6بخش

: کوبو و دو ریسمان / بخش 6

کوبو و دو ریسمان

9 بخش

6بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

شمشير ناشکستني

حتما بايد با غذاتون بازي کنيد؟

آره

چي شده، کوبو؟

جوري رفتار ميکني، انگار تابحال با يه ميمون و سوسک سر يه سفره ننشستي

من تابحال با هيچکس سر يه سفره ننشستم

بجنب، بخور

بايد انرژي بگيري

اين ماهي از سوپ نهنگ خيلي بهتره

کوبو، يه سوال

قبل از اينکه ماموريت قهرمانانه‌ت رو شروع کني، چجوري بودي؟

خب، اکثرا از مادرم مراقبت ميکردم

و در مورد جنگجوهاي قدرتمندي که در جستجوي انتقام هستن، داستان تعريف ميکردم با کلي نبرد، هيولا و جادو

خيلي خوب هم تعريف ميکردم

ولي توي پايانشون خوب نبودم

گاهي اوقات داستان‌هاي کوچيکي براي مادرم تعريف ميکردم

مثل پرتاب کردن سنگ روي درياچه يا شبتاب گرفتن توي “دشت مالبري”

و وقتي که اون داستان‌ها رو تعريف ميکردم،

ميتونستم ببينم که چشماش روشن ميشه

ميتونستم حدس بزنم که منو مي‌ديد

واقعا منو ميديد

منم مي‌تونستم اونو ببينم

خود واقعي اونو

روحش تقلا ميکرد رها بشه

خيلي زيبا بود

يه چيزي رو ميدوني، کوبو؟

اون زمان که فقط داستان تعريف ميکردي، قبل از اينکه پا در اين ماجراجويي بزرگ بذاري، بازم يه قهرمان تمام عيار بودي

بايد به سمت ساحل بريم

يه محل براي پنهان شدن پيدا کنيم و.

دومين قطعه‌ي زره

زره سينه

اون پايينه؟

خيلي خب، من ازپسش برميام

سوسک، صبر کن!

نه، نگران نباش

سوسک‌ها ميتونن براي مدت زيادي نفسشون رو زير آب حبس کنن

چي؟

از کي تا حالا؟

يه حقيقته که همه ازش خبر دارن. ميمون

خب، هيچي يادت نمياد اما شنا کردن سوسک‌ها يادته؟

اين چيزيه که در ذهنت مونده؟

نه، سوسک

مادرم داستاني در مورد درياچه‌ي طولاني تعريف کرد

يه چيزي زير آبه

جدا؟

آ‌.

چه جور چيزي؟

گفت يه باغ از چشم‌ها اونجاست چشم‌هايي که به درون روحت خيره ميشن

بهت رازهايي رو نشون ميدن رازهايي که باعث ميشه اونجا پيششون بموني.

براي هميشه.

خيلي خب

خب، مستقيم توي چشم هيچکس نگاه نميکنم حتي اگه به شدت باهاشون صميمي بشم

دلت برام تنگ ميشه، ميمون

مراقب باش

داره دنبال زره ميگرده.

درست مثل پدر گستاخش

بله، خواهر

پس بايد مطمئن بشيم چيزهايي که باقي مونده رو پيدا نميکنه

ميمون… فکر کنم اون توي دردسر افتاده!

بايد کمکش کنيم

کوبو، خاله‌هات هنوزم دنبالمون ميگردن

متاسفم.

ولي بايد به سمت ساحل بريم

کوبو!

کوبو

اينجا رو ببين

اومدم ماهيگيري و تنها چيزي که پيدا کردم يه ميمون بوگندوئه

چقدر رقت انگيز که اين موجود کثيف تنها چيزيه که از جادوي خواهرم باقي مونده

اين موجود کثيف قراره تيکه تيکه‌ت کنه!

کوبو

کوبو؟

موجوداتي هزاران برابر تو رو قبلا شکست دادم

اين پيروزي هيچ افتخاري برام نداره

تصور کن موقع شکست چه احساسي خواهي داشت

فقط يه بار احساس از دست دادن کردم

يازده سال پيش… خواهرم رو از دست دادم

اون عاشق يه احمق شد و به پدرمون خيانت کرد!

اون يه بزدل نمک نشناس بود!

حالا کي بزدله؟

گرفتمش!

گرفتمش!

سوسک، چه اتفاقي افتاد؟

کوبو کجاست؟

آ‌.

اي واي

برگرد اون پايين!

کوبو توي دردسر افتاده!

از پسش برميام

مادر.

مادر

مادر.

مادر

مادر

هميشه تعجب ميکنم که.

چرا موجودات اينجا انقدر سخت ميجنگن

با اينکه ميدونن فردا مُردني هستن

اينجا روزهايي هست که ارزش جنگيدن رو داره

اينجا هيچي ارزش هيچي رو نداره!

اتفاقي که براي خواهرم افتاد رقت انگيزه

من اونو الگوي خودم ميدونستم

اون خيلي قوي بود

و عشق اونو ضعيف کرد

نه!

منو قوي‌تر کرد

اينجا

چشم‌ها.

کار اون چشم‌ها بود

اون‌ها بيهوشش کردن

واي، نه

نه

يالا کوبو.

بيدار شو.

خواهش ميکنم بيدار شو!

خواهش ميکنم بيدار شو

همه چيز درست ميشه

همه چيز درست ميشه

من اينجام

پيشتم

متن انگلیسی بخش

Sword unbreakable.

Must you play with your food?

Yes.

What’s the matter, Kubo?

You act like you’ve never had a meal sitting between a monkey and a beetle before.

I’ve never had a meal sitting between anyone before.

Come on, eat.

You need energy.

And this is much better than whale soup.

Kubo, question.

Before you started on your heroic quest, what were you like?

Well, I looked after my mother mostly.

And I told stories about mighty warriors seeking revenge with battles, and monsters, and magic.

I was pretty good at telling them.

Not so good at ending them.

Sometimes I would tell my mother stories about little things.

Like skimming rocks across the river or catching fireflies in the mulberry fields.

And when I told those stories,

I could see her eyes were mostly clear.

I could tell she saw me.

Really saw me.

I could see her, too.

Her real self.

Her spirit trying to fight its way out.

It was beautiful.

You know something, Kubo?

Back when you just told stories,before you went on this great adventure,you were still very much a hero.

We’re gonna have to head for shore.

Find a hiding place and.

The second piece of armor.

The breastplate.

It’s down there?

Okay, I got it.

Beetle, wait!

No, don’t worry.

Beetles can hold their breath under water for a very long time.

What?

Since when?

It’s a well-known fact,

Monkey.

So, you don’t remember anything at all, but beetles swimming?

That’s what sticks in there?

No, Beetle.

My mother told me a story about the Long Lake.

There’s something under the water.

Oh, yeah?

Um.

What kind of something?

She said there was a garden of eyes,eyes that stare into you, into your soul.

They show you secrets, things to keep you down there with them.

Forever.

Okay.

Well, I won’t look directly into anyone’s eyes, even if I’m being incredibly sincere.

You’re gonna miss me, Monkey.

Be careful.

He’s searching for the armor

just like his insolent father.

Yes, sister.

Then we must ensure he does not find what remains.

Monkey,

I think he’s in trouble!

We should help him.

Kubo, your aunts are still out there.

I’m sorry.

But we have to head for shore.

Kubo!

Kubo.

Look at this.

I come fishing and all I reel in is a stinking ape.

How pathetic that this filthy creatureis all that’s left of my sister’s magic.

This filthy creature will tear you apart!

Kubo.

Kubo?

I have crushed creatures who could fit this world on their fingernail.

This victory brings me no honor.

Imagine how you’re going to feel when you lose.

I felt loss only once.

Eleven years ago,

I lost my sister.

She fell in love with a fool and betrayed our father!

She was an ungrateful coward!

Who’s the coward now?

I got it!

I got it!

Beetle, what happened?

Where’s Kubo?

Um.

Uh-oh.

Get back down there!

He’s in trouble!

L got it.

Mother.

Mother.

Mother.

Mother.

Mother.

It never fails to amaze me

how the creatures down here fight

so hard just to die another day.

Down here, there are days worth fighting for.

There is nothing down here worth anything!

It’s pathetic what happened to my sister.

I looked up to her.

She was so strong.

And love made her weak.

No!

It made me stronger.

Over here.

The eyes.

It was the eyes.

They had him in a trance.

Oh, no.

No.

Come on, Kubo.

Wake up.

Please wake up!

Please, please wake up.

It’s gonna be all right.

It’s gonna be all right.

I’m here.

I’m right here.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.