not a goddamned seminar.

Stop trying to control everything and just let go!

Let go!

All right.

Fine.

Fine.

I’d never been in a car accident.

This must have been what all those people felt like before I filed them as statistics in my reports.

Goddamn!

We’ve just had a near-life experience!

In the world I see, you’re stalking elk through the Grand Canyon forests around the ruins of Rockefeller Center.

You’ll wear leather clothes that will last you the rest of your life.

You’ll climb the thick kudzu vines that wrap the Sears Tower.

And when you look down, you’ll see tiny figures pounding corn, laying strips of venison in the empty car-pool lane of some abandoned superhighway.

Feel better, champ.

And then…

Tyler?

Tyler was gone.

Was I asleep?

Had I slept?

You are not a beautiful, unique snowflake…

The house had become a living thing.

Wet inside from so many people sweating and breathing.

So many people moving, the house moved.

Planet Tyler.

I had to hug the walls.

Trapped inside this clockwork of space monkeys.

You shouldn’t be smoking in here!

You know how much ether in this fucking house!

Cooking and working and sleeping in teams.

Hang on a second.

It’s under control, sir.

Where’s Tyler?

Sir, the first rule of Project Mayhem is you do not…

Right…

OK.

I’m all alone.

My father dumped me.

Tyler dumped me.

I am Jack’s broken heart.

What comes next in Project Mayhem only Tyler knows.

The second rule is you do not ask questions.

Get the fuck away from me!

Get the fuck away from me!

Who are all these people?

The Paper Street Soap Company.

Can I come in?

He’s not here.

What?

Tyler isn’t here.

Tyler went away.

Tyler’s gone.

Get some help!

Two gunshot wounds coming through!

Make some fucking room!

What happened?

What happened?

We were on assignment.

We were supposed to kill two birds with one stone.

Destroy a piece of corporate art…

Operation Latte Thunder.

Go!

..and trash a franchise coffee bar.

We had it all worked out, sir.

It went smooth until…

Police!

Freeze!

What?

They shot Bob.

They shot him in the head.

Fucking pigs!

Oh, God!

Those motherfuckers!

You morons.

You’re running around in ski masks trying to blow things up?

What did you think was gonna happen?

OK, quick!

We gotta get rid of the evidence.

We gotta get rid of this body!

Bury him.

What?

Take him to the garden and bury him.

Come on, people, let’s go!

Get the fuck off!

Get away from him!

What are you talking about?

This isn’t a fucking piece of evidence.

This is a person.

He’s a friend of mine and you’re not burying him in the garden!

He was killed serving Project Mayhem, sir.

This is Bob.

Sir, in, in Project Mayhem, we have no names.

Now, you listen to me.

This is a man and he has a name, and it’s Robert Paulsen, OK?

Robert Paulsen.

He’s a man and he’s dead now because of us alright.

Do you understand that?

I understand.

In death, a member of Project Mayhem has a name.

His name is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

His name, is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

Come on, guys.

Please.

Stop it.

His name is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

Shut up!

This is all over with!

His name is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

His name is Robert Paulsen.

Get the fuck out of here.

Tyler?

No, this is Detective Stern of the Arson Unit.

I need to see you in my office.

I went to all the cities on Tyler’s used ticket stubs, barhopping.

I didn’t know how or why, but I could look at 50 different bars, and somehow I just knew.

I’m looking for Tyler Durden.

It’s very important that I talk to him.

I wish I could help you, sir.

Every city I went to, as soon as I set foot off the plane I knew a Fight Club was close.

Hey!

Hey!

Taxi!

Look at my face.

I’m a member.

Now, I just need to know if you’ve seen Tyler.

I’m not exposed to bespeak any such information to you nor would I, even if I had said information at this juncture, be able.

You’re a moron.

I’m gonna have to ask you to leave.

Tyler had been busy setting up franchises all over the country.

Was I asleep?

Had I slept?

Is Tyler my bad dream, or am I Tyler’s?

We’ve just heard the stories.

What kind of stories?

Nobody knows what he looks like.

He has facial surgery every three years.

That’s the stupidest thing I’ve ever heard.

Is it true about Fight Club in Miami?

Is Mr Durden building an army?

I was living in a state of perpetual déjà vu.

Everywhere I went, I felt I’d already been there.

It was like following an invisible man.

The smell of dried blood, dirty, bare footprints circling each other.

That aroma of old sweat, like fried chicken.

The feel of a floor still warm from a fight the night before.

I was always just one step behind Tyler.

His name is Robert Paulsen…

Welcome back, sir.

How have you been?

Do you know me?

Is this a test, sir?

No.

This is not a test.

You were in here last Thursday.

Thursday?

You were standing exactly where you are now, asking how good security is.

It’s tight as a drum, sir.

Who do you think I am?

Are you sure this isn’t a test?

No, this is not a test.

You’re Mr Durden.

You’re the one who gave me this.

Please return your seat backs to their full upright and locked position.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.