هیولایی فرا می خواند

12 فصل

بخش 05

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح خیلی ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

یه داستان همیشه دو تا جنبه داره

خب، کدوم یک از شماها این جمله رو شنیدین

چوب و سنگ ممکنه بهم آسیب بزنه ولی حرف مردم، نه

…پس دفعه‌ی بعد که کسی چیزی راجع به شما گفت

خوبه. اومدی

مامانت طبقه‌ی بالاست میخواد باهات حرف بزنه

چی؟

پدرت یکشنبه با هواپیما میاد

بابا داره میاد؟ از امریکا؟

برو منتظرته

و وسایلت رو جمع کن

تو چند روزی میای پیش من میمونی

!برو

اون درخت خارق العادست

اون هزاران سال اینجا بوده

نظرت چیه؟

فکر کنم مامان بزرگ میخواد من رو تبدیل به “تینا ترنر” کنه (خواننده و بازیگر امریکایی)

حتما از طرفداراشه

چرا باید برم پیش مامان بزرگ؟

داری برمیگردی به بیمارستان؟

بیا اینجا، کان

آخرین درمانم اونطور که باید پیش نرفت

بهمین خاطر اونا میخوان یه چیز دیگه رو امتحان کنن

فقط همین؟ - فقط همین -

مطمئنی؟

مطمئنم

…چون

میدونی، میتونی بهم بگی

بیا

همه چی درست میشه، کانر

خواهی دید

و بنگ! درست زدم بغلش

وایسا کانر، کجا داری میری؟

بهش دست نزنین - نزنیم؟ اون هم توی چنین صورتی؟ -

گفتم بهش دست نزنین

اومالی و من به یه درکی از هم رسیدیم

من تنها کسی هستم که بهش دست میزنم

درست نیست

حالا بهم بگو

چرا هر بار که به عقب نگاه میکنم، داری نگاهم میکنی؟

یه کم عجیبه، نه؟

ببخشید. یه کم محکم بود

امروز، زندگیت وفق مرادت نبود، نه؟

یه خونه هست که باید نشون خریدار بدم

تا زمانی که بابات بیاد میتونم بهت اعتماد کنم که تنها بمونی

من که بچه 5 ساله نیستم

ساعت درست همینه

نه اونی که روی گوشی

یا رایانه و حتی در اخبار هست

این برای مادرم بوده. یعنی مادر مادربزرگ تو

بیش از صد ساله که زمان رو عالی نشون میده

کانر! کوله‌ت رو بردار

نمیخوام بابات فکر کنه که تو رو توی یه خوک دونی نگه داشتم

از این شانس‌ها ندارم

وقتی میری بیمارستان

شاید بابات متوجه نشه که مادرت چقدر خسته میشه خب؟

بهمین خاطر باید مطمئن بشیم که بابات خیلی اینجا نمونه خیال کنه میهمونی اومده

نه اینکه کارش همیشه همین بوده

.تخم مرغ نمیخوری این هفته دو بار تخم مرغ خوردی

اگه گرسنه شدی، توی یخچال خوراک اسفناج هست که میتونی گرم کنی

آره، حتما

به چیزی دست نزن

بیشترین سعیم رو میکنم که نزنم

!گیرش آوردم

بابا

متن انگلیسی فصل

There are always two sides to a story.

How many of you know the saying: ‘Sticks and stones may break your bones,

but words can never hurt you’?

Next time, when someone says something to you…

Good, you’re home.

Your mum’s upstairs. She wants to talk to you.

What?

Your father’s flying in on Sunday.

Dad’s coming? From America?

Go on. She is waiting.

And pack a bag.

You’re coming to stay with me for a few days.

Go on!

That tree is amazing.

It’s been here for thousands of years.

What do you think?

I think Grandma is trying to turn me into Tina Turner.

She must be a fan.

Why am I going to stay with Grandma?

Are you going back to hospital?

Come here, Con.

This latest treatment’s not doing what it’s supposed to.

So they’re going to adjust it, try something else.

  • That’s all?
  • That’s all.

Are you sure?

I’m sure.

Because…

You could tell me, you know?

There.

Everything will be fine, Conor.

You’ll see.

…and bang, right into his side.

Where are you going?

  • Don’t touch him.
  • With such a punchable face?

I said don’t touch him.

O’Malley and I have an understanding.

I am the only one who touches him.

Isn’t that right?

Now tell me,

why is it every time that I turn around, you’re there looking at me?

Getting a bit odd, don’t you think?

Sorry, that was a bit harsh.

Life’s not really going your way today, is it?

I have a house to show.

I’m trusting you here alone until your father shows up.

I’m not five years old.

This is the correct time.

Not the one on your phone,

or on the computer, not even on the news.

It was my mother’s, your great-grandmother’s.

Perfect time keeping for over a hundred years.

Conor, pick up your rucksack!

I don’t want your father to think I’m keeping you in a pigsty.

Not much chance of that.

Now, when you go to the hospital,

your father may not notice how tired your mum is getting.

So we have to make sure that he doesn’t overstay his welcome.

Not that that’s historically been a problem.

No eggs. You’ve already had eggs twice this week.

If you get hungry, there’s spinach in the fridge which you can steam.

Yes, sure.

Don’t touch anything.

I’ll do my very best not to.

Get in!

Dad.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.