هری پاتر و شاهزاده دورگه

17 بخش

5بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

“…يک دانه خواب زا را ببريد”

چطور اين کارو کردي؟

.فشارش بده، نبرش

نه. دستورالعمل .صريحا ميگه اونو ببريد

نه بابا؟

.به حق ريش مرلين! اين عاليه

اون قدر عاليه که ميگم .يه قطره ش همه ما رو مي کُشه

…بفرما، اينم يه شيشه

.فليکس فليسيس که قولشو داده بودم

.تبريک ميگم

.خوب ازش استفاده کن

.هري، پيغامم به دستت رسيد. بيا تو

حالت چطوره؟

.خوبم، پروفسور

از کلاس هات لذت مي بري؟

شنيدم پرفسور اسلاگهورن .ازت خيلي راضيه

فکر کنم شما قابليت هاي منو .دست بالا گرفتين، قربان

واقعا؟

.صد در صد

در مورد فعاليت هاي خارج از کلاست چي؟

ببخشيد؟ …خب، متوجه شدم زمان زيادي رو -

.با خانم گرنجر مي گذروني…

…با خودم گفتم شايد

،اوه، نه، نه. يعني اون فوق العاده است .و ما دوستيم، ولي، نه

.منو ببخش .فقط کنجکاو بودم

.ولي گپ و گفت ديگه بسه

حتما اين سوال برات پيش اومده .که چرا گفتم امشب بياي

.جواب سوالت اينجاست

.اينايي که مي بيني خاطره هستن

،در اينجا …همه مربوط به يک شخص هستن، ولدمورت

.يا به اسمي که اون موقع مي شناختنش، تام ريدل…

اين شيشه حاوي ….مقداري خاصي خاطره است

.از روزي که براي اولين بار ديدمش…

،اگه ميشه .مي خوام که اين رو ببيني

بايد اقرار کنم وقتي نامه تون به دستم رسيد .کمي گيج شدم، آقاي دامبلدور

،تو اين سال هايي که تام اينجا بوده .حتي يک بار هم از بستگان ملاقات کننده اي نداشته

بين اون و بچه هاي ديگه .اتفاق هايي افتاده. اتفاق هاي ناجور

.تام، يه مهمون داري

حالت چطوره، تام؟

.دست نزن

تو يه دکتري، نه؟ .نه -

.من يه پروفسورم

.حرفتو باور نمي کنم

.اون مي خواد که منو معاينه کنن

.اونا فکر مي کنن من با بقيه فرق دارم

.خب، شايد حق با اونا باشه

.من ديوونه نيستم

.هاگوارتز جاي ديوونه ها نيست

.هاگوارتز يه مدرسه است

.مدرسه سحر و جادو

تو يه کارهايي مي توني بکني، مگه نه، تام؟

.کارهايي که بقيه بچه ها نمي تونن

من مي تونم بدون دست زدن به چيزها .اونا رو تکون بدم

مي تونم بدون تربيت حيوانات .اونا رو وادار به انجام کاري بکنم که مي خوام

مي تونم کاري کنم که اتفاق هاي بدي .براي کساني بيافته که اذيتم مي کنن

…مي تونم کاري کنم که درد بکشن

.اگه بخوام…

تو کي هستي؟

.خب، منم مثل تو هستم، تام

.با بقيه فرق دارم

.ثابت کن

فکر کنم يه چيزي توي کمدت هست .که مي خواد بياد بيرون، تام

در هاگوارتز هيچ کس .تحمل دزدي رو نداره، تام

،توي هاگوارتز، نه تنها طرز استفاده از جادو .بلکه نحوه مهار کردنش هم تدريس ميشه

متوجه منظورم هستي؟

.من با مارها هم مي تونم حرف بزنم

.ميان سراغم

.آهسته حرف مي زنن

اين براي امثال من عاديه؟

اون زمان شما مي دونستين، قربان؟

مي دونستم که خطرناک ترين .جادوگر تبهکار در تمام دوران رو ديدم؟ نه

…اگه مي دونستم شايد

…تام ريدل، وقتي تو اين مدرسه بود

به مرور زمان… .به معلم خاصي نزديک شد

مي توني حدس بزني اون معلم کي بود؟

شما پروفسور اسلاگهورن رو صرفا براي تدريس معجون سازي نياوردين، قربان، مگه نه؟

.نه، نياوردم

مي دوني، پروفسور اسلاگهورن چيزي .در اختيار داره که خيلي بهش نياز دارم

.به سادگي اونو نميده

گفتيد پروفسور اسلاگهورن .سعي مي کنه منو وارد انجمنش بکنه

.درسته

مي خوايد بهش اجازه بدم؟

.بله

متن انگلیسی بخش

How did you do that?

You crush it. Dont cut it.

No. The instructions specifically say to cut.

No, really.

Merlins beard! It is perfect.

So perfect I daresay one drop would kill us all.

So here we are, then, as promised.

One vial of Felix Felicis.

Congratulations.

Use it well.

[ KNOCKING ]

DUMBLEDORE Harry, you got my message. Come in.

How are you?

Im fine, sir.

Enjoying your classes?

I know Professor Slughorn is most impressed with you.

I think he overestimates my abilities, sir.

Do you?

Definitely.

[ DUMBLEDORE CHUCKLES ]

What about your activities outside the classroom?

Sir? Well, I notice you spend…

…a great deal of time with Miss Granger.

I cant help wondering…

Oh, no, no. I mean, shes brilliant, and were friends, but, no.

Forgive me. I was merely being curious.

But enough chitchat.

You must be wondering why I summoned you here tonight.

The answer lies here.

What you are looking at are memories.

In this case, pertaining to one individual, Voldemort…

…or, as he was known then, Tom Riddle.

This vial contains the most particular memory…

…of the day I first met him.

Id like you to see it, if you would.

WOMAN I admit some confusion upon receiving your letter, Mr. Dumbledore.

In all the years Toms been here, hes never once had a family visitor.

There have been incidents with the other children. Nasty things.

Tom, you have a visitor.

How do you do, Tom?

Dont.

Youre the doctor, arent you? No.

I am a professor.

I dont believe you.

She wants me looked at.

They think Im different.

Well, perhaps theyre right.

Im not mad.

Hogwarts is not a place for mad people.

Hogwarts is a school.

A school of magic.

You can do things, cant you, Tom?

Things other children cant.

I can make things move without touching them.

I can make animals do what I want without training them.

I can make bad things happen to people who are mean to me.

I can make them hurt…

…if I want.

Who are you?

Well, Im like you, Tom.

Im different.

Prove it.

I think theres something in your wardrobe trying to get out, Tom.

Thievery is not tolerated at Hogwarts, Tom.

At Hogwarts, youll be taught not only how to use magic, but how to control it.

You understand me?

I can speak to snakes too.

They find me.

Whisper things.

Is that normal for someone like me?

Did you know, sir? Then?

Did I know Id just met the most dangerous dark wizard of all time? No.

If I had, I…

Over time, while here at Hogwarts…

…Tom Riddle grew close to one particular teacher.

Can you guess who that teacher might be?

You didnt bring Professor Slughorn back simply to teach Potions, did you?

No, I did not.

You see, Professor Slughorn possesses something I desire very dearly.

And he will not give it up easily.

You said Professor Slughorn would try to collect me.

I did.

Do you want me to let him?

Yes.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.