بخش 07

: هتل ترنسیلوانیا / فصل 7

هتل ترنسیلوانیا

8 فصل

بخش 07

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

تو چيکار کردي؟ -

کاري که مجبور بودم رو انجام دادم -

که چيکار بود؟

تو دقيقا مجبور بودی چيکار کني؟ بهم بگو

… من من اون شهر رو ساختم کارمندا اونو سرهم کردن

زامبي ها مثل افراد شهر لباس پوشيدن

… خواهش ميکنم، من

اگه تو واقعا بري توي دنياي بيرون و بلايي سرت بياد

من، من نميتونم خودم رو ببخشم

پس ميتوني اينجوري زندگي کني؟ بهم دروغ بگي؟ بهم کلک بزني؟

منو تا ابد اينجا نگه داري وقتي که ميدونستي که روياي من رفتن از اينجاست

!ميگي روغن؟

انگليسي حرف بزن

صدات واقعا آزار دهنده ست

صبر کن، من زبون فلج شده ها رو بلدم

ميگه که دراکولا يه انسان به هتل آورده

چي؟ يه انسان؟ - اسپوکي” نزديکم بمون” -

ميگه انسان اونجاست

اون لهجه‌ي فرانسوي داره

جاني” يه انسان نيست” اون پسر عموي دست راستمه

اون دروغ ميگه - آره -

و چرا دست تو دماغش کرده؟

ميگه داستانش طولانيه

هي، صبر کن، نه از روم برو کنار

ميگه اين شما و اينم انسان

باورم نميشه

راسته؟ تو يه انساني؟

آره

متاسفم

واسم مهم نيست هنوزم ميخوام باهات باشم

خب، چه بد چون من نميخوام با تو باشم

چون، تو يه هيولايي و من از هيولاها متنفرم

خدافظ

لطفا بهم صدمه نزن

اينا همه اش تقصير توئه

داریم میریم از اینجا من هرگز به اینجا برنمیگردم

فکر کردم بوی انسان میدم عاری از انسان

اوه، داره مياد کنت ريده مال

خوشحالم که چشمام بسته است چون حتي نميخوام ريخت نحسش رو ببينم

ميويس” عزيزم” اون تويي؟

“ميويس” “ميويس”

ميويس” کجايي؟”

“ميويس”

بابا ميتوني يه لطفي بهم بکني؟

بله، بله، البته عزيزم هر چي بخواي

ميشه حافظه ام رو پاک کني؟

اون، نه، نه، نه من اينکار رو نميکنم خيلي چيزا هست که ميخوام تو ذهنت بمونه

بابا تو راست ميگفتي انسانها از ما متنفرن

… عزيزم کلي هيولاي واجد شرايط هست

… تو خيلي جووني که

چيه؟ داري چي ميخوني؟

دو تا خفاش تنها، توي شب با هم بودن

اونا حس “زينگ” بهشون دست داد عشق در نگاه اول

همون موقع ميدونستن که زن و شوهر خواهند بود

زينگ” فقط يه بار توي زندگي پيش مياد”

زينگ” تو هم سراغت مياد، عشق من”

قدرش رو بدون

با عشق ماماني

من حس کردم که ما “زينگ” داريم تو و “جاني”؟ -

فکر کنم که فقط من اين حس رو داشتم -

ولي، بابا، تو بايد خوشحال باشي ديگه دليلي نداره که برم

ديگه رويايي ندارم الان مثل تو ام

“مارتا” من چيکار کردم؟

صورتحساب من کجاست؟ - اینور، من نفر بعدی ام -

اين صورت حساب “ميني بار” چيه؟

عزيزم، بچه ها “ميني بار” رو از پنجره انداختن بيرون؟

و اين تقصير ماست؟ - آره -

ببخشيد، معذرت میخوام

ببخشيد، من دو نفر رو دارم که ميخوام پست پيشتاز بشن

دوستان، خواهش ميکنم بس کنيد

ديگه دير شده، خفاش خائن -

لطفا، بهتون التماس ميکنم -

بهتون نياز دارم که کمکم کنين جاني” رو پيدا کنم”

اون انسانه؟ ممکن بود ما رو بکشه

اون به گيتارم دست زد

اون دستش رو توي دهنم کرد که ببينه غيب ميشه يا نه

اون گذاشت که اسکوترـش رو بخورم

ميدونم که دروغ گفتم

من اشتباه ميکردم

ولي بايد اينو باور کنيد

جاني” آدم بدي نبود”

حقيقت اينه که من ديگه نميدونم که انسانها بد باشن

فرانک” يالا رفيق” تو درک ميکني

اون با تو حرف نميزنه

اول بهمون ميگي انسانها بدن الان ميگي خوبن، ديگه چي؟

بالا پايينه، سرد گرمه گرملینز”ها بو گند نميدن”

هي

من واقعا از “جاني” خوشم ميومد ميخواد پسر عموم باشه يا نباشه اون داستانهاي باحال ميگفت

فکر کنم که اونا “زينگ” بودن -

اونا “زينگ” بودن -

ولي من سد راهشون شدم

آدم فقط يه بار توي زندگيش “زينگ” ميشه

آهاي، الانه که اتصالي بدي - واسم مهم نيست -

داريم چيکار ميکنيم؟ بياين “جاني” رو پيدا کنيم، بياين

آره، … بريم

آره

ما بايد ماه عسل رو پيش پدر مادرم ميرفتيم

خيلي خب، خيلي خب کجا برم؟

دنياي انسانها قبل از اينکه “جاني” براي هميشه بره

ولي خورشيد چي ميشه؟

نميدونم فقط بايد خودم رو جور کنم

اون فقط خودش رو جور ميکنه قابليت جور شدن داره

پس ما رد پاش رو دنبال ميکنيم

وقتي که رد پا تموم شد، اون موقع نوبت توئه -

من؟ - اونجا

آره. ميدونستم از اون کوله پشتي يه چيزي ميافته

بو گند ميده

کار جادوييت رو انجام بده

صبر کن ببينم، تو ميخواي که من بوي اونو دنبال کنم؟

نه، نه، ديگه دوران دنبال بو کردن من گذشته

ميدوني من چند تا پوشک عوض کردم

بوي چند تا گوه اين دماغ رو نابود کرده؟

… ولي

بشينيد

بو بکشين

گفتم، بو بکشيد

منو بو نکن، پيرهن رو بو کن پيرهن رو بو کن

بچه ای نداری که هنوزم بهت احترام بذاره؟

يه لحظه صبر کن اوه، آره

وینی” بیا جلو”

اون سوار يه ماشين شده يه فيات مدل 1986

يکم بايد نيروي محرکه اش درست بشه ولي بغير از اون مشکلي نداره

اون از توي شهر به سمت فرودگاه رفت

پرواز 497 حرکت ساعت 8 صبح

اين 15 دقيقه‌ي ديگه ست

A صندلي 23

اون غذاي گياهي سفارش داده - خيلي خب، ممنون بانمک خانوم -

حالا همه تون برگردين پيش مادرتون

گوسفند

متن انگلیسی فصل

What did you do?

l did what l had to do.

What was it?

What exactly did you have to do? Tell me!

l… l built the town. The staff put it all together.

The zombies dressed up as the townspeople.

Please.

lf you really went out there and something happened to you,

l just couldn’t live with myself.

But you can live with this? Lying to me? Tricking me?

Keeping me here forever when you knew my dream was to go.

Oil?

English, please.

Your voice is really annoying.

Wait, l speak frozen.

He says, “Dracula has brought a human into the hotel.”

A human? Stay close, pookie!

He says, “There is ze human.”

He has a French accent.

Johnny’s not a human. He’s my right arm’s cousin.

-He’s lying. -Yeah.

And why is he picking his nose?

He says, “lt’s a long story.”

Hey, wait, no! Get off me!

He says, “Behold ze human.”

l don’t believe it.

ls it true? Are you a human?

Yes.

l’m so sorry.

l don’t care. l still want to be with you.

Well, tough. ‘Cause l don’t want to be with you.

Because you’re a monster. And l hate monsters.

Goodbye.

Please don’t hurt me!

This is all your fault!

We’re getting out of here. l’m never coming back here.

l thought l smelled a human. “Human-free”? What a rip.

Here he comes. Count Crock-ula.

l’m just glad my eyes are stitched shut, ‘cause l don’t even want to…

Mavis, honey, are you in there?

Mavis? Mavis?

Mavis, where are you?

Mavis?

Dad, can you do me a favor?

Yes, yes, of course, darling. Anything.

Will you erase my mind?

No, no, no, no. No, l won’t do that. There’s too much l want you to remember.

You were right, Dad. The humans hate us.

Sweetheart, there are so many eligible monsters out there.

You’re so young to…

What is it? What are you reading?

“Two lonely bats crashed in the night.

“They felt a Zing. Love at first sight.

“They knew right then they would be husband and wife.

“For a Zing only happens once in your life.

“Your Zing will come, my love.

“Cherish it.

“Love, Mommy.”

l thought we Zinged, Dad. You and Johnny?

l guess it was only me.

But you should be happy, Dad. There’s no reason for me to leave.

l have no more dreams. l’m just like you now.

Martha, what have l done?

Where is my bill? Over here. l’m next.

What is this minibar charge?

Honey, the kids threw the minibar out the window.

And that’s our fault? Well…

Excuse me! Pardon, yeah.

Excuse me, l got a couple of people to express mail.

Friends, please, stop.

lt’s too late, rat-bat!

Please, l’m begging you.

l need you to help me find Johnny.

The human? He could’ve killed us!

He touched my guitar!

He put his hand in my mouth to see if it would disappear.

He let me eat his scooter!

l know l lied.

l was wrong.

But you have to believe this:

Johnny wasn’t a bad guy.

The truth is, l don’t even know if humans are bad anymore.

Frank, come on, buddy. You understand.

He’s not talking to you.

First you tell us humans are bad, now they’re good.

What else? Up is down, cold is hot, gremlins don’t smell.

Hey!

l really liked Johnny, cousin or no. He told fun stories.

l think they Zinged.

They Zinged?

But l got in the way.

You only Zing once in your life.

Oy, now you’re short-circuiting. l don’t care!

Well, what are we doing? Let’s get Johnny. Come on!

Yeah, let’s do it! Come on!

Yeah!

We should have honeymooned at your parents!

Okay, okay, where am l going?

The human world, before Johnny’s gone forever.

But what about the sun?

l don’t know. l’ll just have to roll.

He just rolls. Rollability.

So we follow his boot-prints.

When they run out, that’s where you come in, Wayne.

Me? There!

Yes, l knew something would fall out of that backpack.

That stinks!

Work your magic.

Wait, you want me to track the smell?

No. My sniffing tracking days are way behind me.

Do you know how many diapers l’ve changed?

How many number twos have destroyed this thing?

But…

Hey! Take it easy! Watch it!

Sit.

Smell. l said smell.

Not me, the shirt! The shirt!

Do any of your kids still respect you?

Give me a second. Yeah. Winnie! Front and center!

He got into a car. A ‘86 Fiat.

lt needs a little transmission work, but otherwise okay.

lt drove through town to the airport. Flight 497.

8:00 a.m. departure.

That’s in 1 5 minutes.

Seat 23A.

He ordered the vegetarian meal.

Okay, thank you, cutie.

Now, all of you, go back to your mother!

Sheep!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.