هیولایی فرا می خواند

12 فصل

بخش 10

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 8 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

تو نمیای؟

من همینجا خواهم بود

چی به سر دستات آوردی؟

این همون صحبت‌ـه‌ست، مگه نه؟

این اواخر همه میخوان صحبت کنن

… کان

بهم نگاه کن

امروز صبح با دکتر حرف زدم

درمان جدید، جواب نداده

اونی که از درخت سرخدار بوده؟

آره

چطور ممکنه که جواب نداده باشه؟

.اوضاع خیلی سریع پیشرفت کرده

سریعتر از چیزی که فکرش رو میکردن

چطور ممکنه که جواب نداده باشه؟ - نمیدونم -

باید جواب میداد

پس حالا چی میشه؟

درمان بعدی قراره چی باشه؟

خیلی متاسفم

…هیچوقت بابت چیزی توی زندگیم

اینقدر متاسف نبودم

اشکال نداره که عصبانی باشی، کان

واقعا اشکال نداره

منم خیلی عصبانی‌ام، که بهت حقیقت رو بگم

… ولی کان

کان، بهم گوش میدی؟

… یه روز

اگه به یاد گذشته افتادی … و از اینکه اینقدر عصبانی بودی

،که نمیتونستی باهام حرف بزنی، ناراحت شدی

… باید بدونی که اشکال نداره

و من میدونستم

چون من همه چیزهایی که باید بهم بگی رو میدونم

بدون اینکه بخوای به زبون بیاری

… و اگه لازم بود چیزی رو بشکونی

.به خدا که باید اونا رو بشکنی

باید حسابی اونا رو بشکنی

و منم کنارت خواهم بود، کان

ای کاش که صد سال عمر داشتم

صد سال که بتونم باهات باشم

!بیدار شو

!بیدار شو

!بیدار شو

!بیدار شو

!بیدار شو

.واسم مهم نیست که الان ساعت چنده

!تو دروغ گفتی! بیدار شو

!بیدار شو

!بیدار شو

!الان تو رو لازم دارم

اگه به این کارت ادامه بدی، صدمه میبینی -

!جواب نداد

گفتی که درخت سرخدار حالش رو بهتر میکنه !ولی نکرد

!درمانش کن! حالش رو بهتر کن

!کانر

تو بودی که من رو صدا زدی کانر اومالی

.اگه صدات زدم، واسه نجات اون بود

!واسه شفا دادن اون بود

من نیومدم که اونو شفا بدم -

چرا، واسه این اومدی -

اومدم تا تو رو شفا بدم - من رو؟ -

من اونی نیستم که نیاز به شفا یافتن داره

چند بار باید اینو بهت بگم؟

… مامانم اونیه که

کمکم کن

وقت داستان چهارمه

!نه

!نه، خواهش میکنم !من رو از اینجا ببر

وقت کابوس توئه -

باید برگردم پیش مامانم -

اون الان اینجاست

!نه

!مامان، از اینجا برو

!من خوبم

!چیزی نیست چیزی واسه نگرانی وجود نداره

!مامان! فرار کن! خواهش میکنم فرار کن

!مامان

!مامان

!کانر

!مامان

!مامان

!مامان

!کانر

!مامان

!دستم رو ول نکن - !نمیکنم - !کانر - !مامان -

!کانر

!مامان

!کانر

اینم داستان چهارم - !کمک خبر کن -

این هم از حقیقت کانر اومالی ـه

این کابوس توئه

!مامان

!مامان

!مامان

!مامان

متن انگلیسی فصل

Aren’t you coming?

I’ll be right here.

What did you do to your hands?

This is the talk, isn’t it?

Everybody wants to have a talk lately.

Con.

Look at me.

I spoke to the doctor this morning.

The new treatment, it’s not working.

The one from the yew tree?

Yeah.

How can it not be working?

Things have just moved really fast.

Faster than they thought.

  • But how can it not be working?
  • I don’t know.

It has to.

So what happens now?

What’s gonna be the next treatment?

I’m so sorry.

I’ve never been more sorry

about anything in my life.

It’s okay that you’re angry, Con.

It really is.

I’m pretty angry too, to tell you the truth.

But, Con…

Con, are you listening?

One day,

if you look back and you feel bad

for being so angry you couldn’t even speak to me,

you have to know that that was okay,

that I knew.

Because I know everything you need to tell me

without you having to say it out loud.

And if you need to break things,

by God, you break them.

Break them, good and hard.

And I’ll be right there, Con.

I wish I had a hundred years.

A hundred years I could give to you.

Wake up!

Wake up!

Wake up!

Wake up!

Wake up!

I don’t care what time it is!

You lied! Wake up!

Wake up!

Wake up!

I need you now!

You will do yourself harm if you keep that up.

It didn’t work!

You said the yew tree would make her better, but it didn’t!

Fix her! Make her better!

Conor!

You were the one who called me, Conor O’Malley.

If I called you, it was to save her!

It was to heal her!

I did not come to heal her.

Yes, you did!

  • I came to heal you.
  • Me?

I’m not the one who needs healing!

How many times do I have to tell you?

My mum’s the one who.

Help me.

It is time for the fourth tale.

No!

No, please! Get me out of here!

It is time for your nightmare.

I need to get back to my mum!

She is already here.

No!

Mum, get out of here!

I’m fine!

It’s all right. There’s nothing to worry about.

Mum, run! Please, run!

Mum!

Mum!

Conor!

Mum!

Mum!

Mum!

Conor!

Mum!

  • Don’t let me go!
  • I won’t!

  • Conor!
  • Mum!

Conor!

Mum!

Conor!

  • Here is the fourth tale.
  • Help!

Here is the truth of Conor O’Malley.

Here is your nightmare.

Mum!

Mum!

Mum!

Mum!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.