ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲

10 فصل

بخش 03

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

هی “فلینت”، پیغامت رو گرفتم.

اوه، نه. چه بلایی سرت اومده؟

“فلینت”، همه تو برنامه‌های تلویزیونی تحقیر میشن؟

اصلاً مسئله‌ی مهمی نیست.

آره، ولی همه که جلوی قهرمان دوران بچه‌گیش …

خوار و ذلیل نمیشه.

من هیچوقت از دید “چستر”…

مخترع درست و حسابی نمیشم.

مامانم این روپوش آزمایشگاه رو بهم داد…

چون همیشه فکر میکرد، من کارهای بزرگی انجام میدم.

حالا فکر میکنم که هیچوقت همچین چیزی نمیشه.

چه چیزایی میگی تو!

“فلینت”، تو به تایید “چستر” نیازی نداری.

هنوزم میتونی بدون اون جلیقه نارنجی…

من که از این جلیقه‌ها سر در نمیارم.

واسه بدنت انگار زمستونه و گرمش میکنه، ولی دستات انگار تو تابستونه و لخته؟

نمیدونم این حرفم برات مهم باشه یا نه … اونایی که واقعا برات اهمیت قائل هستن

فکر میکنن که با روپوش آزمایشگاهت هم خوش تیپ هستی.

آقای “لاکوود”، شبتون بخیر.

عزیزم، شبت بخیر.

هی، پسرم ببین.

این یارو “چستر وی” …

قول داد خیلی زود برمیگردیم خونمون.

الان خیلی دیر شده و هنوز به خونمون برنگشتیم.

میگم که من و تو و دوستات قایق رو برمیداریم …

و میتونیم هر روز بریم ماهیگیری.

و اگه هنوز هم تو جزیره آت وآشغال هست میتونیم خودمون بریم تمیزش کنیم.

بابا، تو رو خدا. من از ماهیگیری خوشم نمیاد.

و تمیز کردن؟ تو واسه اینکار ها زیادی پیر شدی.

من فقط 49 سالمه.

با “فلینت لاکوود”، کار دارم.

اوه، “فلینت”…

یه نفر … میشه یه دقیقه بیای دَم در؟

فکر کنم همون میمونه تو پوسترت باشه.

چی؟ نه!

“بارب”؟

هیس.

روز بخیر.

متاسفانه باید مسئله‌ی مهمی رو…

با تو در میون بذارم.

شرکت “لیو کورپ”…

“چستر وی” میخواد منو ببینه؟

دنبالم بیا.

عجب.

“لاکوود” جوان.

“چستر وی”، قربان.

میتونم همه چی رو توضیح بدم.

فکر کردم قراره با “چستر وی” واقعی ملاقات کنم.

همینطوره.

من نیستم، اونه.

بله، منم.

به خاطر اون متاسفم.

من و هولوگرام‌هام یه جلسه‌ی فوری تبادل نظرات برای حل مشکلات داشتیم.

آقای “وی”! شما واقعی هستین!

خیلی هیجان زده‌‌ام که فرصت نشون دادن اختراعم رو بهتون دارم.

وایسا، یه لحظه وایسا، من واسه این امشب اینجا نیاوردمت.

عملیات تمیز کردن‌مون تو جزیره‌ی “سوالو فالز” …

با مشکلات پیشبینی نشده‌ای مواجهه شده.

این عکس…

ماله قبل از شروع عملیات پاکسازی هست.

و این یکی ماله سه روز پیش‌ـه.

داره بدتر هم میشه، “فلینت”.

فقط دوتامون مونده. ما نیاز به کمک داریم.

این دیگه چیه؟

پنیرـه.

به نظر یه چیزبرگر زنده میاد.

که پاهاش از سیب‌زمینی سرخ کرده است و چشم‌هاش هم از دانه‌ی کنجد ـه.

غذای زنده؟

اوه، نه. این فقط میتونه یه معنی داشته باشه.

که دستگاه توی انفجار از بین نرفته…

و هنوز هم داره کار میکنه.

این چیزی که بیشتر از همه منو نگران میکنه.

دارن تلاش میکنن شنا کردن یاد بگیرن.

اگه موفق بشن…

و خشکی برسن …

بناهای تاریخی سراسر دنیا رو نابود میکنن.

ازجمله یکی از بناهای تاریخی که…

طوفان غذاییت از بین نبرد.

مجسمه‌ی آزادی نــه! باید “فلدسمدفر” رو نابود کنم. ولی چجوری؟

خب، نظریه‌پردازان من اینو اختراع کردن…

“بی اس یو اس بی” یا “بسوسب” .هست

دکمه‌ی توقف دهنده ی جهانی با سیستم دوجانبه.

دقیقاً.

این دکمه دستگاه و هر چیزی که تولید کرده رو نابود میکنه.

ولی نمیتونیم “فلدسمدفر”ـت رو پیداش کنیم.

ما همه جا رو گشتیم ولی موفق نشدیم.

“چستر”، خودم دستگاه رو پیدا میکنم. خودم اختراعش کردم، میتونم اوضاع رو درست کنم!

عالیه!

مطمئنی میتونی تنهایی از عهده‌ش بربیای؟

آره! وایسا ببینم، گفتی “تنها”یی؟

پس تنهایی موفق باشی.

اگه موفق بشی، خیلی بیشتر از یه نظریه‌پرداز میشی.

به قهرمان من تبدیل میشی.

قهرمانِ تو؟

آره، قهرمان من.

ماموریتت باید مخفیانه بمونه.

ما نمیخوایم باعث دلهره و اضطراب مردم بشیم.

به هیچ کس نباید بگی … حتی نه به دوستای صمیمی و خونواده‌ت

قربان، من به هیشکی نمیگم.

“سم”! “سم”، “سم”، “سم”! “سم”! باید یه رازی رو بهت بگم!

یه خبر خیلی مهم، من قراره به جزیرمون “اسوالو فالز برم و “فلدسمدفر” رو …

که داره هیولاهای غذایی مرگبار درست میکنه …

که دارن تلاش میکنن شناکردن رو یاد بگیرن تا بتونن به مجسمه‌ی آزادی حمله کنن رو نابود کنم.

“سم”؟

وایسا ببینم، میخوای تنهایی اینکار رو انجام بدی؟

آره، ولی تو رو خدا به بابام نگو. اگه بفهمه میخوام به جزیره برگردم.

اونوقت میخواد دنبالم راه بیوفته بیاد.

خب، من میام.

چی؟ نه! من به “چستر وی” قول دادم که تنهایی برم.

یعنی هیچ جوره کوتاه نمیای که باهام نیای؟

  • نوچ. صبر کن.

“سم”، اینکار خیلی خطرناکه. حتی احتمال مُردن وجود داره.

واسه همینه که نیاز به کمک داریم.

موکاچینوی بدون کافئین سه برابر …

با خامه‌ی سویا و دانه‌ی ریز جوز هندی؟

دوست دارم یه نوشیدنی قوی سفارش بدم.

وایسا نوبتت بشه شلوار قشنگ.

“فلینت لاکوود “ و “سم اسپارکس”!

و “استیو” هم همینطور!

  • چه بوس آبداری! “ایرل” به کمکت نیاز داریم.

“اسوالو فالز” پُر از هیولاهای غذایی کشنده شده.

هی، قهوه‌ی من چی شد؟

قهوه؟ من که قهوه فروش نیستم، من یه پلیسم!

بزن بریم!

منم میتونم بیام، بابا؟

پسرم، تو فرشته کوچولوی زیبای من هستی.

ولی نمیتونم بذارم باهام بیای.

نه تا وقتی که اولین موی سینه‌ت در اومده باشه.

موی سینه‌ام در اومده.

درست مثل ماله منه.

یه لحظه صبرکن.

اینکه مو نیست.

این خامه‌ی شکلاتی کیکه.

به مامانت بگو رفتم خونمون رو پس بگیرم.

چه خبره؟

اسفنج.

پنس.

پنبه.

“منی”، به کمکت نیاز دارم.

میتونم بیخیال همه چی بشم و بیام.

دوربین.

مرغ و سوشی

  • هی “برنت” مرغه. خودمم.

“سوالو فالز” تو خطر افتاده، بهمون کمک کنی؟

معلومه کمک میکنم. فقط یکی باید جای من وایسه.

ممنونم، درخت.

خیلی خب، بچه‌ها.

به کمک دستگاه رسوننده‌ی خوار و بار به جزیره سفر میکنیم.

خیلی خب، کی میخواد اول بره؟

  • گرسنمه.

بله، “استیو”. گرسنه ماجراجویی.

همکار آزمایشگاهی شجاع من، تو جزیره می‌بینمت.

میترسم!

کار میکنه!

موز! موز! موز! “استیو”!

فکرکنم فقط واسه غذا کار میکنه، باید درستش کنم.

سلام پسرم.

  • بابا.
  • آقای “لاکوود”؟

بابا، نه. از کجا میدونستی که ما اینجاییم؟

از ساختمون میتونستم ببینمت.

“فلینت”، اگه داری میری خونه، منم میرم.

بابا، جزیره خیلی خطرناک شده.

من تو اون جزیره به دنیا اومدم و میخوام توش هم بمیرم. درست مثل مامانت.

تازشَم، من جزیره رو مثل کفِ دستم میشناسم. من میخوام کمکتون کنم.

نه! “فلینت”، بذار بیاد کمکمون کنه.

بابات کشتی داره

دو برابر بیشتر از ما کشتی داره.

باشه. ولی اگه از دستگاه رسوننده‌ی خوار و بار …

استفاده کنیم، زودتر میرسیم.

“استیو”!

خیلی خب، خیلی خب با کشتی میریم!

داریم حرکت میکنیم!

با با دوبار باله زدن یه ساردین به جزیره میرسیم!

متن انگلیسی فصل

Hey, Flint, I got your message.

Oh, no, what happened to you?

Flint, everyone gets humiliated on national television.

It’s not that big a deal.

Yeah, but not everyone gets humiliated

in front of their childhood hero.

I’ll never be a real inventor

in Chester’s eyes.

Mom gave me this lab coat because

she always dreamed I’d do great things.

Now I guess I won’t.

Now that’s a big bucket of churn.

Flint, you don’t need Chester’s approval.

You can still make the world a better place without an orange vest.

I don’t get vests.

Is it winter on your torso and summer on your arms?

For what it’s worth, the people who really care about you

think you look great in your lab coat.

Good night, Mr. Lockwood.

Good night, my dear.

Hey, look, son.

This Chester V guy.

He promised us we’d be home before we know it. Well,

we darn sure know it and we’re not home.

So I say you, me and your friends,

we take the boat. We can go fishing every day.

And if there’s still a mess on the island, we can go clean it up ourselves.

Dad, please. I’m not into fishing.

And cleanup? You’re way too old to be doing that kind of work.

I’m only 49.

BARB, Flint Lockwood, please.

Oh, Flint. Um…

There’s. Could you come to the door, please?

I think it’s that monkey in your poster.

What? No!

Barb?

BARB, Shh.

Good day.

I’m afraid I have something very important to discuss

with you.

WOMAN, ON RECORDING Live Corp.

Chester V wants to see me?

Follow me.

FLINT, Whoa.

Ah. Young Lockwood.

Chester V. Sir.

I can explain everything.

I thought I was gonna meet the real Chester V.

You are.

ALL, Oh, not me. Him.

CHESTER, Yes, it’s me.

Sorry about that.

My holograms and I were having an urgent brainstorming session.

Aah! Mr. V! You’re real!

I’m so excited to get this opportunity to show you my inventions.

Hold on. Hold on. That’s not why I brought you here tonight.

Our cleanup operation back on Swallow Falls

has met with unexpected complications.

This is a photograph

before we began our cleanup.

And this was three days ago.

It gets worse, Flint.

There’s only two of us left. We need help.

What is that thing?

Cheesy.

It appears to be a living cheeseburger

with french fry legs and sesame seed eyes.

Living food?

Oh, no. This could only mean one thing.

The FLDSMDFR survived the explosion,

and it’s still operating.

This is what worries me most.

They’re trying to learn to swim.

If they succeed and

get to the mainland,

they will destroy monuments all around the world

including the one monument

your food storm didn’t destroy.

Not Lady Liberty! I’ve gotta destroy the FLDSMDFR. But how?

Well, my Thinkquanauts have invented this.

The BSUSB. Or BSUSB.

A Bifurcating Systematic Universal Stop Button!

Precisely. It would destroy the machine

and everything it created.

But we cannot find your FLDSMDFR.

We’ve searched everywhere and failed.

Chester, I’ll find the machine. I invented it. I can fix this!

Brilliant!

But are you sure you want to take this on alone?

Yes! Wait, did you say alone?

Alone it is, then.

If you succeed, you’ll be more than just a Thinkquanaut.

You’ll be my hero.

Your hero?

Yes, my hero.

Your mission must be kept a secret.

We don’t wanna create a worldwide panic.

You mustn’t tell anyone, not even your closest friends and family.

Sir, I won’t tell a soul.

Sam! Sam, Sam, Sam! I gotta tell you a secret! Sam!

Big news. I’m going to Swallow Falls to destroy the FLDSMDFR,

which is creating deadly food monsters,

which are trying to learn to swim so they can attack Lady Liberty!

Sam?

Wait, you’re doing this alone?

Yeah. Please don’t tell Dad. If he finds out I’m going back to Swallow Falls,

he’s gonna wanna come too.

Well, I’m coming.

What? No! I promised Chester V I would go alone.

There’s no talking you out of this?

Nope. Wait.

Sam, it’s gonna be deadly dangerous with a good chance of death.

And that’s why we’ll need help.

EARL, Triple decaf mochaccinobobalatte

with skim soy and nutmeg sprinkle?

FLINT, I’d like to order something strong.

Wait your turn, fancy pants.

Flint Lockwood and Sam Sparks!

And Steve too!

Juicy! Earl, we need your help.

Swallow Falls is overrun with deadly food monsters.

MAN, Hey, where’s my coffee?

Coffee? I’m not a barista, I’m a polista!

Let’s ride!

Can I come too, Dad?

Son, you are my beautiful, precious little angel.

But I cannot let you come with me.

Not until you get your first chest hair.

I have chest hair.

It’s just like mine.

Wait a minute.

That’s not a chest hair.

That’s cupcake frosting.

Tell your mom I’m getting our home back.

What’s up?

Sponge.

Forceps.

A swab.

Manny. We need your help.

I can drop everything.

Camera.

Chick ‘n’ sushi Get it while it’s cold

Yo, Chicken Brent! In the flesh. Bagawkoh!

Swallow Falls is in trouble. Will you help us?

You bet I will. I just need someone to cover my shift.

Thanks, tree.

FLINT, Okay, gang.

We’ll be traveling to the island using my Grocery Deliverator!

All right, who wants to go first?

Hungry.

Yes, Steve, hungry for adventure.

See you on the island, my brave lab partner.

Afraid!

It worked!

Banana! Banana! Banana! Steve!

I guess it only works on food. I gotta fix that.

Ahoy there, skipper, my boy.

Dad. ALL, Mr. Lockwood?

Dad, no. How did you know we were here?

I could see you from the apartment.

Flint, if you’re going home, so am I.

The island’s gonna be very dangerous…

I was born on the island, and I wanna die on that island, just like your mom.

Besides, I know that place like the inside of a tackle box. I wanna help.

No! Flint, let him help.

The man does have a boat.

Which is twice as many boats as we have.

Fine. But we’ll get there faster

if we use the Grocery Deliverator.

Steve! Aah!

Okay, okay, we’ll take the boat!

Shoving off!

Ninetynine buckets Of chum on a boat

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.