Overlearning, Choking, Einstellung, and Interleaving

توضیح مختصر: The crowded bumpers of the focus mode and the previous patterns you built can create a sort of rut that prevents you from springing to a new place where the solution might be found. In other words, they blindly start working on homework without reading the text book, attending lectures, viewing online lessons, or even speaking with someone knowledgeable. When you teach a child how to deal effectively with a bully, or you fix a leaky faucet, or you quickly pack a small suitcase for a business trip to Hong Kong, all of these illustrate the outcomes of important aspects of learning.

زمان مطالعه: 15 دقیقه

سطح:

فایل ویدئویی:

ویدئوی آموزشی درس « Overlearning, Choking, Einstellung, and Interleaving »

ترجمه فارسی داستان:

[صدا] زمانی که در حال یادگیری یک موضوع جدید هستید، برای مثال یک کلمه جدید، یا یک مفهوم جدید ویا یک روش حل مساله جدید، بعضی اوقات تلاش خواهید کرد که آن را چندین بار در همان جلسه درسی تکرار کنید. انجام این کار تا کمی مفید و لازم است، اما ادامه مطالعه یا تمرین بعد از این که شما آن کاری که میتوانید در یک جلسه انجام دهید را فراگرفته اید، یادگیری بیش از حد خوانده می‌شود. یادگیری بیش از حد جایگاه خودش را دارد. می تواند کمک کند به تولید یک خودکاری که زمانی که شما برای مثال یک سرو در تنیس را به نمایش می گذارید یا یک کنسرتو پیانو حرفه ای را می‌نوازید مهم است . اگر شما در یک امتحان یا یک سخنرانی عمومی مشکل داشته باشید، یادگیری بیش از حد می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. آیا می دانستید که حتی سخنرانان حرفه ای حداقل 70 ساعت برای 20 دقیقه سخنرانی تد تمرین می‌کنند؟ به طور اتوماتیک حتما می تواند در موقعیت های پر استرس کمک کند. اما مراقب تکرار در یادگیری بیش از حد در یک جلسه باشید. تحقیقات نشان داده است که این می‌تواند زمان ارزشمند یادگیری شما را از بین ببرد. واقعیت این است که زمانی که شما ایده اساسی را یاد گرفته باشید در طول یک جلسه، اصرار بر یادگیری با فشار بیش از حد در طول همان دوره آن نوعی از ارتباط با حافظه‌ی بلند مدت را که شما می‌خواهید تقویت شود، تقویت نمی‌کند. بدتر اینکه، تمرکز بر روی یک تکنیک کمی شبیه به یادگیری نجاری با فقط یک چکش است. بعد از مدتی شما فکر می‌کنید می‌توانید مشکل را فقط با فشار حل کنید. استفاده کافی از جلسات مطالعه برای تکرار آنچه شما تلاش می کنید یاد بگیرید خوب و ارزشمند است. می تواند الگوهای سیستم عصبی قطعه بندی شده‌ی شما را تقویت کند. اما آگاه باشید. تکرار آنچه شما آن را به خوبی می دانید آسان است. می‌تواند همچنین توهم صلاحیت اینکه بر تمام مطالب مسلط شده‌اید را به وجود آورد زمانی که شما فقط بر چیزهای ساده مسلط هستید. در عوض شما می‌خواهید بین مطالعاتتان به طور عمد با تمرکز بر روی چیزهایی که سخت‌تر هستند تعادل برقرار کنید. این تمرکز بر روی موضوعات سخت‌تر تمرین عمدی خوانده می‌شود. اغلب این چیزی است که تفاوت میان یک دانش آموز خوب و عالی را نشان می‌دهد. تمام این همچنین در ارتباط با مفهومی است به عنوان اینشتلونگ. در این پدیده ، فکر ساده اولیه شما، ایده ای که شما در ذهن دارید یا الگوی عصبی‌ای که در شما شکل گرفته و تقویت شده است، ممکن است از پیدا شدن ایده یا راه حلی بهتر جلوگیری کند. ما این پدیده را در تصویر متمرکز پین بال دیدیم جایی که فکر اولیه پین بال شما به قسمت بالایی مغز رفت ، اما الگوی حل کننده فکری درقسمت پایینی بود. ازدحام سپرهای حالت متمرکز و الگوهای قبلی‌ای که شما ساخته‌اید می‌تواند نوعی شیفتگی به وجود آورد ‌که از پریدن به مکان‌های جدید که راه حل‌ها احتمالا در آنجا هستند جلوگیری می‌کند. ضمنا کلمه آلمانی اینستلونگ به معنی نصب کردن است. اساسا می توانید اینستلونگ رابه عنوان نصب یک مانع در جاده به یاد آورید به خاطر روشی که شما از ابتدا به چیزی نگاه می‌کردید. این روش نادرست دسترسی به خصوص هنگام کار در ورزش و علم، بدون توجه به آن در رشته‌های دیگر آسان است. زیرا بعضی وقت‌ها حدس اولیه شما درباره آنچه دارد اتفاق می‌افتد یا آنچه شما باید انجام دهید گمراه کننده است. شما بایستی تفکرات غلط قبلی یا حتی راه حل‌های دستیابی به آن را زمانی که در حال یادگیری راه حلهای جدید هستید فراموش کنید. یک اشتباه بزرگ که اغلب دانش آموزان در یادگیری مرتکب می‌شوند، نتیجه گیری کردن بدون اینکه مطالعه کافی داشته باشند است. به عبارت دیگر کوکورانه تمرینات را بدون خواندن کتاب‌های درسی، شرکت در سخنرانی‌ها یا مرور آنلاین دروس انجام می‌دهند. و یا حتی مشاوره با یک فرد خبره. این دستور العملی برای غرق شدن است، مانند اینکه به طور تصادفی اجازه دهید فکری در ذهنتان در حالت متمرکز ماشین پین بال به وجود بیاید، بدون توجه به اینکه که راه حل واقعا کجاست. فهمیدن اینکه راه حل واقعی را چگونه بدست آوریم در زندگی و یادگیری مهم است. یادگیری یک موضوع جدید به معنی نه تنها یادگیری قطعه‌های پایه‌ای اما همچنین یادگیری اینکه چگونه این قطعه‌ها را انتخاب کنیم و به کار ببریم است. بهترین راه یادگیری از طریق تمرین و مرورکردن [صدا] بین مسائل و موقعیتهایی که خواستار تکنیک‌ها و استراتژی‌های مختلفی هستند است. این همچنین [صدا] نشانه گذاری خوانده می‌شود. زمانی که ایده اولیه یک تکنیک را در طول جلسه مطالعه‌تان دارید، به گونه ای شبیه یادگیری دوچرخه سواری با چرخهای کمکی است، نشانه‌گذاری تمریناتان با مشکلات یا راه حل‌ها، مفاهیم، یا فرایندهای متفاوت را شروع کنید. گاهی این کار بسیار سخت خواهد بود. بخشی از کتاب برای مثال اغلب به تکنیک خاصی اختصاص یافته بنابراین زمانی که شما به آن بخش می‌روید، می‌دانید که چه تکنیکی را به کار خواهید برد. هنوز، آن کاری را که می‌تواند باعث تلفیق یادگیری شما شود انجام دهید. در علم و ریاضیات به طور اختصاصی می‌تواند کمک کند به این که زودتر به مسائل مختلفی که در انتهای فصول یافت می‌شوند نگاه کنیم. یا می توانید عمدا تلاش کنید تا انتخاب کنید که چرا برخی از مسائل به دنبال تکنیکی بر خلاف دیگری هستند. شما می خواهید مغزتان عادت کنید به این فکر که تنها دانستن اینکه چگونه یک مفهوم، روش یا تکنیک حل مساله‌ی خاص را به کار ببرید کافی نیست. شما همچنین باید بدانید چه زمانی آن را به کار ببرید. نشانه‌گذاری مطالعاتتان، به عنوان مثال ساختن نکته‌ای برای مرور یک تست، با خواندن مسائل مختلف در فصول و جزوات مختلف گاهی می تواند یادگیری شما را به نظر سخت‌تر کند، اما در واقعیت باعث می‌شود که عمیق‌تر آن را یاد بگیرید. نشانه گذاری به طور غیر قابل باوری مهم است. هر چند تمرین و تکرار برای ساخت یک مدل عصبی مستحکم خیلی مهم است، نشانه گذاری است که باعث شروع ساخت انعطاف و خلاقیت می‌شود. این جایی است که شما دنیای تمرین و تکرار را رها می‌کنید و مستقل فکر کردن را شروع می‌کنید. زمانی که شما در یک موضوع یا رشته نشانه گذاری می کنید، قدرت خلاقیتتان را در آن رشته توسعه می‌دهید. زمانی که بین موضوعات یا رشته‌های مختلف نشانه گذاری می‌کنید به سادگی می توانید ارتباطات جدید جالبی بین قطعه‌ها در زمینه‌های مختلف بسازید که باعث می‌شود خلاقیتتان بیشتر تقویت شود. مطمئنا زمان می برد تا یک قطعه‌های مستحکم از علم در زمینه های مختلف را توسعه دهیم. بنابر این گاهی یک نوع تبادل وجود دارد. توسعه دادن تخصص در زمینه‌های مختلف بدین معنی است که شما می‌توانید ایده های جدید زیادی را از یک زمینه تخصصی به یک زمینه دیگر ببرید. اما همچنین می‌تواند به این معنا باشد که تخصص شما در یک زمینه یا دیگری به اندازه کسی که در تنها در یک زمینه متخصص است عمیق نیست. از طرف دیگر، اگر تخصص شما تنها یک زمینه گسترش یابد، شما آن را احتمالا خیلی عمیق می‌دانید اما شما شیفته راه‌های آشنای فکر کردن خود خواهید شد، و نخواهید توانست ایده‌های جدید را بپذیرید. فیلسوف علم توماس کان کشف کرد که بیشتر تغییرهای الگویی در علم یا توسط جوانان و یا توسط آنانی که در اصل در زمینه‌‌ای متفاوت تربیت شده اند به وجود آمده اند. آن‌ها به سادگی توسط یک اینستالیشن گیر نمی‌افتند. ایده‌های محدود شده به دلیل تعالیم قبلی. و مطمئنا یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید علم به اندازه یک تشییع جنازه در زمان پیشرفت می‌کند وقتی که مردمی که جذب راه‌های قدیمی شده اند می‌میرند. نهایتا این اشتباه را نکنید که یادگیری فقط زمانی اتفاق می‌افتد که شما موضوعاتی را از کتاب‌ها و معلمانتان می‌آموزید. زمانی که به فرزندتان یاد می دهید که چگونه به طور موثر با استهزاء مقابله کند و یا یک لوله خراب را تعمیر کند‌ یا به سرعت چمدانتان را برای سفر به هنگ کنگ آماده می‌کنید همه این‌ها دستاوردهای مهم یادگیری را نشان می‌دهد. ریچارد فیمن فیزیکدان در مطالعه اش که برنده جایزه نوبل بود از نگاه کردن به یک نفر که داشت در یک کافه تریا یک بشقاب شام را در هوا پرت می‌کرد ایده گرفت. و آقای مایک روو از برنامه تلویزیونی “کارهای کثیف” و ی”ک نفر باید این کار رو انجام بدهد”، نشان می دهد که یادگیری چقدر می تواند در موضوعات متعدد غیر علمی مهم و هیجان انگیز باشد. من باربارا اوكلي هستم و براي يادگرفتن درباره یادگیری از شما ممنونم. [سکوت]

متن انگلیسی داستان:

When you’re learning a new idea, for example a new vocabulary word or a new concept or a new problem solving approach, you sometimes tend to practice it over and over again during the same study session. A little of this is useful and necessary, but continuing to study or practice after you’ve mastered what you can in the session is called overlearning. Overleaning can have its place. It can produce an automaticity that can be important when you’re executing a serve in tennis or a perfect piano concerto. If you choke on tests or public speaking, overlearning can be especially valuable. Did you know that even expert public speakers practice on the order of 70 hours for a typical 20-minute TED Talk? Automaticity can indeed be helpful in times of nervousness, but be wary of repetitive overlearning during a single session. Research has shown it can be a waste of valuable learning time. The reality is, once you’ve got the basic idea down during a session, continuing to hammer away at it during the same session doesn’t strengthen the kinds of long term memory connections you want to have strengthened. Worse yet, focusing on one technique is a little like learning carpentry by only practicing with a hammer. After awhile you think you can fix anything by just bashing at it. Using a subsequent study session to repeat what you’re trying to learn is just fine and often valuable. It can strengthen and deepen your chunked neuron patterns. But be wary; repeating something you already know perfectly well, is, face it, easy. It can also bring the illusion of competence that you’ve mastered the full range of material, when you’ve actually only mastered the easy stuff. Instead, you want to balance your studies by deliberately focusing on what you find more difficult. This focusing on the more difficult material is called deliberate practice. It’s often what makes the difference between a good student and a great student. All this is also related to a concept known as Einstellung. In this phenomenon, your initial simple thought, an idea you already have in mind or a neural pattern you’ve already developed and strengthened, may prevent a better idea or solution from being found. We saw this in the focus pinball picture, where your initial pinball of thought went to the upper part of the brain, but the solution thought pattern was in the lower part. The crowded bumpers of the focus mode and the previous patterns you built can create a sort of rut that prevents you from springing to a new place where the solution might be found. Incidentally, the German word einstellung means mindset. Basically you can remember einstellung as installing a roadblock because of the way you were initially looking at something. This kind of wrong approach is especially easy to do in sports and science, not to mention other disciplines, because sometimes your initial intuition about what’s happening or what you need to be doing is misleading. You have to unlearn your erroneous older ideas or approaches even while you’re learning new ones. One significant mistake students sometimes make in learning is jumping into the water before they learn to swim. In other words, they blindly start working on homework without reading the text book, attending lectures, viewing online lessons, or even speaking with someone knowledgeable. This is a recipe for sinking. It’s like randomly allowing a thought to, kind of pop off in the focus mode pinball machine, without paying any real attention to where the solution truly lies. Understanding how to obtain real solutions is important in learning and in life. Mastering a new subject means learning not only the basic chunks, but also learning how to select and use different chunks. The best way to learn that is by practicing jumping back and forth between problems or situations that require different techniques or strategies. This is called interleaving. Once you have the basic idea of the technique down during your study session, sort of like learning to ride a bike with training wheels, start interleaving your practice with problems of different types or different types of approaches, concepts, procedures. Sometimes this can be a little tough to do. A given section in a book, for example, is often devoted to a specific technique, so when you flip to that section you already know which technique you’re going to be using. Still, do what you can to mix up your learning. In science and math in particular it can help to look ahead at the more varied problem sets that are sometimes found at the end of chapters. Or you can deliberately try to make yourself occasionally pick out why some problems call for one technique as opposed to another. You want your brain to become used to the idea that just knowing how to use a particular concept, approach, or problem-solving technique isn’t enough. You also need to know when to use it. Interleaving your studies, making it a point to review for a test, for example, by skipping around through problems in the different chapters and materials can sometimes seem to make your learning a little more difficult, but in reality, it helps you learn more deeply. Interleaving is extraordinarily important. Although practice and repetition is important in helping build solid neural patterns to draw on, it’s interleaving that starts building flexibility and creativity. It’s where you leave the world of practice and repetition, and begin thinking more independently. When you interleave within one subject or one discipline, you begin to develop your creative power within that discipline. When you interleave between several subjects or disciplines, you can more easily make interesting new connections between chunks in the different fields, which can enhance your creativity even further. Of course it takes time to develop solid chunks of knowledge in different fields, so sometimes there’s a trade off. Developing expertise in several fields means you can bring very new ideas from one field to the other, but it can also mean that your expertise in one field or the other isn’t quite as deep as that of the person who specializes in only one discipline. On the other hand, if you develop expertise in only one discipline, you may know it very deeply but you may become more deeply entrenched in your familiar way of thinking and not be able to handle new ideas. Philosopher of science Thomas Kuhn discovered that most paradigm shifts in science are brought about either young people or people who were originally trained in a different discipline. They’re not so easily trapped by einstellung, blocked thoughts due to their preceding training. And of course there’s the old saying that science progresses one funeral at a time as people entrenched in the old ways of looking at things die off. Finally, don’t make the mistake of thinking that learning only occurs in the kinds of subjects you acquire from teachers or books. When you teach a child how to deal effectively with a bully, or you fix a leaky faucet, or you quickly pack a small suitcase for a business trip to Hong Kong, all of these illustrate the outcomes of important aspects of learning. Physicist Richard Feynman was inspired in his Nobel Prize-winning work by watching someone throw a dinner plate into the air in a cafeteria. Mike Rowe of the television shows Dirty Jobs and Somebody’s Gotta Do It shows how important and exciting learning can be in a variety of different, non-academic disciplines. I’m Barbara Oakley. Thanks for learning about learning.