ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی ۲

10 فصل

بخش 06

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

میگم که …

این آزمایشگاهت چه مهندسی خلاقانه ای داره.

جدی؟

ممنون قربان.

برق اضطراری رو بکار بنداز.

“فلینت”، خوش آمدی.

کامپیوترم از بین رفته.

سرنوشت دنیا به ما بستگی داره.

“لاکوود”، فکر کن.

خب، اگه بتونم …

هارددیسک رو بکشم بیرون، اونقدر تجهیزات توی اینجا هست …

که بتونم یه دستگاه ردیاب بسازم.

  • “فلینت”.

وای!

“لاکوود” جوان، میگم که …

چه شورت معرکه ای داری.

ممنون قربان. اینا شورتهای ضد اذیت کردن هستن.

وقتی که شش سالم بود، اختراعش کردم.

اصلا نمیدونستم که اینقدر شبیه به هم هستیم.

بجز اینکه من شورتم رو وقتی که سه سالم بود اختراع کردم.

شماها از بچگی یه جور شورت پوشیدین؟

  • آره!
  • آره!

ببخشید.

چطور انتظار داری که با اون همه آبـی که جریان الکتریسیته توشه …

هارد دیسک رو گیر بیاریم؟

ما خودمون رو آویزون میکنیم.

یالا “لاکوود”، شورتت رو به میمون بده.

چی؟

“لاکوود” جوان، خودتو پرت کن.

ایول!

میدونی، معلق شدنم از شورتم توی هوا …

خاطرات زیادی رو برام زنده کرده.

منم آزمایشگاهم رو توی بلندی ساختم.

که بچه قلدرها رو دور نگه دارم.

به تو هم …

به تو هم زور میگفتن؟

البته.

آدمایی مثل ما …

همیشه بهشون زور میگن.

بعضی وقتا آرزومه که نزدیک اونایی باشم که بهم زور میگفتن.

جدی؟

تا بتونم با موفقیتم خوردشون کنم.

مثل کاری که تو با اون مرد-بچه انجام دادی.

منظورت “برنت”ـه؟

درسته که قبلا قلدری میکرد، ولی الان دیگه دوستمه.

دوست؟ یه قلدر هیچوقت دوست تو نمیشه.

هیچوقت؟

ضرب المثل قدیمی چینی ها رو یادت باشه:

هان؟

“آبگوشتی که یه قلدر تعارف میکنه غذای مسموم شده ست.”

آبگوشت.

خیلی چیزا باید یاد بگیرم.

ماموریت با موفقیت انجام شد.

“لاکوود” جوان، حقیقتا همینطوره.

کمک!

کمک! یالا بچه ها. منو بیارین بیرون.

“ارل”، تو حالت خوبه؟

موهای سینه‌ام تمام روز دارن مور مور میکنن.

نگران نباش. توی بدنه ی محافظ نگهبانان “لیوکورپ” …

الیاف حس کننده ی خطر نصب شده.

آفرین “لاکوود”.

شانس بیاریم، شب رو میتونیم زنده به صبح برسونیم.

مثل خوراکی نصف شب میمونه.

دکتر “منی”! این خیلی خوشمزه ست.

اسمش رو گذاشتم “آبگوشت گوریل منی”.

خب چطوری آبگوشت گوریل رو درست میکنی؟

میذاری که دو ساعت منتظر بمونه.

سلام بچه‌ها. اوه، اون بوی خوبی میده.

هی “فلینت”! میخوای از این آبگوشت مخصوص بخوری؟

واست یه کاسه نگهداشتم. خوشمزه ست در حد مرگ.

آبگوشت مرگ.

نه!

ممنون …

“برنت”.

از وقتی که اون مرد روح سر و کله‌ش پیدا شده …

  • “فلینت لاکوود” داره رفتار …
  • عوضی شده.

اون آبگوشت منو پس زد.

هیچکس تا حالا آبگوشت منو پس نزده.

میرم باهاش حرف بزنم.

  • “فلینت”، صبر کن.
  • چیه “سم”؟

مشکلی پیش اومده؟

آره، یه فیوزمون سوخته.

تو یه فیوزت سوخته.

چرا اینقدر با دوستات عجیب رفتار میکنی؟

چی؟ من عجیب رفتار نکردم.

تو با یه ضربه کاراته …

آبگوشت “منی” رو از روی دستای “برنت” انداختی.

احساساتشون رو جریحه دار کردی.

“سم”، تو درک نمیکنی.

درک میکنم.

ولی داری اینو فراموش میکنی:

  • هان؟
  • “یه قلدر که تبدیل به دوست بشه …

تا آخر عمر دوست آدم میمونه.”

ببین، “برنت” اومده که کمکت کنه.

ما همه واسه کمک بهت اومدیم.

و داری جوری رفتار میکنی که انگار ما فقط سد راهت هستیم.

یادت باشه، ما با هم کار کردیم.

اون دختر هواشناس داره نقشه‌مون رو خراب میکنه.

فقط یکم زمان بیشتر لازم دارم، قربان.

ما زمان بیشتری نداریم.

اگه تا 48 ساعت دیگه “فلدسمدفر” رو گیر نیاریم …

ضرب العجل انتشار غذای بسته بندی نسخه ی 8 رو از دست میدیم.

من مایه ی خنده‌ی همه میشم.

قربان، بذارین من این کار رو ردیف کنم.

هیچوقت یه میمون رو واسه کاری که در توان “چستر”ـه نفرست.

خودم ترتیب این کار رو میدم.

خیلی خب، بچه ها، رسیدیم. هی، هی، هی!

این واسه تو نیست.

خیلی خب، بیاین بریم رو کارش.

خیلی خب. بلدین دیگه، آره؟

خیلی خب، پس شما یکی از اینا رو میذارین اینجا، اینجوری.

نه، نه، نه. نه، اینو نخور.

واست بده. مریض میشی.

هی، هی، بیخیال. داداشت رو نزن، باشه؟

اگه اون هل ـت میداد چه حسی میداشتی؟

خیلی خب، حالا نگاه کنین یاد بگیرین.

دارین نگاه میکنین؟ یک و دو و سه!

بزرگه رو بگیرین!

آره، خوبه، هان؟

بهش میگن ماهیگیری.

چه خوب بود اگه “فلینت” اندازه ی شما به ماهیگیری علاقه داشت.

  • چرا دارم با یه خیارشور حرف میزنم؟

موجودات غذایی خطرناک شناسایی شد.

همینجا بمون. ما پیداشون میکنیم و نابودشون میکنیم.

“بری”!

نمیشه اینجا باشی.

بهتره که قایمش کنی.

خیلی خب گروه! امروز روزیه که “فلدسمدفر” رو پیدا میکنیم.

“سم”، داشتم به چیزی که دیشب گفتی فکر میکردم …

“ان وو”؟

  • چی؟
  • منم همینطور.

صحیح. ببین، من عجیب غریب رفتار میکردم.

ولی فقط بخاطر اینه که تحت فشار عصبی زیادی بودم.

  • ان وو؟
  • چی؟

درسته!

ولی من اینکار رو هم بخاطر خودمون انجام میدم.

میدونی، هنوزم میخوام که واسه خودمون آزمایشگاه داشته باشیم، ولی نمیشه.

نه تا وقتی که یه مخترع بزرگ مثل “چستر وی” نشدم.

“فلینت”، تو لازم نیست که چیزی رو ثابت کنی …

“لاک وود”. اختراع چطور پیش میره؟

خیلی خوبه قربان، تمام شب بیدار بودم که اینو بسازم.

اسمش رو گذاشتم دستگاه نشاندهنده‌ی دقیق …

جنگل غذایی فلینت لاکوود.

  • یا ..
  • “فلفجتپم”! محشره!

اوه، ممنون قربان.

پرتو رو دنبال کنیم، دستگاه رو پیدا میکنیم.

تنها کاری که مونده بکنم سوراخش کنم تا پاهام بره توش.

اووه.

خب …

شاید بهتر باشه که اینجا بذاریش.

“سم”، ایده ی عالی ای بود.

و بچه ها، میتونین کمکم کنین که …

ما رو ببخشید.

دوستات حواست رو از ماموریتمون پرت میکنن.

حواسم رو پرت میکنن؟

موهای سینه ام به “چستر” اعتماد ندارن.

ما باید الان دنبال “فلدسمدفر” باشیم، نه اینکه وایسیم حرفای بی سروته بزنیم.

  • ولی، قربان، من …
  • تو داری به سمت عمیقترین …

تاریکترین جای جنگل میری.

باید به نجات دنیا تمرکز کنی.

یه قهرمان باش.

خیلی خب، حق با شماست، قربان.

عالیه! بزن بریم!

خیلی خب “بری” الان وقتشه که بری خونه.

خیلی خب، خیلی خب. یه بغل دیگه “بری”.

“بری”؟

درسته! “بری”.

  • تو “بری” هستی.
  • “بری”.

و من “سم اسپارک” هستم.

“ساسپا”.

درسته! “سم” …

  • “سم”، بیا!
  • دارم میام.

خیلی خب، “بری”، وقتشه بری خونه. برو.

حالا برو خونه.

  • خدافظ.

متن انگلیسی فصل

I say,

this laboratory of yours is a wonder of engineering.

Really?

Thank you, sir.

Initiating backup power.

COMPUTER, Welcome, Flint.

FLINT, Whoa, my computer’s dead.

The fate of the world is depending on us. Think, Lockwood.

Well, if I could pull

the hard drive, there’s enough equipment in this

lab that I could build a tracking device.

Flint! Whoa!

I say, young Lockwood, what extraordinary underpants.

Thank you, sir. They’re my Wedgieproof underwear.

I invented them when I was 6.

I had no idea we were so alike.

Except I invented mine when I was 3.

You guys have been wearing the same underwear since you were kids?

Yes! Yes!

Excuse me.

How do you expect us to get the hard drive

with all that electrified water?

We dangle!

Come, Lockwood, give the monkey your underpants.

What?

CHESTER, Lay on, young Lockwood.

Yes!

You know, hanging from my underpants in this space

brings back so many memories.

I too built my lab up high

to keep the bullies out!

You were…

You were bullied too?

CHESTER, Absolutely.

People like us

are always bullied.

Sometimes I wish I’d kept my bullies around.

Really?

So I could crush them with my success.

Just like you did with that manbaby.

You mean Brent?

Sure, he used to be a bully, but he’s my friend now.

CHESTER, Friend?

A bully can never be your friend.

Never? Remember the ancient Chinese proverb,

Huh?

Stew offered by a bully is poisoned broth.

Wow, stew.

I have so much to learn.

Mission accomplished!

Indeed, young Lockwood. Indeed.

BRENT, Help!

Help! Come on, guys. Get me ou…!

You okay, Earl?

My chest hairs have been tingling all day.

Don’t worry. Live Corp Sentinels

have dangersensing fibers built into their chest plates.

Bravo, Lockwood.

With luck, we’ll survive the night.

Sounds like midnight snacks.

Dr. Manny! This is delicious!

I call it Manny’s Gorilla Stew.

So how do you make a gorilla stew?

You keep it waiting for two hours.

Hey, guys. Oh, that smells good.

Hey, Flint! Wanna try some of this special stew? I saved you a bowl.

It’s killer.

Killer stew.

No!

Thank you,

Brent.

Ever since that ghost man showed up,

Flint Lockwood’s been acting… Jerky.

He rejected my stew.

No one has ever rejected my stew.

I’m gonna go talk to him.

Flint, wait up. Yeah, Sam?

Is something wrong?

Yeah, we blew a fuse.

You blew a fuse.

Why are you being so weird to your friends?

What? I haven’t been weird.

You karatechopped

Manny’s stew out of Brent’s hands.

You hurt their feelings.

Sam, you wouldn’t understand.

I do understand, but you’re forgetting that,

Huh?

A bully turned friend will be friend to the end.

Listen, Brent came here to help you.

We all did.

And you’re acting like we’re just in your way.

Remember, we work together.

That weather girl is ruining our plan.

I just need more time, sir.

We don’t have more time.

If we don’t get the FLDSMDFR in the next 48 hours,

we’ll miss our deadline to release Food Bar 8.0.

I’ll be a laughingstock!

Sir, let me handle this.

Never send a monkey to do Chester work.

I’ll take care of it.

Okay, guys, we’re here.

Hey, hey, hey!

That is not for you.

All right, let’s get to it.

Okay.

You got this, right?

Okay, Then you wanna put one of these on there, like that.

No, no, no.

No, don’t eat that. That’s bad. You’ll hurt yourself.

Hey, hey, easy!

Stop picking on your brother, will you?

How would you like it if he was shoving you?

Okay, now watch.

Are you watching? One and two and three!

Catch the big one!

Yeah, good, huh?

It’s called fishing.

I tell you, if only Flint liked fishing as much as you guys.

Why am I talking to a pickle?

Dangerous food creatures detected.

Stay put. We’ll find and destroy them.

Barry!

You can’t be here.

You better hide him.

FLINT, Okay, gang! Today’s the day

We find the FLDSMDFR.

Sam, I was thinking about what you said last night…

BARRY, Nwoo?

What?

Me too.

Right. Listen, I have

been acting weird, but it’s only because I’m under a lot of pressure.

Nwoo? What?

So true!

FLINT, But I’m also doing this for us. You see,

I still want Sparkswood to happen, but it can’t.

Not until I become a great inventor like Chester V.

Flint, you don’t have to prove anything…

Lockwood! How goes the inventing?

Very good, sir. I was up all night making this.

I call it the Flint Lockwood Food Jungle

Topographical Pointing Machine.

Or… The FLFJTPM! Brilliant!

Oh, thank you, sir. Follow the beam, find the machine.

All I have to do now

is cut the leg holes.

Ooh.

Huh, Well,

maybe it’s better here.

FLINT, Great idea, Sam.

And, guys, you can help me by…

Excuse us. Your friends are distracting you from our mission.

Distracting?

My chest hairs just don’t trust that Chester.

We should be hunting the FLDSMDFR, not chitchatting.

But, sir, I…

You’re heading into the deepest, darkest part of the jungle.

You need to focus on saving the world.

Be a hero.

Okay, You’re right, sir.

Excellent! Let’s go!

Okay, Barry, time to go home now.

Okay. Okay. Okay, one more hug, Barry.

Barry?

Right! Barry.

You Barry.

Barry.

And I’m Sam Sparks.

Saspa. Right! Sam…

FLINT, Come on, Sam! Coming!

Okay, Barry, time to go home now. Now go.

Now you go on home.

Bye.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.