5بخش

: لبه‌ی فردا / بخش 5

لبه‌ی فردا

12 بخش

5بخش

توضیح مختصر

  • زمان مطالعه 0 دقیقه
  • سطح سخت

دانلود اپلیکیشن «زوم»

این بخش را می‌توانید به بهترین شکل و با امکانات عالی در اپلیکیشن «زوم» بخوانید

دانلود اپلیکیشن «زوم»

فایل ویدیویی

ترجمه‌ی بخش

آره!

موفق شديم!

خدا رو شکر، موفق شديم!

قبل از اين که با پاشنه ي چکمه ام پاتو سوراخ کنم!

آره!

موفق شديم!

خدايا شکرت، موفق شديم!

ببخشيد! دارم سعي ميکنم که نجاتت بدم

داريم سلاخي ميشيم اينجا

تو بايد از اين ساحل فراريمون بدي

ما بايد بريم. اينجا الان منفجر ميشه

بايد الان بريم

صبر کن

بجنب!

بجنب!

بجنب!

اينجا الان منفجر ميشه!

داري چيکار ميکني؟

بيا پيدام کن وقتي بيدار شدي

چي؟

بيا پيدام کن وقتي بيدار شدي

پاشو بايست، کرم کثيف!

قبل از اين که با پاشنه ي چکمه ام پاتو سوراخ کنم!

خبر خوب اينه که هنوز اميد هست برات، سرباز

مبارزه يه رهايي بخش عاليه

فقط آهنگر و آتش ميتونن يه آهن رو آبديده کنن

جايي که تمام افراد با هر درجه اي کنار همند

گروهان ايشون

سرباز کيج هستم .

شما بايد گروهان “جي” باشين

خوشحالم که ميبينمتون

اين لباس فرم يه افسر نيست؟

اين واسه خودنمايي

اين واسه خودنمايي نيست

کليدها. توي جيب چپتونه، احتمالا

سرباز کيج يه فراريه

من همتون رو مسئول رسيدنش به جنگ ميدونم

بايد فردا راس شيش صبح آماده نبرد باشه

سرباز کيج سعي ميکنه بگه که به اينجا تعلق نداره

اما ما بايد از اين سعي اش نااميدش کنيم

اگه خواست فرار کنه،آزادانه ميتونين بازداشتش کنين تا

نه. قرار نيست فرار کنم

حتي يه درصد. نتونه ديگه رو پاهاش بايسته…

مرسي، سرگرد فرل

حالا نوبت چيه؟ يه ذره تمرين بدني؟

تمرین بدنی! تا 10 دقيقه ديگه!

چپ! چپ! چپ!

شما چي هستید؟ مبارزم!

مبارزين چيکار ميکنن؟ ميکشن!

قراره چيکار کنين؟ بکشيم!

قراره چيکار کنين؟ بکشيم!

فردا قراره بيستمين جنگ من باشه،رفيق

تو توي 20 تا جنگ نبودي، رفيق. منم همينطور

تو فردا همون ثانيه اي که برسيم .به ساحل گند ميزني ميره

چطوره شما دوتا خفه خون بگيرين؟

دختر بامزه

اما شرط ميبندم باهات که فردا يه رکورد طوفاني ميزنم

دستشو بگير بيارش بالا وقتي فردا از جلو افتاد

توي کثافت و غلت زد!

جمع کن برو بچه پررو!

صبر کنيد!

سرباز برام

‏‏50 تا شنا،سرگرد؟

درسته

‏‏50 تا

افراد!

دراز بکشين و 50 تا شنا برين!

هديه از طرف سرباز کيج

مرسي،سرگرد

يک! يک!

دو! دو!

سه! سه!

آخه چه فکري پيش خودت کردي؟

هنوز اميد هست برات،سرباز. اميد در قالب يه نبرد باشکوه

مبارزه يه رهايي بخش عاليه

سه! سه!

چهار! چهار!

پنج! پنج!

ببخشيد. شما سرگرد “ورتاسکي” هستين؟

ببخشيد

سرگرد “ورتاسکي”؟

ببخشيد

بله؟ کي گفته ميتوني بامن حرف بزني؟

چيزي رو پيشونيم نوشته، سرباز؟

خودتون گفتيد. خودتون گفتید

فردا. توي ساحل

فردا. توي ساحل

ما همديگه رو ميبينم

بهم گفتين بيام پيشتون وقتي بيدار شدم

شما ميدونين چه اتفاقي داره واسه من ميافته

با من بيا

حالا

با هيشکي به جز من درباره اين حرف نميزني

چون در بهترين حالت ميري بخش بيماران رواني

در بدترينش ميبرنت واسه کالبد شکافي. واضحه؟

آره؟ .آره

دفعه اول که مردي، چي شد؟

يه “مقلد” رو کشتي؟ .آره

توصيفش کن. متفاوت بود

بزرگتر بود. آبي رنگ

و خونش ريخت رو بدنت

در واقع اينجوري شد

اونا ميدونن ما داريم فردا به ساحل ميايم

يه سلاخيه، مگه نه؟

تو چه جوري ميدوني؟

تو ميتونستي… صبر کن!

صبر کن. صبرکن

ميشه لطفا توضيح بدي چه اتفاقي داره ميافته؟

چيزي که براي تو اتفاق افتاد، واسه منم افتاده

يعني افتاده بود. ولي از دست دادمش. فهمیدی؟

عاليه. پس درمان داره. چه جوري از دستش خلاص شم؟

اول به کمکت نياز دارم

چه کمکي دقيقا؟

پيروزي در جنگ

بيا بريم! بجنب!

ريتا،اين چيه؟

ريتا، اينجا چيکار ميکني؟ قبلش بايد بهم خبر ميدادي

اين کيه؟

اون منه. قبل از وردان

ميخواد کمکمون کنه

چي؟ يعني اون؟

آره

کي مرده؟ کجا؟ توي ساحل. فردا

چندتا انگشت پشت قايم کردم؟

چه جوري بايد بدونم؟

باشه

پس اين اولين باريه که اين مکالمه رو داريم؟

بايد اينو رو امتحان کنيم؟ - اين ديگه چه کوفتيه؟ -

جواب نميده

تا حالا رويا ديده؟

روياي چي؟

خوبه، پس هنوز وقت داريم

آره. وقت؟ ببين، من متاسفم

اين کيه؟ تو کي هستي؟

من دکتر”کارتر”ام. متخصص در فيزيک اتمي. ميکروبيلوژي پيشرفته

اون همچنين تنها کسيه که به اون چيزي .که واست اتفاق افتاده باور داره

هيچ کس زيست”مقلد” ها رو بهتر از اون نميفهمه

توي”وايتهال” بهترين محققه

يعني بودم تا اينکه با ريتا آشنا شدم و الان فقط

يه “مکانيک روان پريشم”

“کارتر”

نشونش بده

بله، درسته

درسته. اول از همه

تو با يه ارتش نميجنگي

بايد به عنوان يه ارگانيسم تکي بهش نگاه کني

نوع معموليشون مثل چنگال هاش عمل ميکنن

اون نوع”آلفا”، مثل اوني که تو کشتي،خيلي نادرن

آره. حدسم اينه که از هر هشت ميليون شيش ونيم تاشون اينجوريه

آره. اونا مثل دشمنان رفتار ميکنن

اونا مثل سيستم عصبي مرکزي اند

اما اين مغز اصليه

اون همشون رو کنترل ميکنه. و اسمش “امگا”ست

و “ امگا” قابليت کنترل زمان داره

هروقت آلفا کشته بشه

مثل يه واکنش طبيعي ميمونه

امگا” دوباره روز رو شروع ميکنه”

اما اين دفعه من ميتونم بياد بيارم که چي قراره اتفاق بيافته،

مثل تو

اون دقيقا ميدونه که قراره چيکار کنيم .قبل از اينکه خودمون بدونيم

و دشمني که آينده رو بدونه، هيچ وقت نميبازه. نميتونه ببازه

اما اگه حرف راست رو ميزني،چه جوري تو “وردان” برديم؟

بهمون اجازه داد که ببريم

ميخواد باور کنيم که ميتونيم ببريم

اون مي خواد با هرچيزي که داريم حمله کنيم

عمليات نابودي آخر بازي ما نيست. آخر بازي دشمنه

چيزي که بايد بفهمي

اين يه ارگانيسم کاملأ تکامل يافته براي فتح دنياست

تا جايي که ما مي دونيم ميليون ها از اون سيارک ها

مثل يه ويروس در کيهان شناورن

اونا فقط منتظر يه دنيا با شرايط مناسب هستن.

تنها چيزي که نياز دارن يه شکل حيات تا بهش حمله کنن و:

ديگه هيچي نمي تونه جلوي “مقلد” ها رو از فتح بقيه دنيا بگيره

مگه اينکه تو نتيجه رو تغيير بدي

من؟

وقتي اون “آلفا” رو کشتي سهوأ وارد سيستم عصبي دشمن شدي

کيج، تو کنترل قدرت “امگا” رو براي ريست کردن روز به دست آوردي

چطوري همچين چيزي ممکنه ؟

شايد تنها نقطه آسيب پذيري اين ارگانيسم، تنها آسيب پذيريشون

بشريت باشه

صرف نظر از اون الان تو اين قدرت رو کنترل مي کني

همانطور که من توي “وردان” بودم

پس من روز رو زا اول شروع مي کنم ؟

باشه

چطوري کنترلش کنم ؟

بايد بميري

هر روز

تا زماني که “امگا” نابود بشه

متن انگلیسی بخش

Yeah!

We made it!

Thank God, we made it!

…before I bust your hole with my boot heel!

Yeah!

We made it!

Thank God, we made it!

I’m sorry. I’m trying to save you.

We’re getting slaughtered.

You need to get us off this beach.

We have to go. This drop ship is about to explode.

We have to go now.

Wait.

Come on!

Come on!

Come on!

This ship is going to explode!

What are you doing?

Find me when you wake up.

What?

Come find me when you wake up.

On your feet, maggot!

Get in line before I bust your hole with my boot heel!

Good news is there’s hope for you, private.

Battle is the great redeemer.

The fiery crucible in which the only true heroes are forged.

The one place where all men truly sh…

Squad, this here is…

Private Cage. And you must be J Squad.

It’s good to meet you.

Isn’t that an officer’s uniform?

Those sure… These sure ain’t officer’s cufflinks.

Keys in the…

…left pocket, probably.

Private Cage is a deserter.

I’m making you all personally responsible for his deliverance.

He will be combat ready by 0600 tomorrow.

Private Cage is under the delusion he does not belong here.

We must dissuade him of this delusion.

If he tries to run, feel free to dissuade him… No. I’m not gonna run.

Not a chance. Till he can’t piss standing up.

Thank you, Sergeant Farell.

What next? A little, PT?

PT! Ten minutes!

Left! Left! Left!

What are you? I’m a warrior!

What do warriors do? Kill!

What are you gonna do? Kill!

What are you gonna do? Kill!

It’s gonna be my 20th battle tomorrow.

You haven’t been in 20 battles, mate. I have too.

You’re gonna dump your load the second we hit the beach.

Why don’t you get yourselves a cup of shut-the-hell-up?

You funny, girl.

I bet I set a record tomorrow.

Fastest time running backwards, Ford, slipping in your own shit.

Knock off the grab-ass!

Grab this, sarge!

Hold up!

Private, drop and give me…

Fifty, Sarge?

That’s right.

Fifty.

Platoon!

Drop and give me 50!

Compliments of Private Cage.

Thank you, Sarge.

And one! One!

And two! Two!

And three! Three!

What the hell were you thinking?

There’s hope for you, private. Hope in the form of glorious combat.

Battle is the great redeemer.

Three! Three!

Four! Four!

Five! Five!

Excuse me. Sergeant Vrataski.

Excuse me.

Sergeant Vrataski?

Excuse me.

Yes? Who said you could talk to me?

Have I got something on my face?

You did. You did.

Tomorrow. At the beach.

Tomorrow. At the beach.

We meet.

You said to find you when I wake up.

You do know what’s happening to me.

Come with me.

Now.

You don’t talk to anyone about this but me.

The best-case scenario is you’re gonna end up in a psych ward.

Worst case, you’ll get dissected for study. Are we clear?

Yes? Yes.

First time you died, what happened?

You killed a mimic? Yes.

Describe it. It was different.

It was bigger. Bluish.

And you got covered in its blood.

As a matter of fact, I did.

They know we’re coming on the beach tomorrow.

It’s a slaughter, isn’t it?

How do you know this?

Could you just…? Wait!

Wait. Wait.

Would you explain to me what the hell is happening.

What happened to you happened to me.

I had it. I lost it. Okay?

That’s great. There’s a cure. How do I get rid of this?

First, I need your help.

Help with what exactly?

Winning the war.

Let’s go! Come on!

Rita, what is this?

What are you doing here? You gotta give me some warning.

Who’s this? He’s me. Before Verdun.

He’s gonna help us.

What? You mean he’s…?

Yes.

When did he die? Where?

On the beach. Tomorrow.

How many fingers am I holding up behind my back?

How should I know that?

Okay.

So this is the first time we’ve had this conversation.

You should try this on him. What is that?

It doesn’t work.

Has he had any visions yet?

Visions of what?

There’s still time.

Yes. Time? Look, I’m sorry.

Who is this? Who are you?

I’m Dr. Carter. Particle physics. Advanced microbiology.

He’s also the only other person who’ll believe what’s happening to you.

No one understands mimic biology better than him.

He’s a top analyst at Whitehall.

Well, I mean, I was until I met Rita and now I’m just…

…a “mechanic with psychiatric delusions”

Carter.

Show him.

Yeah, right.

Right. Well, first of all…

…you’re not fighting an army.

You have to think of this as a single organism.

Now, these common drones, they act like its claws.

And Alphas, like the one that you killed, are much more rare.

Yeah. They’re like one in 6.18 million, by my guess. Yes.

They act as the enemy’s…

They’re like its central nervous system.

But this is the brain.

It controls them all. And this is the Omega.

And the Omega has the ability to control time.

Whenever an Alpha is killed…

…an automatic response is triggered.

The Omega starts the day over again.

But you see, this time, it can remember what’s going to happen…

…just like you do.

It knows exactly what we’re gonna do before we’re gonna do it.

And an enemy that knows the future can’t lose. It can’t lose.

But if that’s true, how did you win at Verdun?

We were allowed to win.

This thing wants us to believe we can win.

It wants us to throw everything we have into the invasion.

Operation Downfall isn’t our endgame…

…it’s the enemy’s.

The thing you’ve got to understand

is this is a perfectly evolved world-conquering organism.

For all we know, there are millions of those asteroids…

…floating around in the cosmos like a virus.

They’re just waiting to crash-land into a world with just the right conditions.

All they need is for the dominant life form to attack and:

There’ll be nothing to stop the mimics from conquering the rest of the world.

Unless you change the outcome.

Me?

When you killed that Alpha, you inadvertently entered the enemy’s nervous system.

Cage, you’ve seized control of the Omega’s ability to reset the day.

How’s that even possible? Perhaps this organism’s only vulnerability, its only vulnerability…

…is humanity.

Regardless of that, you control the power now.

Just as I did in Verdun.

So I’m resetting the day?

Okay.

How do I control it?

You have to die.

Every day.

Until the Omega’s destroyed.

مشارکت کنندگان در این صفحه

تا کنون فردی در بازسازی این صفحه مشارکت نداشته است.

🖊 شما نیز می‌توانید برای مشارکت در ترجمه‌ی این صفحه یا اصلاح متن انگلیسی، به این لینک مراجعه بفرمایید.