انجمن شاعران مرده

14 بخش

7بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 12 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

براي کريس

در لبخندش ملاحتي مي بينم

و شعله اي درخشان در چشمهايش

اما زندگي پايان يافتني است ، خشنودي از آن من است

من اين را مي دانم که

من اين را مي دانم که

او سرشار از زندگي است

متاسفم واقعا احمقانه بود نه ، نه اصلا احمقانه نبود

تلاش خوبيه ، اتفاقا اين انشاء نکته مهمي رو نشون مي ده : عشق

اين يه انشاء خوب نه فقط در سرودن شعر بلکه در زندگي هم هست

آقاي هاپکينز ، که داري مي خندي ، بلند شو بيا

گربه روي ايوان نشست

تبريک مي گم ،آقاي هاپکينز

اين اولين شعريه که تا به حال در مقياس پريچارد يک نمره منفي گرفته

ما به تو نمي خنديم ، ما در کنار تو مي خنديم

براي من مهم نيست که اشعار شما يک انشاء ساده باشه

بعضي اوقات زيباترين اشعار مي تونن از چيزهاي ساده باشن

مثل يه گربه يا يه گل يا باران

شما مي بينيد که شعر مي تونه از چيزي در درونتون وحي بشه

هرگز اجازه نديد که شعرهاتون معمولي باشن

خوب ، بعدي کيه ؟

آقاي اندرسون ، مي بينم که داري چه عذابي مي کشي

يالا تاد ، بيا جلو ، بگذار از اين بيچارگي خلاصت کنيم

من انجامش ندادم ، من شعري ننوشتم

آقاي اندرسون فکر مي کنه هر چيزي که در درونشه بي ارزش و باعث شرمندگيه

اينطور نيست ؟ تاد ؟ ترست از اين نيست ؟

من فکر مي کنم که تو در اشتباهي ، فکر مي کنم اونچه در درون توئه

خيلي ارزشمنده

من غريو

وحشيانه خود را

فرياد مي زنم

بر بام

جهان

والت ويتمن ، دوباره عمو والت

براي اون عده که نمي دونن ، بگم که غريو يعني : فرياد ، نعره بلند

حالا تاد ازت مي خوام که يه نعره بربروار به ما نشون بدي

يالا ، تو که نشسته نمي توني فرياد بزني

شروع کن ، يالا بيا جلو

به محل اجراي نعره زدن برو

فقط نعره نزن ، يه نعره وحشيانه بزن

يالا ، بلندتر

بلندتر ، اين که صداي موشه ، يالا نعره بزن

واي خداي من تو يه مردي

اين شد

مي بيني ؟ پس بدون که يه بربر در درونت هست

تو هيچ وقت مسائل رو آسون نمي گيري ، يه تصوير از والت ويتمن اون بالاست

چه چيزي رو به ذهنت مياره ؟ فکر نکن ، جواب بده

يه ديوونه چه نوع ديوونه اي ؟

بهش فکر نکن ، جواب بده يه ديوونه شوريده

نه ، تو بهتر از اين مي توني جواب بدي ، ذهنتو آزاد کن ، تخيلتو به کار بنداز

اولين چيزي که به ذهنت خطور مي کنه رو بگو ، حتي اگه چرت و پرت باشه

يه ديوونه دندون چرکي

خوبه ، خداي من پسر ، در درونت يه شاعر نهفته

حالا چشماتو ببند ، چشماتو ببند ، ببندشون

حالا توضيح بده چي مي بيني

چشمامو مي بندم بله

و تصويرش در ذهنم شناور مي شه يه ديوونه دندون چرکي

يه ديوونه دندون چرکي ، با نگاه خيره اي که بر مغزم مي کوبد

عاليه

بهش حرکت بده ، بگذار يه کاري بکنه

دستانش به پيش مي آيند و گلويم را مي فشارند شگفت آوره ، شگفت انگيزه

و مدام آهسته زير لب زمزمه مي کند چه چيزي زمزمه مي کنه ؟

حقيقت را زمزمه مي کند درسته

حقيقت همچون رواندازي است که هيچگاه پاهايتان را نمي پوشاند و آنها را سرد نگاه مي دارد

فراموششون کن ، فراموششون کن ، به روانداز فکر کن ، برام از روانداز بگو

هر قدر بخواهيد آنرا روي خود بکشيد ، هرگز کافي نخواهد بود

اگر آنرا لگد بزنيد يا بکوبيدش هرگز هيچ يک از شما را نخواهد پوشاند

از همان زمان که گريان پا به اين دنيا مي گذاريد تا زماني که با مرگ آنرا ترک مي گوييد

تنها صورتتان را مي پوشاند ، درحالي که مي گرييد ، مي ناليد و فرياد بر مي آريد

اينو فراموش نکن

عميق بکش پدرم کلکسيون پيپ داره

واقعا ؟ فکر کنم 30تائي بشن

پدرت کلکسيون پيپ داره ؟ چقدر جالبه

بيا ناکس ، به ما ملحق شو آره بيا ناکس ما از اعضاي هيئت دولت هستيم

ما اينجا هستيم تا کمکت کنيم ، مشکلت چيه ؟

مشکل کريسه اين هم يه عکس از کريس براي تو

اصلا خنده دار نيست

نيل دوستان ، دانش آموزان ، مردان ولتون

اون چيه نيل ؟

اين يه لامپه ميکس نه اين خداي غاره

خداي غار

چارلي ! داري چي کار مي کني ؟ نظرت چيه که جلسه رو شروع کنيم ؟

من به نور احتياج دارم ، کي نور رو نگه مي داره ؟

آقايون

شعر و آهنگ از چارلز دالتون

خندان ، گريان ، افتان و خيزان ، زمزمه کنان

بايد بيشتر از اينها تلاش کرد ، بايد بيشتر از اينها بود

با فرياد هاي آشفته ، با روياهاي آشفته ، بايد بيشتر از اينها تلاش کرد ، بايد بيشتر از اينها بود

چه عالي

کجا ياد گرفتي که اين طوري بزني ؟

پدر و مادرم منو مجبورم کردند براي 4 سال کلارينت بزنم

من عاشق کلارينت هستم ولي من ازش بدم مي اومد

ساکسفون ، صداي ساکسفون طنين انداز تره

طنين انداز ، عجب لغتي

ديگه نمي تونم تحمل کنم ، اگه کريس رو به دست نيارم

خودمو مي کشم ناکسيوس آروم باش

نه چارلي ، همين مشکل منه

من در تمام زندگيم آروم بودم ، بايد يه کاري بکنم

کجا داري مي ري ؟ چي کار مي خواي بکني

مي خوام بهش زنگ بزنم

مي خواد بهش زنگ بزنه صبر کن منم بيام

الو

حتما ازم متنفر مي شه

خانواده دنبري هم ازم متنفر مي شن

پدر مادرم منو مي کشن

خيلي خوب ، به جهنم

حق با شماست ، کارپه ديم

حتي اگه کشته بشم

الو الو کريس؟

بله سلام ، من ناکس اور استريت هستم

اوه بله ، ناکس

خيلي خوشحال شدم که زنگ زدي خوشحاله که تلفن کردم

گوش کن ، پدر مادر چت مي خوان آخر هفته رو به خارج شهر برن

و چت قراره مهموني بده

دوست داري بياي ؟ من هم بيام پارتي ؟

بله ، حتما ميام باشه ، حتما

حدود ساعت 7 عاليه ، من حتما ميام اونجا کريس

باشه جمعه شب ، منزل آقاي دنبري ، باشه ؟

باشه ، ممنونم ، مي بينمت ، خداحافظ

باورتون مي شه ؟

مي خواسته به من تلفن کنه

منو به مهموني اي که خودشم هست دعوت کرد

خونه چت دنبري ؟ آره

خوب که چي ؟ منظور ؟

واقعا فکر مي کني که منظورش اين بود که تو مهموني تو با اون باشي ؟

خوب معلومه که نه ، چارلي ولي موضوع اين نيست

موضوع اصلا اين نيست پس موضوع چيه ؟

موضوع ، چارلي

اينه که

اون به من فکر مي کرده

من فقط اونو يه بار ديدم ، با اين حال

اون به من فکر مي کنه

يعني اون چيزي که بايد ، داره اتفاق مي افته

من احساسش مي کنم

اون مال من مي شه

کارپه ، کارپه

هيچ نمره اي در کار نيست ، فقط راه بريد

درسته

من نمي دونم ، ولي به من گفته شده

شاعر شدن ، دلسردي مياره

چپ، چپ، چپ، راست، چپ

چپ، چپ، چپ، راست، چپ

چپ ، ايست

ممنونم آقايون

اگه توجه کرده باشيد ، هرکسي باگامها و قدمهاي خودش شروع به راه رفتن کرد

آقاي پيتس ، زمانشو مي سنجه ، چون اون مي دونه يه روزي اينجا خواهد بود

آقاي کامرون ، مي تونيد ببينيد که اون داره فکر مي کنه ؟ اينطور نيست ؟ ممکنه اينطور باشه

مي دونم ممکنه اينطور باشه ، نمي دونم ممکنم هست که نباشه

آقاي اور استريت ، با قدمهاي محکم گام برمي داره ، بله

ما همه اينها رو مي دونيم ، خوب ، من اونها رو اينجا نياوردم تا مسخرشون کنيم

من اوها رو اينجا آوردم تا انطباق و همنوائي رو بهتون نشون بدم

که چقدر سخته که باور هاي دروني تونو در حضور ديگران مخفي نگه داريد

حالا من مي تونم در چشمان شما اينو بخونم که مي گيد : کاش مي تونستم متفاوت تر قدم بردارم

خوب ، از خودتون بپرسيد که چرا داشتيد دست مي زديد ؟

همه ما نياز مبرم داريم که تاييدمون کنند

ولي شما خودتون بايد به باور مهم و يگانه اي که در درونتونه ، ايمان داشته باشيد

حتي اگه ديگران به شما بقبولونن که اون باور ها عجيب و غير معموله

حتي اگه همه بهتون بگن : اين خيلي بده

رابرت فراست مي گه

در جنگل دو راه پيش رويم بود و من راهي را برگزيدم که رهروان کمتري داشت

و همين سبب تمام تفاوتها شد

حالا من ازتون مي خوام که هرکس به شيوه خودش راه بره

به شيوه خودتون گام برداريد ، بدون تقلب يا راهنمائي

هر جوري که دلتون مي خواد ، چه بهتون غرور ببخشه ، يا احمقتون جلوه بده

آقايون ! حياط مال شماس

فقط اداي راه رفتنو در نياريد ،براي خودتون راه بريد

آقاي دالتون ! ممکنه به ما بپيونديد ؟

ورزش واقعي ، پياده روي نکردنه

ممنونم آقاي دالتون ، فقط کافيه باور دروني تونو نشون بديد

در خلاف جريان آب شنا کنيد

متن انگلیسی بخش

“To Chris.” Who’s Chris?

Mmm. Chris.

I see a sweetness in her smile.

Bright light shines from her eyes.

But life is complete Contentment is mine

Just knowing that…

Just knowing that

She’s alive.

Sorry, captain, it’s stupid. No, no, it’s not stupid.

It’s a good effort.

It touched on one of the major themes: love.

A major theme not only in poetry, but life.

Mr. Hopkins, you were laughing. You’re up.

The cat sat on the mat.

Congratulations, Mr. Hopkins.

You have the first poem to ever have a negative score on the Pritchard scale.

We’re not laughing at you, we’re laughing near you.

I don’t mind that your poem had a simple theme.

The most beautiful poetry can be about simple things

like a cat, or a flower, or rain.

You see, poetry can come from anything with the stuff of revelation in it.

Just don’t let your poems be ordinary.

Now, who’s next?

Mr. Anderson, I see you sitting there in agony.

Come on, Todd, step up. Let’s put you out of your misery.

I didn’t do it. I didn’t write a poem.

Mr. Anderson thinks that everything inside of him

is worthless and embarrassing.

Isn’t that right, Todd? Isn’t that your worst fear?

Well, I think you’re wrong.

I think you have something inside of you that is worth a great deal.

“I sound

my barbaric

yawk

over the rooftops of the world.”

W.W., Uncle Walt again.

Now, for those of you who don’t know, a yawp is a loud cry or yell.

Now, Todd, I would like you to give us a demonstration of a barbaric yawp.

Come on, you can’t yawp sitting down. Let’s go. Come on, up.

Gotta get in yawping stance.

A yawp. No, not just a yawp. A barbaric yawp.

Yeah, yeah, right.

Yawp. Come on, louder.

Yawp. Oh, that’s a mouse.

Come on, louder. Yawp.

God, boy, yell like a man. Yawp!

There it is. You see, you have a barbarian in you after all.

Now, you don’t get away that easy. There’s a picture of Uncle Walt up there.

What does he remind you of? Don’t think, answer. Go on.

A madman. What kind of madman?

Don’t think about it, answer again. A crazy madman.

You can do better. Free up your mind, use your imagination.

Say the first thing that pops into your head, even if it’s gibberish.

A sweaty-toothed madman.

Good God, boy, there’s a poet in you after all.

There, close your eyes. Close your eyes, close them.

Now describe what you see.

I close my eyes. Yes?

And this image floats beside me. A sweaty-toothed madman.

A sweaty-toothed madman with a stare that pounds my brain.

oh, that’s excellent. Now give him action. Make him do something.

His hands reach out and choke me. That’s it. wonderful, wonderful.

And all the time he’s mumbling. What’s he mumbling?

Mumbling truth. Truth, like a blanket that always leaves your feet cold.

Forget them, forget them. Stay with the blanket.

Tell me about that blanket.

You can push it, stretch it, it’ll never be enough.

You kick at it, beat it, it’ll never cover any of us.

From the moment we enter crying to the moment we leave dying,

it’ll just cover your face as you wail and cry and scream.

Yeah. Yeah.

Don’t you forget this.

Atta boy, Pittsie, inhale deeply. My dad collects a lot of pipes.

Really? Mine’s got 30. Your parents collect pipes?

Oh, that’s really interesting.

Come on, Knox. Join in.

We’re from the government. We’re here to help.

What’s wrong? It’s Chris.

Here’s a picture of Chris for you. Put that in your pipe and smoke it.

That’s not funny. Knock it off.

Smoke your pipes. Okay.

Neil.

Friends, scholars, Welton men.

What is that, Neil? Duh. It’s a lamp, Meeks.

No, this is the god of the cave.

The god of the cave?

Charlie, what are you doing?

What do you say we start this meeting?

Yeah, just… I need a light.

Who’s got a light? Did you bring the earplugs?

Gentlemen, “Poetrusic,” by Charles Dalton.

Oh, boy. He’s gonna play.

Oh, no.

Laughing, crying, tumbling, mumbling.

Gotta do more. Gotta be more.

Chaos screaming, chaos dreaming Gotta do more, gotta be more.

Wow.

That was nice. That was great.

Where did you learn to play like that?

My parents made me take the clarinet for years.

I love the clarinet. I hated it.

The saxophone.

The saxophone is more sonorous.

Ooh.

Vocabulary. Look at him.

I can’t take it anymore. If I don’t have Chris, I’m gonna kill myself.

Knoxious, you’ve gotta calm down.

No, Charlie.

That’s just my problem. I’ve been calm all my life.

I’m gonna do something about that. Where you going?

What are you gonna do? I’m gonna call her. Yeah.

Hello?

She’s gonna hate me.

The Danburrys will hate me.

My parents will kill me.

All right, goddamn it.

You’re right. Carpe diem.

Even if it kills me.

Hello? Hello, Chris?

Yes? Hi, this is Knox Overstreet.

Oh, yes, Knox. Glad you called.

She’s glad I called.

Listen, Chet’s parents are going out of town this weekend

and he’s having a party.

Would you like to come? Would I like to come to a party?

Yes. Say yes. Friday?

Well, sure. About 7?

Okay, great. I’ll be there, Chris. Okay.

Friday night at the Danburrys.

Okay, thank you. Okay, bye.

Thank you. I’ll see you. Bye.

Yawp!

Can you believe it?

She was gonna call me.

She invited me to a party with her.

At Chet Danburry’s house? Yeah.

Well? So?

So you don’t really think she means you’re going with her?

Well, of course not, Charlie, but that’s not the point.

That’s not the point at all. What is the point?

The point, Charlie,

is, uh…

Yeah? …that she was thinking about me.

I’ve only met her once, and already, she’s thinking about me.

Damn it. It’s gonna happen, guys.

I feel it.

She is going to be mine.

Carpe. Carpe.

No grades at stake, gentlemen. Just take a stroll.

There it is.

I don’t know, but I’ve been told

I don’t know, but I’ve been told

Doing poetry is old

Doing poetry is old

Left, left, left, right, left.

Left, halt.

Thank you, gentlemen.

If you noticed, everyone started off with their own stride, their own pace.

Mr. Pitts, taking his time.

He knew he’ll get there one day.

Mr. Cameron, you could see him thinking,

“Is this right? It might be right. I know that… Maybe not. I don’t know.”

Mr. Overstreet’s, driven by deeper force.

Yes, we know that.

All right, now, I didn’t bring them up here to ridicule them.

I brought them up here to illustrate the point of conformity.

The difficulty in maintaining your own beliefs in the face of others.

Now, those of you, I see the look in your eyes like,

“I would have walked differently.”

Well, ask yourselves why you were clapping.

Now, we all have a great need for acceptance.

But you must trust that your beliefs are unique, your own.

Even though others may think them odd or unpopular.

Even though the herd may go, “That’s baa-d.”

Robert Frost said, “Two roads diverged in a wood, and I,

I took the one less travelled by, and that has made all the difference.”

Now, I want you to find your own walk right now.

Your own way of striding, pacing. Any direction, anything you want.

Whether it’s proud, whether it’s silly, anything.

Gentlemen, the courtyard is yours.

You don’t have to perform, just make it for yourself.

Mr. Dalton, you be joining us?

Exercising the right not to walk.

Thank you, Mr. Dalton. You just illustrated the point.

Swim against the stream.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.