بخش 03

: من نفرت انگیز 3 / فصل 3

من نفرت انگیز 3

10 فصل

بخش 03

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح ساده

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این فصل را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی فصل

من پسر بــــــــــــدي بودم يا بهتره بگم اوه. !هي ، گرو. اون پايين چيکار مي کني؟ تو تاريکي! تنهايي! اوه هيچي . داشتم با خودم فکر می‏کردم. حالت خوبه؟ آه آره . آره حالم خوبه خوبم. فقط. نمي دونم. فقط حس یه شکست خورده رو دارم. انگار که ديگه هيچ هدفي ندارم. هي ، آقا ، تو يه شکست خورده نيستي. اگه فقط مي تونستم برت رو بگيرم. چندین بار توی چنگم بوده. اما حالا ديگه هيچ وقت شانسشو پيدا نمي کنم چون ناعادلانه با لگد انداختنم بيرون. گرو ، ديگه وقتشه اون قضيه رو فراموش کني. بايد به جلو پيش بريم. همه چي بهتر ميشه. قول ميدم. دنبالم بیاین. دنبالم بیاین. داريم ميايم ، راهو باز کن. داريم ميايم. اوه ، ببخشيد. ببخشيد ، آدمکاي جوان. مي تونيد بهم بگيد چجوري به اين آدرس برم؟ آه. اوه ، اوه. داري دنبال مينيونا مي گردي؟ مي خوام آقاي گرو رو پيدا کنم. گرو يه رئيسِ شـــپـــــشـــــو ئــــه. آره. آره. خدافظ. بیا. احمق ها. نه! کايل. بس کن. کايل ، ولش کن. نه . نه! حتما داري دستم ميندازي! لوسي ، تو ديدي که. اگه کابوس ببيني کمکت ميکنه. و واسه لم دادن واقعا راحت ـه. اوه ، نه ، نه ، نه . اگنس. اگنس! خب ، ازش خوب مراقبت کنيد. ممنون! اگنس داري چيکار مي کني؟ تو تک شاخت رو فروختی؟ خب، از اونجایی که الان شغلی نداری فقط مي خواستم کمکت کنم. بخاطرش 2 دلار گيرم اومد! اوه ، ببخشيد متاسفم ، رفيق ، حراج تموم شد. آره ، ولي زياد وقتتون رو نمي گيـ. هي ، ابرو قشنگ از چمن برو بيرون. آره ، ولي. هي ، مي توني. اوه ، آره ، البته. حالا ، همونطور که داشتم مي گفتم. من. آه…اوه. خدافظ. گوش کن اگنس نمي خواد نگران باشي. همه چي درست ميشه. واقعني؟- واقعني! حالا زود باش . بيا اين وسايل رو جمع کنيم. اوه. اوه . واقعا؟رفيق مثه اينکه تذکر حاليت نميشه. ببخشيد ، آقاي گرو اما واقعا بايد باهاتون حرف بزنم. از کجا اسم منو مي دوني؟ اجازه بديد خودمو معرفي کنم. اسم من فريتز ـه و ! آخـــخخخخخخ. اوه ، سگ خوب! و از طرف برادر دوقلوتون درو فرستاده شدم. اون به کمک شما نياز داره. چي؟ برادر دوقلو؟ برادر دو قلو؟ برادر دوقلو؟ برادر دوقلو؟ اوه ، آره. ايشون مايلن شما براي ديدنشون به فرودونيا بيايد. پدرتون اخيرا فوت شدند و !!باشه ، ديوونه. متاسفم ولي باباي من وقتي که بچه بودم مرد و من برادر دوقلويي ندارم. طرفتو اشتباه گرفتي. واقعا؟ پس ، چه توضيحي براي اين داريد؟ آهههههه زيبا رو! اوه ، سلام ، گرو. سلام ، مامان. مهمه که تو سال هاي طلاييم خودمو فعال نگه دارم. اوه! بالاخره پيدات شد ، نمک ، نمک ، نمکي! اوه! اينا مربياي غواصي ـه من هستند! وينچنزو و پائولو! بدرود ، پسرا. خب چي مي خواي؟ مامان ، من يه برادر دوقلو دارم؟ اه! از کجا فهميدي؟ کي بهت گفت؟ صبر کن ، چي؟ حقيقت داره؟ هيچ وقت بهم نگفتي که يه برادر دارم! و گفته بودي وقتي که به دنيا اومدم بابا از نااميدي مرد. آره ، آره . اينجوري توافق کرده بوديم. توافق؟ درباره ي چي حرف ميزني؟ يه کم بعد از اينکه تو و برادرت به دنيا اومديد. من و پدرت طلاق گرفتيم. هر کدوممون هم يکيتون رو برداشتيم که بزرگتون کنيم و به هم قول داديم که ديگه هيچ وقت همديگه رو نبينيم. مشخصه که حق انتخاب با بابات بوده. من يه برادر دارم! هي دخترا ! اوضاع تو رديف بي چطوره هان؟ يه سري برنامه هاي باحال براي سفر جور کردم. کي براي بازي جين رامي آماده ست؟ آره ، خوب… همين جوري راحتيم. اوه، باشه. من فقط اينجا ميشينم و تکي بازي مي کنم. اميدوارم برنده شم خيلي دلم مي خواد بدونم درو چه شکلي ـه؟ اوه! شايد ما اون قضيه ي دوقلوها رو داشته باشيم اونجايي که مي تونيم ذهن همديگه رو بخونيم، ميدوني؟ چقدر باحال مي تونه باشه؟ اوه ، فوق العاده باحال آه ها ها ها. آه! اوه! فرودونيا! فرودونيا! فرودونیا! سلام ، خوک ، خوکي! هاه! واو ، خونه رو ببين! مثه يه قصر مي مونه! نمي تونم واسه ديدن برادرم صبر کنم! آه! اين همه خوک اينجا چه مي کنن؟ مربوط به شغل خانوادگي ـه! بزرگترين مزرعه ي پرورش خوک در فرودونيا! باشه ، خوک خوب. نــــه. اينجا قسمت خصوصي منه. اين خوکه يه چيزيش ميشه. لطفا ، بيايد داخل. اوه ، فوق العاده ـست. آه ، شبيه کليساي سيستين ميمونه. ولي با طراحي ـه خوک! داداشی داداشی گرو! درو! ووواااي!! داداشی! میخوام بغلت کنم. خيـــــلي خوشحالم. بعد از اين همه سال بالاخره تونستم ببينمت. آره ! خيله خب . خوبه. اوه ، اونجا رو ببين. شما بايد همسر زيباش باشي! زيبا؟اوه! اينجوري نيس! شيرين زبون! چجوري برادرم با اون کله ي کچلش تونسته همسري به زيبايي شما پيدا کنه؟ من شوخم! اينا هم حتما برادر زاده هام هستن. تو اگنسي يه دختر کوچولو با چشماي درشت! جوري که دلم مي خواد بزارمت توي جيبم! نمي توني اينکارو بکني! من خيلي بزرگم! و ایديث. مي تونم بگم که تو يه کمي شيطوني! ممکنه بعدا بتونيم با هم يه کمي دردسر درست کنيم! قبلا درست کردم! !آخــــخ ! آخــــخ لطفاً بس کنيد! چرا اينکارو مي‏کنيد؟ !آخـــخ . به خاطر شری که درست کردی بزن قدش! و مارگو! خيلي بالغ به نظر ميرسي! حدس ميزنم ! هممم 15، 15 سالت باشه؟ اون 12 سالشه ! 12 ساله به نظر ميرسه و هميشه 12 ساله ميمونه. خب ، درو خونت واقعا محشره! منظورم اينه که ، تا پاتو از در ميزاری تو اينجوري ميشي. اوه ، خوبه ، فکر کنم ، البته. من زياد به اين چيزا اهميت نميدم. اين خيلي باحاله! اونو ببین!

متن انگلیسی فصل

I’ve been a bad boy!

Or should I say…

Oh!

Hey, Gru.

What you doing down here?

In the dark.

Alone.

Oh, nothing.

Just thinking.

You okay?

Oh, yes.

Yeah, I’m fine.

I’m fine.

It’s just…

I don’t know.

I guess I just feel like a failure.

Like I don’t have a purpose anymore.

Hey, mister, you are not a failure.

If only I could have nailed Bratt.

So many times, I almost had him.

But now I’ll never get the chance, ‘cause I have been kicked to the curb.

Gru, you’ve got to let this go.

It’s time to look forward.

Things will get better.

I promise.

Follow me. Follow me.

Coming through, make way.

Coming through.

Excuse me.

Pardon me, young people?

Would you tell me how to get to this address?

Uh.

Uh, ah.

You are looking for Minions?

I’m looking for a Mr. Gru.

Gru is a lousy boss!

Yeah!

Yeah!

Bye!

Come on.

Idiots.

No!

Kyle!

Stop!

Kyle, let go!

No! No!

You’ve got to be kidding me!

Lucy, did you…

He helps you if you have nightmares.

And he’s really good to snuggle with.

Oh, no, no, no.

Agnes! Agnes!

So take good care of him.

Thank you!

Agnes, what are you doing?

You sold your unicorn?

Well, I just wanted to help, since you don’t have a job.

I got two whole dollars for it.

Uh, excuse me?

Sorry, buddy, the sale’s over.

Yes, but this will only take a…

Hey, eyebrows, get off the lawn.

Yeah, but…

Hey, could you…

Oh, uh, of course.

Now, as I was saying, I…

Uh… Oh.

Goodbye!

Listen, Agnes, you don’t need to worry.

We’re going to be fine.

For real?

For real.

Now, come on, let’s pack this stuff up.

Ow!

Ow!

Seriously?

Buddy, you’re not getting the hint.

Excuse me, Mr. Gru, but I really must have a word with you.

How do you know my name?

Allow me to introduce myself.

My name is Fritz.

Ow!

Good puppy.

And I am inquiring on behalf of your twin brother, Dru.

He needs your help.

What?

Twin brother?

Twin brother?

Twin brother?

Twin brother?

Oh, Ja.

He would like to fly you to Freedonia to meet him.

Your father has recently passed away and…

Okay, cuckoo.

I’m sorry, but my dad died when I was a baby, and I don’t have any brother.

You got the wrong guy.

Really?

Well, then, how do you explain this?

Bellissimo!

Oh, hello, Gru.

Hi, Mom.

It’s important to keep active in one’s golden years.

Oh!

There you are, you cutie, you.

Oh!

Uh, these are my diving instructors.

Vincenzo und Paolo.

Ciao, boys.

So, what do you want?

Mom, do I have a twin brother?

Ah!

How did you find out?

Who told you?

Wait, what?

It’s true?

You never told me I had a brother!

And you told me that Dad died of disappointment when I was born.

Ja, Ja.

That was the agreement.

Agreement?

What are you talking about?

Shortly after you and your brother were born,

your father and I divorced.

We each took one son to raise on our own and promised never to see each other again.

Obviously, I got second pick.

I have a brother!

Hey, girls!

How are things in Row B, huh?

I put together some fun activities for the trip!

Who is up for some gin rummy?

Yeah, um…

We’re good.

Oh, okay.

I’ll just sit here and play solitaire.

I hope I win.

I wonder what Dru will be like. Ooh!

Maybe we’ll have the twin thing when you can read each other’s minds, no?

How cool would that be?

Um, super cool!

Ah, ha ha ha…

Ahhh.

Ooh!

Freedonia!

Freedonia!

Freedonia!

Hi, piggy, piggy!

Whoa!

Look at that house!

It’s like a castle!

I can’t wait to meet my brother!

Ugh.

What’s with all the pigs?

This is the family business.

The largest pig farm in the whole of Freedonia.

Okay, nice pig.

No!

That’s my private part!

This pig has issues!

Please, come in.

Oh, this is amazing!

Ah, it’s like the Sistine Chapel!

But with pigs.

My brother!

My brother!

Gru!

Dru!

Oh!

Brother!

I am hugging you!

I’m so happy!

After all of these years, finally I’m meeting you!

Yup.

All right.

Good.

Oh, look at that.

You must be the beautiful wife.

Beautiful?

Oh!

Stop it.

Sweet talker.

How is my brother finding a wife like you when he is so bald?

I’m joking!

These must be my nieces!

You’re Agnes!

You are small with big eyes.

And it makes me wanna put you into my pocket.

You can’t do that!

I’m too big.

Edith!

I can tell that you are a little mischievous.

We’re gonna have to make a little trouble later.

I already have!

Ow!

Ow!

Please!

Why are you doing that?

Ow!

Fist bump for mischievous behavior!

And Margo.

Oh, you are so mature!

I’m guessing…

Mmm، 15، 15?

She’s 12.

She looks 12 and will always be 12.

So, Dru, this place is amazing!

I mean, you just walk through the doors and you’re like…

Oh, it’s nice, I guess, sure.

I’m not really into things.

This is so cool!

Look at that!

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.