انجمن شاعران مرده

14 بخش

9بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

اخراج شدي ؟ نه

خوب ، چي شد ؟

قرار شد از همه مسوولين مدرسه معذرت خواهي کنم

در اون صورت منو مي بخشن

خوب ، حالا مي خواي چي کار کني ؟

چارلي. لعنت به تو نيل

اسمم نوانداس

ببخشيد. ممکنه چند کلمه با شما صحبت کنم آقاي کيتينگ؟

حتما

اين اولين کلاس درس من بود جان. مي دونستي

اولين ميز کارم

نمي دونستم که تدريس هم مي کردين آقاي نولان

انگليسي. مدتها قبل از اومدن تو

بايد بهت بگم که ترک تدريس برام خيلي دشوار بود

جان، من شايعاتي در مورد روش هاي تدريس غير ارتودوکسي و نامتعارف در کلاسهاي درس تو شنيدم

من نمي خوام بگم که اين روشها هيچ تاثيري در سرکشي اين پسره دالتون نداشتند

ولي فکر نمي کنم لازم باشه بهت هشدار بدم پسرها در اين سنين چقدر تاثير پذيرند

مطمئنم که توبيخ شما تاثير بسزائي به جا گذاشت

اون روز تو حياط چه خبر بود ؟ حياط ؟

که بچه ها قدم رو مي زدن ، کف مي زدن. آهان اون روز

براي تمرين براي اثبات اين نکته. آفتهاي همرنگي

خوب ، جان برنامه آموزشي اينجا تعيين شده س. تثبيت شده و نتيجه بخش هم بوده

اگر تو باهاش مشکلي داري ، چرا بچه ها رو از انجام دادنش منع مي کني ؟

من هميشه فکر مي کردم که اساس آموزش يعني يادگيري تفکر مستقل

در سن و سال اين بچه ها؟ نه در زندگي تو

سنت جان! انضباط

اونها رو براي دانشگاه آماده کن ، بقيه ش خود به خود درست مي شه

اون شروع کرد به راه رفتن به سمت چپ من

خم شيد آقاي دالتون

خيلي خوب آقايون

آقاي کيتينگ. آقاي دالتون

عجب شاهکار مسخره اي در آوردين امروز

شما طرف آقاي نولان هستيد ؟

پس کارپه ديم و مکيدن همه جوهره حيات و همه اون چيزها چي مي شه ؟

مکيدن جوهر حيات معنيش اين نيست که استخونم از بين ببري

جرات داشتن به وقت خودش ، احتياط کردن هم به وقت خودش

يه مرد عاقل هميشه مي دونه اونها رو کجا وکي انجام بده

ولي من فکر کردم شما ازش خوشتون مياد

نه

از اين مدرسه اخراج شدن براي من کار متهورانه اي نيست ، بلکه احمقانه هم هست

به خاطر اينکه شما بعضي از موقعيتهاي طلائي رو از دست مي ديد

آره ، مثلا چي ؟

مثلا اگه هيچ چيز ديگه اي هم نباشه ، حداقل فرصت شرکت در کلاسهاي من هست

فهميدي قهرمان ؟

بله ، بله ناخدا

کله تونو واسه خودتون به کار بندازيد

با بيشترتونم

بله ناخدا. بله ناخدا

يه تلفن از طرف خدا

اگه سرجمعي حساب کني ، کار شجاعانه اي بوده

خيلي خوب. ادامه شو بگو پسر

دوباره تمرين مي کنيم ، باشه ؟ شروع کنين

تو را قسم مي دهم تا بار ديگر مرا گوش فرا دهي هرميا

صبر کن ! با شور و هيجان ادا کن. من هيچ هيجاني تو اين تمرين نمي شنوم

حالا دستشو بگير. بيارش جلوي سن تئاتر بعد بايست و خيلي زيباو ملايم هرميا رو آروم کن

دوباره تمرين مي کنيم

شام چيه ؟

اسپاگتي و گوشت

واسه منم نگه دارين

پس اي پري افسونگر! منزل کن که هم اکنون پادشاه پريان از راه مي رسد

پدر. نيل

قبل از اينکه شما چيزي بگيد بذارين توضيح بدم. سعي نکن جسورانه با من حرف بزني

به حد کافي خراب کردي ، همه وقتتو تلف کردي

با اين بازيگري تئاتر پوچ و مسخره

ولي تو عمدا منو فريب دادي

چطور انتظار داشتي که با تئاتر مي توني موفق بشي ؟

جواب منو بده

کي تو رو به انجام اين کار تشويق کرد ؟

کار اين معلم جديده نبود، آقاي کيتينگ ؟ نه، هيچ کس.

من فکر کردم اين کار شما رو خوشحال مي کنه. من تو همه درسها نمره الف گرفتم

واقعا فکر کردي که من نفهميده بودم ؟

خانم مارکس به من مي گه : اوه، برادر زاده من تو تئاتر با پسر شما بازي مي کنه

من مي گم : نه نه نه. شما اشتباه مي کنين. پسر من تو نمايش بازي نمي کنه

تو از من يه دروغگو ساختي نيل

حالا ، فردا مي ري بهشون مي گي که ديگه تئاتر نمياي

نه ، نمي تونم

من نقش اصلي رو دارم. فردا تئاتر رو صحنه مي ره

اگه فردا شب قرار باشه دنيا هم به آخر برسه ، اصلا برام مهم نيست

تو تئاتر و ول مي کني

روشنه؟

روشنه؟

بله قربان

من خيلي فداکاري کردم تا تو به اينجا برسي نيل

و تو منو نا اميد نمي کني

نه قربان

در بازه

نيل، چي شده ؟

ممکنه چند دقيقه باهاتون صحبت کنم ؟ حتما. بشين

متاسفم. ببخشيد

چاي مي خوري ؟ چاي، حتما

با شير يا شکر. نه ممنونم

خداي من، اونها به شما در اينجا اتاقهاي بيشتري نمي دن ؟

مثل يه قسمت از دير راهبه ها مي مونه

اونها نمي خوان اين جور مسائل دنيوي حواس منو از تدريس پرت کنه

خانوم زيبائيه و الان هم تو لندن زندگي مي کنه

تا حدودي سخته

چطور تحمل مي کنيد ؟ چي رو تحمل کنم ؟

شما مي تونيد هر جا مي خواين برين. هر کاري دوست داريد بکنيد. پس چرا اينجا مونديد؟

چون من به تدريس عشق مي ورزم. نمي خوام هيچ جاي ديگه اي باشم

چه خبر ؟ من با پدرم صحبت کردم

اون منو مجبور مي کنه که تئاتر هنلي هال رو ول کنم

ولي بازيگري براي من يعني همه چيز

منظورم اينه که ، اون نمي فهمه ، اون

من مي تونم بفهمم مشکل اون چيه. ما مثل خانواده چارلي ، آدماي پولداري نيستيم

و ما…

ولي اون براي بقيه عمر من برنامه ريزي مي کنه

و هيچ وقت ازم نمي پرسه که من چي مي خوام

تا حالا با پدرت درباره اونچه که الان به من گفتي صحبت کردي ؟

درباره علاقه و اشتياقت به بازيگري ؟ تا به حال اين احساستو بهش نشون دادي ؟

نمي تونم. چرا نه

من اينطوري نمي تونم باهاش صحبت کنم

پس تو هم داري واسش نقش بازي مي کني

تو هم داري نقش يه پسر وظيفه شناسو واسش بازي مي کني

مي دونم اين غير ممکنه ، ولي تو بايد با پدرت صحبت کني

تو بايد به اون نشون بدي که واقعا کي هستي و چي تو قلبت هست

مي دونم اون چي مي گه

اون بهم مي گه که اين بازيگري يه هوسه و بايد فراموشش کنم

اون و مادرم خيلي رو من حساب کردن

به من مي گه که بايد فکر بازيگري رو از سرم بيرون کنم ، اونم به خاطر خودم

تو خدمتکار وظيفه شناس اونها نيستي

اين براي تو هوس نيست. تو بايد با تعهد و اشتياقت اينو بهش ثابت کني

تو بايد اينو بهش نشون بدي و اگه باز هم تو رو باور نکرد

متن انگلیسی بخش

You kicked out? No.

So, what happened?

I’m to turn everybody in, apologize to the school, and all will be forgiven.

So, what are you gonna do?

Charlie. Damn it, Neil.

The name is Nuwanda.

Excuse me.

May we have a word, Mr. Keating? Certainly.

This was my first classroom, John. Did you know that?

My first desk. I didn’t know you taught, Mr. Nolan.

English.

Long before your time.

It was hard giving it up, I can tell you.

I’m hearing rumors, John, about some unorthodox teaching methods, in your classroom.

I’m not saying they’ve had anything to do with the Dalton boy’s outburst,

but I don’t think I have to warn you, boys his age are very impressionable.

Well, your reprimand made quite an impression, I’m sure.

What was going on in the courtyard the other day?

Courtyard?

Yeah, boys marching, clapping in unison.

Oh, that. That was an exercise to prove a point.

Dangers of conformity.

Well, John, the curriculum here is set. It’s proven, it works.

If you question it, what’s to prevent them from doing the same?

I thought the idea of education was to learn to think for yourself.

At these boys’ age? Not on your life.

Tradition, John. Discipline.

Prepare them for college and the rest will take care of itself.

He starts walking around towards my left.

“Assume the position, Mr. Dalton”

It’s all right, gentlemen.

Mr. Keating. Mr. Dalton.

That was a pretty lame stunt you pulled today.

You’re siding with Mr. Nolan?

What about carpe diem, sucking all the marrow out of life…?

Sucking the marrow out of life doesn’t mean choking on the bone.

Sure, there’s a time for daring, and there’s a time for caution.

And a wise man understands which is called for.

But I thought you’d like that. No.

You being expelled from school is not daring to me, it’s stupid.

Because you’ll miss some golden opportunities.

Yeah, like what?

Like if nothing else, the opportunity to attend my classes.

Got it, Ace?

Aye, aye, captain.

Keep your head about you.

That goes for the lot of you.

Yes, captain. Yes, captain.

Phone call from God.

If it had been collect, it would have been daring.

All right. Go on, play.

We’re trying to rehearse, okay?

A good persuasion. Therefore, hear me, Hermia.

Wait please. Excitement. I don’t hear any excitement about this play.

And take her hand.

Bring her down the stage and stop, and, “There, gentle Hermia.” Try again.

What’s for dinner? Spaghetti and meatballs.

Save some for me.

But, room, fairy! Here comes Oberon.

Father. Neil.

Before you say anything, please let me… Don’t you dare talk back to me.

It’s bad enough that you’ve wasted your time

with this absurd acting business.

But you deliberately deceived me.

How did you expect to get away with this?

Answer me.

Who put you up to it? Was it this new man, this, uh, Mr. Keating?

No, nobody…

I thought I’d surprise you.

I’ve gotten all A’s in every class. So did you think I wasn’t gonna find out?

“Oh, my niece is in a play with your son,” says Mrs. marks.

“No, no, no,” I say.

“You must be mistaken. My son’s not in a play.”

You made a liar out of me, Neil.

Now, tomorrow, you go to them and you tell them that you’re quitting.

No, I can’t. I have the main part. The performance is tomorrow night.

I don’t care if the world comes to an end tomorrow. You are through with that play.

Is that clear?

Is that clear?

Yes, sir.

I made a great many sacrifices to get you here, Neil.

And you will not let me down.

No, sir.

It’s open.

Neil, what’s up?

Can I speak to you a minute? Certainly. Sit down.

I’m sorry, here. Excuse me.

Get you some tea? Tea, sure.

Like some milk or sugar in that? No, thanks.

Gosh, they don’t give you much room around here.

No, it’s part of the monastic oath.

They don’t want worldly things distracting me from my teaching.

She’s pretty; She’s also in London.

Makes it a little difficult.

How can you stand it? Stand what?

You can go anywhere. You can do anything.

How can you stand being here? Because I love teaching.

I don’t want to be anywhere else.

What’s up?

I just talked to my father.

He’s making me quit the play at Henley Hall.

Acting’s everything to me; I…

But he doesn’t know, he…

I can see his point. We’re not a rich family like Charlie’s.

And we…

But he’s planning the rest of my life for me,

and he’s never asked me what I want.

Have you ever told your father what you just told me?

About your passion for acting. You ever show him that?

I can’t. Why not?

I can’t talk to him this way. Then you’re acting for him too.

You’re playing the part of the dutiful son.

I know this sounds impossible, but you have to talk to him.

Show him who you are, what your heart is.

I know what he’ll say.

He’ll tell me that acting’s a whim and I should forget it.

That they’re counting on me.

He’ll just tell me to put it out of my mind for my own good.

You are not an indentured servant. If it’s not a whim for you,

you prove it to him by your conviction and your passion.

You show him that, and if he still doesn’t believe you,

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.