بخش 04

: هتل ترنسیلوانیا / فصل 4

هتل ترنسیلوانیا

8 فصل

بخش 04

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

پسر، اون بچه بو گند ميده.

داريم کجا ميريم؟

فقط از اين تونل مخفي رد ميشيم تا از شر تو خلاص شیم که اون ما رو نبينه.

خب، ميتونم يه سئوال ازت بپرسم؟

جريان سير درسته؟

آره، نميتونم بخورمش. گلوم باد ميکنه.

چوب که توي قلب فرو کنن چطور؟

آره، ولي هر کي رو چوب توي قلبش فرو بره، ميميره؟

رسيديم.

متاسفم. من يکم راه رو گم کردم.

آره، ميدونم که اين ماه عسل شماست. معذرت ميخوام.

کاري که ميکردين رو ادامه بدين.

من خيلي زياد اين پايين نميام.

بايد يه خروجي واسه وقتي اگه انسانها حمله کردن داشته باشه.

پس، من اولين انسان اينجام، ها؟ خيلي باحاله.

آه، پسر.

فکر کنم اين يکيه.

چه اتفاقي افتاده؟ واقعا شرمنده.

اشتباه من بود. شما چه مرگتونه؟

اوه، پسر. اينجا خيلي معرکه است.

خيلي خب، اگه ميشه ساکت شي که تمرکز کنم.

خيلي خب، تا سه نشه بازی…

“دراک”.

بله، فرانکي؟

هي، رفيق داشتي چيکار ميکردي؟

تکون نخور.

اون مهم نيست. تو داشتي چيکار ميکردي؟

ميخواستيم که برنامه‌ي مهم مون رو واسه مهمونيه “ميويس” تمرين کنيم و بعد اين احمقها نميخواستن که کار دسته ي موسيقي رو شروع کنن.

خيلي خب. موتزارت، باخ، بتهون زامبي رو فورا بذار زمين.

زامبي بتهون، تونستي که همه اش رو تمرين کني؟

دراک” گوش کن”، ميخواستيم که يه آهنگي بزنيم مثل قديما.

حتي فکر کرديم که تو باهامون بخوني.

“بيخيال، بچه ها. ميدونين که از زمان “مارتا جلوي مردم نخوندم.

آره، ولي ما فکر کرديم که چقدر ميويس” دوست داره خوندنت رو بشنوه”.

گفتم نه! ديگه ازم نخواه!

خيلي خب. الان بياين زامبي ها رو آماده کنين. همه گريم کنين.

عجب. اون واقعا ترسوندت. من نترسيدم.

من داشتم مودبانه برخورد ميکردم، خب؟

هي. اينجا چيکار ميکني؟ فکر کردم داري برنامه ريزي ميکني

نفهميدم اسمت چي بود؟

اسمم “ميويس”ـه.

ميويس”؟” اسم قشنگيه.

آره، مامانم انتخابش کرد.

خب، ميخواي اسمت رو بهم بگي؟

من؟ اوه، اسم من؟ سئوال خوبيه.

خب، معلومه که من فرانکشتاين ام.

نه، نيستي. فرانکشتاين عمومه که اونجاست.

اون آقا که موتزارت زامبي رو بغل کرده.

درسته. معلومه که عموته.

خب، ببين من فرانکشتاين معروف نيستم.

من پسر عموشم، جانيشتاين.

جانيشتاين؟ ميويس” سلام”.

اون کيه؟

اون هيولاها ميخوان منو بکشن؟

نه تا وقتي که فکر کنن که هيولايي.

ها؟ اين يه جورايي نژاد پرستانه است.

بعدا حرف ميزنيم.

اوه، صبر کن ببينم، اون داره مسخره ام ميکنه؟ نه، نه.

معلومه که نه،چون اون…

اون پسر عموته، جانيشتاين.

آره، آره، آره.

من پسر عمو ندارم.

نه، نه، داري. اون پسر عموي ناتني درجه سه توئه.

از سمت دست راستت.

تو پسر عمو داري؟

فرانک”، اگه دستت ميتونست حرف بزنه” بهت ميگفت که صاحب اصلي دست راستت يه برادر داشت.

که با يه زن ازدواج کرد.

که کشته شده … بخاطر خفه کردن يه خوک کشتنش.

دستم يه خوک رو خفه کرده و کشته؟

يه جورايي باحاله.

خب، پسر عمو، از ديدنت خيلي خوشحالم.

خب، واسه چي اومدي اينجا؟

اين چي بود؟ اوه، شرمنده.

من بايد حتما قبل از اينکه حرف بزنم سرفه کنم.

بهرحال، واسه چي اومدي اينجا؟

برنامه ريزي مهموني.

آره، من آقاي “اشتاين” رو اينجا استخدام کردم تا توي جشن تولد “ميويس” بهم کمک کنه.

صبر کن ببينم، تو از کسي خواستي که بهت کمک کنه؟

کاپيتان که روي هر کاري وسواس داره؟

کنت هستم … و آره، “فکر کردم که يکي هم سن “ميويس باشه بتونه مفيد باشه.

آره، شما يکي که نظرات جديد داره، بدردتون ميخوره.

“خيلي خب، “جاني” آقاي “تابوت کوچيک برنامه ريخته که اين بي کلاسها واسه مهموني آهنگ بزنن.

خب، فکر کرديم که يکم پرحرارت تر برگزارش کنيم.

وای!شما همه آهنگ ميزنين؟ آهنگ بزنين ببينم چطورياست!

وای وای وای. صبر کنين بچه ها.

وايسين.

با نمک بود، ولي يه جورايي سنتي بود.

آره، “جاني” ممنون که گفتي.

شما بايد کاملا سرعت رو ببرين بالا.

بيا، بذار نشونتون بدم.

آقاي گرگينه، يه آهنگ واسم بزن!

دو، سه، چهار!

معرکه بود .

من کاملا از خود بي خود شدم.

فکر ميکنم که پسر عموم اين مهموني رو بهترين مهموني تاريخ ميکنه!

بله! شايد بتوني يه راهي پيدا کني که منو.

ما باید یک مسابقه رقص برگزار کنیم!

اون هيچکدوم از اونا رو نميکنه.

ما بايد بر طبق برنامه عمل کنيم، خيلي خب؟

خيلي خب، بابا، خيلي خب.

جاني” تو هم مياي؟”. نميدونم.

اگه دراکولا ناراحت نش؟ باید مطمئن بشیم که ناراحت نمیشه( با ما بیا جانی).

ان 27.

جي 61.

بينگو! بينگو!

چطور جرات کردي؟

ميدوني کدوم دکتر منو درست کرده؟

من اينکارو نکردم.

سيرک؟

پشه؟

دستها؟ فیلم .

بالا آوردن. بالا آوردن؟

استفراغ. نه. اون نشونه اش نبود.

هيچي؟

خالي بودن؟ عينک؟

عينک؟ عينک که ميلرزه؟

اوه، عينک که به چپ و راست تکون ميخوره !

دیدن از توی عینک؟

من تو اینکار افتضاحم.

من اينکار رو نکردم.

و بکشش عقب. و بالا. و فشار بده به جلو.

و بچرخ. و ببر عقب.

و بالا. و بچرخ،

و به جلو فشار بده.

نه. اونو تکرار نکنين.

و بکشش عقب. و بالا. و بچرخ.

يه املت دماغ حيوون با سوسک له شده و ژله‌ي موش بده.

اوه، با سفیده تخم مرغ.

سلام، آقاي دراکولا!

ميشه يه املت واستون درست کنم؟

نه، نه، نه، نه. من گرسنه نيستم.

“چي؟ “اسمارلدا، دوباره بوش خود به دماغت؟

انسان؟ من گرسنمه.-

اوه، “جاني” سفر قندهار رفتي (چقدر دير کردي)؟

بيخيال. هيچ هيولايي به قندهار نرفته.

پسر، کاشکي من ميتونستم برم اونجا.

ميدوني چيه؟ 50تا املت واسم درست کن.

تو مسئول غذايي! درست کن احمق بيشعور!

با مردم خشمگين چيکار کردي؟

آره، فقط توي تابستون خيلي شلوغ پلوغ ميشه.

ولي، ميدوني که، بايد باهاشون جور بشي.

اون فقط باهاشون جور ميشه. خيلي باحاله که باهاشون جور ميشه.

آره، آره، خوبه. ببين عزيزم يه شيريني پيچي واست آوردم، اون چيزي که دوست داري توشه، پنير جيغ جيغو.

يا خدا. ممنون بابا.

جاني”، پنير جيغ جيغو بخور” معرکه است.

اوه چه خوبه. ولي پنير جيغ جيغو به مذاقم سازگار نيست.

پس، نميخورم.

آره، البته که نميتوني بخوري.

جاني”، ميشه واسه برنامه ريزي مهموني” حرف بزنيم؟

داري چيکار ميکني؟ اگه بفهمن که تو انساني اون ميرن خونه هاشون!

آروم باش. کسي به چيزي شک نکرده.

تنها چيزي که بنظر عجيب مياد تويي که اينقدر داري پچ پچ ميکني.

متن انگلیسی فصل

Boy, that kid smelled.

Where are we going?

Just getting rid of youthrough a secret tunnel so she does not see us.

So, can l ask you a question?

ls that real, about the garlic thing?

Yes, l cannot have it. My throat swells.

Wooden stake to the heart?

Yeah, well, who wouldn’t that kill?

Here we go.

l’m sorry. l’m a little lost.

Yes, l know it’s your honeymoon. l apologize.

Go back to doing what you were doing.

l’m not down here much.

lt’s meant to be an exit if humans ever invade.

So, l’m, like, the first human here, huh? That’s really cool.

Oh, boy.

l think this is it.

What’s happening? l’m terribly sorry.

My mistake. What is wrong with you people?

Oh, man. This place is amazing.

Okay, l could really use some silence right now.

All right, third time’s a…

Drac.

Yes, Frankie?

Hey, buddy, what you been doing?

Don’t move.

Never mind that. What you been doing?

We wanted to practice our big number for Mavis’s party, and then these losers wouldn’t get off the bandstand.

Okay. Put down Zombie Mozart, Bach and Beethoven this instant.

Did you get to rehearse at all, Zombie Beethoven?

Listen, Drac, we wanted to play something, like old times.

We even thought maybe you’d sing with us.

Come on, fellas. You know that l haven’t sung in public since Martha.

Yeah, but we just thought how much, you know, Mavis would love it.

l said no!

Don’t ask me again!

Okay. Now, let’s hug the zombies. Let’s all make up.

Wow. He really scared you. l wasn’t scared.

l was being polite, okay?

Hey. What are you doing here? l thought you were planning.

l never caught your name.

My name’s Mavis.

Mavis? That’s a pretty neat name.

Yeah, my mom picked it.

So, are you going to tell me your name?

Me? My name? Good question.

Well, obviously, l’m Frankenstein.

No, you’re not. Frankenstein is my uncle over there.

The gentleman hugging Zombie Mozart.

Right. Of course, he’s your uncle.

Well, see, l’m not “the” Frankenstein.

l’m his cousin, Johnnystein.

Johnnystein? Hey, Mavis.

Who is that?

Are these monsters going to kill me?

Not as long as they think you’re a monster.

Huh? That’s kind of racist.

We’ll talk later.

ls he making fun of me? No, no.

Of course he’s not, because he’s…

He’s your cousin, Johnnystein.

Yes, yes, yes.

l don’t have no cousin.

No, no, you do. He’s your sixth cousin, three times removed.

On your right arm’s side.

You have a cousin?

Frank, if your arm could talk, he would tell you that the original owner of your arm had a brother.

Who married a woman.

Who was… For strangling a pig.

l have pig-strangling blood in my arm?

That’s kind of cool.

Well, cuz, great to meet you.

So, what brings you here, Johnny?

What was that? Oh, sorry.

l should really clear my throat before l speak.

Anyway, what brings you here?

Party planner.

Yes, l have recruited Mr. Stein here to help me with Mavis’s birthday party.

Wait a minute, you asked someone to help you?

Captain Control Freak?

lt’s Count… And yes, l thought having a Mavis contemporary would be useful.

Yeah, he totally needed a fresher perspective.

Okay, Johnny, Mr. Tight Coffin over here was planning to have these powdered lame-os play at the party.

So, anyways, we thought we could liven things up a bit.

Whoa! You all play? Let’s check you guys out!

Whoa, whoa, whoa. Hold on, guys.

Stop.

That’s cute, but kind of old school.

Yes, thank you, Johnny.

You got to totally tempo things up.

Here, let me show you.

Werewolf man, give me a jam!

Two, three, four!

Awesome.

l am so blown away right now.

l think my cuz is gonna make this the best party ever!

Yeah! Maybe he can find a way to get me some chicks.

We should do a dance contest!

We’re not doing any of that.

We’ve got to stay on schedule, all right?

All right, Dad, all right.

Johnny, you’re coming, too. l don’t know.

ls it cool with Dracula? Johnny, come with us.

N-27.

G-61 .

Bingo! Bingo!

How dare you.

Do you know what doctor made me?

l didn’t do that.

Circles?

Fly?

Hands? Film.

Vomit. The Vomit?

The Throw Up. No. That wasn’t a clue.

Nothing?

Emptiness? Glasses?

Glasses? Glasses shaking?

Glasses shaking sideways!

Through The Looking-Glass?

l stink at this.

l didn’t do that.

And pull it back. And up. And push.

And twist. And back.

And up. And twist.

And push.

No. Don’t copy that.

And back. And up. And twist.

Let me get a bubonic moose nose omelet with cockroach paste and mouse jelly.

And with egg whites.

Bonjour, Monsieur Dracula!

May l make you an omelet?

No, no, no, no. l’m not hungry.

What? Esmeralda, you smell it again?

Human? l am hungry.

Johnny, you’ve been to the Taj Mahal?

Come on. No monster’s been to the Taj.

Man, l wish l could go there.

You know what? l’ll take 50 omelets.

You heard the man! Make them!

How did you deal with the mobs?

Yeah, it does get pretty crazy in the summer.

But, you know, you just got to roll.

He just rolls. That’s cool that he rolls.

Yes, yes, cool.

Look, love droppings, l brought you a bagel with your favorite, scream cheese.

Holy rabies. Thanks, Dad.

Johnny, try some scream cheese it’s awesome.

Oh, cool.

But l’m scream cheese intolerant. So, polite pass.

Yes, of course you are.

Johnny, can we party-plan talk for a minute?

What are you doing?

lf they find out you are human, they’ll go bat poop!

Relax. No one suspects anything.

The only thing that looks weird is how much whispering you’re doing.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.