How to Form a Chunk - Part 2

توضیح مختصر: That's part of why you can grasp an idea when a teacher presents it in class, but if you don't review it fairly soon after you first learned it, it can seem incomprehensible when it comes time to prepare for a test. In math and science related subjects, closing the book and testing yourself on whether you, yourself, can solve the problem you think you understand, will speed up your learning at this stage. Summing it up, chunks are best built with focused attention, understanding of the basic idea, and practice to help you gain mastery and a sense of the big picture context.

زمان مطالعه: 11 دقیقه

سطح:

فایل ویدئویی:

ویدئوی آموزشی درس « How to Form a Chunk - Part 2 »

ترجمه فارسی داستان:

[صدا] در اين ويدئو، مي خواهم شمارا با گام‌های اولیه چگونگی ساخت قطعه آشنا كنم. هر حوزه‌اي متفاوت است. براي مثال، قطعه بندي در رشته تاريخ متفاوت از قطعه بندي در شيمي يا كاراته است. در اينجا من سعي ميكنم بيشتر بر روي تشريح قطعه بندي افكار ذهني بجاي حركات فيزيكي بدن، تكيه كنم. اما خواهيد ديد كه اين دو رويكرد بسيار بهم نزديك و مرتبط هستند. بنابراين چه بخواهيد چيزي ذهني و چه فيزيكي را ياد بگيريد اینجا ايده‌هاي مفيدي پيدا خواهید کرد. اولين قدم در قطعه بندي اين است كه تمام توجه تان را روي اطلاعاتي كه مي‌خواهيد قطعه بندي كنيد، متمركز كنيد. اگر صداي تلويزيون در پس زمينه وجود داشته باشد و يا شما هر چند دقيقه تلفن همراه و يا پيام‌هاي روي كامپيوترتان را چك كنيد به اين معناست كه در قطعه بندي مشكل بیشتری خواهيد داشت زيرا مغز شما كاملا بر روي قطعه بندي مطالب جديد متمركز نشده است. وقتي شما شروع به يادگيريچیز ی مي‌كنيد الگوهاي عصبي جديد مي‌سازيد و آن‌ها را با الگوهاي از پيش ساخته شده‌اي متصل مي‌كنيد كه در سراسر مغز گسترده شده‌اند. اگر برخی از شاخک‌های هشت‌پای شما درگير افكار ديگري باشند و شكاف‌هاي محدود موجود درحافظه كاري شما را ‌اشغال كنند، نمي توانند به خوبي دسترسي پيدا كنند. قدم دوم در قطعه بندي درك ايده اوليه‌اي است كه مي‌خواهيد قطعه بندي كنيد، چه مربوط به فهم يك ايده مثل رانش قاره اي، پيدا كردن ارتباط بين عناصر اصلي براي يك داستان، درك قانون اقتصادي عرضه و تقاضا، يا فهم معني نوع خاصي از مسئله رياضي باشد. دانش آموزان اغلب مي توانند جان كلام كه در واقع همان كشف ايده يا ايده هاي اصلي است را به طور طبیعی درك كنند. يا مي توانند آن ايده ها را بفهمند اگر اجازه دهند حالت تفکر پراكنده‌شان در جاي خود اتفاق افتاده و به آن‌ها در درك مسئله كمك كنند. ادراك مثل يك چسب بسيار قوي است كه كمك مي كند تا اثرات حافظه‌اي اساسي در كنار يكديگر بمانند. اثرات فراگير گسترده‌اي ايجاد مي‌كند كه مي‌تواند به ساير اثرات حافظه‌اي متصل شود. آيا مي توانید بدون درك قطعه بسازید؟ بله، اما معمولا قطعه‌ای بي فايده خواهد بود كه با ساير مطالبي كه مي آموزيد مطابقت ندارد و مرتبط نيست. در نتیجه، مهم است بدانيم كه فقط دانستن روش حل يك مسئله لزوماً منجر به ايجاد قطعه‌اي كه بعداً بتوانيد به آساني به ياد بياوريد، نمی‌شود. البته درك واقعي مطلب را با فهم مقطعي اشتباه نگيريد. اين يكي از دلايلي است كه وقتي معلم يك مفهوم را در كلاس ارائه مي‌كند آن‌را متوجه مي‌شويد اما اگر در زماني كوتاه پس از يادگيري اوليه آن را مرور نكنيد در زماني‌كه بايد براي امتحانی آماده شويد به نظر غیرقابل فهم خواهد آمد. در موضوعات مربوط به رياضيات و علوم بستن کتاب و اینکه ببينيد كه آيا خودتان مي‌توانيد مسئله‌اي كه فكر مي‌كنيد فهميده ايد را را حل كنيد، يادگيري شما در اين مرحله را تسريع مي‌كند. معمولا متوجه خواهيد شد اولين زماني كه واقعاً چيزي را ياد گرفته ايد موقعي است كه خودتان آن‌را انجام داده ايد. در بسياري از حوزه‌ها همينطور است. صرفا نگاه كردن به نقاشي یک نفر به اين معني نيست كه شما هم مي‌توانيد همان اثر را خلق كنيد. و صرفا گوش كردن به يك آهنگ، تخصص مورد نياز براي اجراي آن آهنگ با همان طنين را به شما نخواهد داد. » [موسيقي] تنها به اين دليل كه چيزي را مي‌بينيد و يا حتي آن‌را مي‌فهميد، به اين معني نيست كه واقعا مي‌توانيد آن‌را انجام دهيد. فقط اگر خودتان آنرا انجام دهيد كمك مي كند تا الگوهاي عصبي كسب مهارت حقیقی ایجاد شوند. سومين گام در قطعه بندي پيدا كردن زمينه است، تا بدانيد چگونه و در چه زماني این قطعه را به كار ببريد. زمينه يعني از مسئله اوليه فراتر رفتن و نگاه جامع، تكرار و تمرين با مسائل مرتبط و نامرتبط ، به‌طوري كه بدانيد چه زماني از قطعه بندي استفاده كرده و چه زماني استفاده نكنيد. اين كمك مي‌كند تا ببينيد كه قطعه جديد شما در كجاي تصوير بزرگتر قرار مي‌گيرد. به بيان ديگر، ممكن است شما ابزاري در استراتژي يا جعبه ابزار حل مسئله خود داشته باشيد اما اگر ندانيد كه چه زماني از آن ابزار استفاده كنيد، چندان به كارتان نخواهد آمد. در نهايت، تمرين به شما كمك مي كند تا شبكه‌هاي عصبي كه به قطعه‌ی شما مربوط هستند را گسترش دهيد و از استحكام و قابليت دسترسي به آن از راه‌هاي مختلف اطمينان حاصل كنيد. همانطور كه در اين تصوير از بالا به پايين، و پايين به بالا مي بينيد، يادگيري از دو طريق صورت مي‌گيرد. يك فرآيند قطعه بندي پايين به بالا وجود دارد كه در آن تمرين و تكرار به شما در ساخت و تقويت هر قطعه كمك مي‌كند و بنابراين شما مي‌توانيد به آساني بدر زمان نیاز به آن دسترسي پيدا كنيد. و همچنين يك فرآيند بالا به پايين تصوير بزرگتروجود دارد كه به شما اجازه مي‌دهد ببينيد كه چه چيزي ياد مي‌گيريد و آن در كجا قرار مي‌گيرد. هر دوي فرآيندها در مسلط شدن بر مطالب ضروري هستند. زمينه جايي است كه دو فرآيند يادگيري بالا به پايين و پايين به بالا تلاقي دارند. براي اينكه شفاف سازي كنيم، قطعه بندي ممكن است شامل یادگیری چگونگي استفاده از برخي تكنيك هاي خاص حل مسئله شود. زمينه يعني ياد بگيريد كه چه زماني از هر تكنيك استفاده كنيد. يك نگاه گذراي دو دقيقه اي در طول يك فصل از كتاب قبل ازاينكه مطالعه را شروع كنيد، نگاه اجمالي بر تصاوير و سر فصل ها، به شما اجازه می‌دهد تا يك ديد كلي و تصوير جامع به دست بياوريد. همچنين گوش كردن به يك سخنراني سازماندهي شده. اين قبيل فعاليت‌ها كمك مي‌كنند تا بدانيد هر قطعه‌اي كه مي‌سازيد را در كجا قرار دهيد، قطعه‌ها چگونه با يكديگر ارتباط دارند، همانطور كه اينجا مي‌بينيد، در عكس مردي در ماشين. ابتدا مفاهیم اصلی یا نکات را ياد بگيريد. اين‌ها جزو بخش‌هاي كليدي طرح كلي یک آموزگار یا نمودارها، جدول ها يا نقشه هاي مفهومي يك فصل كتاب هستند. وقتي اين كار را انجام داديد، به جزئيات بپردازيد. حتي اگر در پايان هر مطالعه تعدادي از تكه هاي پازل در اختيار ننباشند اما همچنان می‌توانید تصویر کلی را ببینید. بفرماييد. جمع بندي كنيم، بهترين راه ساخت قطعه توجه متمركز، درك ايده‌هاي پایه‌ای و تمرين براي كسب مهارت و درک تصوير كلي است. اين‌ها گام‌هاي اساسي در ايجاد قطعه و تطبيق دادن آن در يك چارچوب مفهومي از هرآنچه كه مي‌آموزيد، هستند. اما بيشتر نيز هست. من Barbara Oakley هستم. سپاس برای یادگرفتن درباره یادگیری. [BLANK_AUDIO]

متن انگلیسی داستان:

[SOUND] In this video I’m going to walk you through the basic steps behind how to make a chunk. Every discipline is a little different. Chunking in the subject of history, for example, is quite different from chunking in chemistry or in karate. In my explanations here, I’m going to lean a little more towards explaining chunking of mental ideas rather than physical body motions. But you’ll see that the two approaches are closely related. So, whether you’re learning something mental or something physical, you’ll find some helpful ideas here. The first step on chunking is simply to focus your undivided attention on the information you want to chunk. If you had the television going on in the background, or you’re looking up every few minutes to check or answer your phone or computer messages, it means you’re going to have more difficulty in making a chunk, because your brain is not really focusing on chunking the new material. When you first begin to learn something, you’re making new neural patterns and connecting them with preexisting patterns that are spread through many areas of the brain. Your octopus tentacles, so to speak, can’t reach very well if some of them are off on other thoughts using up some of the limited slots in your working memory. The second step in chunking is to understand the basic idea you’re trying to chunk, whether it’s understanding a concept such as continental drift, seeing the connection between the basic elements of the plot for a story, grasping the economic principle of supply and demand, or comprehending the essence of a particular type of math problem. Students can often synthesize the gist, that is figure out the main idea or ideas, pretty naturally. Or at least they can grasp those ideas if they allow the focused and diffuse modes of thinking to take turns in helping them figure out what’s going on. Understanding is like a superglue that helps hold the underlying memory traces together. It creates broad encompassing traces that can link to other memory traces. Can you create a chunk if you don’t understand? Yes, but it’s often a useless chunk that won’t fit in with, or relate to other material of your learning. That said, it’s important to realize that just understanding how a problem was solved, for example, does not necessarily create a chunk that you can easily call to mind later. Don’t confuse the “Aha!”, of a breakthrough in understanding, with solid expertise. That’s part of why you can grasp an idea when a teacher presents it in class, but if you don’t review it fairly soon after you first learned it, it can seem incomprehensible when it comes time to prepare for a test. In math and science related subjects, closing the book and testing yourself on whether you, yourself, can solve the problem you think you understand, will speed up your learning at this stage. You often realize the first time you actually understand something is when you can actually do it yourself. It’s the same in many disciplines, just looking at someone else’s painting doesn’t mean you could actually create that painting yourself, and just hearing a song won’t give you the expertise you need to sing it in the same resonant fashion. » [MUSIC] » Just because you see it or even that you understand it, it doesn’t mean that you can actually do it. Only doing it yourself helps create the neural patterns that underlie true mastery. The third step to chunking is gaining context, so you can see not just how, but also when to use this chunk. Context means going beyond the initial problem and seeing more broadly, repeating and practicing with both related and unrelated problems, so that you can see not only when to use the chunk, but when not to use it. This helps you see how your newly formed chunk fits into the bigger picture. In other words, you may have a tool in your strategy or problem solving tool box, but if you don’t know when to use that tool, it’s not going to do you a lot of good. Ultimately, practice helps you broaden the networks of neurons that are connected to your chunk, ensuring it’s not only firm, but also accessible from many different paths. As you can see from this top down, bottom up illustration, learning takes place in two ways. There’s a bottom up chunking process, where practice and repetition can help you both build and strengthen each chunk, so you can easily access it whenever you need to. And there’s also a, a sort of a top down big picture process that allows you to see what you’re learning and where it fits in. Both processes are vital in gaining mastery over the material. Context is where bottom up and top down learning meet. To clarify here, chunking may involve your learning how to use a certain problem-solving technique. Context means learning when to use that technique instead of some other technique. Doing a rapid two-minute picture walk through a chapter in a book before you begin studying it, glancing at pictures and section headings, can allow you to gain a sense of the big picture. So can listening to a very well organized lecture. These kinds of activities can help you know where to put the chunks you’re constructing, how the chunks relate to one another, just as you see here, with the image of the man in the car. Learn the major concepts or points first. These are often the key parts of a good instructor or book chapter’s outline, flow charts, tables, or concept maps. Once you have this done, fill in the details. Even if a few of the puzzle pieces are missing at the end of your studies, you can still see the big picture. So there you go. Summing it up, chunks are best built with focused attention, understanding of the basic idea, and practice to help you gain mastery and a sense of the big picture context. Those are the essential steps in making a chunk and fitting that chunk into a greater conceptual overview of what you’re learning. But there’s more. I’m Barbara Oakley. Thanks for learning how to learn. [BLANK_AUDIO]