بخش 02

: هتل ترنسیلوانیا / فصل 2

هتل ترنسیلوانیا

8 فصل

بخش 02

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

اونا دارن چاق تر ميشن تا بر ما غلبه کنن

و لباسهاي کمتري ميپوشن

که ميتونن راحت تر حرکت کنن که ما رو خفه کنن

يا کله هامون رو باز کنن و توش آبنبات بذارن

ولي هيچوقت ما رو

اينجا پيدا نميکنن

بدذات هاي شرور هيچوقت برنده نخواهيد شد

خيلي خب، برنامه‌ي تفريحي تا 30 دقيقه‌ي ديگه شروع ميشه

الان، بايد دختر کوچولوم رو ببينم

اون ديگه اونقدرام کوچيک نيست

آره، هست

اين بيرون چه خبره؟

توي هتل هستيم؟

فرانک”، واسمون ماساژ رزرو کردي؟”

توي رستوران گوژپشت واسمون ميز گرفتي؟

اصلا کاري کردي؟

قابلت رو نداشت -

چه خبر شده؟ -

بابا، خودت گفتي

که اگه 118 سالم شد … بتونم مثل بقيه‌ي بزرگسالها

که به هتل رفت و آمد ميکنن به دنياي بيرون برم

ولي “ميوي ويوي” اون بيرون امن نيست بلاه، بلاه

بابا، 30 سال پيش تو قول دادي

… يادمه که داشتيم موش ميخورديم

و تو مشخصا گفتی که بهم قول میدی

مزاحم نشين

مزاحم نشين مزاحم نشين

مزاحم نشين

مزاحم نشين مزاحم نشين

مزاحم نشين.حضرتعالي صبح بخير

خدمتکار، اين اتاق رو تميز کن

اوه، تويي خوشحالم که تونستي برسي

بيدار شده؟ - اوه، بيداره -

اون آماده‌ي رفتنه منظورم از رفتن، رفتنه

و ميره که دنيا رو ببينه چيکار ميخواي بکني؟ ميخواي چي بگي؟

،همه چي رو برنامه ريزي کردم لطفا آروم باش، فقط کارت رو انجام بده

“صبح بخير، “ميوي ويوي

تولدت مبارک موش کوچولو

ممنون بابا

ميدونم که تولدمه

کلي برنامه هاي تفريحي ريختم

ولي اول، با هم ميريم چند تا عنکبوت ميگيريم

فقط دو تاييمون باشه؟

بابا بذار حرف بزنم

يه چيزي هست که بايد در موردش حرف بزنيم

ميخواي بري دنياي رو ببيني ميتوني بري

آها، ميدونستم که اينو ميگي

… ولي بابا بهم قول دادي

… ميدوني که من ميدونم قول دراکولا قوله

… اعتماد هسته‌ي

صبر کن، چي؟

گفتم، ميتوني بري

داري منو بازي ميدي؟ -

اوه، نه، نه، نه - تو الان اونقدر بزرگ شدي که يه نعش کش رو بروني

و اونقدر بزرگ شدي که خودت تصميم بگيري

ميتوني بري

يا خدا يا خدا

صبر کن

دندون خوشگله، يه لحظه صبر کن

داري کجا ميري؟ -

“ميرم به “فردوس -

و اين چيزايي هستن که فکر کردم که ممکنه لازمم بشه

فردوس”؟” - آره، ميدوني که -

جايي که شما و مامان همديگه رو ديدين

عمه “واندا” گفت

که شما دو تا “زينگ” هم هستين

نميدونم “زينگ” هم بوديم يا نه

از کجا اون برگه رو پيدا کردي؟

توي يکي از کشوهات بود

چرا هيچوقت بهم نگفتي که چطور با هم آشنا شدين؟

درواقع توي “هاوايي” بود

ها.. چي چي؟

ببين، عزيزم، ميدونم که هيجانزده اي

ولي همه مسافت زيادي اومدن اينجا که تو رو توي روز تولدت ببينن

ميدونم اونا هميشه ميان

ولی من يکم واسه اينجور مهموني ها پير نشدم؟

دوستشون دارم ولي واقعا ميخوام که چيزهاي جديدي رو ببينم

شاید يکي رو که همسن خودم باشه ببینم

بيخيال نه، نه، اينکار رو نکن

مثل خفاش قيافه ات رو ناز نکن

خيلي خب، يکم بعد از قبرستون يه دهکده‌ي انسانها هست

ميتوني بري اونجا و تا نيم ساعت ديگه برگردي

بايد واسه اولين بارت کافي باشه

خب، “هاويوي” نيست، ولي فکر کنم

بازهم در اصل بيرون از خونه حساب بشه

باشه، باشه، باشه

ممنون که بهم اعتماد ميکني -

البته، دختر کوچولوي خودم -

بهت قول دادم

سلام -

عزيزم، چيکار ميکني؟ - سلام بچه ها

واسه فردا هيجانزده اي -

نه به اندازه‌ي الان -

… باورت نميشه ولي بابا ميذاره که خودم تنها برم

و دهکده‌ي انسانها رو ببينم … -

چي؟ -

“ببخشيد، “دراک

زده به سرت؟

… بذاري دخترت

پيش اون انسانهاي وحشتناک که هميشه درموردشون ميگفتي، بره؟

واسه همين اينجا رو ساختي

اونا ازمون متنفرن اونا بدکارن

و خيلي سر صدا ميکنن

“عمه “يونيس شايد اونا عوض شدن

من فقط ميخوام بسمت خيابون پرواز کنم ببينم چطوريه

خيلي خب، عزيزم مواظب خودت باش

لباسهاي گرم و شمشير بيار

و مراقب نيزه هاي سه شاخ باش

نذار کسي مغزت رو در بياره

شايد بهتره توي سايه ها حرکت کني

از زير يه خونه نگاه کني بيشتر حال ميده

بچه ها، بچه ها، اون ميتونه از پسش بر بياد

محض رضاي خدا اون دراکولاست

جدي ميگم، مواظب آتيش باش

آتيش بده

خدافظ همگي

دراک” باورم نميشه که واسه رفتن اون” اينقدر آرومي

باورم نميشه بهت افتخار ميکنم

“دراک” “دراک”

دراک” کجا رفتش”

این محشره

اون قبرستونه همونطور که بابا گفت

آهاي

کسي اينجا هست؟

خون آشام انگشتات رو ميخورم

اوه، سلام انسانها

همه چي مرتبه؟ اسم من “ميويس دراکولا”ست … و من

خون آشام

لباساش رو آتیش بزنید - لباسام رو آتیش بزنید؟ -

جدی؟ - خون آشام -

ما آبنبات هات رو ميگيريم آبنبات

من خون آشام مهربوني ام مهربونم

آروم بگيرين - آبنبات -

فقط ميخواستم سلامي بکنم

خواهش ميکنم، من هيچوقت به کسي صدمه نزدم

من توي خونه درس خوندم

اين سيره؟

يا خدا، شما آتيش گرفتين

ميتونم کاري بکنم؟ ميتونم کمکتون کنم؟

بابا راست ميگفت

جواب داد

حالا، بچه‌ي عزيزم جاش امنه تا ابد

خيلي خب، همگي برگردين سر کارتون

هي، تو مانکن رو لازم نداري

مانکن رو بذار اينجا يالا

کجا بودي؟

چرا يواشکي اينور اونور ميري؟

هيس، ساکت

عزيزم، برگشتي؟ به اين زودي؟

بابا بيا تو

چطور بود؟ دنياي بزرگ چطوري بود؟

اون بيرون چطور بود؟

بابا، بدک نبود -

چيه؟ مشکل چيه؟ -

بابا، تو راست ميگفتي

انسانها افتضاحن

اونا همونجورين که گفتي

ميخواستن انگشت پاهام رو گاز بگيرن انگشت پاهات؟ -

و سير داشتن - روي نون -

!!چي؟ - منو ببين،

از بس که ترسيدم موهاي تنم سيخ شده

عزيزم متاسفم

خيلي بدم اومد که مجبور شدي اينو ببيني

خيلي متاسفم که به حرفت شک کردم

هيچوقت ديگه اینجا رو ترک نميکنم

خيلي خب خيلي خب

ببين، بابا واست بهترين جشن تولد عمرت رو واست ميگيره

ببين چي واست آوردم

کيک کرم ـت

ديگه ناراحت نباش

… يادت باشه امسال ساليه که ما کادوي مامانت رو باز ميکنيم

چي بهم داده؟ -

خواهيم ديد -

اون گفت که هيچوقت بازش نکنيم تا 118 سالت بشه

ما اينهمه صبر کرديم

عزيزم، تو کيک کرمت رو بخور

هر وقت آماده بودي بيا پايين آخيش

تو چيکار کردي؟ -

کاري که بايد ميکردم -

آها - اون يه روزي ازم تشکر ميکنه -

آره، اون يارويي که کله ام رو کوچيک کرد هم همينو گفت

متن انگلیسی فصل

They are getting fatter so as to overpower us.

And they are wearing less clothing,

allowing more movement to strangle us

or cut open our heads and put candy in them.

But they will never

find us here.

Evil villain, you will never win!

Okie doke. The fun starts in 30 minutes.

Right now, l have to see my little girl.

She’s not so little anymore!

Yes, she is!

What’s going on out there?

Are we at the hotel?

Frank, did you book us for a tandem massage?

Did you get us a table at Hunchback’s?

Did you do anything?

You’re welcome.

What’s going on?

Dad, you said that

when l turned 1 1 8, l could go out into the world

like every other adult that gets to come and go from this hotel.

“But, Mavey Wavey, it’s not safe. Bleh, bleh-bleh.”

Dad, 30 years ago, you promised.

l remember, we were both eating mice,

and you specifically said that you gave me your word.

Do not disturb.

Do not disturb. Do not disturb.

Do not disturb.

Do not disturb. Do not disturb.

Do not disturb. Good morning, Your Eminence.

Maid, clean up this room!

lt’s you. Glad you could make it.

ls she up yet? She’s up.

She’s ready to go. And by “go,” l mean go. As in, go check the world out.

What you gonna do? What you gonna say?

l got it covered. Please, relax. Just do yourjob.

Good morning, Mavey Wavey!

Happy birthday, my little mouse!

Thank you, Dad.

l know it’s my birthday.

l have so much fun planned.

But first, we go catch some scorpions together,

just the two of us, yes, dead-ums?

Dad, please, let me speak.

There’s something we have to talk about.

You want to go out into the world. You can.

l knew you were gonna say that.

But, Dad, you gave me your word,

and you know that l know that a Dracula’s word is sacred.

That our trust is the core of our…

Wait, what?

l said you can go.

You’re just playing with me.

No, no, no, no. You’re old enough to drive a hearse now,

you’re old enough to make your own choices.

You can go.

Holy rabies! Holy rabies!

Whoa. Stop.

Wait a second, sweetfangs.

Where are you going?

Oh, well, l’m going to paradise,

and this is just some stuff that l thought l would need.

-Paradise? -Yeah, you know.

lt’s that place out there where you and Mom met.

Auntie Wanda says you two

were just like, Zing!

l don’t know from “Zing.”

Where did you find that card?

ln one of your drawers.

Why won’t you ever tell me about how you met?

lt’s actually Hawaii.

Ha-what-what?

Look, honey, l know you’re excited,

but everyone has gone to great lengths to come see you on your birthday.

l know. They always do.

But aren’t l getting a little old for these parties?

l love them, but l really want to see new things.

Maybe meet somebody my age.

Come on. No, no, don’t do that.

Don’t give me the pouty batface.

Okay, there is a human village just a little ways past the cemetery.

You could go there and be back in, like, 30 minutes or so.

lt should be plenty for your first time.

Well, it’s not Ha-wee-wee, but l guess

it’s still technically out there.

Okay, okay, okay!

Thanks for trusting me.

Of course, my little one.

l gave you my word.

Hey, honey!

-Look at this! -Hey, guys.

You excited about tomorrow?

Not as excited as l am right now.

You’re not gonna believe this, but Dad is letting me

go out on my own to see a human village!

-What? -No!

Excuse me. Drac!

Have you lost it?

Letting your own daughter out there

with those horrible humans you always tell us about?

That’s why you built this place.

They hate us. They’re vicious.

And they’re very loud!

Auntie Eunice, maybe they’ve changed.

l’m just gonna fly down the street and see how it goes.

Okay, honey, be safe.

Bring warm clothes and a sword.

And look out for pitchforks.

Don’t you let anyone scoop your brains out, either.

Maybe stay in the shadows.

lt’s more fun to just observe from under a house.

Guys, guys. She can handle it.

She’s a Dracula, for Pete’s sake.

But seriously, watch out for fire.

Fire bad.

Bye, everyone.

Drac, l can’t believe how calm you are about her leaving.

l’m proud of you.

Drac? Drac?

Where did Drac go?

This is awesome!

There’s the cemetery, just like Dad said.

Hello?

Anybody out there?

Vampire. Bite toes!

Hi, humans.

Everything okay? My name is Mavis Dracula, and l…

Vampire.

Burn clothes. Burn my clothes?

Really? Vampire!

We take your candy. Candy!

l’m friendly. l really am.

Calm down, now. Candy.

l just wanted to say hi.

Please. l’ve never hurt anyone.

l’m homeschooled.

ls that garlic?

Holy rabies, you’re on fire.

Can l do anything? Can l help you?

Dad was right.

lt worked.

Now my baby will be safe forever.

All right, everybody, get back to work now.

Hey. You don’t need a mannequin.

Leave the mannequin here. Come on.

Where you been?

Why you sneaking around?

Quiet.

Sweetheart, have you returned so soon?

Come in, Dad.

How’d it go? How was the big world?

How was it out there?

lt was okay, Dad.

What? What’s the matter?

Dad, you were right.

Humans are awful.

They were everything you said.

They wanted to bite my toes. Your toes?

And they had garlic on bread.

What? Look at me.

l’m getting goose bumps, l’m so scared.

l’m so sorry, sweetheart.

l hate that you had to see that.

l’m so sorry l doubted you.

l’ll never leave here again.

Okay. Okay.

Look, Daddy’s going to make you the bestest birthday ever.

Look what l brought you.

Your wormcakes.

Don’t be sad anymore.

Remember, this is the year we open Mommy’s present for you.

What did she get me?

We’ll see.

She said never to open until you’re 1 1 8.

We’ve waited this long.

You eat your wormcakes.

You come down whenever you’re ready, honey.

What did you do?

What l had to.

She’ll thank me one day.

Yeah, that’s what the guy who shrunk my head said.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.