Optional Interview with Dr. Norman Fortenberry - Learning at MIT

توضیح مختصر: That's one of the reasons why people need to be careful when you have a faculty member or a teacher to put something on, on overheads or, or Powerpoints these days. again, with the study groups and challenging each other, because what you, what you think you know, you find out when you try to explain it to somebody else, that's why teaching is one of the best ways to learn. And so you have to take the time to explain it, teach it, whatever, to somebody else as a way to make sure that you, in fact, have what you think you have in terms of your learning.

زمان مطالعه: 20 دقیقه

سطح: خیلی سخت

فایل ویدئویی

ترجمه‌ی درس

[BLANK_AUDIO] برای این مصاحبه، باعث افتخار است که شما را با یکی از شخصیت های برجسته‌ امروزی در زمینه آموختن یادگیری مؤثر، آشنا کنم. دکتر نورمن فورتنبری، مدیر اجرایی انجمن آموزش مهندسی آمریکا. دکتر فورتنبری همیشه در MIT بوده است. یعنی کارشناسی، ارشد و دکترای مهندسی مکانیک را از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) گرفته است. نورمن به دلیل علاقه‌اش به یادگیری مسیر شغلی غیرمعمولی را اتخاد کرده است. بعد از تدریس اولین کلاس‌های مهندسی‌اش، متوجه وجود یک گسستگی شد. او چیزهای زیادی در حوزه مطالعاتی‌اش می‌دانست، اما نمی‌دانست که چگونه به شکلی مؤثر تدریس کند. واقعیت این است که اکثر اساتید جدید بدون یادگیری روش‌های مؤثر تدریس به سر کلاس‌ها می‌روند. دکتر فورتنبری می‌خواست که کاری در این خصوص انجام دهد. کار او در بنیاد ملی علوم و کنسرسیوم ملی تحصیلات تکمیلی برای اقلیت‌های مهندسی و علوم، کمک کرد به ساخت یک شبکه کامل حمایتی برای اساتید علوم، مهندسی، ریاضی، و فناوری، که میخواهند به دانشجویان در یادگیری مؤثر کمک کنند. در این مصاحبه، با دکتر فورتنبری در مورد چند ایده عملی برای مطالعه بهتر و مؤثرتر صحبت کرده‌ایم. ممنون از اینکه به اینجا اومدین دکتر فورتنبری. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. باید ازتون بپرسم. شما اینجایید، در MIT، که حداقل از نظر فناوری یکی از مؤسسات برتر آموزشی در جهانه. و شما با موفقیت این مسیر رو طی کردین و تا گرفتن مدرک PhD پیش رفتین. اجازه بدین چیزای کلی رو رها کنیم و به جزئیات بپردازیم. باارزش‌ترین ترفندها و رویکردهایی که برای مطالعه و یادگیری مؤثر استفاده کردین چیا بودن؟ » خب، MIT یه مؤسسه بسیار خوبه و نه فقط از نظر فناوری. برای مثال، یکی از بهترین دانشکده‌های علوم سیاسی رو در جهان داره. اما، گذشته از این، در مورد تکنیک‌هایی که استفاده کردم، اولین و مهم‌ترینش این بود که تشخیص بدم روش مطالعه در دبیرستان در دانشگاه جواب نمی‌ده. در دبیرستان، و در واقع در بیشتر پیش‌دانشگاهی‌ها، به شما یاد می‌دادن که تکالیفتون رو تنهایی انجام بدین، تنها درس بخونین و… این جواب نمی‌ده. در دانشگاه، حداقل در رشته‌های مهندسی، انتظار اینه که شما بخشی از گروه هستین. انتظار اینه که یادداشت‌های کلاس و منابع کلاس در سطح محیط آموزشی است. انتظار اینه که به منابعی دسترسی داشته باشید که اگر نداشته باشید دچار مشکل جدی می‌شید. پس باید این انتظارات رو برآورده کنید اون هم از طریق ارتباط با کسانی که به منابعی که شما برای موفقیت بهشون نیاز دارین دسترسی دارن. نکنه کلیدی، در مطالعات دانشگاهی، حداقل در رشته‌های مهندسی، اینه که بخشی از تیم هستید. و اگر عضو تیمی نیستید، باید یه تیم پیدا کنید. اگر یک تیم هستید، باید گروهتون رو ارتقا بدید. اما باید بخشی از گروه باشید. مهندسی مثل یه ورزش تیمیه. همه کلیشه ها می‌گن مهندس تنها، برنامه‌نویس تنها. ولی این یه کار تیمیه. و باید خیلی زود تیمتون رو پیدا کنین و مطمئن بشین که اعضای اون تیم هم مطالعه رو جدی بگیرن. باشه. رقابت در MIT رقابت با بهترین دانشجوهای دنیاست. شما چگونه مطالعه میکردین تا از تضعیف شدن روحیه‌تون جلوگیری کنید؟ روحیه من تضعیف شده بود روحیه من به شدت تضعیف شده بود چیزی که کمک کرد این بود که به خودم یادآوری می‌کردم و دیگران، مثل همکارانم و چند نفر از مدیران به من یادآوری می‌کردن که با آمدن به MIT ناگهان از هوشم کم نشده. در MIT افراد باهوش زیادی هستند و منم یکی از اون افراد بودم. و اینکه نیاز داشتم تا در اطراف خودم گروه حمایت‌گری ایجاد کنم. حمایت می‌کردم. و از حمایت بهره‌مند می‌شدم. بله، روحیه شما کاملاً تضعیف میشه. لااقل من که اینطور بودم، و افرادی که می‌شناختم هم همینطور. اما می‌دونستیم که اگه مثل یه تیم کار کنیم، پشت سر می‌ذاریمش. و نکته اینجا بود که به خاطر داشته باشیم هدف، یادگیری مطلبه. هدف تمام کردن کلاسه. حتی در تحصیلات تکمیلی، هدف گرفتن مدرکه. و بر روی جایزه تمرکز می‌کنین، و براش می‌جنگین و موفق می‌شین. » در ابتدای دوران دانشگاه، یک کلاس پیچیده حسابان برداشتی بله.  » که اکثر افراد لااقل اونقدر زود برش نمی‌دارن. می‌دونم که این باعث شده کمی از درسات عقب بیفتی. » بله شده. » چطور می‌تونستی از این اتفاق جلوگیری کنی و چطور با وجود شکست و سختی، به کارت ادامه دادی؟ » خب، راه اجتناب از مشکل اینه که غرورت در توازن باشه. باید کاری رو می‌کردم که اکثریت دانشجویان انجام می‌دادن، یعنی حسابان معمولی رو برمی‌داشتم و نه حسابان کاربردی که همه می گفتن سخت‌تره. ولی پیش خودم گفتم، این کاربردیه، و اگه قراره مهندس باشم باید اینو بردارم. زمان‌هایی هست که در خرد جمعی خرد نهفته‌ای است. و زمان‌های هست که تکرار عمل دیگران بهترین کار نیست. و چالش اینه که بفهمیم کدومش درسته. ولی فکر میکنم می‌تونستم تصمیم بهتری بگیرم اگر نه فقط با هم‌کلاسی‌هام، بلکه با چند سال بالایی و چند نفر از مدیران و مشاوران هم در مورد انتخابم و سابقه‌م توی حسابان مشورت می‌کردم، که این سابقه هم چندان قوی نبود چون پیش از این حسابان برنداشته بودم. قبل از اون کتاب حسابان AP رو در سال آخر دبیرستان در لوییزیانا خونده بودم. مسأله اینه که باید بفهمیم چه زمانی تصمیممون منطقیه و چه زمانی منطقی نیست. خب، من چطوری ادامه دادم؟ عزمم رو جزم کردم و خیلی سخت خوندم در گروه‌های مطالعاتی. و خیلی زمان گذاشتم برای مرور مطالب، به دو یا سه روش مختلف، تا مطمئن بشم که مطلب رو فهمیدم. » اوکی. برای فعال کردن حالت پراکنده یا حالت استراحت نورونی و رسیدن به ایده‌های جدید در این حالت، برای مطالعه، برای کار، چه کار می‌کنین؟ » فکر می‌کنم چیزی که بهش اشاره کردی خیلی مهمه. یکی از چیزهایی که به دیگران می‌گم اینه که می‌تونین خیلی سخت کار کنین. عده زیادی هستن که، اونموقع داشتم در مورد MIT حرف میزدم، عده زیادی هستن که به شدت مشغولن. اما اگه خیلی بخواین سخت کار کنین دیگه مغزتون کار نمی‌کنه و چون هدف استفاده از مغزه، این کار متضاد بهره‌وریه. پس استراحت کردن مهمه. استراحت من خاموش کردن کامل ذهنه. در روزنامه‌ها کاریکاتور می‌بینم یا از تلویزیون کارتون تماشا می‌کنم. چندتا از احمقانه‌ترین برنامه‌های تلویزیونی رو می‌بینم تا ریلکس بشم البته اسمی از هیچکدوم نمی‌برم. این به من اجازه می‌ده خودآگاهم رو خاموش کنم و ناخودآگاهم کار کنه. شباهت زیادی به خوابیدن داره. مسائل و چیزهای زیادی وارد ذهن می‌شه و باید گاهی توجهتون رو منحرف کنین تا ذهنتون در پس‌زمینه کار کنه و به پاسخ برسه. خب منم یه کارهایی می‌کنم. بعضیا ورزش می‌کنن. منم یه زمانی خیلی ورزش می‌کردم. باید ورزشم رو بیشتر کنم. اما به روش‌های مختلف کارهایی انجام می‌دم که ذهنم خاموش بشه. » تو بعضی چیزا مشترکیم، چون منم عاشق خوندن نشنال انکوایرر هستم (مترجم: مجله آمریکایی که به زندگی افراد مشهور می‌پردازد) [خنده] » اون هم خوبه. » بسیاری از بینندگان ما خواهر و برادر و دوستانی دارن که می‌خوان چیزهای جدید یاد بگیرن. با توجه به کودکی خودتون، و حتی شغل فعلی‌تون، دیگران چگونه به یادگیری شما کمک کردند؟ و آیا شده که دیگران با کمک نکردن به شما بهتون کمک کرده باشن؟ و آیا پیشنهادی عملی برای بینندگان‌مون که می‌خوان چگونگی یادگیری رو یاد بگیرن دارین؟ راهنماهای عملی زیادی برای چگونگی یادگیری به صورت کتاب یا به صورت آنلاین وجود داره که روش سیستماتیک کسب اطلاعات رو یاد می‌دن. چیزی که من با پسرم زمانی که کوچکتر بود انجام می‌دادم استفاده از روش‌های مختلف ورود اطلاعات بود. چیزی رو ببینین. اون رو با دستاتون بنویسین تا حافظه عضلانی به دست آورید، و با خودتون تکرار کنید. ببین، بلند بگین، هجی کنین، و از این کارها. با افزایش روش‌های یادگیری، یادگیری شنوایی و یادگیری بصری‌تون بهتر می‌شه. پس باید از چندین روش یادگیری استفاده کنین. به همین دلیله که باید دقت کنین وقتی استاد دانشگاه یا معلمی چیزی رو مثل پاورپوینت از قبل آماده کرده. وشما فقط مطالب رو از اونها میگیرین و مطالعشون نمیکنید. عمل فیزیکی نوشتن کمک می‌کنه تا مطالب درونی بشن، و مرور اون یادداشت ها هم به این کار کمک می‌کنه. پس چندین روش ورودی برای یادگیری ضروریه. مجددا بر روی گروه‌های مطالعاتی و به چالش کشیدن همدیگه تأکید می‌کنم چون ممکنه فکر کنین چیزی رو بلدین اما وقتی می‌خواین برای فرد دیگه ای توضیحش بدین میبینین که بلد نیستین به همین دلیل تدریس بهترین راه برای یادگیریه. اما حتی اگر نخواین به صورت کامل چیزی رو به کسی یاد بدین هنگام بحث کردن با همکاران و هم‌کلاسی‌ها، می‌گین «فکر می‌کنم اینو می‌دونم» و بعد اونا شما رو به چالش می‌کشن. می‌گین «خب این چیزی نبود که فکر می‌کردم ولی اجازه بدین توضیح بدم» و بعد، یا برای نظرتون دلیل میارین، یا متوجه اشتباه بودن نظرتون می‌شین. و برای اونا هم همین‌طوره. و از طریق توضیح دادن مطالب برای همدیگه، به هم کمک می‌کنین اگر خودتون تنهایی کار کنین، می‌گین «خب بلد شدم» ولی ممکنه واقعا بلد نشده باشین یا اشتباه فهمیده باشین. پس باید وقت بذارین و مطلب رو به کسی دیگه توضیح بدین، یاد بدین و… تا مطمئن بشین که اون مطلب رو فهمیدین. » فکر می‌کنم یادگیری فعال مثل این، یعنی باهاش کلنجار رفتن و استفاده از اطلاعاتی که توی ذهنمون هست، بهترین روش برای اطمینان از یادگیری مطالبه. دقیقاً. » پس حق کاملا با شماست. نورمن، خیلی متشکرم. [BLANK_AUDIO]

متن انگلیسی درس

مشارکت‌کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.